به گزارش خبرگزاری ایمنا از فارس، طلوع صبح در میمند، شبیه گشودن درهای یک باغ افسانهای است؛ جایی که گل محمدی با لطافت بیهمتایش، هوا را از عطر ناب و شیرین خود آکنده و زمین را به فرشی از رنگهای صورتی و سرخ تبدیل میکند.
در نخستین ساعتهای روز، هنگامی که مه نازک صبحگاهی هنوز بر دامنهها نشسته است، زنان میمند با لباسهای محلی رنگارنگ و دامنهای چیندار، روسریهای گلدوزیشده و جلیقههای سنتی راهی گلزارها میشوند. سبدهای حصیری در دست، با آرامش و مهارتی نسلبهنسل آموختهشده، گلها را میچینند؛ گلهایی که هرکدام بوی بهار، تاریخ و فرهنگ این سرزمین را در خود دارد.
قدمزدن در میان گلستانهای میمند، تجربهای است که حسها را بیدار میکند؛ صدای خشخش قدمها روی خاک نمخورده، نسیمی که عطر گل را در فضا میپراکند و نور طلایی خورشید که آرامآرام بر گلبرگها مینشیند؛ اینجا صبح نهتنها آغاز روز، بلکه آیین زندگی است.
گلابگیرها در کارگاههای سنتی، دیگها را روشن میکنند و بخار خوشعطر گل محمدی از لولههای مسی بالا میرود؛ بوی گلاب تازه با عطر گلهای تازهچیدهشده درهم میآمیزد و فضایی میسازد که تنها در میمند میتوان نظیر آن را پیدا کرد.
استان فارس بهعنوان یکی از قطبهای اصلی کشاورزی کشور، با سهم ۱۱.۲ درصدی در تأمین غذای ایران، جایگاه دوم تولید محصولات کشاورزی را به خود اختصاص داده است.
عطر دلانگیز گل محمدی شهر میمند در استان فارس که شهرتی چندصدساله دارد، فضای منطقه را سرشار از طراوت میکند و مناظر گلستانهای گل محمدی و نسترن با رنگهای صورتی، سفید و زرد، چشماندازی کمنظیر پدید میآورد که پیش از طلوع آفتاب، زیبایی باغها را به اوج خود میرساند.
پرورش گل محمدی در میمند سابقهای بیش از هزار سال دارد و گلابگیری بخشی از فرهنگ و معیشت مردم این منطقه است، علاوهبر گلاب بیش از ۸۰ نوع عرقیات گیاهی نیز در کارگاههای سنتی و صنعتی این بخش تولید میشود.

استان فارس دارای ۸۵۰۰ هکتار دشت گل محمدی است و شهرستانهای فیروزآباد، میمند، اقلید، نیریز، بوانات، استهبان، شیراز و خرمبید از مهمترین مناطق کشت این محصول به شمار میروند. بیش از ۷۵ درصد باغهای گل محمدی فارس در محدوده میمند قرار دارد و این شهر را به یکی از کانونهای اصلی تولید و فراوری گل محمدی کشور تبدیل کرده است.
میمند، نخستین تولیدکننده بزرگ گلاب در ایران است و سالانه بیش از ۱۰ هزار تن گلاب در کارگاههای سنتی و صنعتی آن تولید میشود. گلابهای «زیرعطر» و «دوآتشه» از محصولات مرغوب این منطقه هستند و بخش قابل توجهی از آنها به خارج از کشور صادر میشود.
برداشت گل محمدی از ۱۹۶۰ هکتار گلستانهای شهرستان انجام و پیشبینی میشود بیش از ۸۸۰۰ تن گل برداشت شود. عملکرد این محصول که بهطور معمول بین سه تا ۳.۵ تن در هر هکتار است، سال جاری و بهدلیل بارندگیهای مناسب به ۴.۵ تن در هکتار رسیده است.
در پسِ ظاهر پررونق صنعت گلابگیری و عرقیات گیاهی در میمند، مجموعهای از مسائل قدیمی و ساختاری وجود دارد که مسیر تولیدکنندگان را دشوار کرده است؛ از جمله مشکل موقوفه بودن زمینها، کمبود زیرساختهای گردشگری و محدودیتهای صادراتی.
محمد رئیسی، از فعالان باسابقه حوزه گلاب در گفتوگو با خبرنگار ایمنا به ویژگیهای خاص منطقه، ظرفیتهای تولیدی و چالشهای پیشرو اشاره میکند و از برنامههایی برای توسعه این صنعت سخن میگوید.

به گفته وی، میمند بهدلیل پیشینه طولانی در کشت گیاهان دارویی و تنوع کمنظیر آنها، جایگاهی ویژه در کشور دارد و بیش از صد نوع عرق گیاهی در این منطقه تولید و مواد اولیه بسیاری از گیاهان دارویی از اینجا به نقاط مختلف ایران ارسال میشود؛ با وجود ۱۷۰۰ هکتار سطح زیر کشت گل محمدی، این منطقه یکی از قطبهای اصلی تولید این محصول در کشور محسوب میشود.
این کارآفرین حوزه گلابگیری به ۲۵۰ هکتار سطح زیر کشت گل نسترن اشاره میکند؛ محصولی که در چنین وسعتی در هیچ نقطه دیگری از ایران کشت نمیشود. عرقیات بیدمشک، نعناع، کیالک و آویشن شیرازی نیز از تولیدات شاخص میمند است که به سراسر کشور ارسال میشود.
رئیسی عنوان میکند: اتحادیه گلابگیری میمند حدود ۱۷ سال پیش شکل گرفت؛ زمانی که نام میمند حتی در سطح استان نیز چندان شناختهشده نبود، اما با تلاش تولیدکنندگان و همراهی رسانهها، امروز این شهر به یکی از مراکز مهم تولید عرقیات گیاهی تبدیل شده است؛ در گذشته تنها چند کارگاه صنعتی فعال بود، اما اکنون بیش از ۲۸ کارگاه صنعتی و ۱۳۰ کارگاه سنتی و خانگی در این حوزه فعالیت میکنند.
وی تأکید میکند: اگرچه شهرهایی همچون کاشان و لالهزار در تولید گلاب پیشتاز هستند، اما در حوزه عرقیات گیاهی، میمند جایگاه نخست کشور را دارد.
زیرساختهای گردشگری؛ پیشرفتها و نیازها
این کارآفرین حوزه گلابگیری میگوید: در سالهای گذشته کمبود امکانات رفاهی مشکلاتی برای گردشگران ایجاد میکرد، اما امروز با فعالیت شش اقامتگاه بومگردی و تجهیز باغها و کارگاهها، شرایط بسیار بهتر شده است با این حال فصلی بودن گردشگری که به ماههای فروردین، اردیبهشت و خرداد محدود میشود چالشی جدی است.

رئیسی ابراز امیدواری میکند: با بهبود شرایط بینالمللی و ورود گردشگران خارجی، رونق گردشگری در میمند پایدارتر شود.
به گفته این فعال حوزه گلابگیری، نبود نقدینگی و دشواری دریافت تسهیلات بانکی، خرید گل محمدی و تأمین هزینههای تولید را دشوارتر کرده است.
وی میگوید: صادرات اسانسهای گیاهی همچون ترخون، نعناع، آویشن و زیره که پیشتر به اروپا و کشورهای خلیجفارس انجام میشد، چندین سال است متوقف شده و محصولات روی دست تولیدکنندگان مانده است در حالی که میمند بیش از ۲۵ نوع اسانس گیاهی تولید میکند که بیشتر در صنایع دارویی کاربرد دارد.
مسئله موقوفه؛ گرهای که هنوز باز نشده است
رئیسی یکی از مشکلات اصلی را موقوفه بودن زمینهای منطقه میداند؛ موضوعی که دریافت مجوزهای بهرهبرداری را دشوار کرده است «مردم میمند معتقدند تنها چند قنات قدیمی وقف بوده و سایر زمینها متعلق به مردم است، اما روند اداری فعلی نیازمند سند یا اجارهنامه از تولیت شاهچراغ است و این مسئله سالهاست حل نشده باقی مانده است. افزایش هزینههای کارگری، کود و سم در حالی رخ داده که قیمت گل محمدی رشد متناسبی نداشته است.»
وی میگوید: نیمی از درآمد حاصل از برداشت گل صرف پرداخت دستمزد کارگران میشود که سود کشاورزان را بهشدت کاهش داده است؛ در گذشته حدود ۶۰ درصد گلاب تولیدی میمند به کشورهای اروپایی و حوزه خلیج فارس صادر میشد، اما کاهش صادرات موجب انباشت محصول و زیان تولیدکنندگان شده است.
این فعال صنعت گلوگلاب خاطرنشان میکند: میمند تنها به گل محمدی و نسترن محدود نمیشود؛ این منطقه در تولید انجیر، انگور و عسل نیز شهرت دارد. عسل میمند از محصولات ممتاز منطقه است و با وجود خشکسالی و مشکلات اقتصادی، کشاورزان همچنان به تولید ادامه دادهاند و حتی در بعضی محصولات رشد داشتهاند، میمند همچنین یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اسانس ترخون در کشور است.
رئیسی از مسئولان میخواهد با ارائه تسهیلات بانکی مناسب و رفع موانع صادراتی، از تولیدکنندگان حمایت کنند، وی امیدوار است با توجه به ظرفیتهای گسترده میمند، این منطقه بتواند جایگاه واقعی خود را در صنعت گلابگیری و تولید عرقیات گیاهی به دست آورد.
پایتخت گل و گلاب در انتظارِ ثبت جهانی
علی پورمیرزا، از فعالان فرهنگی شهر میمند استان فارس نیز با ابراز نگرانی از بیمهری نسبت به ظرفیتهای تمدنی شهر میمند، نسبت به یک فاجعه فرهنگی هشدار میدهد «ثبت جهانی گل محمدی به نام کشورهای دیگر و حذف نام ایران از تاریخ این صنعتِ کهن.»
وی معتقد است: میمند که قدمتی بیش از دو و نیم هزاره در تولید عطر و گلاب دارد، این روزها در سکوتی معنادار به سر میبرد در حالی که رقبای منطقهای ما با ابزارهای تبلیغاتیِ گسترده، برای مصادره این میراث به نفع خود خیز برداشتهاند.

این فعال فرهنگی برای اثبات خاستگاه ایرانیِ این محصول، به سه نشانه غیرقابلانکار استناد میکند « تنها اقلیم میمند است که بستر رویشِ همزمانِ دو گیاه «نسترن» و «رز گالیکا» (اجداد گل محمدی) را بهصورت طبیعی فراهم کرده است. پیوند ناگسستنیِ صنعتِ «شیشهگریِ ساسانی» در میمند با نیازِ تولید گلاب، شاهدی بر عمقِ تاریخیِ این صنعت است؛ همنامیِ «کوه سوری» با نامِ باستانیِ این گل (گل سوری)، پیوندی عمیق میان جغرافیای منطقه و فرهنگِ کهنِ ایران زمین است.»
پورمیرزا با استناد به متون کلاسیک، جایگاه میمند را فراتر از یک منطقه محلی میداند؛ از گزارشهای ابوزید بلخی در «صورالاقالیم» درباره صادرات گلاب میمند به مصر و حجاز تا توصیفات شگفتانگیز ابنبطوطه و اشارات سعدی شیرازی یاد میکند و میگوید: همگی گواه آن است که «گل پر» یا همان گل محمدی، امضای تجاری و فرهنگیِ میمند فارس بوده است.
وی تصریح میکند: در حال حاضر میمند با ۳۵۰۰ هکتار گلستان، تولیدِ سالانه ۴۰۰۰ تن گل و ۱۲ هزار تن گلاب، و فعالیت بیش از ۱۵۰ کارگاه، قطب بیرقیبِ این صنعت در کشور است؛ جذب ۱۰۰ هزار گردشگر در جشنواره سالانه گل و گلاب، نشان میدهد که این منطقه ظرفیت تبدیل شدن به یک برندِ بینالمللی را دارد، اما نبودِ «ثبت رسمی و جهانی»، این ثروتِ عظیم را در معرض تهدید قرار داده است.
این فعال فرهنگی با انتقاد از رویکرد منفعلانه میگوید: نباید اجازه دهیم بهدلیل غفلت امروز ما، فردا گل محمدی را بهعنوان «رز دمشقی» یا «عطر عربی» در سازمانهای جهانی ثبت کنند. این مسئله دیگر یک موضوع محلی نیست، این یک مطالبه ملی برای حفظ حیثیتِ ایران است.
پورمیرزا خواستار عزم فوری مسئولان برای ثبتِ زنجیرهایِ میراث طبیعی، تاریخی و اقتصادیِ میمند شد تا پیش از آنکه دیر شود، نامِ این شهر بر پیشانیِ گل محمدیِ جهان حک شود.
به گزارش ایمنا، ظرفیت عظیمِ تمدنی و اقتصادی گل محمدی امروز در سایه چالشهای ساختاری همچون معضل اراضی موقوفه، محدودیتهای صادراتی و از همه مهمتر، خطر مصادره فرهنگی توسط رقبای منطقهای قرار گرفته است، از اینرو عبور از نگاههای محلی و در نظر گرفتن رویکردی ملی برای ثبت جهانی هویتِ تاریخیِ میمند و رفع موانع تولید، نهتنها ضرورتی برای حفظ معیشت کشاورزان این دیار، بلکه تکلیفی حیاتی برای حراست از میراث معنوی و اقتدارِ برندِ ملیِ ایران در بازارهای جهانی است.
نظر شما