به گزارش خبرگزاری ایمنا، صنعت فولاد بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی توسعه صنعتی و اقتصادی کشورها، نقشی فراتر از تولید مقاطع فلزی ایفا میکند و بهعنوان زیرساخت اصلی صنایع پاییندستی از جمله خودروسازی، ساختوساز، ماشینسازی و تولید لوازم خانگی محسوب میشود. در شرایط کنونی که تنشهای ژئوپلیتیک، تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای بینالمللی بر زنجیرههای تأمین جهانی تأثیرگذار است، تابآوری و پایداری صنایع استراتژیک از اهمیت دوچندانی برخوردار شده است. صنعت فولاد ایران با ظرفیت تولید سالانه بیش از چند میلیون تن و سهم قابلتوجه در بازارهای منطقهای، در معرض چالشهای ساختاری متعددی قرار دارد که حل نشدن بهموقع آنها میتواند تهدیدی جدی برای امنیت اقتصادی کشور محسوب شود.
تحلیل وضعیت موجود نشان میدهد که فرسودگی تجهیزات، وابستگی به واردات قطعات حیاتی، ناکارآمدی مدلهای تأمین مالی سنتی و عقبماندگی از استانداردهای زیستمحیطی جهانی، چهار چالش اصلی این صنعت را تشکیل میدهند، در این راستا ضرورت بازنگری بنیادین در راهبردهای توسعه، نوسازی فناوری، بومیسازی عمیق و گذار به سمت فولاد سبز، نهتنها یک گزینه بلکه یک الزام راهبردی برای حفظ رقابتپذیری و جایگاه منطقهای ایران تلقی میشود، این مقاله به تحلیل ابعاد مختلف این چالشها و ارائه راهکارهای عملیاتی میپردازد.

پیشنهاد راهکار نوین تأمین مالی
مینا جعفری، رئیس کمیسیون صنعت و معدن سازمان مشاوران و متخصصان ملل اسلامی (اینسکو) در گفتوگو با خبرنگار ایمنا ضمن تأکید بر اینکه در شرایط تنشهای گسترده و بیسابقه میان ایران و برخی کشورهای منطقه و فرامنطقهای، نقش صنایع مادر و زیربنایی همچون فولادسازیهای بزرگ کشور از حوزه بهصرف اقتصادی فراتر رفته و به یک ضرورت امنیت ملی و راهبردی تبدیل شده است، اظهار کرد: جنگهای امروزی دیگر تنها در میدانهای نظامی تعریف نمیشوند؛ بلکه در شریانهای تولید در زنجیرههای تأمین، در تابآوری صنعتی و در توانایی حفظ چرخه تولید در شرایط بحرانی شکل میگیرند. صنعت فولاد کشور بهعنوان یکی از بزرگترین و راهبردیترین بخشهای صنعتی، نیازمند یک بازآفرینی بنیادین، یک تحول ساختاری عمیق و یک نگاه نوین به مدیریت در شرایط بحران است.
وی توضیح داد: باید درک کنیم که اقتصاد منطقه بهشدت به هم پیوسته است. هر اختلال، هر توقف، هر کاهش ظرفیت در صنعت فولاد ایران، بهطور مستقیم قیمت تمامشده پروژههای عمرانی و زیرساختی در عراق، افغانستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار میدهد. این وابستگی متقابل یک واقعیت انکارناپذیر است، از سوی دیگر تحریمهای احتمالی جدید، محدودیتهای مالی بینالمللی و نوسانات شدید ارزی ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک با آمریکا و متحدانش، مدلهای کلاسیک و سنتی تأمین مالی را در این صنعت بهطورکامل ناکارآمد و غیرقابل اتکا کرده است. دیگر نمیتوانیم به روشهای قدیمی تکیه کنیم.
رئیس کمیسیون اینسکو با اشاره به کندی، پیچیدگی و آسیبپذیری بالای تأمین مالی سنتی از سیستم بانکی در شرایط اضطرار ژئوپلیتیک و فشارهای بینالمللی، پیشنهاد گذار از بودجهریزی دولتی محض به سمت یک «مدل بانکداری سرمایهگذاری داخلی» و مشارکتی را مطرح کرد و گفت: راهکار من ایجاد یک «صندوق دفاع و توسعه صنعت فولاد» است، این صندوق میتواند با انتشار اوراق قرضه پروژهمحور با پشتوانه محصول نهایی فولاد، نقدینگی سرگردان و بلاتکلیف موجود در جامعه را جذب کند و سرمایههای خرد مردم را در برابر تورم فزاینده مصون نگه دارد. این یک راهکار دوسویه است؛ هم منابع مالی پایدار برای نوسازی و توسعه صنعت فولاد فراهم میشود و هم مردم میتوانند سرمایههای خود را در یک پروژه ملی و راهبردی با بازدهی مشخص سرمایهگذاری کنند، این مدل مهندسی مالی مردمی است که میتواند جایگزین وابستگی به منابع خارجی یا بودجههای دولتی محدود شود.
جعفری با مقایسه وضعیت ایران با رقبای منطقهای همچون ترکیه و عربستان سعودی که با حمایتهای مالی و فناوری غربی به سمت «فولاد سبز»، «فولاد کمکربن» و «فولاد هیدروژنمحور» حرکت میکنند، اشاره کرد: ایران همچنان با تجهیزات قدیمی، فرسوده و پرمصرف انرژی درگیر است، این تجهیزات نهتنها بهرهوری پایینی دارند و هزینههای تولید را بالا میبرند، بلکه بزرگترین و آشکارترین نقاط ضعف امنیتی ما در برابر حملات سایبری، جنگ الکترونیک و تهدیدات نوین امنیتی محسوب میشوند. سیستمهای کنترل صنعتی قدیمی، سیستمهای SCADA فرسوده، نبود لایههای امنیتی چندگانه، همه و همه ما را در برابر حملات هدفمند آسیبپذیر کردهاند. بازسازی واحدهای فولادسازی بدون نصب مجدد، بهروزرسانی کامل و جایگزینی سیستمهای آنالوگ و قدیمی با فناوریهای دیجیتال، هوشمند و مقاوم، یک خطای راهبردی بزرگ و جبرانناپذیر است.
وی تأکید کرد: دولت و مسئولان سیاستگذار باید بهطور کامل درک کنند که کربنزدایی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و حرکت به سمت «فولاد هیدروژنمحور» و «فولاد سبز» تنها یک شعار زیستمحیطی نیست، بلکه تنها راه واقعی و عملی برای دور زدن تحریمهای سبز آینده اتحادیه اروپا، دسترسی به بازارهای جهانی و حفظ رقابتپذیری بینالمللی است. بدون این تحول، ما از بازارهای اصلی جهان حذف خواهیم شد، علاوهبر این نیاز فوری و حیاتی به ایجاد یک «دوقلوی دیجیتال» (Digital Twin) از کل خطوط تولید، زنجیرههای تأمین و فرایندهای عملیاتی صنعت فولاد داریم. این دوقلوی دیجیتال باید بتواند در زمان واقعی، خسارات احتمالی ناشی از حملات فیزیکی، حملات سایبری، قطعی برق، اختلال در تأمین مواد اولیه یا هر بحران دیگری را شبیهسازی کند و بلافاصله مسیرهای جایگزین تولید، سناریوهای بحران و راهکارهای عملیاتی را فعال کند. این یک ضرورت امنیتی و عملیاتی است.
اهمیت حفظ سهم بازار و نوسازی تکنولوژیک
رئیس کمیسیون اینسکو افزود: بازیگران بزرگ بینالمللی همچون چین که خریدار اصلی و راهبردی مقاطع فولادی ایران هستند، بهدنبال امنیت تأمین بلندمدت، پایداری تولید و قابلیت اطمینان در شرایط مختلف هستند. اگر ما نتوانیم تضمین کنیم که تولید ما در برابر تنشهای ژئوپلیتیک، تحریمها، بحرانهای منطقهای و حملات احتمالی پایدار و مستمر خواهد بود، آنها بدون تردید به سمت جایگزینی ایران با رقبای کمریسکتر، پایدارتر و قابلاعتمادتر همچون هند، روسیه، اندونزی یا حتی کشورهای آفریقایی حرکت خواهند کرد، از دست دادن این بازارها به معنای از دست دادن درآمدهای ارزی، اشتغال و جایگاه راهبردی ایران در منطقه است، بنابراین هر دلار، هر ریال، هر سرمایهگذاری که صرف نوسازی تکنولوژیک، دیجیتالیسازی و ارتقای فناوری صنعت فولاد میشود، در واقع سرمایهگذاری مستقیم برای حفظ سهم ۸ تا ۱۰ درصدی ایران از تجارت فولاد خاورمیانه و بازارهای صادراتی است، که این یک سرمایهگذاری راهبردی است.

نقاط ضعف در زنجیره تأمین و لزوم بومیسازی عمیق
جعفری با اشاره به پیشرفتهای فناوری در صنعت فولاد جهان گفت: کورههای قوس الکتریکی مدرن مجهز به هوش مصنوعی، سیستمهای یادگیری ماشین و کنترلهای هوشمند، مصرف انرژی را تا ۲۰ درصد کاهش میدهند، کیفیت محصول را افزایش میدهند و در عین حال در مقابل حملات سایبری، نفوذهای شبکهای و دستکاریهای خرابکارانه بسیار مقاومتر و ایمنترند، اما بزرگترین و خطرناکترین نقطه ضعف ما، وابستگی عمیق و ساختاری به تأمین قطعات حساس، بحرانی و راهبردی همچون تیغههای توربین، یاتاقانهای صنعتی، سنسورهای دقیق، سیستمهای کنترل PLC، نرمافزارهای صنعتی و قطعات الکترونیکی پیشرفته از شرکتهای اروپایی، آمریکایی و ژاپنی است. این وابستگی، بزرگترین پاشنه آشیل صنعتی ایران است. در واقع، تولید ما «به شرط اجازه دشمن» و «به شرط قطع نشدن زنجیره تأمین خارجی» ادامه پیدا میکند. این یک واقعیت تلخ اما انکارناپذیر است.
وی تأکید کرد: بنابراین، نگاه ما به بومیسازی باید بهطور بنیادین تغییر کند. دیگر نباید بومیسازی را بهصرف کپیسازی قطعات ساده، مونتاژ محصولات وارداتی یا تولید قطعات کماهمیت تعریف کنیم. بومیسازی واقعی یعنی«تملک کامل دانش فنی، دانش طراحی، دانش مهندسی و توانایی تولید مستقل تجهیزات پیچیده، حساس و راهبردی». این یک تغییر پارادایم است. ما باید از واردات و وابستگی به سمت استقلال فناوری حرکت کنیم.
راهبرد عملیاتی پیشنهادی
رئیس کمیسیون اینسکو راهبرد عملیاتی خود را چنین تشریح کرد: پیشنهاد من تشکیل یک «کنسرسیوم ملی قطعات راهبردی» تحت رهبری، هماهنگی و نظارت بزرگترین واحدهای فولادسازی کشور است. این کنسرسیوم باید شامل تمام تولیدکنندگان داخلی قطعات صنعتی، دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، شرکتهای دانشبنیان و استارتاپهای فناور باشد. ما باید یک«بانک ملی قطعات حیاتی» ایجاد کنیم؛ یک مخزن راهبردی از قطعات بحرانی که در شرایط اضطراری، تحریم یا قطع زنجیره تأمین، بتواند تداوم تولید را تضمین کند، همچنین نیاز به یک سیستم ERP ملی یکپارچه، هوشمند و بلادرنگ داریم که تمام تأمینکنندگان داخلی، تولیدکنندگان، انبارها، مراکز توزیع و واحدهای تولیدی را بهصورت یک شبکه هوشمند، پویا و قابل رصد به هم متصل کند، این دیگر یک پیشنهاد یا یک گزینه نیست، این یک ضرورت حیاتی پدافند غیرعامل، یک نیاز امنیت ملی و یک الزام بقای صنعتی است.

جعفری در پاسخ به این پرسش که در صورت تداوم و تشدید تنشها، کدام بخشها و حلقههای زنجیره تولید بیشترین شکنندگی و آسیبپذیری را نشان خواهند داد، گفت: بدون شک و تردید، بخش لجستیک، حملونقل دریایی، کشتیرانی، بیمه محمولههای صادراتی و تأمین مواد اولیه وارداتی همچون فروآلیاژها، عناصر کمیاب، افزودنیهای شیمیایی و برخی مواد اولیه خاص بیشترین شکنندگی، بیشترین حساسیت و بیشترین آسیبپذیری را در برابر تحریمها، محدودیتهای بینالمللی و تنشهای منطقهای دارند، اما هشدار من بسیار جدیتر از این است، اگر استراتژی سهگانهای که من پیشنهاد کردم(یعنی مهندسی مالی مردمی و مشارکتی، گذار سریع و هدفمند به فولاد سبز دیجیتال و بومیسازی عمیق و راهبردی) ظرف شش ماه آینده بهطور جدی، عملیاتی و با تخصیص منابع کافی اجرا نشود، نهتنها صنعت فولاد، بلکه کل صنایع پاییندستی وابسته به فولاد شامل خودروسازی، ساختوساز، تولید لوازم خانگی، صنایع ماشینسازی و صدها واحد تولیدی کوچک و متوسط با خطر جدی خاموشی، تعطیلی، کاهش شدید تولید و از دست دادن اشتغال روبهرو خواهند شد، این یک هشدار است، و یک یک پیشبینی بدبینانه نیست.
نیاز به نوزایش ساختاری و مدیریت در زمان جنگ اقتصادی
وی تأکید کرد: زمان اصلاحات تدریجی، زمان تغییرات آهسته، زمان انتظار و تأمل به پایان رسیده است. حوادث اخیر منطقه، تنشهای ژئوپلیتیک، فشارهای بینالمللی و تحولات سریع جهانی، همه و همه زنگ خطری بلند و روشن برای ما هستند تا تفاوت بنیادین، عمیق و ساختاری میان مدیریت در زمان صلح و مدیریت در زمان جنگ اقتصادی را درک کنیم. صنعت فولاد کشور امروز نیازمند یک نوزایش ساختاری، یک تحول بنیادین، یک تغییر پارادایم در تفکر، برنامهریزی و اجرا است، ما باید از حالت واکنشی انفعالی و بحرانزده خارج شویم و با اتکا به سرمایهگذاریهای هوشمند، هدفمند و راهبردی، با بهرهگیری از تکنولوژیهای آیندهنگر، پیشرفته و مقاوم، و با تکیه بر بومیسازی راهبردی، عمیق و واقعی، صنعت فولاد را به پرچمدار اقتدار صنعتی ایران، به نماد توانمندی فناوری کشور و به الگوی موفق مدیریت در بحران در جهانی که بهسرعت در حال تغییر، تحول و بازتعریف است، تبدیل کنیم. این یک انتخاب نیست؛ این یک ضرورت بقا است.
به گزارش ایمنا، صنعت فولاد ایران در آستانه یک نقطه عطف راهبردی قرار دارد. تداوم رویکردهای سنتی در تأمین مالی، وابستگی به تجهیزات فرسوده و توجه نکردن به الزامات زیستمحیطی جهانی، میتواند منجر به از دست رفتن سهم ۸ تا ۱۰ درصدی بازار منطقهای و فروپاشی زنجیره صنایع پاییندستی شود. راه نجات در اجرای فوری استراتژی سهگانه نهفته است: اول، گذار از تأمین مالی بانکی به مدل مشارکت مردمی از طریق صندوقهای تخصصی؛ دوم، جهش فناورانه به سمت فولاد سبز و دیجیتالیسازی خطوط تولید با ایجاد دوقلوی دیجیتال؛ سوم، بومیسازی عمیق قطعات حیاتی و ایجاد ERP ملی یکپارچه. این تحول بنیادین نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای بقای صنعتی و امنیت ملی در عصر جنگهای اقتصادی است. پنجره زمانی برای اقدام، حداکثر شش ماه تخمین زده میشود.
نظر شما