از جهش هزینه حمل‌ونقل تا فشار تورمی انرژی

دانشیار دانشگاه محقق اردبیلی با تحلیل پیامدهای بحران اخیر در خلیج فارس، آن را یک شوک چندلایه به اقتصاد جهانی دانست و گفت: طولانی شدن مسیر انرژی، تجارت و زنجیره‌های تأمین، هزینه‌های حمل‌ونقل و قیمت نفت را افزایش داده و فشار تورمی گسترده‌ای بر اقتصادهای واردکننده انرژی آورده است.

زهرا فتوره‌چی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: جنگ اخیر ایران را باید به‌عنوان یک شوک خارجی چندلایه در اقتصاد جهانی تحلیل کرد که به‌صورت هم‌زمان سه کانال اصلی شامل انرژی، تجارت و اعتماد را تحت تأثیر قرار داده است، زمانی که این سه کانال به‌طور هم‌زمان دچار اختلال می‌شوند، اثرات اقتصادی حاصل به‌مراتب فراتر از جمع ساده خسارت‌های مستقیم خواهد بود و برآوردهایی همچون ۲۵ میلیارد دلار زیان ثبت‌شده، تنها بخشی از هزینه‌های واقعی قابل ردیابی در حساب‌های رسمی است.

وی افزود: زنجیره‌های تأمین جهانی وابستگی بسیار عمیقی به مسیرهای دریایی خلیج فارس و تنگه هرمز دارند و این وابستگی در تحلیل‌های روزمره کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت از این مسیر عبور می‌کند و همین موضوع موجب شده هرگونه اختلال در این گلوگاه راهبردی، آثار گسترده‌ای بر اقتصاد کشورهای آسیایی به‌ویژه ژاپن، کره جنوبی و هند داشته باشد؛ کشورهایی که بخش مهمی از نیاز انرژی خود را از این مسیر تأمین می‌کنند.

این دانشیار دانشگاه با اشاره به پیامدهای حمل‌ونقلی بحران گفت: شرکت‌های بزرگ کشتی‌رانی بین‌المللی از جمله مرسک و CMA CGM برای کاهش ریسک مجبور به تغییر مسیرهای حمل‌ونقل از تنگه هرمز به مسیر دماغه امید نیک شده‌اند. این تغییر مسیر موجب افزایش قابل توجه هزینه‌های حمل‌ونقل، در حدود ۴۰ درصد و افزایش زمان تحویل کالاها به میزان ۱۰ تا ۱۴ روز شده است، در بخش انرژی نیز در اوج بحران، قیمت نفت برنت تا سطح بالای ۹۵ دلار در هر بشکه افزایش پیدا کرد که فشار مستقیمی بر هزینه تولید در صنایع انرژی‌بر در سطح جهانی وارد کرد.

فتوره‌چی تصریح کرد: در مقایسه با بحران‌های مشابه، اقتصادهای واردکننده انرژی همچون هند، ژاپن و آلمان بیشترین آسیب‌پذیری را دارند، در حالی که اقتصادهای صادرکننده انرژی از افزایش قیمت‌ها منتفع می‌شوند. با این حال حتی کشورهایی همچون عربستان سعودی و امارات نیز از تبعات غیرمستقیم این بحران، از جمله اختلال در مسیرهای تجاری و کاهش تمایل سرمایه‌گذاری خارجی، مصون نمانده‌اند. در مقابل کشورهایی نظیر روسیه از این بی‌ثباتی برای تقویت موقعیت خود در بازار انرژی استفاده کرده‌اند.

وی در ادامه با اشاره به واکنش نهادهای بین‌المللی اظهار کرد: صندوق بین‌المللی پول پس از آغاز این تنش‌ها، پیش‌بینی رشد اقتصادی جهانی برای سال ۲۰۲۶ را کاهش داده است، کشورهای اروپایی با یک دوگانگی سیاستی روبه‌رو هستند؛ از یک سو ناچار به حمایت از متحدان خود هستند و از سوی دیگر افزایش قیمت انرژی و اختلال در تجارت، فشار سنگینی بر صنایع داخلی آن‌ها وارد کرده است. همین موضوع موجب شده دولت‌های اروپایی به سمت طراحی بسته‌های حمایتی برای صنایع آسیب‌دیده حرکت کنند.

این کارشناس اقتصادی افزود: چین در این بحران نقش دوگانه‌ای ایفا می‌کند؛ از یک سو بزرگ‌ترین واردکننده نفت از برخی کشورها از جمله ایران است و از سوی دیگر، به‌عنوان یک قدرت تجاری جهانی، از اختلال در مسیرهای دریایی متضرر می‌شود، روسیه نیز از افزایش قیمت انرژی برای تقویت درآمدهای نفتی خود بهره‌برداری کرده است، در حالی که اقتصادهای اروپایی و ایالات متحده با فشار تورمی ناشی از افزایش هزینه انرژی روبه‌رو هستند که این موضوع سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی را پیچیده‌تر می‌کند.

فتوره‌چی با اشاره به داده‌های شرکت‌های بین‌المللی گفت: از میان ۲۷۹ شرکت بزرگ جهانی که این بحران را در گزارش‌های مالی خود منعکس کرده‌اند، شرکت‌هایی همچون بوئینگ، زیمنس و توتال‌انرژیز به افزایش هزینه‌های لجستیکی و تأخیر در زنجیره تأمین اشاره کرده‌اند، همچنین بعضی شرکت‌های هواپیمایی آسیایی از افزایش تا ۳۰ درصدی هزینه سوخت خبر داده‌اند و تعدادی از شرکت‌های اروپایی نیز سیاست تقسیم سود خود را به حالت تعلیق درآورده‌اند.

وی در بخش دیگری از اظهارات خود تأکید کرد: تنگه هرمز یک گلوگاه راهبردی در اقتصاد جهانی است که هیچ مسیر جایگزین کامل و کارآمدی برای آن وجود ندارد و مسیرهای موجود تنها بخشی از ظرفیت آن را پوشش می‌دهند. به همین دلیل، ریسک ژئوپلیتیکی این منطقه به‌طور مستقیم در قیمت بیمه کشتی‌ها، نرخ اجاره نفت‌کش‌ها و قراردادهای آتی نفت منعکس می‌شود و این موضوع سطح آسیب‌پذیری اقتصاد جهانی را بالا نگه می‌دارد.

این دانشیار دانشگاه خاطرنشان کرد: بیشترین آثار این بحران در صنایعی همچون حمل‌ونقل دریایی، پتروشیمی، خودروسازی و الکترونیک مشاهده شده است؛ صنایعی که هم به انرژی ارزان وابسته‌اند و هم به زنجیره‌های تأمین بین‌المللی، در میان کشورها، هند و ژاپن در موقعیت آسیب‌پذیرتری قرار دارند، در حالی که تولیدکنندگان نفت در آمریکای شمالی از افزایش قیمت‌ها منتفع شده‌اند، این بحران نشان می‌دهد که وابستگی بیش از حد به گلوگاه‌های جغرافیایی و منابع متمرکز انرژی، ریسک سیستمیک در اقتصاد جهانی ایجاد می‌کند و مدیریت آن نیازمند تنوع‌بخشی به مسیرهای انرژی و تقویت همکاری‌های چندجانبه بین‌المللی است.

کد خبر 974152

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.