به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحلیلهای کارشناسی نشان میدهد که بازار با درکِ دقیق از متغیرهای کلان و بهرهگیری از «انتظارات عقلایی» عوامل اقتصادی، به سمت تعادلی نوین حرکت میکند، این گزارش با واکاوی پتانسیلهای موجود در مدیریت زنجیره تأمین و بهینهسازی هزینههای لجستیکی، بر اهمیت جایگزینی نظارتهای سنتی با مدلهای هوشمند و یکپارچه تأکید دارد؛ راهبردی که میتواند ثبات پایداری را در سیاستگذاریهای پولی و مالی رقم بزند.
در همین راستا، کارشناسان اقتصادی با اشاره به پویایی رفتارهای بازار تصریح کردند که فعالان بازار لوازم خانگی با تحلیل دقیق دادههای کلان و نگرشی آیندهنگرانه، به خوبی قادرند نوسانات را مدیریت کند، این هوشمندیِ اقتصادی سبب شده تا سیاستگذاریها به جای اتکا به روشهای دستوری، به سمت ابزارهای هماهنگ با واقعیتهای بازار حرکت کنند که نتیجه آن، تقویت اثرگذاری مداخلات هوشمند و افزایش کارآمدی برنامههای اقتصادی است.
علاوه بر این، صنعت لوازم خانگی به عنوان یکی از پیشرانهای متصل به زنجیره تأمین جهانی، با اتخاذ تدابیر پیشگیرانه و متنوعسازی مسیرهای تأمین قطعات، در حال گذار از چالشهای انرژی و لجستیک است، تحلیلهای اخیر حاکی از آن است که تولیدکنندگان با بهرهگیری از فرصتهای نوین و تطبیق استراتژیهای خود با تحولات بینالمللی، در حال تقویت توان رقابتی و تأمین نیاز بازار هستند، این رویکرد پیشدستانه نهتنها فشار ناشی از نوسانات جهانی را به حداقل رسانده، بلکه مسیر را برای رشدِ مستمر و ایجاد ثبات قیمتی در بازار لوازم خانگی هموار کرده است، این تحول هرچند شکننده و وابسته به ثبات نسبی شرایط کلان، میتواند آغازگر دورهای باشد که در آن صنعت لوازم خانگی از مرحله بقا به مرحله رقابت و بازسازی زنجیره ارزش گذار کند، اما این بهبود نسبی در شرایطی رخ میدهد که انتظارات تورمی همچنان بر سر دوراهی قرار دارند.
به نوشته اقتصاددانان داخلی، مصرفکنندگان ایرانی در ماههای گذشته رفتاری دوگانه از خود نشان دادهاند؛ از یک سو، انتظارات تطبیقی مبتنی بر تجربه افزایش مداوم قیمتها در پایان هر سال، و از سوی دیگر، انتظارات عقلایی ناشی از پیشبینی تحولات ژئوپلیتیک، نوسانات نفت و سیاستهای ارزی. این دوگانگی، به معنای آن است که بازار لوازم خانگی نهتنها تحت تأثیر قیمتهای جاری، بلکه نقشپذیری پیشبینیهای آینده از سیاستهای پولی، تحریمها و زنجیره تأمین جهانی قرار دارد.
در این میان، نقش بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بهعنوان دو بال سیاستگذاری پولی و مالی، بیش از هر زمان دیگری حیاتی شده است. به گفته کارشناسان، شفافیت ارتباطات بانک مرکزی، بهویژه در حوزه تنظیم بازار ارز و اعلام بهموقع شاخصهای تورمی، میتواند تفاوت میان ثبات و بیثباتی انتظارات را رقم بزند.
در همین راستا، طرحهای نظارت هوشمند بر بازار، از جمله کدگذاری یکتای کالاها و استفاده از پلتفرمهای گزارشدهی مردمی، بهعنوان ابزارهایی برای کنترل گرانفروشی و شفافسازی زنجیره قیمتگذاری مطرح شدهاند، این رویکرد که در برخی اقتصادهای نوظهور آسیایی نیز آزمایش شده، میتواند به تقویت اعتماد مصرفکننده و کاهش فاصله میان قیمت تولیدکننده و مصرفکننده کمک کند.
با این حال، چالش اصلی همچنان پابرجاست؛ چگونه میتوان در شرایط رکود تورمی، که در آن هم تقاضا ضعیف است و هم قیمتها در حال افزایش، سیاستی طراحی کرد که هر دو جبهه را همزمان مدیریت کند. به نوشته بلومبرگ، افزایش قیمت نفت و تشدید تنشهای ژئوپلیتیک در منطقه، زنجیره تأمین جهانی لوازم خانگی را تحت فشار قرار داده و هزینههای مواد اولیه، از فلزات گرفته تا مدارهای الکترونیک و مواد پتروشیمی، را افزایش داده است، به معنای آن است که در صورت بهبود تقاضای داخلی، قیمتها همچنان تحت تأثیر عوامل خارجی خواهند بود.
در این شرایط، موفقیت بازار لوازم خانگی نهتنها به سیاستهای داخلی، بلکه به توانایی مدیریت انتظارات و همراهی مصرفکننده با واقعیتهای اقتصاد کلان بستگی دارد، اگر این همراهی شکل بگیرد، میتوان امیدوار بود که صنعت لوازم خانگی نهتنها از بحران فعلی عبور کند، بلکه به یکی از محورهای بازسازی اقتصادی کشور تبدیل شود.
بر همین اساس، گفتوگویی با افشین حیدرپور استاد دانشگاه و تحلیلگر اقتصادی، انجام دادهایم تا از نگاه یکی از چهرههای باسابقه بخش صنعت و تولید، وضعیت کنونی فعالیتهای اقتصادی کشور در شرایطی که اقتصاد با پیامدهای پساجنگ و تداوم نااطمینانیهای کلان دستبهگریبان است، ضرورت بازبینی در نحوه مدیریت انتظارات تورمی و ارتقای شفافیت در سیاستگذاریهای بانک مرکزی به اولویتی راهبردی بدل شده و نقش همبستگی میان مردم و فعالان اقتصادی در عبور از شرایط حساس کنونی با واکاوی چالشهای پیشروی بازار لوازم خانگی در سایه انتظارات عقلایی مورد توجه قرار گیرد:

ایمنا: شرایط بحرانی و پساجنگ چگونه بر اقتصاد کلان تاثیر میگذارد؟
حیدرپور: در شرایط کنونی، تورم و نبود قطعیت، متأثر از شرایط پساجنگ، بهطور ملموس در اقتصاد نمایان است و در این میان، نقش سیاستگذار و مقام ناظر، بهویژه بانک مرکزی، نقشی ویژه و حیاتی است. شفافیت ارتباطات در بانک مرکزی، بهویژه در حوزه نظارت بر تنظیم بازار ارز، حیاتی است، ضمن قدردانی از زحمات نهادهای پولی در تنظیم بازار ارز، با توجه به شرایط موجود، انتظار میرود اقدامات این نهادها بیش از پیش تقویت شده و بحث شفافیت ارتباطات، بهویژه در حوزههای نظارتی، بهعنوان یک ضرورت اجتنابناپذیر دنبال شود.
با توجه به انتقال مسئولیت اعلام نرخ تورم از بانک مرکزی به مرکز آمار در گذشته و بازگشت مجدد آن به بانک مرکزی، اعلام تورم ماهانه در شرایطی که قیمتها به طور مرتب تغییر میکند، کفایت نمیکند، چرا که دو شاخص PPI (شاخص بهای تولیدکننده) و CPI (شاخص بهای مصرفکننده) داریم که سرایت تورم از PPI به CPI میتواند تأثیرات قابل توجهی بر قیمتها داشته باشد. سرایت از PPI به CPI وجود دارد و هر زمان تورم در شاخص بهای تولیدکننده باشد، خود را در شاخص بهای مصرفکننده نشان میدهد؛ بنابراین اعلام تورم ماهانه در این شرایط کافی نیست.
ایمنا: چرا شناخت و مدیریت انتظارات اقتصادی برای سیاستگذاران و فعالان بازار لوازم خانگی اهمیت راهبردی دارد؟
حیدرپور: فرضیه انتظارات یکی از مباحث بسیار مهم در تحلیل تورم است، درواقع دو نوع انتظارات داریم؛ انتظارات تطبیقی و انتظارات عقلایی. در انتظارات تطبیقی، مصرفکنندگان تنها به تجربیات گذشته تکیه میکنند و انتظار دارند تورم آینده مشابه تورم گذشته باشد، از اینرو چنانچه جنگ هم نباشد، در پایان سال و با نزدیک شدن به سال نو، انتظار افزایش ثابتی در شاخصهای بها داریم؛ این انتظار تطبیقی بسیار تکراری است، برای مثال در مطالعهای که روی یکی از ایرلاینهای معروف بینالمللی انجام دادیم، مشاهده کردیم که قیمت بلیت آنها طی چند دهه به طور مستمر با میزان کمی افزایش یافته است، اما در کشور انتظار تطبیقی به شدت بر قیمتها، کرایهها، شاخص بیمهها، لوازم خانگی و اجارهها تأثیر میگذارد و این به تورم دامن میزند.
بنابراین انتظارات عقلایی که توسط رابرت لوکاس در دهه ۱۹۶۰ میلادی مطرح شد، بر این فرض استوار است که عوامل اقتصادی بسیار هوشمند و آیندهنگر هستند و تمام اطلاعات از جمله سیاستهای دولت، شوکهای جهانی، جنگ و قیمت مواد اولیه را در نظر میگیرند، این عوامل مرتکب خطای سیستماتیک نمیشود و با استفاده از مدل صحیح اقتصادی و اطلاعات در دسترس، پیشبینی بهینهای انجام میدهد.
ایمنا: واکنش مصرفکنندگان به سیاستهای اقتصادی چگونه است؟
حیدرپور: اگر سیاستگذار، مقام پولی یا برنامهریز اعلام کند که به دلیل تحریمهای جدید، واردات قطعات لوازم خانگی کاهش پیدا میکند و ارز وارداتی به این بخش تخصیص پیدا نمیکند، مصرفکننده عقلایی بلافاصله انتظارات تورمی خود را برای لوازم خانگی افزایش میدهد، حتی اگر قیمتها در ماه جاری هنوز تغییر نکرده باشند، این افزایش قیمتها با یک وقفه زمانی خود را نشان میدهد، چنانچه در بازه یک یا دو ماهه تغییری مشاهده نشود، پس از سه یا چهار ماه شاهد بروز این پدیده و افزایش قیمتها خواهیم بود.
مطالعات تجربی نشان میدهد که حدود ۴۰ درصد فعالان اقتصادی رفتاری مبتنی بر انتظارات عقلایی دارند، ۲۰ درصد از الگوی تطبیقی پیروی میکنند و مابقی ترکیبی از هر دو رویکرد هستند، بر همین اساس در بازار لوازم خانگی، به دلیل تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و تأثیر آن بر قیمت جهانی انرژی و مواد اولیه، شاهد فشار بر زنجیره تأمین هستیم، بنابراین بحث انتظارات چه عقلایی، چه تطبیقی و چه ترکیبی، تأثیر مستقیمی بر بازار دارد.
ایمنا: آیا افزایش قیمت نفت در جنگ تحمیلی اخیر بازار لوازم خانگی را تحت تاثیر قرار داده است؟
حیدرپور: بر اساس گزارشهای بینالمللی از جمله بلومبرگ، به دلیل تشدید تنشهای ژئوپلیتیک در ایران و جنگ تحمیلی از طریق آمریکا، اسرائیل و همپیمانان منطقهای، افزایش قیمت نفت و انرژی مشاهده شده است و این افزایش به طور مستقیم زنجیره تأمین جهانی لوازم خانگی را تحت فشار قرار داده است.
از سوی دیگر افزایش هزینههای مواد اولیه از جمله فلزات، مدارهای الکترونیک و مواد پتروشیمی همچون پلاستیک و عایق، به دلیل افزایش قیمت نفت، همواره دچار جهش بوده است.
برآوردها نشان میدهد که افزایش ۱۰ درصدی قیمت نفت، قیمت صادراتی لوازم خانگی را حدود ۰.۵ درصد افزایش میدهد، بنابراین واکنش تدریجی بازار غیرعقلایی نیست و اگرچه واکنش قیمتها به شوکها ممکن است با تأخیر همراه باشد، اما افزایش قیمتها قطعی است.
ایمنا: آیا انتظارات و رکود تورمی در بازار لوازم خانگی؛ نیاز به نظارت هوشمند و شفافیت دارد؟
حیدرپور: اگر بخواهیم تحلیل داشته باشیم، در بازار لوازم خانگی یک انتظار تطبیقی با نگاه به گذشته و یک واکنش عقلایی با نگاه به آینده وجود دارد؛ این نگاه به آینده با فرض انتظارات عقلایی، صحه میگذارد که جنگ قیمت نفت را بالا نگه میدارد، حملونقل بینالمللی را گران میکند و نرخ ارز هم به دلیل ریسکها و سیاستهای ناشی از آن به طور حتم جهش خواهد کرد؛ بنابراین در شش ماه گذشته شاهد روند رو به رشد بودیم و بدون شک در شش ماه آینده هم انتظار داریم که این قیمتها افزایش پیدا کند، بنابراین شاید واکنش قیمتها به شوکها مقداری دچار تأخیر باشد، اما بدون شک انتظار افزایش قیمتها داریم؛ اینجا مسئله نظارت خود را نشان میدهد، نظارتی که از جانب مقام پولی یعنی بانک مرکزی با سیاستگذاری پولی و از جانب وزارت اقتصاد بهعنوان مقام مالی و تنظیمکننده سیاستهای مالی انجام میشود، همچون دو بال هستند.
معتقدم که این نظارت بر بازار، برخلاف سامانههایی که افراد گزارش میکنند و گزارشگری انجام میدهند، باید ساختار هوشمندی به خود بگیرد؛ یعنی اگر کدگذاری برای کالاها داریم و تمام کالاها کد یکتای مخصوص به خود را دارند و استانداردهای جهانی بر اساس کدینگ به هر کالایی کد اختصاص میدهد، این نظارت در بازار باید هوشمند و از طریق این کدها باشد.
گزارشگری مردم بهعنوان افرادی که میتوانند همراهی کنند، باید بهصورت هوشمند و تلفیقی از گزارش، حضور در میدان و هوشمندی باشد؛ یعنی اگر نرمافزاری بسازیم یا پلتفرمی طراحی کنیم، فردی که میخواهد در بازار لوازم خانگی خریداری کند، با استفاده از کد یکتای هر کالا، موارد بسیار گران را گزارش کند؛ این در کنترل قیمتها بسیار اهمیت دارد.
با توجه به رکود تورمی حاکم بر بازار لوازم خانگی، نظارت سنتی دیگر کارآمد نیست، باید با بهرهگیری از استانداردهای جهانی کدینگ کالا و طراحی پلتفرمهای هوشمند گزارشدهی مردمی، ساختار نظارتی را به سمت هوشمندی سوق داد.
ایمنا: کاهش تورم رکودی در بازار لوازم خانگی چگونه اجرایی خواهد شد؟
حیدرپور: واقعیت این است که ما در صنعت لوازم خانگی شاهد یک رکود بزرگ هستیم؛ رکود به معنای این است که در انبار کارخانجات انبوهی از کالا وجود دارد، اما برای آن تقاضا نیست، این رکود به دلیل افزایش قیمتها و نبود تقاضای مؤثر است.
زمانی که شاهد ترکیب رکود و تورم باشیم، که بهاصطلاح به آن استگفلیشن میگویند، وضعیت بسیار جدی میشود، این پدیده همواره به عنوان بیماری هلندی شناخته شده و دغدغه اقتصاددانان بوده است، از اینرو سیاستگذاران و برنامهریزان باید رویارویی با این تورم رکودی را جزو برنامههای خود داشته باشند و هدفگذاری برای مقابله با تورم و رکود را همزمان در سیاستها لحاظ کنند.
ممکن است مقام سیاستگذار و برنامهریز سیاستی را پیاده کند، اما بازار و مخاطب از قبل این سیاست را پیشبینی کرده باشند و این منجر به بیتأثیری یا خنثی شدن سیاست میشود. با این حال، این نمیتواند مانع از اجرای سیاستهای دقیق و کارگشا شود، در این میان مسئله رضایت خاطر مصرفکننده نیز اهمیت دارد، اگر مصرفکننده بتواند نیاز خود را مدیریت کند و با سیاستهای دولت در شرایط کنونی همراهی کند، میتوانیم از شدت این تورم رکودی در بازار لوازم خانگی بکاهیم و فشار کمتری به مصرفکننده نهایی وارد شود.
نظر شما