توافق ایران و آمریکا، نزدیک یا دورتر از همیشه؟

کارشناس روابط بین‌الملل، با اشاره به تداوم بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا گفت: در چارچوب نظریه نوواقع‌گرایی، حتی در صورت دستیابی به توافق هسته‌ای نیز نمی‌توان از شکل‌گیری یک امنیت پایدار سخن گفت، چرا که رقابت قدرت، خلأ امنیتی و معمای امنیت همچنان بر روابط دو طرف سایه انداخته است.

افسانه خسروی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به مفهوم «معمای امنیت» در نظریه نوواقع‌گرایی اظهار کرد: در فضای آنارشیک نظام بین‌الملل، دولت‌ها هیچ‌گاه نمی‌توانند نسبت به نیات یکدیگر اطمینان کامل داشته باشند و همین مسئله، ریشه بسیاری از رقابت‌ها، تنش‌ها و جنگ‌ها در جهان است. بر همین اساس، هر کشوری تلاش می‌کند با افزایش قدرت نظامی، سیاسی و ژئوپلیتیکی خود، بقا و امنیتش را تضمین کند، اما همین روند به صورت متقابل موجب افزایش نگرانی و بی‌اعتمادی سایر بازیگران می‌شود.

وی افزود: جان مرشایمر به عنوان یکی از نظریه‌پردازان برجسته نوواقع‌گرایی تهاجمی معتقد است سه عامل اصلی سبب هراس دولت‌ها از یکدیگر می‌شود؛ نخست فقدان قدرت مرکزی در نظام بین‌الملل، دوم برخورداری دولت‌ها از توان و ظرفیت تهاجمی و سوم ناتوانی کشورها در شناخت قطعی از نیت و اهداف سایر بازیگران. در چنین شرایطی، دولت‌ها ناچارند همواره برای افزایش قدرت و جلوگیری از آسیب‌پذیری تلاش کنند.

این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: از منظر رئالیست‌ها، جنگ و صلح همواره تابعی از قدرت است و دولت‌ها در محیطی رقابتی به دنبال گسترش نفوذ خود هستند. در نتیجه، امنیت به مفهومی پیچیده، نسبی و وابسته به برداشت‌ها و ادراکات ذهنی تبدیل می‌شود؛ به گونه‌ای که ممکن است اقدامی از سوی یک کشور برای افزایش امنیت داخلی، از نگاه کشور مقابل تهدید تلقی شود و به تشدید ناامنی بینجامد.

خسروی با اشاره به تحولات تاریخی در حوزه امنیت بین‌الملل گفت: وقوع جنگ‌های جهانی، استفاده آمریکا از بمب اتم در هیروشیما، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، حملات تروریستی یازده سپتامبر و همچنین تجاوزهای نظامی در منطقه غرب آسیا، همگی نمونه‌هایی از تهدیدات امنیتی در نظام بین‌الملل محسوب می‌شوند. با این حال، امنیت تنها یک مفهوم مادی نیست، بلکه مؤلفه‌های ذهنی، روانی و ارزشی نیز در شکل‌گیری آن نقش مهمی دارند.

وی ادامه داد: نظریه‌های مختلف روابط بین‌الملل تلاش کرده‌اند ریشه‌های ناامنی را شناسایی و راهکارهایی برای کاهش تنش ارائه کنند، اما در نهایت، ساختار قدرت در جهان همچنان تعیین‌کننده رفتار دولت‌هاست. ایران نیز در چارچوب نظریه نوواقع‌گرایی، با معمای امنیت در منطقه خاورمیانه مواجه است؛ زیرا همانند سایر قدرت‌های منطقه‌ای در پی افزایش قدرت و حفظ موقعیت ژئوپلیتیکی خود است.

این پژوهشگر حوزه روابط بین‌الملل خاطرنشان کرد: یکی از مهم‌ترین چالش‌های ایران، تقابل با قدرت هژمونیک نظام بین‌الملل یعنی ایالات متحده آمریکاست. استفان والت در نظریه «تک‌قطبی ـ چندقطبی» توضیح می‌دهد که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا به قدرت برتر جهانی تبدیل شد و همین مسئله موجب شکل‌گیری رقابت سخت میان واشنگتن و قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران، روسیه، چین و برزیل شد.

وی افزود: در چنین ساختاری، رقابت ایران و آمریکا تنها یک اختلاف سیاسی یا هسته‌ای نیست، بلکه بخشی از رقابت گسترده‌تر بر سر موازنه قدرت در نظام بین‌الملل به شمار می‌رود. به همین دلیل نیز مذاکرات هسته‌ای همواره با بی‌اعتمادی، بدبینی و چالش‌های متعدد همراه بوده است.

خسروی با بیان اینکه توافق هسته‌ای در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری شکننده به نظر می‌رسد، اظهار کرد: مذاکره زمانی می‌تواند به توافقی پایدار منجر شود که دو طرف نسبت به نیت‌های یکدیگر اطمینان نسبی داشته باشند، در حالی که در چارچوب نوواقع‌گرایی، اصل بر بی‌اعتمادی است. همین مسئله سبب شده مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا فرسایشی، پیچیده و مملو از تردید باشد.

وی ادامه داد: ایران به دلیل نداشتن متحدان کاملاً قابل اتکا، چه در سطح منطقه‌ای و چه در سطح بین‌المللی، تا حدی با خلأ امنیتی مواجه شده است. این وضعیت موجب شکل‌گیری «مارپیچ امنیت» می‌شود؛ یعنی هر اقدام ایران برای افزایش بازدارندگی، از سوی آمریکا و متحدانش تهدید تلقی شده و واکنش متقابل ایجاد می‌کند. در نتیجه، سطح تنش افزایش می‌یابد و دستیابی به توافقی پایدار دشوارتر می‌شود.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: بر اساس مبانی نوواقع‌گرایی، چهار فرض اصلی رفتار دولت‌ها را شکل می‌دهد؛ نخست وجود آنارشی در نظام بین‌الملل، دوم اطمینان نداشتن کشورها از اهداف یکدیگر، سوم تلاش برای حفظ بقا و چهارم برخورداری از توان تهاجمی. این چهار مؤلفه، رفتار رقابتی ایران و آمریکا را در مسیر مذاکرات هسته‌ای توضیح می‌دهد.

خسروی خاطرنشان کرد: در چنین فضایی، حتی اگر توافقی نیز حاصل شود، احتمال شکنندگی و ناپایداری آن بالاست؛ زیرا هر دو طرف همواره در پی آن خواهند بود که فرصت‌هایی برای افزایش قدرت و کاهش آسیب‌پذیری خود پیدا کنند. به همین دلیل، توافق هسته‌ای را نمی‌توان پایان رقابت ایران و آمریکا دانست، بلکه تنها مرحله‌ای از مدیریت بحران در چارچوب موازنه قدرت است.

وی در پایان تأکید کرد: ایران برای ترسیم افق روشن امنیتی، ناگزیر است علاوه بر بهره‌گیری از دیپلماسی، بر موازنه قوا، افزایش ظرفیت‌های داخلی، توسعه قدرت منطقه‌ای و کاهش وابستگی امنیتی تمرکز کند؛ زیرا در نظام بین‌الملل کنونی، امنیت پایدار تنها از مسیر قدرت و بازدارندگی قابل تحقق است.

کد خبر 974814

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.