به گزارش خبرگزاری ایمنا از آذربایجان شرقی، مسیر خدمت گاه از شکوه سازههای بزرگ میگذرد و به سکوت سنگین کوهستان میرسد؛ جایی که نفسها در هوای سرد بند میآید و زمان انگار برای لحظهای میایستد؛ این سکوت گاهی پیشدرآمدی بر رویدادهایی است که تاریخ را دگرگون میکند.
سیام اردیبهشت ۱۴۰۳ آذربایجان شرقی یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر خود را تجربه کرد، روزی که سفر استانی رئیسجمهور شهید و همراهانش با حادثه سقوط بالگرد در منطقه ارسباران به پایان رسید و ملت ایران را در غمی بزرگ فرو برد.
خبرنگاران و عکاسانی که از ساعات ابتدایی سفر در کنار کاروان دولت حضور داشتند، خود به شاهدان نخستین لحظات بحران و جستوجوی شبانه تبدیل شدند؛ شبی که امید و اضطراب در دل مه، باران و سرمای کوهستان در هم آمیخته بود.
این لحظاتِ پرتنش، همانجایی بود که عکاسان و خبرنگاران نهتنها بهعنوان ناظران بلکه بهعنوان بخشی از آن صحنه پرالتهاب حضور داشتند؛ آنها در میان مه غلیظ و بارانِ سرد تلاش میکردند تا لحظهبهلحظه رویدادها را ثبت کنند، در حالی که دلشان پر از نگرانی برای سرنوشت عزیزان در راه خدمت بود.
مسعود سپهرینیا، عکاس خبرگزاری ایمنا می گوید: سیام اردیبهشت سال ۱۴۰۳ و در جریان سفر رئیسجمهور شهید به آذربایجان شرقی، بهعنوان عکاس خبرگزاری ایمنا مشغول پوشش خبری افتتاح سد خداآفرین بودیم؛ پس از پایان برنامه، قرار شد آیتالله سیدابراهیم رئیسی به همراه هیئت همراه از منطقه مرزی به سمت پالایشگاه حرکت کنند.
وی میافزاید: به سمت تبریز زمینی در مسیر بودیم که خبر رسید بالگرد حامل رئیسجمهور دچار «فرود سخت» شده است؛ به همراه یکی از دوستان رسانهای بلافاصله به سمت محل حادثه حرکت کردیم، در طول مسیر اخبار ضدونقیض زیادی منتشر میشد و هیچکس تصویر دقیقی از ابعاد حادثه نداشت.

سنگینی آن لحظه هنوز هم از ذهنم پاک نشده است
عکاس خبری ادامه میدهد: در همان لحظات و بهصورت اتفاقی با آهنگ ترکی «سلام آلهاشمه، سلام دلبره» روبهرو شدم؛ مدام دعا میکردم خبرها صحت نداشته باشد و حادثه بدون تلفات به پایان برسد تا هیچگاه مجبور نشویم این آهنگ را برای وداع و سوگواری استفاده کنیم.
سپهرینیا حال و هوای آن روز را برایمان اینگونه توصیف میکند «وقتی به محل فرماندهی عملیات جستوجوی بالگرد رسیدیم، هوا بهشدت سرد، بارانی و مهآلود بود. نیروهای امدادی از همان ساعات اولیه در منطقه حضور داشتند و علاوهبر نیروهای امدادی استان، مردم محلی و اهالی روستاها نیز پای کار آمده بودند. بیش از ۸۰۰ خودرو در محل فرماندهی حضور داشتند و هر گروه به شکلی در حال جستوجو و رصد منطقه بود.
در همان ساعات اولیه چندین گزارش و تصویر به خبرگزاری مخابره کردم، اما اواخر شب خبر تلخ شهادت به ما رسید؛ خبری که باورش برای ما که تنها چند ساعت پیش در کنار این عزیزان بودیم، بسیار دشوار بود. در نخستین فرصت خبر شهادت را مخابره کردم، اما سنگینی آن لحظه هنوز هم از ذهنم پاک نشده است.
انتقال پیکر مطهر شهدا بهدلیل شرایط نامساعد جوی و صعبالعبور بودن منطقه با سختی فراوان انجام میشد؛ بارش شدید باران و گلولای گسترده عملیات امداد و جستوجو را بسیار دشوار کرده بود با این حال امدادگران از استانهای مختلف با تمام توان در منطقه حضور داشتند و لحظهای دست از تلاش برنمیداشتند.»
عکاس خبرگزاری ایمنا با بیان اینکه پیش از اعلام خبر شهادت همه افراد سوار بر بالگرد همه امیدوار بودند حداقل حجتالاسلام آلهاشم بهواسطه تماسهایی که با هلالاحمر برقرار شده بود زنده پیدا شوند، ادامه میدهد: همین امید موجب شده بود نیروهای امدادی خود را به آب و آتش بزنند، اما شرایط سخت منطقه اجازه پیشروی آسان را نمیداد.
سپهرینیا تاکید میکند: پس از انتقال پیکر شهدا، از ورزقان به سمت تبریز حرکت کردیم و زمانی که به شهر رسیدیم حضور گسترده و بینظیر مردم در مراسم تشییع پیکر شهدا، صحنهای فراموشنشدنی رقم زده بود؛ در طول ۱۵ سال فعالیت رسانهای هرگز چنین جمعیت و چنین حجمی از اندوه و همدلی را ندیده بودم.
وی اظهار میکند: شهادت همه آنها برای ما سنگین و جانکاه بود، اما شهادت حجتالاسلام آلهاشم برای مردم آذربایجان حالوهوای دیگری داشت، در آن روزها بهدلیل یک سانحه رانندگی دچار شکستگی پا شده بودم و ایشان همواره جویای احوال بنده بودند. آخرینبار نیز تنها سه روز پیش از حادثه احوال بنده را پرسیده بودند و همین موضوع، داغ نبود ایشان را برایم سختتر و دردناکتر کرد.

شاهد یک کار تیمی منسجم بودیم
شاهین بدرحیدری، سرپرست خبرگزاری ایمنا در آذربایجان شرقی از آن لحظات دشوار و کار منسجم تیم رسانهای میگوید: پس از اعلام خبر فرود سخت بالگرد حامل رئیسجمهور و همراهان ایشان، با هماهنگی امور استانهای خبرگزاری ایمنا، پوشش ویژه اخبار و تحولات حادثه آغاز شد. در همان ساعات اولیه، آقای سپهرینیا که به محل حادثه نزدیکتر بود، به منطقه اعزام شد تا اخبار میدانی را پوشش دهد.
وی می افزاید: بنده چند ساعت بعد به همراه تعدادی از دوستان رسانهای و با یک خودروی دیگر، حوالی ساعت ۱۹ به سمت شهرستان ورزقان حرکت کردم، در تمام طول مسیر ارتباط ما با مرکز خبرگزاری و خبرنگار اعزامی به منطقه برقرار بود و لحظهبهلحظه اخبار و اطلاعات را رصد میکردیم.
سرپرست خبرگزاری ایمنا در آذربایجان شرقی ادامه میدهد: شرایط حاکم بر منطقه بسیار سخت و نگرانکننده بود، اما آنچه بیش از هر چیز ما را آزار میداد، نامشخص بودن وضعیت بالگرد و سرنشینان آن بود. این بلاتکلیفی، فضای سنگینی را بر منطقه و فعالان رسانهای حاکم کرده بود.
بدرحیدری عنوان میکند: حوالی ساعت ۲۲ به ورزقان رسیدیم، در مسیر خودروهای متعددی با پلاک استانهای مختلف کشور مشاهده میشد که نشان میداد حادثه ابعاد ملی پیدا کرده است و نیروهای امدادی و رسانهای از سراسر کشور راهی منطقه شدهاند.
وی ادامه میدهد: در زمان ورود ما به شهر ورزقان، باران شدیدی در حال باریدن بود، در همان شرایط، چندین گزارش از وضعیت آبوهوایی منطقه، روند عملیات جستوجو و حضور امدادگران استانهای مختلف تهیه و مخابره کردیم.

« ساعاتی بعد و پس از اعلام خبر شهادت رئیسجمهور و همراهانش، بلافاصله به تبریز بازگشتیم تا آیین تشییع شهدای خدمت را پوشش دهیم. یکی از اتفاقات جالب و قابل توجه برای بنده، اقدام خودجوش یکی دیگر از خبرنگاران ایمنا در آذربایجان شرقی بود که در نخستین ساعات روز سیویکم اردیبهشت، پس از اعلام خبر شهادت، بدون هماهنگی قبلی در مقابل بیت امام جمعه تبریز حاضر شد و گزارشی میدانی از حضور و واکنش مردم تهیه و برای خبرگزاری ارسال کرد.»
این فعال رسانهای با اشاره به پوشش خبری آیین تشییع شهدای خدمت اظهار می کند: در این مراسم تمام خبرنگاران ایمنا در آذربایجان شرقی، بهدلیل گستردگی حضور مردم در مناطق مختلف شهر، در نقاط گوناگون مرکز تبریز مستقر شدند و با تهیه گزارشهای تصویری و ویدئویی، پوششی گسترده و کمنظیر از این مراسم ارائه کردند.
بدرحیدری ادامه میدهد: خبرگزاری ایمنا در آذربایجان شرقی، در یکی از سختترین و حساسترین آزمونهای رسانهای خود، با تلاش، هماهنگی و کار تیمی توانست سربلند عمل کند.
به گزارش ایمنا، وقتی کوههای ارسباران در سکوت فرو رفت، مردم و رسانهها با هم فریادِ همدلی سر دادند و فصلی جدید از ایستادگی را در کتاب تاریخ نوشتند. آن شب کوهستان ساکت شد، اما قلب ایران به تپش درآمد.
خبرنگاران و مردم با هم و در کنار هم درس ایستادگی و همدلی را در کتاب تاریخ نوشتند و حالا نوبت ماست که با پاسداشت یاد و نام این شهیدان راهشان را ادامه دهیم.
نظر شما