به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
نخستین تیم پلیس رباتیک در شهر چینی رونمایی شد
تیم عملیاتی موسوم به «هانگ جینگ ژیسینگ» شامل ۱۵ ربات هوشمند است که به طور راهبردی در تقاطعهای کلیدی مرکز شهر هانگژو مستقر شدهاند. ماموریت اصلی این رباتها مدیریت ترافیک وسایل نقلیه غیرموتوری و عابران پیاده، ارائه مسیر و کمک به افسران انسانی است که الگویی نوین از همکاری انسان و ماشین را به نمایش میگذارد.
بر اساس گزارش پلیس راهنمایی و رانندگی هانگژو، این رباتها در سه روز اول فعالیت خود، ۱۱ هزار و ۸۹۷ اخطار تخلف رانندگی صادر کردهاند که بهطور متوسط هر یک دقیقه و ۴۳ ثانیه یک اخطار بوده است. جالب توجه اینکه مردم تمایل بیشتری برای پذیرش تذکرهای رباتها نسبت به افسران انسانی دارند.

رباتهای مستقر در مناطق مختلف، وظایف تخصصی متفاوتی برعهده دارند.
راهنمایی هوشمند توریستها: بازدیدکنندگان میتوانند با مراجعه به ربات و فشردن دکمه «میخواهم صحبت کنم» روی نمایشگر تعاملی، مسیر خود را جویا شوند. این رباتها با بهرهگیری از مدلهای زبانی بزرگ، درخواست کاربر را پردازش میکند و با استفاده از دادههای لحظهای ترافیک و موقعیتیابی، بهترین مسیر پیادهروی یا حملونقل عمومی را بهصورت صوتی و گرافیکی ارائه میدهند.
نظارت و اجرای قانون: در تقاطعهای اصلی شهر، رباتها با استفاده از الگوریتمهای پیشرفته تشخیص بصری، بهصورت بیستوچهارساعته تخلفاتی نظیر عبور اسکوترهای برقی از خطوط ایست، نبستن کلاه ایمنی توسط رانندگان و ورود عابران به مسیر وسایل نقلیه را شناسایی میکنند. در صورت تشخیص تخلف، ربات بهسرعت هشدار صوتی صادر میکند و در صورت تکرار تخلف پس از سه اخطار، دادههای حادثه به مرکز فرماندهی ارسال میشود.
هماهنگی با چراغهای راهنمایی: این رباتها قادرند با دقت میلیثانیه با سیستم چراغهای راهنمایی هماهنگ شوند و با بهرهگیری از پایگاه داده حرکات استاندارد پلیس راهنمایی و رانندگی (مطابق با استانداردهای وزارت امنیت عمومی چین)، هشت دستور مجزا از جمله «حرکت»، «ایست»، «چرخش به چپ» و «چرخش به راست» را اجرا کنند.
رباتهای پلیس هانگژو قادر به کار مداوم ۸ تا ۹ ساعت در روز هستند و وظایف تکراری و روزانه را انجام میدهند. این کار به کارکنان پلیس انسانی اجازه میدهد تا بر ماموریتهای پیچیدهتری که نیاز به قضاوت و مداخله انسانی دارند، همچون پاسخ به تصادفات و رسیدگی به تخلفات عمده، تمرکز کنند.
گردشگری سیاه در کدام کشورها محبوب است؟
گردشگری تاریک که به آن گردشگری سیاه نیز گفته میشود، سفر به مکانهایی است که با مرگ، تراژدی، فاجعه یا جنبههای هولناک و تاریک تاریخ مرتبط هستند. در این نوع گردشگری که امروزه به بخش مهم قابلتوجهی در صنعت جهانی توریسم تبدیل شده است، افراد به بازدید از مناطق و شهرهایی میپردازند که در معرض بلایا قرار گرفتهاند یا آثار حملات تروریستی و جنگ، در آنها واقع شده است، همچنین مکانهایی که به دلایل غیرطبیعی همچون احساس ترس، کنجکاوی گردشگران را برای بازدید برمیانگیزاند نیز جزو این نوع گردشگری محسوب میشوند. این سفر تلخ در سال ۲۰۲۵، ارزشی حدود ۳۲.۸ میلیارد دلار داشته است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۲ به نزدیک ۴۰ میلیارد دلار برسد. در ادامه، بر اساس منابع تخصصی و تحلیلهای کارشناسانه، به معرفی پربازدیدترین کشورهای جهان برای گردشگری سیاه و حقایق مهم در مورد آنها میپردازیم:

رواندا
رواندا کشوری است که توسط منابع تخصصی گردشگری تاریک بهعنوان یکی از ۱۰ کشور برتر و پربازده معرفی شده است و حتی برخی کارشناسان پیشنهاد دادهاند که مکانهای آن ممکن است رتبه نخست را هم کسب کنند. تقریباً همه مکانهای گردشگری تاریک در رواندا، مستقیم به نسلکشی سال ۱۹۹۴ علیه قوم توتسیها مرتبط است؛ این نسلیکشی حدود ۸۰۰ هزار جان را در تنها ۱۰۰ روز گرفت. بنای یادبود نسلکشی کیگالی شناختهشدهترین مکان گردشگری تاریک در این کشور است.
بنای یادبود نسلکشی مورامبی نیز بهعنوان «یکی از تکاندهندهترین مناطق گردشگری تاریک در رواندا توصیف میشود؛ این مکان شامل اجسادی است که تا حدی حفظ شدهاند و در همان محل، داخل ساختمانهای مدرسهای قدیمی نمایش داده شدهاند. گردشگری تاریک در رواندا منحصربهفرد است، زیرا ترکیبی از خاطرات سیاه و زیبایی طبیعی را کنار هم دارد. بازدیدکنندگان میتوانند با طی کردن چند ساعت مسافت از بنای یادبود نسلکشی، به گشتوگذار برای دیدن گوریلهای کوهی، سافاریهای دشتزار و آرامش در کنار دریاچهها برسند.

ژاپن
ژاپن دو مقصد بسیار مهم در گردشگری تاریک با نامهای هیروشیما و ناگاساکی دارد؛ تنها شهرهایی که تاکنون با سلاح هستهای مورد حمله قرار گرفتهاند.
جنگل آئوکیگاهارا که با عنوان جنگل خودکشی نیز شناخته میشود، از دیگر مکانهای گردشگری تاریک در این کشور است. این جنگل که در دامنه شمال غربی کوه فوجی قرار دارد، یکی از مکانهای اسرارآمیز ژاپن است که به دلیل ارتباط ان با مرگ و خودکشی، همواره مورد توجه محققان و گردشگران بوده است. ششم اوت ۱۹۴۵، ساعت ۸:۱۵ صبح، بمب اتمی «پسر کوچک» (Little Boy)، هیروشیما را ویران کرد و بنا به برآوردها ۱۴۰ هزار نفر را کشت.
موزه یادبود صلح هیروشیما، اکنون بهعنوان یکی از مشهورترین مقاصد گردشگری تیره در جهان بهشمار میرود و نمایشگاههای آن اثر فوری بمب، روایتهای شخصی بازماندگان و پیامدهای بلندمدت جنگ هستهای را مستند میکنند. در واقع رویکرد موزه هم آموزشی و هم انسانمحور است. گواهی شهادت بازماندگان این فاجعه و اشیای بهجامانده، از جمله یک سهچرخه ذوبشده و ساعتی که در ۸:۱۵ متوقف شد، تجربهای میسازند که بیشتر تأملبرانگیز است تا اینکه هیجانانگیز باشد. میتوان گفت هیروشیما، نمونهای از گردشگری تاریک در اخلاقیترین شکل آن است و مکانی برای یادآوری و هشداری جهانی درباره پیامدهای جنگ محسوب میشود.

آفریقای جنوبی
آفریقای جنوبی، جزیره روبن را در خود جای میدهد؛ جایی که نلسون ماندلا ۱۸ سال از ۲۷ سال حبس خود را در آن گذراند، همچنین در این سرزمین، مکانهایی مرتبط با تاریخ وحشیانه جداسازی نژادی و خشونت دوران آپارتاید وجود دارد. جزیره روبن در نزدیکی سواحل کیپ تاون، در دوران آپارتاید برای زندانی کردن زندانیان سیاسی استفاده میشد. آنچه جزیره روبن را استثنایی میکند این است که بسیاری از راهنمایان تور، زندانیان سیاسی سابق هستند که تجربیات شخصی خود را مستقیم برای گردشگران و بازدیدکنندگان بیان میکنند. قدمزدن در زندان، دیدن سلول ماندلا و شنیدن داستانها از زبان زندانیان سابق، تجربهای میسازد که برای مدت زیاد پس از بازگشت، در ذهن افراد باقی میماند. در واقع جزیره روبن، شهادت زندهای از افرادی را روایت میکند که بیعدالتی آپارتاید را تحمل کردند و در نهایت پیروز شدند.

ویتنام
گردشگری تاریک در ویتنام بر جنگ ویتنام متمرکز است. تونلهای کوچی یک شبکه زیرزمینی است که بیش از ۲۵۰ کیلومتر امتداد دارد و توسط سربازان ویتکنگ در طول جنگ استفاده میشد. موضوع قابلتوجه این است که تا حدود ۱۶ هزار نفر برای اجتناب از حملات هوایی در زیر زمین زندگی میکردند. بازدیدکنندگان میتوانند تلههای انفجاری مبتکرانه و وحشیانهای را که در طول درگیری از آنها استفاده میشد، با چشم خود ببینند. این تجربه به معنای واقعی دلگیرکننده است، اما یکی از بهترین مکانهای گردشگری تاریم در آسیای جنوب شرقی بهشمار میرود. موزههای اطراف تونلها نیز چشماندازی را نمایش میدهند که بیشتر در روایتهای غربی از جنگ، غایب است و توصیف ویتنام را برای درک تاریخ نظامی قرن بیستم ضروری میکند.
هوش مصنوعی در خدمت آسان شدن جابهجایی شهری
اپلیکیشن حملونقل عمومی و مسیریابی شهری موویت (Moovit) با معرفی تجربهای تازه بر پایه هوش مصنوعی، گام دیگری در مسیر تبدیل شدن از یک ابزار ساده مسیریابی به یک دستیار شخصی حملونقل عمومی برداشته است. این شرکت اعلام کرده است که قابلیتهای جدید خود را بهصورت جهانی در اختیار کاربران قرار میدهد؛ قابلیتی که با هدف کاهش پیچیدگی، ابهام و زمانبر بودن جابهجایی در شهرهای بزرگ طراحی شده است.
در نسخه جدید این برنامه کاربردی (اپلیکیشن)، کاربران شهری میتوانند از «بینشهای سفر Trip Insights» بهرهمند شوند؛ ابزاری که مسیرهای پیشنهادی را بر اساس عواملی همچون زمان سفر، تعداد تعویض وسیلهنقلیه، میزان پیادهروی و شرایط لحظهای بررسی میکند و در نهایت، خلاصهای روشن از مزایا و محدودیتهای هر گزینه ارائه میدهد.
موویت برای این بخش، چند نوع تحلیل هوشمند در نظر گرفته است؛ از جمله «بهترین گزینه برای شما Best For You» که مسیر مناسب را بر پایه سابقه و ترجیحات کاربر پیشنهاد میکند، «وضعیت آبوهوایی هوشمند Weather Smart» که مسیر را با توجه به شرایط آبوهوایی تنظیم میکند، « سفر فشرده Tight Transfer» برای شناسایی اتصالهای کمزمان و «فرکانس بالا High Frequency» برای برجسته کردن مسیرهایی با سرویسدهی پرتکرار و انتظار کمتر.
علاوهبر این، مجموعهای از بینشهای تکمیلی همچون زودترین زمان رسیدن، کمترین تعویض، مستقیمترین مسیر، آخرین حرکت و کمترین پیادهروی نیز در اختیار کاربران قرار گرفته است. این امکانات به مسافر شهری کمک میکند تا بدون نیاز به مقایسههای پیچیده، سریعتر مسیر مناسب خود را انتخاب کند.

موویت فیلترهای جدیدی را برای مسیرهای پیشنهادی معرفی کرده است تا کاربر بتواند بر اساس اولویتهای شخصی، انتخاب دقیقتری داشته باشد. گزینههایی همچون کمترین تعویض، کمترین پیادهروی و تناسب مسیر از جمله این ابزارها هستند. بخشی از این فیلترها برای همه کاربران در دسترس است و گزینههای پیشرفتهتر به مشترکان «موویت پلاس Moovit+» اختصاص دارد. از دیگر قابلیتهای جدید این اپلیکیشن میتوان به «تشخیص لحظهای اختلالات» و «بازیابی هوشمند سفر» اشاره کرد؛ ویژگیهایی که در صورت بروز تأخیر، لغو یا تغییر شرایط مسیر، بهصورت خودکار مسیر جایگزین ارائه میدهند.
موویت اکنون «بهترین زمان حرکت» را نیز هنگام برنامهریزی سفر پیشنهاد میکند تا کاربر بتواند از مسیرهای سریعتر و زمان انتظار کمتر بهرهمند شود. کنار این امکانات، هوش مصنوعی موویت (MoovitAI) نیز بهعنوان ابزار جستوجوی مکالمهای بر پایه هوش مصنوعی مولد معرفی شده است. این قابلیت به کاربران اجازه میدهد پرسشهای مربوط به حملونقل عمومی را به زبان طبیعی مطرح و پاسخهایی روشن و مستقیم دریافت کنند، بدون آنکه نیاز باشد میان چندین صفحه یا منو جابهجا شوند. این ابزار در حال کار برای کاربران iOS در حال عرضه است و نسخه اندروید نیز بهزودی ارائه خواهد شد.
موویت با این مجموعه از قابلیتهای هوشمند، تلاش میکند تجربه جابهجایی در شهر را برای کاربران سادهتر، شخصیتر و قابلاعتمادتر کند و نقش خود را از یک مسیرنما به یک همراه دیجیتال در سفرهای روزمره ارتقا دهد.

بازسازی شهرها از صفر با محوریت اکوسیستم نوآوری و علممحوری
در چند دهه اخیر، مفهوم شهر تنها بهعنوان مکانی برای سکونت و کار دستخوش دگرگونی بنیادین شده است. امروزه نسل جدید شهرها در حال گذار بهسوی نهادهایی پویا هستند که در آنها آموزش، کارآفرینی، زندگی روزمره و فناوری دیجیتال در هم تنیده میشوند. بر اساس آخرین یافتههای مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در سال ۲۰۲۵، مناطق نوآوری (Innovation Districts) به موتورهای محرک رشد اقتصادی پایدار تبدیل شدهاند. در ادامه با تکیه بر معتبرترین منابع خارجی و مطالعات موردی عینی، به بررسی چگونگی طراحی شهری از صفر حول محور دانشگاهها، استارتاپها، فضاهای عمومی و زیرساختهای دیجیتال میپردازیم. ایده اصلی آن است که یک شهر جدید نهتنها یک مجموعه مسکونی، بلکه یک «منطقه نوآوری» تمامعیار باشد که کار، یادگیری، کارآفرینی و زندگی را یکپارچه میکند.
هسته مرکزی شهر نوآورانه؛ نقش دانشگاه و تحقیقات
هر شهری که از صفر با رویکرد نوآوری طراحی میشود، نیازمند یک «مغز متفکر» است. این نقش را دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی پیشرو ایفا میکنند. جدیدترین روندهای جهانی نشان میدهد که دانشگاهها دیگر نهادهای منزوی و جدا از بافت شهری نیستند، بلکه بهعنوان هستههای تعامل و همآفرینی شناخته میشوند. برای مثال، شهر پکن در چین در حال اجرای طرح «سه شهر علمی و یک منطقه نمایشی» است که بر اساس آن دانشگاههای نخبهای همچون پکینگ و تسینگهوا، پایگاههای تحقیقاتی خود را به حومه شمالی منتقل میکنند. در این مدل، به جای تمرکز تمام امکانات در یک ناحیه همچون ناحیه ژونگگوانسون، «شهرکهای دانشمندان» در حومه شکل میگیرند تا با ارائه زیرساختهای مسکونی و رفاهی درجه یک، استعدادهای بزرگ را جذب کنند.
شهرکهای دانشمندان، نسل جدیدی از توسعه شهری هستند که در آنها زندگی، کار، تحقیق و تعاملات اجتماعی در فضایی خودکفا و پیادهمحور در هم تنیده میشوند. پکن با الهام از دانشگاههای استنفورد، کمبریج و هاروارد، در حال ایجاد دو شهرک در نانکو (همکاری با دانشگاه تسینگهوا Tsinghua) و ماچیکو (همکاری با دانشگاه پکینگ Peking) است؛ جایی که حتی ساختمانهای قدیمی کارخانه فولاد به جای تخریب، بازسازی شدهاند. با این وجود تحلیلها در مارس ۲۰۲۶ هشدار میدهد که تنها ساخت آزمایشگاه کافی نیست و تبدیل پکن به مدل چندمرکزی با چالشهای کاربری اراضی و حملونقل همراه است. از سوی دیگر خطر پدیده «شهر ارواح» در صورت نادیده گرفتن «قابلیت زندگی» وجود دارد. اتحادیه بینالمللی پارکهای علمی (IASP) تأکید کرده است که شهرکهای موفق باید بستری برای اجتماعات انسانی پویا فراهم آورند، بنابراین آینده این شهرکها روشن است، مشروط بر آنکه طراحی آنها متوازن، انسانی و مقیاسپذیر باشد.

فضای کالبدی و زیرساخت دیجیتال؛ بستری برای تعاملات خلاق
بازسازی یک شهر از صفر، مستلزم معماری است که «تصادفهای خلاق» را تشویق کند. به عبارت دیگر، طراحی فیزیکی باید انسانمحور باشد تا تعاملات اجتماعی و همکاریهای میانرشتهای افزایش داشته باشد. منطقه هوهای (Houhai) در شنژن چین نمونهای بارز از این رویکرد است. در این ناحیه، سیستم خیابانهای باریک، پیچهای تند و پارکینگهای حاشیهای یکطرفه طراحی شده است تا ضمن کنترل ترافیک، جدایی عابران پیاده از وسایلنقلیه به ۹۸ درصد برسد.
از سوی دیگر هوهای بهعنوان منطقه آزمایشی «اقتصاد ارتفاع پایین» شناخته میشود که در آن از پهپادها برای حملونقل مسافر، تحویل کالا و مدیریت شهری استفاده میشود. در عین حال، تحقیقات اخیر هشدار میدهند که تنها هوشمند بودن کافی نیست. بررسی شهرهایی همچون سونگدو در کرهجنوبی و مصدر در امارات نشان داده است که نبود «قابلیت زندگی» و تعاملات اجتماعی میتواند به پدیده «شهر ارواح» منجر شود، بنابراین هر شهر از صفر طراحیشده باید شاخصهایی از جمله مراقبت سلامت، جابهجایی سبز و ایمنی عمومی را در اولویت قرار دهد.
حکمرانی و مشارکت؛ شرط مقیاسپذیری اکوسیستم
موفقیت یک شهر نوآورانه تنها به طراحی فیزیکی آن بستگی ندارد، بلکه به کیفیت حکمرانی و مشارکت ذینفعان نیز وابسته است. منطقه اورسوند میان سوئد و دانمارک نشان میدهد که چگونه شهرها میتوانند فراتر از مرزهای سیاسی عمل کنند. چهار شهر کپنهاگ، مالمو، لوند و هلسینگبورگ با هدف بیطرفی اقلیمی تا سال ۲۰۳۰، یک چارچوب نوآوری مشترک ایجاد کردهاند. این چارچوب شامل حکمرانی مشارکتی، اولویتبندی نوآوری، تدارکات نوآورانه، گردآوری منابع مالی و مدیریت دانش برای مقیاسسازی پروژههای آزمایشی است. از سوی دیگر، منطقه لیکسیا در جینان چین، با اضافه کردن نزدیک به هزار شرکت کوچک و متوسط فناور و ایجاد مراکز اعتبارسنجی مفهوم، موفق به ثبت گردش مالی قراردادهای فنی به ارزش ۱۵ میلیارد یوان شده است. این نمونهها نشان میدهند که بازسازی از صفر، بدون وجود نهادی توانمند برای هماهنگی میان دانشگاه، صنعت و دولت، به سرانجام نخواهد رسید.

سناریوهای نوآوری؛ کاربرد واقعی فناوری در بافت شهر
یکی از مهمترین مزایای بازسازی شهر از صفر، امکان طراحی زیرساختها بر پایه سناریوهای مشخص و آیندهنگرانه است. به عبارت دیگر، شهر جدید نباید تنها مجموعهای از فناوریهای پراکنده باشد، بلکه باید بستری برای پیادهسازی راهکارهای واقعی در حوزههای مختلف محسوب شود. منطقه لوهو در شنژن، ۱۰ سناریوی شاخص نوآوری تعریف کرده است که شامل اقتصاد «نخستین فروشگاه»، «مراقبت خانگی از سالمندان بر پایه هوش مصنوعی»، «آموزش هوشمند و همکاریهای مالی نوآورانه بین شنژن و هنگکنگ» میشود. این منطقه حتی فهرستی از فرصتهای سرمایهگذاری به ارزش ۱۰۰ میلیون یوان منتشر کرده است تا استارتاپها را به جانمایی راهکارهای خود در بافت واقعی شهر دعوت کند. این رویکرد تضمین میکند که نوآوری نه در آزمایشگاهها، بلکه در متن زندگی روزمره شهروندان جاری شود.
بازسازی یک شهر از صفر با رویکرد اکوسیستم نوآوری، سفری فراتر از مهندسی عمران و معماری و مستلزم نگرشی سیستمی به مقولههایی همچون آموزش، اقتصاد، حملونقل، حکمرانی و سبک زندگی است. بر اساس شواهد موجود در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، چند توصیه کلیدی برای سیاستگذاران قابل استخراج است؛ نخست آنکه بهجای متمرکز کردن همه امکانات در یک نقطه، شبکهای از «دهکدههای دانشمندان» در حومه شهر ایجاد و به این ترتیب از ازدحام و افزایش بیرویه هزینه مسکن جلوگیری شود. دوم، تأکید بر «قابلیت زندگی» و تعاملات انسانی به موازات توسعه فناوریهای ارتباطی ضروری است.
سوم، دولت محلی باید بهعنوان «خریدار نخست» یا «سناریوگذار» عمل و چالشهای واقعی را به فرصتی برای استارتاپها تبدیل کند و چهارم، مقررات سنتی شهرسازی همچون تفکیک دقیق کاربری اراضی باید تعدیل شود تا فضاهای اداری، تحقیقاتی، تولیدی و مسکونی در کنار یکدیگر شکل گیرند. در مجموع شهرهای آینده دیگر یک سختافزار بیجان نیستند، بلکه پلتفرمی زنده و پویا برای حل مسائل انسانی از طریق فناوری و همکاری جمعی بهشمار میروند. مستندات معتبر بینالمللی نشان میدهد که این تحول، امروز و در همین لحظه در نقاط مختلف جهان در حال وقوع است.

بهترین شهرهای سبز جهان در ۲۰۲۶
فضای سبز به همان اندازه حملونقل کارآمد و فرهنگ مهماننوازی خوب، برای زندگی شهری اهمیت دارد و جزئی جداییناپذیر از آن محسوب میشود، در واقع وجود فضاهای سبز و طبیعت در شهرهای جهان موجب کاهش آلودگی هوا و اثر جزیره گرمایی میشود. فضای سبز کیفیت زندگی را بالا میبرد، تعاملات اجتماعی و حس تعلق به محله را تقویت میکند و در بسیاری از شهرها، ارزش اقتصادی و جذابیت گردشگری را نیز افزایش میدهد، همچنین حضور در پارکها و محیطهای طبیعی، استرس افراد را کم میکند، سلامت روان و جسم را بهبود میبخشد و شهروندان را به پیادهروی و فعالیت بدنی بیشتر تشویق میکند. در ادامه به معرفی بهترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶ برای داشتن فضای سبز و طبیعت و ویژگیهای منحصربهفرد این شهرها میپردازیم:
باث
امتیاز فضاهای سبز: ۹۴ درصد
شهر باث انگلستان بهدلیل معماری تاریخی و فضاهای سبز زیبای خود در دنیا شناخته میشود. این شهر نهتنها در محدوده چشماندازهای سرسبز قرار دارد، بلکه خود شهر نیز پر از فضاهای سبز کوچک و نیز گسترههای طبیعی وسیع نظیر باغ تاریخی پرایر پارک است که قدمت آن به قرن هجدهم بازمیگردد. از مهمترین فضاهای سبز آن میتوان به رویال ویکتوریا پارک اشاره کرد که یکی از بزرگترین پارکهای شهر است و برای پیادهروی و تفریح بسیار خوب است، همچنین باغهای گیاهشناسی باث و فضاهای سبز کنار رودخانه، محیطی آرام و طبیعی در دل شهر ایجاد کردهاند. برنامه شهرهای سبز ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۵ یک «چارچوب زیرساخت سبز» ترسیم میکند که تضمین میکند این شهر «آیندهای پایدارتر، غنیتر از نظر مناظر طبیعی و مقاومتر در برابر تغییرات اقلیمی»، داشته باشد.

مونترآل
امتیاز فضاهای سبز: ۸۸ درصد
مونترآل فقط شهری نیست که بهدلیل گستره فضاهای سبز خود تحسین شود، بلکه نامش نیز از همین موضوع گرفته شده است. در سال ۱۵۳۵، یک کاشف فرانسوی، سه قله معروف این شهر را «مونت رویال» نامید و نام مونترآل از همین عنوان گرفته شد. پارک باشکوه مونت رویال که همچون فرشی سبز بر سطحی بیش از ۱۹۰ هکتار گسترده شده است، نهتنها مسیرهایی برای پیادهروی یا دوچرخهسواری در تابستان دارد، بلکه مکانهای ویژهای برای اسکی صحرانوردی در آن در نظر گرفته شده است. روشن است که مونترآل، تعادلی عالی میان شبکه خاکستری شهری و پهنههای سبز، ایجاد کرده است. علاوه بر چشماندازهای طبیعی بسیار زیبا، رودخانهها، مسیرهای پیادهروی و درختان فراوان، موجب شدهاند مونترآل شهری مناسب برای زندگی، تفریح و فعالیتهای بیرونی باشد.

ریگا
امتیاز فضاهای سبز: ۸۷ درصد
فقط با نگاهی به آمار جدید میتوان گفت که ریگا، اعتبار سبز چشمگیری را از آن خود کرده است. در واقع ۴۷ درصد از اراضی شهر فضای سبز است و ۳۹ درصد نیز پوشش درختی دارد. ریگا همچنین بخشی از «پیمان شهر سبز» اتحادیه اروپاست که با رهبری شهرداران محلی اجرا میشود و تعهدات خود را برای حفاظت از پارکهای شهری بهمنظور پشتیبانی از ریزاقلیم شهر و مقابله با اثرات جزیره گرمایی شهری مشخص کرده است؛ پدیدهای که در آن، فراوانی آسفالت و بتن در شهرها موجب میشود گرمای بسیار بیشتری نسبت به حومه و روستا در خود نگه دارند.

ملبورن
امتیاز فضاهای سبز: ۸۷ درصد
دومین شهر بزرگ استرالیا، که با نام «نارم» نیز شناخته میشود، به تازگی بهعنوان یکی از بهترین شهرهای جهان رتبهبندی شده است که دسترسی آن به طبیعت و فضاهای سبز، بهطور قطع یکی از عوامل این شهر بوده است. وجود درختان خیابانی، مسیرهای دوچرخهسواری و نزدیکی ملبورن به سواحل و طبیعت اطراف، موجب شده است کیفیت زندگی شهروندان در آن بالا باشد، همچنین فضاهای سبز ملبورن به کاهش آلودگی هوا، خنکتر شدن شهر و ایجاد آرامش برای مردم کمک زیادی میکند. یکی از مهمترین فضاهای سبز آن، باغهای گیاهشناسی سلطنتی ملبورن است که مجموعهای بزرگ از گیاهان بومی و غیربومی را در خود جای داده است و برای گردشگران و مردم محلی، بسیار جذاب است.

کیپتاون
امتیاز فضاهای سبز: ۸۶ درصد
این شهر در درهای جای گرفته که به منطقه «کیپ فلورال» معروف است که از نظر زیستی، متنوعترین مناطق جهان و یک میراث جهانی یونسکو بهشمار میرود. این منطقه به ناحیهای اشاره دارد که از نظر پوشش گیاهی بسیار غنی و منحصربهفرد است. کیپ فلورال، بخشی از پادشاهی گیاهی کیپ محسوب میشود و بهدلیل تنوع بسیار بالای گونههای گیاهی، شهرت جهانی دارد. به همین دلیل، کیپتاون و اطراف آن برای دوستداران طبیعت، پژوهشگران و گردشگران بسیار جذاب است. این منطقه علاوه بر ارزش زیستمحیطی، نقش مهمی در حفاظت از تنوع زیستی آفریقای جنوبی دارد.

سنگاپور
امتیاز فضاهای سبز: ۸۶ درصد
طبیعت همیشه در سنگاپور در اولویت بوده است. از سال ۱۹۶۷، هدف این بوده است که این جزیره به یک «شهر-باغ» تبدیل شود و در حال حاضر نزدیک به ۵۰ درصد از زمین آن با فضای سبز پوشیده شده است. سنگاپور بهدلیل ترکیب هماهنگ معماری مدرن با طبیعت و فضاهای سبز، یکی از سبزترین شهرهای جهان بهشمار میرود. این شهر، پارکها و باغهای معروفی مثل «گاردنز بای د بی» و باغ گیاهشناسی سنگاپور دارد و در خیابانها، ساختمانها و حتی پشتبامهای آن نیز پوشش گیاهی دیده میشود.
باغ «گاردنز بای د بی» با مساحت ۲۵۰ هکتار، بهمنزله «ریه سبز» سنگاپور محسوب میشود. هدف مدیران شهری سنگاپور این است که تا سال ۲۰۳۰ به سبزترین شهر جهان تبدیل شود؛ یک طرح سبز پایدار که موجب خواهد شد یک میلیون درخت در شهر کاشته شود و تضمین کند که هر خانوار حداکثر ۱۰ دقیقه پیادهروی با یک فضای سبز، فاصله داشته باشد.
کالیفرنیا در آتش سندی میسوزد
وزش بادهای شدید، شعلههای آتش سندی در کالیفرنیا را به ابزار مرگباری تبدیل کرده که مهار کامل آن تا این لحظه غیرممکن بوده است. این حریق وحشتناک از ساعت ۱۱ صبح روز دوشنبه به وقت محلی در حوالی بلوار «سندی» در شمال غربی لسآنجلس آغاز شد و در حالی که سرعت باد به بیش از ۵۶ کیلومتر بر ساعت میرسید، شعلههای آتش در مدت زمان تنها دو ساعت، وسعتی دو برابری پیدا کرد و هر آنچه را در مسیر خود بود، نابود کرد. بر اساس آخرین گزارش سازمان جنگلبانی و حفاظت از آتش کالیفرنیا، این آتشسوزی تا صبح سهشنبه وسعتی معادل نزدیک به ۱۴۰۰ هکتار را خاکستر کرده است و نکته هولناکتر اینکه، هنوز آتش به طور کامل مهار نشده است. تصاویر هوایی نشان میدهد که دود غلیظی آسمان شهرهای مجاور را پوشانده است.
مقامات محلی در واکنش به این تهدید مستقیم، دستور تخلیه فوری برای ساکنان حداقل ۱۶ منطقه در شهرستانهای ونتورا و لس آنجلس صادر کردهاند که منجر به آوارگی بیش از ۲۳ هزار نفر شده است. نزدیکی آتش به زیرساختهای حیاتی، سطح هشدار را به حداکثر رسانده است، زیرا شعلهها به طرز خطرناکی به کتابخانه ریاستجمهوری رونالد ریگان نزدیک شدهاند که تخلیه شده و به روی عموم بسته باقی مانده است و آشیانه معروف ایر فورس وان آن در منطقهای واقع شده که از نظر تاریخی در برابر آتشسوزیهای بوتهای آسیبپذیر بوده است. علاوه بر این، چندین مدرسه در منطقه آموزشی سیمیولی تحت تأثیر قرار گرفتهاند و همین امر مسئولان را بر آن داشته تا تمام کلاسهای روز سهشنبه را لغو کنند. هرچند مقامات از کاهش جزئی شدت باد در طول شب خبر دادهاند، اما خطر به هیچ وجه تمام نشده است، زیرا سازمان ملی هواشناسی هشدار داده است که دمای گرمتر و رطوبت پایینتر بعدازظهر همچنان ادامه خواهد یافت و خطر آتشسوزی را بالا نگه میدارد و آتشنشانان در تلاش هستند تا قبل از رسیدن موج بعدی بادهای پیشبینیشده اواخر این هفته، خطوط مهار را ایجاد کنند.

کالیفرنیا به عنوان یکی از ایالتهای پیشرو در حوزه فناوری و اقتصاد آمریکا، هر سال با فصل آتشسوزیهای مهیب مواجه است. بررسی عوامل ساختاری، اقلیمی و انسانی نشان میدهد که این ایالت به یکی از آسیبپذیرترین مناطق جهان در برابر آتشسوزیهای گسترده تبدیل شده است. بر اساس پیشبینیهای منتشرشده توسط مرکز هواشناسی AccuWeather، سال ۲۰۲۶ میلادی یکی از سالهای پرمخاطره برای کالیفرنیا خواهد بود، به طوری که کارشناسان پیشبینی میکنند بین ۶۵ هزار تا ۸۰ هزار آتشسوزی در سراسر آمریکا رخ دهد که از این میان، سهم کالیفرنیا بین ۵۰۰ هزار تا ۷۰۰ هزار هکتار زمین سوخته خواهد بود. نکته نگرانکننده اینکه آمار رسمی منتشرشده توسط نهاد آتشنشانی کالیفرنیا (Cal Fire) تا ۲۷ آوریل ۲۰۲۶ نشان میدهد که ۹۳۸ مورد آتشسوزی عمدتاً در مناطق تحت مدیریت این نهاد رخ داده که ۱۱ هزار و ۶۷ هکتار را خاکستر کرده است.
هزینههای مالی آتشسوزیها در کالیفرنیا به ابعاد هشداردهندهای رسیده است. بر اساس مطالعهای که اخیراً به قانونگذاران ایالتی ارائه شده، تأسیس یک صندوق تخصصی برای مدیریت بلایای آتشسوزی به ۳۶ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد. این در حالی است که هزینههای مربوط به آتشسوزی در قبض برق مشترکان تأثیر مستقیم گذاشته است؛ مشترکان شرکت «پاسیفیک گس اند الکتریک» ماهانه ۴۱ دلار اضافی بابت آتشسوزی میپردازند. بازار بیمه نیز عملاً دچار دوگانگی شده است. در مناطق پرخطر، شرکتهای بزرگ بیمه از ارائه خدمات خودداری میکنند و مردم مجبورند به «طرح بیمه فیر» (FAIR Plan) که آخرین راهحل است، مراجعه کنند. سهم این صندوق در مناطق بسیار پرخطر از ۲.۸ درصد در سال ۲۰۱۵ به ۴۳ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است. آتشسوزی ژانویه ۲۰۲۵ لس آنجلس نشان داد که این صندوق توان پرداخت خسارات را ندارد و کسری بودجه آن بالغ بر ۳.۷ میلیارد دلار بود.
بازتعریف ساختار معماری در عصر هوش مصنوعی
شرکتهای معماری امروز با فشار فزایندهای برای تحویل پروژههای شهری با سرعت بیشتر، بودجه محدودتر، مقررات پیچیدهتر و انتظارات بالاتر کارفرمایان روبهرو هستند. مدل سنتی که بر پایه تخصصگرایی، نظارت دستی و مسئولیتهای بخشبندیشده استوار است، دانش حیاتی (همچون ضوابط ارتفاع، عقبنشینی، تراکم، دسترسی معلولان، ایمنی و پهنهبندی) را در اختیار چند معمار ارشد متمرکز میکند. این ساختار موجب میشود فشار کار بر دوش گروه کوچکی باقی بماند و در غیاب آنها، روند تصمیمگیری با توقف یا ارجاع به مشاوران بیرونی همراه شود که هزینه و زمان را افزایش میدهد. از سوی دیگر شکاف میان الزامات پروژههای امروزی و توانایی مدل سنتی، دیگر اندک نیست، بلکه ساختاری شده است.
هوش مصنوعی بهعنوان زیرساخت عملیاتی
هوش مصنوعی اختصاصی معماری از یک ابزار حاشیهای به زیرساخت عملیاتی تبدیل شده است. پلتفرمهایی همچون «ایچی پلن» امکان خواندن اسناد ساختمانی، ارجاع خودکار به مقررات ملی و محلی (همچون ضوابط طرح تفصیلی) و بازگرداندن پاسخهای مستند در عرض چند دقیقه را دارند. این سکوها به جای نقش یک موتور جستوجو، بهعنوان «شریک فکری تیم» عمل گ و به معمار در ارائه قضاوت حرفهای کمک میکنند.

در پروژههای شهری، این قابلیت پیامد مستقیم دارد. برای مثال سیستمی که الزامات حفاظت در برابر حریق را بازبینی میکند، ظرف پنج دقیقه تأیید میکند که نصب دمپرهای حریق الزامی نیست. این خروجی مستند میتواند به صرفهجویی ۲۵۰هزار دلاری منجر شود. هنگامی که این الگو در برابر دهها پرسش مقرراتی در چرخه حیات یک پروژه شهری تعمیم پیدا کند، تأثیر تجمعی آن به بازتعریف نحوه سازماندهی و تحویل کار منجر میشود.
گذار از مدل نیروی کار به مدل اهرمی دانش
در پروژههای شهری، حجم چشمگیری از تکرار شامل پژوهش ضوابط تفصیلی، بررسی تراکم، کنترل کیفیت نقشهها، تطابق با استانداردهای دسترسی و ایمنی وجود دارد. با استفاده از «جریانهای کاری عاملمحور»، این فرایندها به توالیهای نیمهخودکار تبدیل میشوند. سیستم بازبینی اولیه (شناسایی ناهماهنگیها و ثبت نواقص) را انجام میدهد و معماران برای تصمیمهای نهایی وارد میشوند. در نتیجه، بازبینی فهرست برگههای یک مجموعه نقشه ۵۰۰ برگی که ۶ ساعت وقت میگرفت به کمتر از یک ساعت کاهش پیدا میکند. در این مدل جدید، ارزش خلقشده دیگر نه بر حسب ساعت کار، بلکه بر پایه اثربخشی دسترسی، کاربست و اشتراک دانش در سراسر پروژه سنجیده میشود.
دانش نهادی بهعنوان دارایی استراتژیک
در مدل سنتی، دانش نهادی در گفتوگوها و حافظه افراد باقی میماند و با جایگیری در یک نظام اشتراکی، به یک دارایی عملیاتی تبدیل میشود. تیمهای طراحی شهری میتوانند مرور کنند که مسائل مشابه در پروژههای پیشین چگونه حل شده است (برای مثال تفسیر یک بند خاص از ضوابط پارکینگ). در یک دفتر معماری، پرسشهای مرتبط با ضوابط شهری که نیاز به مشاور خارجی داشت، بهصورت داخلی با هزینه کمتر و سازگاری بیشتر پاسخ داده شد. کاهش بازخوردهای منفی از سوی کمیسیونهای مربوط، کاهش تعداد بازارسالها و افزایش کنترل تیم بر بازههای زمانی از نتایج این رویکرد است.

آنچه در حال دگرگونی است، نهتنها ورود ابزارهای نوین، بلکه بازتعریف نحوه سازماندهی کار محسوب میشود. شرکتهایی که دهه آینده را در معماری شهری پیشتاز خواهند بود، آنهایی نیستند که هوش مصنوعی را به حاشیه رویه خود افزودهاند، بلکه آنهایی هستند که ساختار جریان دانش را در سراسر چرخه حیات پروژه از مطالعات امکانسنجی و تحلیل ضوابط منطقهبندی تا اسناد مناقصه و نظارت بر ساخت بازطراحی کردهاند. در این رویکرد، وظایف تکراری خودکار میشوند و معمار به نقش اصلی خود یعنی تفسیر محدودیتهای شهری، ترکیب اطلاعات چندلایه و تصمیمگیری برای شکل دادن به محیط ساختهشده بازمیگردد. عمل معماری به کارگیری راهبردی دانش، پشتیبانی شده توسط نظامهایی که آن دانش را در تمام مراحل جاری و انباشته میسازند، تبدیل خواهد شد.
بر اساس جدیدترین گزارشهای بینالمللی، دو نمونه واقعی و قابل استناد از کاربرد هوش مصنوعی در پروژههای شهری در شهر لسآنجلس آمریکا و بمبئی هند دیده میشود. در لسآنجلس پس از آتشسوزی ویرانگر ژانویه ۲۰۲۵ که بیش از ۱۶ هزار سازه را نابود کرد، معماران و شهروندان از سکوی هوشمند Archistar AI PreCheck برای تسریع بازسازی استفاده کردند. این سیستم با خواندن خودکار مقررات شهرسازی و آتشنشانی، نقشهها را در لحظه بازبینی و مشکلات قابل اصلاح را پیش از ارسال به شهرداری شناسایی میکند. بر اساس گزارش رسمی دفتر شهردار لسآنجلس، این فناوری زمان تصویب مجوزهای ساختمانی را بهشدت کاهش داده و فرایند بازبینی مجدد را به حداقل رسانده است.
در شهر بمبئی نیز یک شرکت توسعهدهنده بزرگ با همکاری یک شرکت برنامهریزی بر پایه هوش مصنوعی موفق شد در یک پروژه مسکونی بزرگ، سطح زیربنای ساختهشده را حدود ۲۰ درصد کاهش دهد. این بهینهسازی از طریق بازطراحی هوشمند پارکینگ و کاهش عمق گودبرداری انجام شد که به گزارش پایگاه Homes & Buildings، نهتنها هزینه ساخت (کاهش مصرف بتن و فولاد) بلکه انتشار کربن ناشی از ساخت را نیز پایین آورد. هر دو مثال نشان میدهند که هوش مصنوعی با تبدیل دانش مقرراتی به یک دارایی عملیاتی، هم زمان بازدهی پروژههای شهری را افزایش و هزینههای مستقیم و زیستمحیطی را کاهش میدهد.

موزهها؛ ستون فقرات گردشگری شهری
بسیاری از شهرهای موزهای که در آنها موزهها، گالریها، بناهای تاریخی و مجموعههای میراثی، بخش مهمی از هویت و جاذبههای گردشگری شهر، پایه و اساس اصلی جذب گردشگر را بر این اماکن قرار میدهند. این شهرها با تبدیل شدن به مقاصد اصلی برای علاقهمندان به تاریخ، هنر، فرهنگ و علم، چرخههای اقتصادی و اجتماعی قدرتمندی را حول محور میراث فرهنگی خود شکل دادهاند. گردشگری فرهنگی در این شهرها، فراتر از یک صنعت صرف، به ابزاری برای حفظ، معرفی و ارزشگذاری میراث تبدیل شده است و در عین حال، به ارتقای کیفیت زندگی ساکنان و تقویت سرمایههای اجتماعی آنها کمک قابل توجهی میکند.
موزهها، فراتر از مخازن آثار تاریخی و هنری، به موتورهای قدرتمندی برای پیشبرد صنعت گردشگری و تقویت هویت شهری تبدیل شدهاند. تأثیرگذاری آنها بر گردشگری چندوجهی است و ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را در بر میگیرد، از جمله ایجاد جاذبههای فرهنگی و تاریخی منحصر به فرد، افزایش مدت زمان اقامت گردشگران و هزینهکرد آنها، تقویت برند و هویت شهری، ایجاد زنجیره ارزش گردشگری و ایجاد حس تعلق و غرور در میان ساکنان. از سوی دیگر، موزهها بهویژه برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به یادگیری، مراکز آموزشی و پژوهشی ارزشمندی هستند که جنبه گردشگری علمی و آموزشی در شهر را تقویت میکند و طیف جدیدی از بازدیدکنندگان را به شهر جذب میکند.

وین؛ پایتخت امپراتوری و نگین موزههای اروپای مرکزی
وین، پایتخت امپراتوری اتریش-مجارستان، شهری است که تاریخ و میراث فرهنگی غنی خود را به بهترین شکل از طریق مجموعهای بینظیر از موزهها و کاخها به نمایش میگذارد. این شهر، با معماری خیرهکننده و فضاهای فرهنگی فراوان، مقصدی ایدهآل برای علاقهمندان به تاریخ، هنر و فرهنگ کلاسیک اروپایی محسوب میشود و موزههای آن نقشی حیاتی در جذب گردشگران و تقویت هویت شهری وین ایفا میکنند.
یکی از مهمترین مراکز فرهنگی و تاریخی وین، مجموعه کاخ هافبورگ است که زمانی مرکز قدرت امپراتوران هابسبورگ بوده است. این مجموعه عظیم، شامل چندین بخش موزهای است که هر کدام داستانی از تاریخ پرفراز و نشیب این امپراتوری را روایت میکنند. موزه سیسی با تمرکز بر زندگی و شخصیت کاریزماتیک امپراتریس الیزابت، توانسته است توجه بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جلب کند. در کنار آن، آپارتمانهای امپراتوری بازدیدکنندگان را به قلب زندگی روزمره خاندان سلطنتی در قرون گذشته میبرد و مجموعه نقره ظرافت و تجمل زندگی درباری را به نمایش میگذارد. این بخشهای موزهای در هافبورگ، نهتنها بهعنوان جاذبههای گردشگری عمل میکنند، بلکه پنجرهای رو به گذشته درخشان وین و اتریش میگشایند.

شکوه موزههای وین تنها به هافبورگ محدود نمیشود. موزه تاریخ هنر یکی از برجستهترین موزههای جهان در زمینه هنر، با مجموعههای استثنایی خود از آثار استادان بزرگ اروپایی، شهرت جهانی دارد. این موزه، گنجینهای از شاهکارهای نقاشی، مجسمهسازی و هنرهای تزئینی را در بر میگیرد و آثاری از هنرمندان نامی چون پیتر بروگل، رافائل، رامبراند و یوهانس ورمیر در آن به چشم میخورد. تماشای این آثار در فضایی معماری شده به سبک دوران امپراتوری، تجربهای فراموشنشدنی برای هر بازدیدکنندهای رقم میزند و جایگاه وین را بهعنوان یکی از پایتختهای هنری جهان تثبیت میکند.

افزون بر این موارد، کاخ شونبرون اقامتگاه تابستانی سابق امپراتوران، بهتنهایی یک جاذبه موزهای عظیم محسوب میشود. بازدید از این کاخ باشکوه، نهتنها فرصتی برای آشنایی با تاریخ خانواده هابسبورگ و سبک زندگی اشرافی در دوران گذشته است، بلکه باغهای وسیع و زیبای اطراف آن نیز، تجربهای دلنشین و آرامشبخش را برای بازدیدکنندگان فراهم میآورد. موزههای وین، با گرد هم آوردن تاریخ، هنر و شکوه امپراتوری، توانستهاند جایگاهی ویژه در صنعت گردشگری اروپا برای خود کسب کنند و سالانه هزاران گردشگر علاقهمند به فرهنگ و تاریخ را به سوی خود فرا میخوانند. این موزهها، روح و هویت وین را در خود حفظ میکنند و آن را به جهانیان عرضه میدارند.

برلین؛ تلفیقی از تاریخ پر فرازونشیب و هنر معاصر
برلین، با تاریخی پیچیده و پرتلاطم، موزههایی منحصربهفرد را در خود جای داده است که آن را به یکی از شهرهای موزهای مهم جهان تبدیل کردهاند. پایتخت پر جنبوجوش آلمان تاریخ پر فراز و نشیب قرن بیستم، از جمله دوران جنگ سرد و تقسیم آلمان، را به شکلی ملموس در خود جای داده است. این شهر، موزههایی منحصربهفرد دارد که نهتنها به روایت تاریخ، بلکه به نمایش هنر معاصر و نوآوریهای فرهنگی میپردازند و برلین را به مقصدی جذاب برای گردشگرانی تبدیل کردهاند که به دنبال ترکیبی از تاریخ، هنر و فرهنگ مدرن هستند.
یکی از مهمترین نمادهای تاریخی برلین، جزیره موزهها است که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. این مجموعه بینظیر که در دل رودخانه اشپری واقع شده، میزبان پنج موزه برجسته است که هر کدام گنجینهای از هنر و تاریخ را در خود جای دادهاند. موزه پرگامون با نمایش بخشهایی از بناهای باستانی از جمله دروازه بازار شهر میلتوس و محراب پرگامون، بازدیدکنندگان را به دوران باستان میبرد. موزه نوئس شهرت خود را مدیون مجسمه نیمتنه نفرتیتی، یکی از نمادینترین آثار مصر باستان است. موزه آلتس مجموعههایی از دوران کلاسیک یونان و روم را به نمایش میگذارد، در حالی که موزه بوده به مجسمهها و مجموعههای هنر بیزانسی اختصاص دارد. گالری ملی جدید نیز آثار هنر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را ارائه میدهد. این مجموعه موزهها، برلین را به یکی از غنیترین مراکز فرهنگی در سطح جهانی تبدیل کرده است.

تاریخ معاصر برلین، بهویژه دوران تقسیم این شهر به دو بخش شرقی و غربی نیز بخش جداییناپذیر هویت موزهای آن را تشکیل میدهد. یادبود دیوار برلین در کنار یادبود هولوکاست، فضایی تأملبرانگیز و تکاندهنده هستند که به بازدیدکنندگان اجازه میدهند تا با ابعاد مختلف تاریخ تاریک قرن بیستم در آلمان و اروپا روبهرو شوند. موزه اشتازی که در محل سابق مقر وزارت امنیت دولتی آلمان شرقی واقع شده است، نگاهی اجمالی به چگونگی نظارت و سرکوب در دوران کمونیسم میاندازد.
موزه تاریخ آلمان یکی از بزرگترین و مهمترین مراکز فرهنگی و آموزشی در برلین است که در آن، تاریخ پرافتخار و پرچالش این کشور از دوران باستان تا به امروز به گونهای جامع و چندوجهی به معرض دید گذاشته شده است. ساختمان موزه در منطقه تاریخی میته قرار دارد و در سال ۱۹۸۷ افتتاح شد، اما بخش عمدهای از مجموعهها و نمایشگاههای آن بر تاریخ معاصر تمرکز دارند.

در بخش دوران باستان، آثار و اشیای مربوط به امپراتوریهای روم و دوران پیش از تاریخ به نمایش گذاشته شده است، اما بیشتر تمرکز بر تاریخ مدرن است؛ از جمله قرون وسطی، دوران رونق امپراتوریهای آلمان، دوره جنگهای جهانی، تقسیم شهر برلین و دیوار برلین و سرانجام، دوره اتحاد مجدد پس از سال ۱۹۹۰. نمایشگاههای این موزه به شیوهای تعاملی و چندرسانهای طراحی شدهاند تا بازدیدکنندگان بتوانند تجربهای غنی و آگاهیبخش پیدا کنند.
یک بخش مهم از این موزه، نمایشگاههای مربوط به جنگ جهانی دوم و دوران نازیها است که به تفصیل وقایع، سیاستها و تأثیرات آن دوره را بررسی میکند. نکته بسیار مهم در طراحی این موزه، توازن بین خاطرهنگاری و آموزش است تا تاریخ تاریک این دوره به نسلهای آینده منتقل شود و عبرتآموزی صورت گیرد.
بخش مربوط به تجدید و بازسازی آلمان پس از جنگ سرد، یکی دیگر از بخشهای برجسته موزه تاریخ آلمان است که چگونگی تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشور پس از جنگ و در دوران تقسیم و اتحاد را نشان میدهد. در کنار موزه، گالریها، کتابخانه و مرکز مطالعاتی ویژه، این مجموعه را به یکی از منابع مرجع برای پژوهشهای تاریخی و فرهنگی در آلمان تبدیل کرده است.

علاوه بر این مراکز تاریخی، برلین بهعنوان قطب هنر معاصر، گالریها و موزههای متعددی دارد که آثار نوآورانه هنرمندان معاصر را به نمایش میگذارند. مرکز پمپیدو برلین و گالریهای متعدد در مناطق میته و کرایزبرگ نشاندهنده پویایی فرهنگی و هنری این شهر هستند. مرکز پمپیدو برلین، پروژهای در دست اجرا و توسعه است که قرار است به نمونهای از نوآوریهای فرهنگی و هنری معاصر در پایتخت آلمان تبدیل شود. در حال حاضر، برلین میزبان برنامهها و نمایشگاههای موقتی این مجموعه است، اما این پروژه در آینده قرار است یک مرکز هنری و فرهنگی جهانی در منطقه میته باشد. این مرکز بهعنوان پلی برای ارتباط میان هنر، فناوری، و جامعه، قرار است بر مبنای الگوهای نوین، امکانات متنوعی از جمله گالریهای دائمی و موقت، فضاهای نمایشگاهی، کارگاههای آموزشی و برنامههای فرهنگی چندسطحی را ارائه کند.
در حال حاضر و همزمان با توسعه نهایی، برنامههای برگزاری نمایشگاههای بینالمللی، کنفرانسهای هنری، ورکشاپهای نوآوری و رویدادهای تداومی در مرکز پمپیدو برلین اجرا میشود. این فضا به منظور نشان دادن روندهای جدید در هنر معاصر، اهمیت زیادی برای جامعه هنری برلین و جهان دارد و با تمرکز بر تبادل فرهنگی، تاثیرگذاری زیادی در ارتقای سطح فرهنگی و هنری برلین دارد.
موزهها و گالریهای برلین، با تلفیق تاریخ غنی و هنر نوآورانه، تجربهای منحصر به فرد را برای بازدیدکنندگان فراهم میکنند و جایگاه این شهر را بهعنوان یک مرکز فرهنگی جهانی تثبیت نمودهاند.

پرندگان زینتی دردسر جدید رم شدند
آنچه حدود ۳۰ سال پیش با فرار یا رهاسازی تعداد معدودی از پرندگان زینتی در رم آغاز شد، امروز به چالشی جدی مدیریت شهری تبدیل شده و مقامات این شهر را به سمت رویکردی جدید و بر پایه داده سوق داده است؛ رویکردی که در آن بهجای تلاش برای ریشهکنی این پرندگان، بر نظارت دقیق، ایمنی عمومی و همزیستی کنترل شده تأکید میشود.
ریشه این ماجرا به اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی بازمیگردد. آن سالها، تعدادی طوطی زینتی که بهعنوان حیوان خانگی نگهداری میشدند، یا از قفسهای خود فرار کردند یا توسط صاحبانشان رها شدند. این پرندگان که به سرما و شرایط سخت اقلیمی عادت نداشتند، بهطرز شگفتانگیزی شهر رم را زیستگاهی مناسب یافتند. برخلاف حومه شهر که زمستانهای سردی دارد، فضای شهری رم بهدلیل تراکم ساختمانها و وجود پارکهای وسیع، ریزاقلیمی گرمتر ایجاد کرده است. علاوهبر این، پارکهای عمومی سرسبز رم همچون ویلا بورگزه و ویلا پامفیلی، منابع غذایی ثابت و فراوانی در تمام فصول سال در اختیار این پرندگان قرار میدهند. درختان کاج چتری و سروهای بلند این پارکها نیز مکانهای امنی برای لانهسازی و تولیدمثل فراهم آوردهاند.
امروزه جمعیت این پرندگان بهطور قابلتوجهی افزایش یافته و صدای جیغهای بلند آنها به بخشی از فضای صوتی باغها و پارکهای رم تبدیل شده است. اما مشکل اصلی جایی است که دو گونه اصلی این طوطیها، هر یک چالش متفاوتی برای برنامهریزان شهری ایجاد میکنند. در حالی که طوطی سبز حلقهدار بهطور عمده بهعنوان مزاحم صوتی شناخته میشود، طوطی کواکر که بومی آمریکای جنوبی است، معمار ماهری است و لانههای بزرگ و سنگینی از شاخههای خشک و ترکه میسازد. جالب توجه است که طوطی کواکر تنها گونه طوطی در جهان است که لانههای اشتراکی و چنداتاقه میسازد؛ سازههایی که گاه وزن آنها به چندین کیلوگرم میرسد.

این لانههای سنگین وقتی روی شاخههای ضعیف درختان کاج چتری یا نخلهای زینتی ساخته شوند، به خطری جدی برای ایمنی عمومی تبدیل میشوند. در خیابانهای شلوغ رم، امکان شکسته شدن شاخهها و سقوط این لانههای سنگین بر سر عابران پیاده یا روی خودروهای در حال حرکت، بسیار واقعی است. بررسیهای میدانی اخیر در پنج پارک بزرگ رم نشان داده است که محققان ۶۶ لانه فعال طوطی کواکر را روی فقط ۳۰ درخت ثبت کردهاند. این پرندگان ترجیح آشکاری به درختان بلند سرو نشان میدهند. لانهها بهطور معمول در ارتفاع ۱۳ تا ۱۴ متری از سطح زمین ساخته میشوند، ارتفاعی که از یکسو امنیت آنها را از دسترس شکارچیان دور نگه میدارد و از سوی دیگر لانههای سنگین را بالای سر شهروندان قرار میدهد.
برخلاف برخی شهرهای اروپایی که اقدام به حذف و کشتار جمعی این پرندگان غیربومی کردهاند، رم رویکرد عملگرایانهتری در پیش گرفته است. مقامات شهری به این نتیجه رسیدهاند که ریشهکنی کامل این پرندگان دیگر واقعبینانه نیست، بهویژه با توجه به اینکه آنها در ظاهر تا حدی در اکوسیستم شهری ادغام شدهاند. سیاست فعلی شهرداری رم بر کنترل و پیشگیری متمرکز است. مداخلات بیشتر زمانی انجام میشود که ایمنی عمومی در معرض خطر قرار گیرد. تیمهای نظارتی مکانهای شناخته شده لانهسازی را تحت نظر دارند و هرگاه لانهای تهدید جدی برای ایمنی شاخهها یا خطوط انتقال برق محسوب شود، اقدام به حذف آن میکنند، البته این حذف لانهها به دقت و در خارج از فصل زادآوری پرندگان انجام میشود تا به جوجهها آسیبی وارد نشود و مقررات مربوط به حمایت از حیوانات رعایت شود.
در عمل، شهرداری رم از یک استراتژی دوگانه پیروی میکند. در مناطق حومه شهر همچون ماکارزه، جایی که گلههای بزرگ طوطیها به باغهای میوه آسیب میزنند، مقامات از بازدارندههای صوتی برای دور نگهداشتن پرندگان استفاده میکنند، اما در مرکز تاریخی شهر که تراکم جمعیت و درختان کهنسال بیشتر است، تأکید اصلی بر فرهنگسازی عمومی است. شهروندان بهطور جدی تشویق میشوند که از تغذیه دستی طوطیها خودداری کنند، زیرا تغذیه مصنوعی تعادل طبیعی را بر هم میزند و رشد جمعیت را به سطحی غیرقابل تحمل شتاب میبخشد.
موزهها از ویترین تاریخ به ناجیان هویت شهری تبدیل شدند
شهرهای موزهای بهعنوان مراکز برجسته تمدن بشری، شهرهایی هستند که هویتشان بر پایه مجموعههای بزرگ هنری، تاریخی و علمی بنا شده است و سالانه میلیونها بازدیدکننده را جذب میکنند. این شهرها نهتنها میراث فرهنگی جامعه خود را حفظ میکنند، بلکه از طریق گردشگری موزهای، اقتصاد محلی را نیز رونق میبخشند. گزارش ۲۰۲۳ یونسکو در چهارچوب شاخصهای فرهنگی نشان میدهد که موزهها و سایتهای فرهنگی ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) گردشگری جهانی را تأمین میکنند که حدود ۱.۲ تریلیون دلار از ۱۲ تریلیون دلار کل درآمد گردشگری است.
این گزارش با بررسی جامع دادههای سال ۲۰۲۲ از ۱۹۳ کشور عضو، نشان میدهد که موزهها سالانه ۱.۵ میلیارد بازدیدکننده را جذب و ۲۹ میلیون شغل مستقیم و غیرمستقیم ایجاد میکنند. پس از دوران همهگیری کووید-۱۹، تولید ناخالص داخلی گردشگری در اروپا به میزان هفت درصد (بر اساس آمار یورواستات) و در آسیا به میزان ۱۲ درصد (بر اساس گزارش سازمان جهانی گردشگری) رشد داشته است. افزون بر این، رشد ۲۵ درصدی بازدیدها به سالهای قبل، تابآوری اقتصادی جوامع را به طور چشمگیری افزایش داده است.

حضور مداوم شهروندان و گردشگران در این فضاها، انسجام اجتماعی را از طریق تعاملات چندفرهنگی همچون برنامههایی که انجمنهای ویژه اجرا میکنند، میتواند اعتماد اجتماعی را تا ۴۰ درصد در شهرها افزایش میدهد. نمایشگاههای تعاملی (همچون آنچه هر سال در موزه لوور پاریس برگزاری میشد) نوآوری فرهنگی را افزایش میدهد و با افزایش نرخ بازدیدکنندگان جوان، خلاقیت را در این گروه از جامعه افزایش میدهد. این پویایی، شهرها را به مدلهای تابآوری بدل میسازد. بری مثال در بحرانها موزهها مراکز فرماندهی فرهنگی میشوند و نرخ بازیابی اجتماعی را تسریع میکنند.
سیل ۲۰۱۹ در توسکانی نمونهای قابلتوجه در این زمینه است که در آن گالریهای هنری از جمله اوفیتزی به پایگاههای داوطلبانه برای پناهگاه و توزیع غذا تبدیل شدند. ۵۰۰ هزار داوطلب از ۲۰ کشور، در خشککردن، تمیزکاری و بازیابی آثار همچون نقاشیهای دلاکروآ و بوتچلی شرکت کردند و بیش از یک میلیون کتاب را نجات دادند تا هویت فلورانسی را حفظ کنند. گزارشها نشان میدهد در این بحران نرخ بازیابی اجتماعی ۳۵ درصد تسریع شد و انسجام اجتماعی ۴۰ درصد بالاتر رفت. به این ترتیب، فلورانس تابآورتر شد و موزهها به نماد «فرهنگ نجاتدهنده» تبدیل شدند.

لندن، پایتخت موزههای بریتانیا
لندن با بیش از ۲۵۰ موزه و گالری که بیشترین در جهان است، بهعنوان پایتخت موزهای اروپا شناخته میشود و مجموعهای بینظیر از تاریخ بشری را در خود جای داده است که سالانه بیش از ۵۰ میلیون بازدیدکننده جذب میکند. موزه بریتانیا با ۵.۹ میلیون بازدیدکننده در ۲۰۲۳ (رشد پساکرونا) و مجموعه هشت میلیونی اشیا از دو میلیون سال تاریخ (از سنگ روزتا تا مجسمههای یونانی)، قلب تپنده فرهنگ و هویت این شهر است و رایگان بودن ورودی آن، دسترسی عمومی را تضمین میکند.
موزه تاریخ طبیعی (با نزدیک به ۷.۱ میلیون بازدید در سال)، تیت مدرن (با حدود ۶.۷ میلیون بازدید) و موزه ویکتوریا و آلبرت سالانه میلیاردها پوند گردش مالی برای این شهر ایجاد میکنند. این موزهها با بودجه سالانه بیش از یک میلیارد پوند، ۲۰۰ هزار شغل فرهنگی ایجاد میکنند. حضور گسترده شهروندان و گردشگران در رویدادهای رایگان موزهها و رویدادهای دیجیتال همچون تورهای مجازی، حدود ۲۰ درصد از درآمد گردشگری لندن را تأمین میکند و هویت چندفرهنگی این شهر را از طریق تعاملات روزانه و برنامههای مشترک زنده نگه میدارد.

رویدادهای فضای باز موزههای لندن با ادغام هنر و فرهنگ در پارکها و خیابانهای شهر، حضور جمعی شهروندان و بازدیدکنندگان را تقویت کرده و لندن را به شهری پویا و زنده بدل کردهاند. برای نمونه، رویداد بستیوال در هاید پارک در سال ۲۰۲۴ با حضور بیش از ۲۰۰ هزار شرکتکننده، با اجرای برنامههای موسیقی کلاسیک در کنار نمایشگاههای هنری، گردش مالی ۵۰ میلیون پوند برای این شهر ایجاد کرد.
رویدادهای شبانه، کارگاههای آموزشی رایگان همراه با غذاهای خیابانی و نمایشهای زنده، انسجام اجتماعی را در شهر ترویج میدهند. هاید پارک هر ژانویه میزبان رویدادهای زمستانه و نمایشگاههای موقت موزه علم است. بر اساس گزارشهای موجود، این برنامهها نرخ رضایت ۹۵ درصدی دارند، اقتصاد محلی را با افزایش ۳۰ درصدی فروش در پارکها احیا میکنند و موزهها را از فضاهای بسته به مراکز شهری زنده و پویا تبدیل کردهاند.

پاریس، شهر نور و هنر
پاریس بهعنوان یکی از غنیترین شهرهای جهان از نظر میراث موزهای، بیش از ۱۸۰ موزه و ۳۵۰ گالری را در خود جای داده است که آن را در رتبهبندیهای فرهنگی همچون شاخص «پایتختهای فرهنگی اروپا» با امتیاز ۱۶۶ از ۲۰۰ که بالاترین امتیاز است، در رده عالی قرار میدهد. این امتیاز بر اساس معیارهایی همچون تعداد آثار (بیش از ۱۰ میلیون شی)، بازدیدکنندگان (۱۱۵ میلیون سالانه پیشاکرونا)، تنوع (از باستانشناسی تا هنر مدرن) و تأثیر اقتصادی (۲۵ میلیارد یورو تولید ناخالص داخلی گردشگری) محاسبه شده است. در این رتبهبندی، موزه لوور به تنهایی ۹۰ امتیاز (از ۱۰۰ ممکن) را کسب کرد و موزه پرگامون برلین را پشت سر گذاشت.
موزه لوور، قلب تپنده این مجموعه بود که با ۳۸۰ هزار مترمربع مساحت و ۳۸ هزار اثر برجسته (مونالیزا، ونوس میلویی، قانون حمورابی)، در ۲۰۲۳ رکورد ۸.۹ میلیون بازدیدکننده را زد. این موزه با بودجه ۳۰۰ میلیون یورویی سالانه، ۵۰ هزار شغل مستقیم ایجاد میکرد و نمایشگاههای موقت نوآوری را ترویج میداد. موزه اورسی، با تمرکز بر جنبش هنری امپرسیونیسم (۱۲۰۰ تابلو از مونه، ونگوگ و رنوار)، ۳.۲ میلیون بازدیدکننده جذب میکند و امتیاز ۸۵ فرهنگی دارد. موزه سن مارتن نیز با مجموعههای دکو، ۲.۱ میلیون نفر را میزبانی میکند و به حفظ هویت هنری قرن نوزدهم فرانسه و اروپا کمک ارزشمندی کرده است.
موزههای پاریس با اجرای برنامههای مشارکتی و فراگیر از جمله شبهای موزه که سالانه ۱.۵ میلیون نفر را به خود جذب میکند و با فراهم آوردن دسترسی رایگان برای جوانان، نقش مهمی در تقویت انسجام اجتماعی و ایجاد فضاهای مشترک فرهنگی ایفا میکنند. طبق گزارش موزه لوور در سال ۲۰۲۴، نرخ رضایت بازدیدکنندگان به ۹۲ درصد رسیده است و با تأمین ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی شهر معادل ۱۵۰ میلیارد یورو، اقتصاد فرهنگی پاریس را تقویت کرده و به الگویی موفق و الهامبخش برای دیگر شهرهای موزهای جهان تبدیل شده است.

نظر شما