به گزارش خبرگزاری ایمنا، سفر «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا به پکن در روزهای بیستوچهارم و بیستوپنجم اردیبهشت ۱۴۰۵، از سوی رسانههای آمریکایی بهعنوان تلاشی برای احیای موقعیت متزلزل واشنگتن در رقابت با چین معرفی شد؛ سفری که قرار بود همزمان چند بحران را مدیریت کند؛ از مهار قدرت اقتصادی چین گرفته تا فشار بر تهران و کاهش وابستگی پکن به نفت ایران.
تنها چند ساعت پس از پایان این سفر، شکاف میان روایت آمریکایی و مواضع رسمی چین، واقعیتی متفاوت را آشکار کرد، واقعیتی که بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه شکست راهبردی ترامپ در برابر پکن توصیف کردند.
ترامپ پس از دیدار با «شی جینپینگ» مدعی شد چین با خرید نفت از آمریکا موافقت کرده و کشتیهای خود را به تگزاس، لوئیزیانا و آلاسکا خواهد فرستاد. این ادعا بلافاصله در رسانههای نزدیک به جمهوریخواهان بهعنوان یک «دستاورد بزرگ اقتصادی» بازتاب یافت، اما آنچه پکن منتشر کرد، هیچ شباهتی به روایت هیجانی کاخ سفید نداشت.
خبرگزاری رسمی شینهوا در گزارش خود تنها از «گفتوگو درباره ثبات راهبردی» سخن گفت و هیچ اشارهای به توافق نفتی نکرد. وزارت خارجه چین نیز نهتنها ادعای ترامپ را تأیید نکرد، بلکه تأکید کرد اولویت پکن «ثبات خلیج فارس» و «امنیت انرژی جهانی» است؛ عباراتی که در ادبیات دیپلماتیک چین، معنایی روشن دارد: پکن حاضر نیست امنیت انرژی خود را به خواستههای واشنگتن گره بزند.
روایت آمریکایی، سکوت چینی
تفاوت آشکار میان متن آمریکاییها و بیانیه رسمی چین، مورد توجه بسیاری از تحلیلگران قرار گرفت. آمریکاییها جزئیات فراوانی از توافقات ادعایی منتشر کردند، اما طرف چینی به کلیاتی مبهم بسنده کرد؛ موضوعی که به باور کارشناسان نشان میدهد پکن نهتنها حاضر به دادن امتیاز راهبردی نشده، بلکه از اساس نیازی به «دستاوردسازی» برای این سفر احساس نمیکرد.
فؤاد ایزدی، کارشناس مسائل آمریکا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به همین تفاوت معنادار اظهار میکند: اگر توافقی شکل گرفته باشد، متن منتشر شده دو طرف باید همخوانی داشته باشد، اما آنچه آمریکاییها منتشر کردند با روایت چینیها تفاوت جدی دارد. متن چینیها کوتاه، کلی و بدون تعهدات مشخص بود، اما آمریکاییها تلاش کردند جزئیات بیشتری مطرح کنند، این یعنی طرف آمریکایی نیازمند دستاوردسازی بوده است.
وی میافزاید: چین نیازی ندارد برای ترامپ موفقیت تولید کند. پکن میداند رقابت اصلیاش با آمریکا است و از اساس دلیلی ندارد در پروژه فشار بر ایران به واشنگتن کمک کند؛ بهویژه وقتی یکی از اهداف حمله به ایران، فشار غیرمستقیم بر چین و کنترل مسیر انرژی خلیج فارس بود.
ایزدی با اشاره به تلاش آمریکا برای کنترل منابع انرژی منطقه تصریح میکند: آمریکاییها تصور میکردند اگر ایران تضعیف شود و نفت ایران و ونزوئلا درعمل زیر کنترل واشنگتن قرار گیرد، چین برای دسترسی به انرژی ناچار خواهد شد از آمریکا اجازه بگیرد، اما این پروژه شکست خورد.
نفت ایران؛ شکست پروژه مهار
دادههای تجارت انرژی نیز خلاف روایت ترامپ را نشان میدهد. طبق گزارش رویترز و مؤسسات ردیابی نفتکشها، چین همچنان بزرگترین خریدار نفت ایران است و واردات نفت ایران توسط پالایشگاههای چینی نهتنها متوقف نشده، بلکه در ماههای اخیر به رکوردهای جدیدی رسیده است.
بر اساس گزارشها، واردات نفت ایران توسط چین در اسفند ۱۴۰۴ به حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسید؛ رقمی که در عمل نشان میدهد سیاست «فشار حداکثری» آمریکا نتوانسته وابستگی پکن به انرژی ایران را کاهش دهد.
حتی خود ترامپ نیز در گفتوگو با فاکسنیوز اعتراف کرد شی جینپینگ به او گفته چین همچنان «مقادیر زیادی نفت» از ایران خریداری میکند و مایل به ادامه این روند است.

حمیدرضا غلامزاده، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به همین موضوع میگوید: بیشتر تحلیلگران و رسانهها معتقدند این سفر هیچ دستاوردی برای ترامپ نداشت و حتی موقعیت آمریکا را ضعیفتر کرد. نشریه آتلانتیک هم تحلیل کرد که این سفر بیش از آنکه نمایش قدرت آمریکا باشد، نشانه برتری چین بود.
وی میافزاید: آمریکاییها دنبال این بودند که چین را وادار کنند خرید نفت از ایران را کاهش دهد، اما پکن این درخواست را نپذیرفت. چین عقلانی رفتار میکند و دلیلی ندارد سرنوشت انرژی خود را به رقیب اصلیاش یعنی آمریکا گره بزند.
غلامزاده تأکید میکند: اصل ماجرا رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیکی است، آمریکا میخواست با کنترل نفت خلیج فارس و محدود کردن ایران و ونزوئلا، دسترسی چین به انرژی را مدیریت کند، اما در این پروژه شکست خورد.
آتلانتیک: ترامپ در برابر استاد شطرنج
همزمان با پایان سفر ترامپ، نشریه آمریکایی آتلانتیک در تحلیلی تند، رئیسجمهور آمریکا را به «بازیکن دوز» در برابر «استاد شطرنج سهبعدی» تشبیه کرد. این نشریه نوشت سفر ترامپ به پکن نهتنها موازنه قدرت را به سود آمریکا تغییر نداد، بلکه نشان داد واشنگتن در برابر نظم بلندمدت طراحیشده توسط چین، دچار سردرگمی راهبردی شده است.
آتلانتیک تأکید کرد ترامپ برای گرفتن امتیاز به پکن رفت، اما در نهایت این شی جینپینگ بود که هشدارهای راهبردی خود درباره تایوان و نظم منطقهای را مطرح کرد؛ بدون آنکه امتیاز واقعی به واشنگتن بدهد.
این نشریه نوشت که چین برخلاف آمریکا نیازی به هیاهوی رسانهای ندارد، زیرا پکن بازی بلندمدت را دنبال میکند و معتقد است آمریکا با بحرانهای داخلی، جنگهای فرسایشی و شکاف با متحدانش، خودبهخود فرسوده خواهد شد.

هرمز؛ نقطه شکست واشنگتن
یکی از مهمترین محورهای مذاکرات پشتپرده ترامپ با چین، موضوع تنگه هرمز بود؛ جایی که آمریکا پس از جنگهای اخیر علیه ایران، درعمل نتوانست کنترل راهبردی خود را تثبیت کند.
تحلیلگران معتقدند واشنگتن امیدوار بود پکن برای بازگشایی کامل مسیر انرژی، در موضوع هرمز به آمریکا نزدیک شود، اما مواضع چین نشان داد این کشور نهتنها حاضر به همراهی با پروژه فشار بر ایران نیست، بلکه ثبات منطقه را در همکاری با تهران میبیند.
فؤاد ایزدی میگوید: چند هفته گذشته دولت چین به شرکتهای خود اعلام کرد از تحریمهای آمریکا علیه ایران تبعیت نکنند، این نشان میدهد پکن تصمیماتش را مستقل میگیرد و برخلاف بعضی فضاسازیها، قصد ندارد ایران را قربانی رقابت با آمریکا کند.
پایان یک نمایش
در نهایت، سفر ترامپ به چین بیش از آنکه نقطه عطفی در سیاست خارجی آمریکا باشد، به نمادی از افول قدرت اقناع واشنگتن تبدیل شد. رئیسجمهوری که با شعار «اول آمریکا» وارد کاخ سفید شد، اکنون برای کاهش بحران انرژی، مهار تورم و خروج از تبعات جنگهای پرهزینهاش، نیازمند توافقهایی است که حتی طرف مقابل نیز حاضر به تأیید رسمی آنها نیست.
ترامپ تلاش کرد از سفر پکن یک پیروزی رسانهای بسازد، اما سکوت حسابشده چین، ادامه خرید نفت از ایران و تحلیلهای رسانههای غربی، روایت دیگری را تثبیت کرد؛ روایتی که میگوید پروژه فشار آمریکا علیه ایران و چین، نهتنها به نتیجه نرسیده، بلکه موازنه قدرت جهانی را بیش از گذشته به ضرر واشنگتن تغییر داده است.
نظر شما