محمدعلی حسننیا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، با اشاره به تحولات اخیر منطقه اظهار کرد: همگرایی دو راهبرد مکمل از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، یعنی «ضربه، توقف و شروع مجدد» از یکسو و «محاصره دریایی همراه با فشار اقتصادی» از سوی دیگر، نشاندهنده طراحی یک سناریوی چندلایه برای افزایش فشار بر ایران است؛ سناریویی که میتواند منطقه را به سمت یک درگیری تمامعیار با ابعادی بیسابقه سوق دهد.
وی افزود: هدف نهایی این الگو، مهار ایران در سطوح مختلف و تغییر موازنه در گلوگاههای حیاتی انرژی است؛ بهگونهای که آمریکا به دنبال بازگشایی تنگه هرمز و تضمین جریان نفت و اسرائیل در پی انهدام یا تصاحب اورانیوم غنیشده ایران است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به راهبرد آمریکا تصریح کرد: واشنگتن سیاست «فشار حداکثری» را با دقت و تمرکز بیشتری دنبال میکند. دادههای وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد که این کشور تنها به تحریم نفتکشها بسنده نکرده، بلکه کل زنجیره مالی و لجستیکی ایران را هدف قرار داده است.
وی ادامه داد: شبکهای متشکل از افراد، شرکتها و کشتیهای مرتبط با صادرات نفت ایران تحریم شدهاند که بهوضوح نشاندهنده تلاش برای قطع کامل شریانهای درآمدی کشور است. این همان چیزی است که میتوان از آن به عنوان «محاصره مارگونه» یاد کرد؛ فشاری مستمر که همزمان با نمایش قدرت نظامی، از جمله استقرار ناوهای هواپیمابر در منطقه، تکمیل میشود.
الگوی اسرائیلی؛ تکرار ضربات کنترلشده
حسننیا درباره راهبرد رژیم جعلی اسرائیل نیز گفت: تلآویو بهدنبال اجرای یک الگوی تکرارشونده از حملات محدود اما مؤثر است؛ الگویی که پیشتر در حملات سال ۲۰۲۵ به برخی تأسیسات هستهای ایران تجربه شده است. این راهبرد بر پایه وارد کردن ضربه، توقف برای ارزیابی و سپس آغاز مجدد عملیات طراحی شده است.
وی اضافه کرد: مسئله کلیدی برای اسرائیل، حذف کامل ظرفیتهای حساس هستهای ایران است. از نگاه آنها، هرگونه پایان درگیری بدون از بین رفتن مواد غنیشده، به معنای شکست راهبردی خواهد بود.
گلوگاههای حیاتی؛ میدان اصلی درگیری
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به سناریوی احتمالی جنگ سوم بیان کرد: در صورت گسترش درگیری، پاسخ ایران و محور مقاومت بهطور طبیعی متوجه گلوگاههای راهبردی خواهد بود.
وی توضیح داد: تنگه بابالمندب و تنگه هرمز دو نقطه کلیدی در این معادله هستند. کاهش محسوس ترافیک دریایی در بابالمندب طی ماههای اخیر، نشانهای از شکننده بودن این مسیر است و در صورت تشدید تنشها، احتمال انسداد کامل آن وجود دارد.
گسترش دامنه تنش به خشکی
حسننیا با اشاره به تحولات اقلیم کردستان عراق گفت: دامنه این تقابل تنها به دریا محدود نمیشود. افزایش حملات پهپادی و راکتی به برخی مناطق اقلیم، نشاندهنده شکلگیری یک لایه جدید از بازدارندگی است.
وی افزود: این اقدامات حامل پیامهای چندگانهای است؛ از مهار تهدیدات امنیتی گرفته تا ارسال هشدار به بازیگران منطقهای درباره پیامدهای همراهی با سیاستهای آمریکا.
تقابل راهبردها؛ آیندهای مبهم
این تحلیلگر مسائل سیاسی در جمعبندی تأکید کرد: آنچه امروز در منطقه جریان دارد، نه یک تقابل ساده نظامی، بلکه رویارویی دو راهبرد پیچیده است. آمریکا بهدنبال حفظ جریان انرژی و کنترل ژئوپلیتیک منطقه است، در حالی که اسرائیل تمرکز خود را بر حذف تهدیدات هستهای گذاشته است.
وی خاطرنشان کرد: در مقابل، ایران با تکیه بر راهبرد «مقاومت فعال» و گسترش عمق راهبردی خود، تلاش میکند این فشارها را خنثی کند. نتیجه این تقابل، بیش از هر زمان دیگری به رفتار بازیگران و میزان کنترل آنها بر سطح تنش وابسته است؛ چراکه هر خطای محاسباتی میتواند منطقه را وارد مرحلهای جدید از بحران کند.
نظر شما