به گزارش خبرگزاری ایمنا، آیات پایانی سوره «ص» تصویری تکاندهنده از سرنوشت جبهه باطل ترسیم میکند؛ جایی که اهل جهنم به جای اتحاد، به جان یکدیگر میافتند. کسانی که روزی در دنیا با شعارها، منافع مشترک و قدرتنمایی کنار هم ایستاده بودند، در قیامت یکدیگر را مقصر گمراهی و سقوط خود معرفی میکنند. پیروان، رهبران را ملامت میکنند و رهبران نیز مسئولیت را انکار میکنند.
قرآن با این تصویر نشان میدهد اتحاد دشمنان حق، اتحادی واقعی و ریشهدار نیست. آنچه آنان را کنار هم نگه میدارد، حقیقت و ایمان نیست؛ بلکه منفعت، ترس، طمع و قدرتطلبی است. به همین دلیل، این جبهه در لحظه بحران از درون فرو میپاشد. جبهه باطل شاید در ظاهر منسجم دیده شود، اما در باطن، بر زمینی سست ایستاده است.
در ادامه، قرآن سراغ ریشه اصلی این دشمنی میرود؛ ماجرای ابلیس. هنگامی که خداوند فرمان سجده بر آدم را صادر کرد، ابلیس از روی تکبر سر باز زد. پرسش الهی در آیه «أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْعَالِینَ» نشان میدهد که مشکل ابلیس ناآگاهی نبود؛ او خدا را میشناخت، قیامت را باور داشت و حتی با پروردگار سخن میگفت، اما بیماری درونیِ تکبر، او را به دشمنی با حق کشاند.
همین حقیقت، راز بسیاری از دشمنیهای تاریخ است. بسیاری از طاغوتها و جریانهای باطل، حقیقت را میشناسند، اما حاضر نیستند در برابر آن تسلیم شوند. مشکل اصلی آنان کمبود دلیل نیست، بلکه غرور، خودبرتربینی و دلبستگی به قدرت است. قرآن نشان میدهد آغاز انحراف همیشه از درون انسان شروع میشود، از لحظهای که «من» جای «حق» را میگیرد.
ابلیس در ادامه با غرور اعلام میکند که انسانها را گمراه خواهد کرد، گویی خود را صاحب قدرتی مستقل میداند، اما پاسخ خداوند، مرز واقعی قدرت دشمن را روشن میکند. ابلیس تنها میتواند وسوسه کند؛ نه اینکه انسان را مجبور سازد. او قدرت مطلق ندارد و بندگان خالص خدا از سلطه او در اماناند.
این پیام تنها درباره ابلیس نیست، بلکه یک قانون همیشگی در میدان تقابل حق و باطل است. دشمنان حق در هر عصر، تلاش میکنند خود را شکستناپذیر نشان دهند؛ گاهی با رسانه، گاهی با ثروت، گاهی با تحریم، تهدید یا قدرت نظامی. اما قرآن یادآوری میکند که هیچ قدرتی بیرون از اراده الهی استقلال ندارد.
فرعون نیز روزی خود را «رب اعلی» میخواند، نمرود با غرور سخن از حیات و مرگ میگفت و طاغوتهای تاریخ گمان میکردند سلطنتشان ابدی است، اما همه آنان در برابر سنت الهی فرو ریختند. قرآن میخواهد این حقیقت را در ذهن مؤمنان تثبیت کند که هیبت دشمن، نشانه قدرت واقعی او نیست.
از نگاه تفسیری، سقوط دشمن پیش از آنکه در میدان بیرونی رخ دهد، از درون آغاز میشود. جبههای که بر پایه تکبر، ظلم و فریب شکل گرفته، در حقیقت بذر نابودی خود را همراه دارد. همانگونه که ابلیس بهدلیل غرور از رحمت الهی رانده شد، هر جریان متکبری نیز دیر یا زود به همان سرنوشت نزدیک میشود.
پایان این آیات، هم هشدار است و هم امید؛ هشدار به کسانی که مسیر ابلیس را در پیش میگیرند و امید برای مؤمنانی که زیر فشار دشمن دچار ترس میشوند. قرآن تأکید میکند که قدرت جبهه باطل محدود است و آینده از آنِ حقیقت خواهد بود.
پیام نهایی آیات ۶۲ تا ۸۳ سوره «ص» روشن است؛ دشمن هرچقدر بزرگ به نظر برسد، در برابر عظمت خدا کوچک و ناتوان است. جبهه باطل شاید مدتی غوغا کند و میدانداری ظاهری داشته باشد، اما چون بر تکبر و نافرمانی بنا شده، سرانجامی جز فروپاشی ندارد. سنت الهی تغییر نمیکند؛ هر قدرتی که از حق جدا شود، دیر یا زود از درون تهی میشود و سقوط میکند.
نظر شما