محمدحسن دهقانی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره انتشار اخبار مفاد توافقنامه احتمالی ایران و آمریکا اظهار کرد: پیش از اینکه بخواهیم به موضوع رسانهها بپردازیم، باید دلایل اینکه چرا رسانهها و ایالات متحده اینقدر اصرار دارند به یک توافق برسند را بررسی کنیم و بعد بهصورتی که اکنون از مذاکرات و آخرین وضعیت آن وجود دارد بپردازیم، البته در حد اخباری که در فضای بیرونی مطرح شده و میتوان به آنها استناد کرد.
وی افزود: یکی از مهمترین مسائلی که درحال حاضر وجود دارد این است که چرا آمریکا اینقدر اصرار به مذاکره دارد و چرا بهویژه ترامپ تلاش میکند از این مسئله برای خودش یک دستاورد بسازد. مهمترین دلایلی که میتوان برای این موضوع برشمرد، این است که ایالات متحده در جنگ و حتی در مدیریت پایان جنگ، طی این حدود هشتاد و چند روز و نزدیک به سه ماه، نتوانسته هیچ دستاورد مشخصی برای خود ایجاد کند؛ این مسئله هم در رسانهها و هم در فضای سیاسی آمریکا بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
اختلاف جدی در آمریکا بر سر ادامه جنگ
کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: اختلافات داخلی در ایالات متحده بهشدت رو به افزایش است. استعفاهای سریالی که در ساختار امنیتی و نظامی آمریکا رخ داده، از جمله آخرین مورد که مربوط به مدیر اطلاعات ملی آمریکا بود، نشان میدهد اختلاف جدی بر سر ادامه جنگ، رسیدن به توافق یا پایان جنگ در داخل حاکمیت آمریکا وجود دارد و این مسئله فشار سنگینی بر ترامپ وارد کرده تا دوباره پای میز مذاکره بنشیند.
دهقانی ادامه داد: از سوی دیگر، بحران بیسابقهای در حوزه امنیت غذایی جهان به واسطه تجاوز ایالات متحده به ایران و ناامن شدن تنگه به وجود آمده که آمریکا و متحدانش را بهشدت تحت فشار قرار داده است، همچنین بحران سوخت و افزایش قیمت آن در معادلات اقتصادی جهانی، فشار مضاعفی بر ایالات متحده وارد کرده است.

این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: اختلافات اساسی آمریکا با متحدان سنتی خود، بهویژه اروپا و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از دیگر عواملی است که واشنگتن را وادار میکند دوباره به سمت مذاکره حرکت کند. علاوهبر این، نداشتن هدف و برنامه مشخص برای ادامه جنگ، که در جلسات راهبردی و نشستهای داخلی آمریکا بارها مورد بحث قرار گرفته، فشار دیگری از سوی نمایندگان و جریانهای سیاسی بر ترامپ وارد کرده است.
دهقانی گفت: عقبنشینیهای پیدرپی ترامپ در اجرای وعدههای عملیاتیاش، از جمله پروژه آزادی کشتیرانی، اسکورت کشتیها و باز کردن تنگه هرمز از طریق اقدام نظامی، یکی دیگر از دلایلی است که تیم آمریکایی را ناچار کرده بار دیگر به سمت میز مذاکره بازگردد.
شکست و تحقیر ترامپ در سفر به چین او را به میز مذاکره برگرداند
وی بیان کرد: به نظر من یکی از مهمترین مسائل فعلی، شکستها و تحقیرهای ترامپ در سفرهای اخیرش، بهویژه در سفر به چین است؛ سفری که نتوانست در آن هیچ دستاورد مشخصی به دست آورد. در مقابل، مشاهده کردیم که پوتین تنها چند روز بعد به چین سفر کرد و چین و روسیه بهطور رسمی از شکلگیری یک نظم و ائتلاف جدید بینالمللی سخن گفتند؛ مسئلهای که ایالات متحده را در موقعیت دشواری در فضای بینالمللی قرار داده و فشار زیادی به آن وارد کرده است.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: اینها دلایل کمی نیست و مجموعهای از عوامل موجب شده آمریکا باوجود میل باطنیاش، همچنان پای میز مذاکره باقی بماند و نتواند وارد فضای دیگری شود.
دهقانی افزود: در کنار این مسائل، یک بیاعتمادی جدی نسبت به قولها، وعدهها و حتی توافقهای احتمالی میان ایران و آمریکا شکل گرفته است. ما تجربه بسیار تلخی از خیانت به دیپلماسی و میز مذاکره در دورههای گذشته داریم و همین مسئله سطح بیاعتمادی میان دو طرف را بهشدت افزایش داده است.
وی خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران در دوره پس از آتشبس، راهبرد «دیپلماسی فعال همزمان با حفظ اقتدار میدانی» را دنبال میکند و طبیعی است که با توجه به تجربیات گذشته، نسبت به هرگونه توافق احتمالی با حساسیت و احتیاط کامل عمل کند.
این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران همزمان با مسیر دیپلماسی، تقویت توان دفاعی خود را نیز ادامه داده و با همین رویکرد وارد فضای مذاکراتی شده است. اکنون اگر بخواهیم آخرین وضعیت مذاکرات را بررسی کنیم، آنچه از فضای رسانهای و اخبار بیرونی برمیآید این است که تلاش میانجیها برای نزدیک کردن متون و مواضع دو طرف بهشدت ادامه دارد. سفرهایی که در یکی دو روز گذشته از سوی پاکستان و قطر انجام شد، مؤید همین موضوع است و نشان میدهد میانجیها فشار زیادی وارد میکنند تا این روند به یک نتیجه مشخص برسد.
وی افزود: بخشی از این فشارها در تماسها و مذاکرات پشت پردهای انجام میشود که همه ابعاد آن در رسانهها نمایان نمیشود. هیئتی که از قطر به تهران آمد نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است و یکی دیگر از اتفاقات مهم در روند مذاکرات به شمار میرود. قطر تلاش کرده نقش فعالی در معادلات جدید مذاکراتی ایفا کند و به نظر میرسد در برخی بخشها نیز موفق بوده است. حضور قطر بیشتر در حوزه تسهیلگری و بررسی جزئیات بندهای احتمالی توافقات بوده است.
ایران بههیچعنوان از اصول خود کوتاه نیامده است
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: اینکه مدام گفته میشود هیئتهایی غیر از این دو کشور به تهران آمدهاند، بههیچعنوان صحت ندارد و دروغی بیش نیست. در فضای مذاکراتی، نکته مهم برخورد مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران با اصول و خطوط قرمز خود در متنهای پیشنهادی بوده است. ایران بههیچعنوان از اصول خود کوتاه نیامده و علت اصلی رفت و برگشتهای مکرر در مذاکرات نیز همین مسئله است.
دهقانی ادامه داد: اینکه گفته میشود حضور فرمانده ارتش پاکستان، آقای عاصم منیر، به معنای نهایی شدن توافق بوده، صحت ندارد. در واقع او تلاش کرده روند تفاهمات را جدیتر پیگیری کند، اما هنوز هیچ توافق نهایی شکل نگرفته است. آنچه اکنون مشخص است این است که گفتوگوها درباره موضوعات اختلافی همچنان ادامه دارد و با فضاسازی رسانههای آمریکایی، صهیونیستی و حتی بعضی رسانههای منطقهای، هنوز هیچ توافق نهایی حاصل نشده است.
وی خاطرنشان کرد: تمرکز فعلی مذاکرات بیشتر بر مسئله پایان جنگ است و ایدهای که اکنون در گفتوگوها مطرح میشود، پایان رسمی جنگ را هدف قرار داده است. تا زمانی که این موضوع نهایی نشود، حداقل جمهوری اسلامی ایران وارد هیچ مسئله دیگری نخواهد شد. برخلاف برخی ادعاها، موضوع هستهای و بحث اورانیومهای غنیشده از سوی جمهوری اسلامی با حساسیت جدی روبهرو شده و یکی از دلایلی که تصور میشود مذاکرات مقداری به جلو حرکت کرده، این است که موضوع هستهای و اورانیومهای غنیشده تاکنون از دستور کار خارج و به مرحلهای بعد از این مذاکرات موکول شده است؛ به همین دلیل یکی از اصلیترین محورهای اختلافی در حال حاضر کنار گذاشته شده و طرفها درباره موضوعات دیگر گفتوگو میکنند.
دهقانی گفت: متونی که رسانههای غربی به جزئیات آن اشاره میکنند نیز دقیق نیست. بخش زیادی از مطالبی که در الجزیره، آکسیوس یا دیگر رسانهها منتشر شده را بررسی کردم؛ هیچکدام دقیق نبوده و هر رسانه تنها از زاویه سیاستهای حاکم بر خود به مذاکرات نگاه کرده و تلاش کرده روایت مطلوب خودش را ارائه دهد.
وی بیان کرد: سخنگوی تیم مذاکرهکننده و وزارت امور خارجه نیز اعلام کردهاند که نسبت به گذشته پیشرفتهایی در روند مذاکرات حاصل شده، اما تا زمانی که درباره همه موضوعات اختلافی جمعبندی نهایی صورت نگیرد، توافقی شکل نخواهد گرفت. آنچه اکنون مطرح شده، این است که یک یادداشت تفاهم اولیه تنظیم شود تا پایان رسمی جنگ در آن اعلام شده و سپس یک دوره ۳۰ روزه در نظر گرفته شود تا مذاکرات اصلی و تضمینها و پیششرطهای لازم برای ادامه مسیر نهایی شود.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: همه این مسائل در حالی دنبال میشود که جمهوری اسلامی ایران با بیاعتمادی کامل نسبت به ایالات متحده، بهدلیل سابقه چندباره خیانت آمریکا به میز مذاکره، این مسیر را ادامه میدهد. در حقیقت جمهوری اسلامی همان مسیری را که در میدان جنگ دنبال میکرد، اکنون با همان اصول و اقتدار در حوزه دیپلماسی نیز ادامه میدهد و دیپلماسی را بهعنوان یکی از ابزارهای خود فعال کرده است.
نظر شما