به گزارش خبرگزاری ایمنا، سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی که خبرنگاری هشت سال دفاع مقدس را عاشقانه و عارفانه به دوش کشید و راوی سالهای عشق و شهادت رزمندگان ایران اسلامی در نبرد حق و باطل شد در آنجا که خود را وصف کرده میگوید:
«با شروع انقلاب حقیر تمام نوشتههای خویش را اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و .... در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاوردم. هنر امروز متأسفانه حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند. به فرموده خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی«رحمهالله علیه»
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنیناند کسی هم که فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست- اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوهگر میشود. حقیر اینچنین ادعایی ندارم اما سعیام بر این بوده است.»

به راستی که آوینی خود را از میان برداشت و حق در کلامش جاری شد، کلامی که پس از چندین سال همچنان روح دارد و زنده است، آوینی در بحبوحه جنگ تصویر رزمندگان را توصیف میکند، اما گویی سخنش برای این روزهای ما و مردمانمان نیز تجلی پیدا کرده است، مردمی که قریب به هشتاد روز است مبعوث شدهاند و میدان را رها نکردهاند؛ مردمی که نه از صدای جنگنده و بمباران هراسی داشتند و نه سرما و گرما آنها را از مسیر حق بازداشت؛ آنجا که شرق و غرب عالم را با ایستادگی، انگشت به دهان گذاشتند و چه زیبا آوینی وصف میکند، آنجا که میگوید:
«ما وارث انبیا هستیم و غایات الهی آفرینش انسان در وجود ماست که معنا می یابد؛ ما از مرگ نمیترسیم که مرگ ما شهادت است و شهادت، حیات عند رب؛ عقل های محجوب و آیینه های قیر اندود فطرت بشر غربی چگونه خواهند توانست که معنای حیات عند رب را دریابند؟ حیات عند رب نقطه پایانی معراج بشریت است که به آن جز با شهادت دست نمی توان یافت؛ ای وجدان های نیم خفته، چشم بیداری بگشایید و ای بیداران، گوش فرا دهید، ماییم که بار تاریخ را بر دوش گرفتهایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم؛ خون سرخ ما شفقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است؛ یا فالق الاصباح ما را در راهی که این چنین عاشقانه در پیش گرفته ایم یاری فرما»
آنجا که آوینی دشمن را برایمان وصف میکند و همچون امام شهیدان آمریکا را در کنار شیاطین قرار میدهد و سرچشمه نور را رزمندگان نبرد حق و باطل و بچه مسجدیها میداند و میگوید:
«شیطان حکومت خویش را بر زخم ها و ترس ها و عادات ما بنا کرده است و اگر تو نترسی و از عادات مذمون خویش دست برداری و ضعف خویش را با کمال خلیفه اللهی جبران کنی، دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست.
بگذار آمریکا با مانورهای ستاره دریایی و جنگ ستارهها خوش باشد؛ دریا دل مطمئن این بچههاست و ستارهها نور را از ایمان این بچه مسجدی ها میگیرند، همان ها که در جواب تو میگویند: ما خط را نشکستیم خدا شکست؛ و همه اسرار در در همین کلام نهفته است.»
آوینی چه زیبا وصف کرده رزمندگان را، آنجا که خط شکن را خدا میدانند، همانند مردم این روزها که پیروزی را از آن خدا میدانند، نه توان موشکی و قدرت نظامی.
آوینی توکل بر خدا و استواری در مسیر حق را رمز و راز پیروزی میداند و میگوید:
«اگر آفاق وسیع دل های ما از آفتاب بی غرور توکل نور و گرما نمیگرفت بدون تردید هیچ از ما پای در راهی اینچنین نمینهادیم؛ ما را اجبار و اکراه بدینجا نکشانده است که دشواری ها راه بر ما ببندند؛ راه حق محفوف در بلایا و دشواری هاست و اگر نه اینچنین بود، کربلا را کربلا نام نمی نهادند؛ آن که با پای اختیار قدم در طریق کربلا نهاده است میداند که اسرار، جز بر سرهای بریده فاش نخواهد شد؛ آن که با پای اختیار قدم در طریق کربلا نهاده است میداند که خون حرم سر سیدالشهداست و این نه رازی ست که بر اغیار فاش شود.»
آری آوینی راز هستی را به خوبی فاش کرد، آنگاه که خود را از میان برداشت و خدا را دید.
نظر شما