به گزارش خبرگزاری ایمنا، آتلانتیک نوشت: ترامپ در گفتوگویی تلفنی با بنیامین نتانیاهو از مذاکرات در حال شکلگیری با ایران برای تدوین «یادداشت تفاهم پایان جنگ» خبر داده است؛ سندی که قرار است چارچوبی برای آغاز مذاکرات سیروزه درباره برنامه هستهای ایران و وضعیت تنگه هرمز باشد. این رسانه آمریکایی تأکید میکند هدف واقعی این روند نه «حل بحران»، بلکه تلاش واشنگتن برای خروج کنترلشده از بنبستی است که خود در آن گرفتار شده است.

کیگن در تحلیل خود تصریح میکند: «آنچه در حال وقوع است، مذاکره برای مدیریت شکست است. ترامپ ممکن است آن را توافق یا آتشبس بنامد، اما در واقع بازی نهایی، واگذاری موقعیت است.»
از حمله نمایشی تا اعتراف به محدودیت قدرت
این گزارش مدعی است که تهدیدهای مکرر ترامپ برای ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران، درعمل به ابزارهای نمادین و غیرعملی تبدیل شدهاند. آتلانتیک مینویسد: از هجدهم مارس، پس از تشدید تنشها در منطقه، واشنگتن بارها مواضع متناقض دریافت کرده و در عمل از هرگونه درگیری گسترده جدید عقب نشسته است.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که ایران با تحلیل دقیق رفتار آمریکا به این جمعبندی رسیده که احتمال حمله گسترده دیگر پایین است و همین امر موجب شده تهران در مواضع خود «امتیازدهی اساسی» نداشته باشد. برعکس، چارچوب پیشنهادی ایران برای پایان بحران، شامل غرامت جنگی، کاهش یا حذف محدودیتهای هستهای، رسمیت یافتن نقش ایران در تنگه هرمز و لغو تحریمها توصیف شده است؛ امتیازاتی که به تعبیر نویسنده، «معمولاً در پایان جنگها به طرف پیروز تعلق میگیرد.»
۳۰ روز سرنوشتساز؛ تثبیت نظم جدید منطقهای
به نوشته آتلانتیک، پیشنهاد آتشبس سیروزه از سوی ترامپ در واقع اعترافی غیرمستقیم به ناتوانی در تحمیل شرایط نظامی جدید بر ایران است. کیگن معتقد است این بازه زمانی به ایران فرصت میدهد تا موقعیت خود را در منطقه تثبیت کند، بهویژه در حوزه تنگه هرمز که بهعنوان شریان اصلی انرژی جهان شناخته میشود.
در این تحلیل آمده است: در این دوره، ایران نهتنها ساختار کنترلی خود را بر مسیرهای انرژی تقویت میکند، بلکه با اعمال تعرفهها و سیاستهای انتخابی، نقش خود را در زنجیره تأمین جهانی تثبیت خواهد کرد. کشورهایی همچون کره جنوبی، ترکیه و عراق نیز بهدنبال توافقهای موقت برای تضمین جریان انرژی خواهند رفت؛ روندی که ایران را به یک بازیگر محوری غیرقابلحذف در معادلات انرژی جهانی تبدیل میکند.
شکاف در جبهه متحدان آمریکا
آتلانتیک در ادامه مینویسد: همزمان با عقبنشینی آمریکا از گزینه نظامی گسترده، متحدان منطقهای واشنگتن نیز در حال بازتنظیم روابط خود هستند. به باور این نشریه، کشورهایی که وابستگی انرژی دارند، برای جلوگیری از آسیبهای اقتصادی، ناگزیر به تعامل مستقیم یا غیرمستقیم با تهران خواهند شد.
در این چارچوب، نظم سنتی اتحادهای آمریکا در غرب آسیا دچار فرسایش شده و بازیگران منطقهای بهسمت سیاستهای چندجانبه و عملگرایانه حرکت میکنند؛ امری که به معنای کاهش تدریجی نقش آمریکا بهعنوان «تنظیمکننده اصلی امنیت منطقه» تفسیر شده است.
ایران در موقعیت پیروز؛ اسرائیل در وضعیت انزوا
یکی از بخشهای تند گزارش آتلانتیک به پیامدهای جنگ برای اسرائیل اختصاص دارد. در این تحلیل آمده است که ادامه روند فعلی، میتواند موقعیت اسرائیل را بهطور بیسابقهای تضعیف کند، چراکه ایران نهتنها از جنگ آسیب ساختاری ندیده، بلکه توانسته شبکه نفوذ منطقهای و قدرت بازدارندگی خود را تقویت کند.
کیگن تأکید میکند: «اسرائیل با خطر انزوای سیاسی روبهروست، در حالی که آمریکا، بهعنوان حامی اصلی آن در حال بازتعریف نقش خود و کاهش تعهدات مستقیم است.»
پایان هژمونی یا آغاز نظم جدید
در جمعبندی این گزارش آمده است که مهمترین پیام تحولات اخیر، فراتر از جنگ ایران و آمریکا، نشانهای از تغییر در ساختار قدرت جهانی است. آتلانتیک مینویسد: تصور هژمونی بیرقیب آمریکا در حال فروپاشی است و بحران ایران یکی از واضحترین نشانههای این تغییر محسوب میشود.
به تعبیر کیگن، «ترامپ تلاش میکند پایان بحران را بهعنوان یک موفقیت سیاسی معرفی کند، اما واقعیت این است که آنچه در حال رخ دادن است، واگذاری تدریجی نقش مسلط آمریکا در منطقه است.»
این گزارش تأکید میکند که ایران، برخلاف محاسبات اولیه واشنگتن، نهتنها از میدان خارج نشده، بلکه اکنون در موقعیتی قرار گرفته که میتواند بر معادلات انرژی، تجارت و سیاست منطقهای تأثیرگذاری مستقیم داشته باشد؛ وضعیتی که به باور نویسنده، پیامدهای آن بسیار فراتر از یک جنگ منطقهای خواهد بود و به بازتعریف نظم جهانی منجر میشود.
نظر شما