به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.
راهبردهای جهانی برای مقابله با امواج گرمای شدید
با گذر مکرر دمای کره زمین از آستانه ۱.۵ درجه سانتیگراد نسبت به دوره پیشاصنعتی، شهرها با موج گرمای کشندهای روبهرو شدهاند. آخرین راهبردهای تطبیقی، از اقدامات واکنشی اضطراری بهسمت مداخلات پیشگیرانه و سیستمی تغییر جهت دادهاند. ارکان اصلی این رویکرد نوین عبارتند از شبکههای خنککننده بر پایه طبیعت، مصالح خنک و سطوح بازتابنده، سیستمهای حرارتی آبی در مقیاس شهری، نقشهبرداری محلی و فوقمحلی از خطر گرما، قوانین طراحی شهری واکنشگرا به اقلیم و نوآوریهای واکنش اضطراری.
راهکارهای بر پایه طبیعت: بهرهگیری از زیرساخت سبز و آبی
نخستین و کلیدیترین راهبرد، توسعه شبکههای خنککننده بر پایه طبیعت است. شهرها از کاشت درختان تکخط بهسمت ایجاد راهروهای بههمپیوسته از سایه و خنککنندگی تبخیری حرکت کردهاند. نمونه برجسته این رویکرد پروژه «راهروهای سبز» در مدلین کلمبیاست. این پروژه شامل کاشت ۳۰ راهرو با پوشش متراکم گیاهی (بیش از ۲.۵ میلیون بوته و ۸۸۰۰ اصله درخت) در امتداد خیابانها و آبراهههاست. بر اساس مطالعه نشریه راهکارهای مبتنیبر طبیعت (Nature Based Solutions) در سال ۲۰۲۳، این راهروها طی سه سال دمای سطح را در گرمترین ماههای سال (مارس تا مه) بین ۶ تا ۸ درجه سانتیگراد کاهش دادهاند و دمای محیط در کل شبکه ۲ درجه پایین آمده است. اکنون سانتیاگو (شیلی) و جاکارتا (اندونزی) در حال بازتولید این الگو هستند.

در اروپا، شهر وین اتریش رویکردی مکمل را بهکار گرفته است. برنامه «خیابانهای خنک وین» بهطور موقت خیابانها را روی خودروها میبندد و سیستمهای مهپاش را همراه با مبلمان سبز موقت نصب میکند. دادههای شورای اقلیم وین (گزارش ۲۰۲۵) نشان میدهد در روزی با دمای ۳۸ درجه، خیابانهای دارای مهپاش و سایهبان گیاهی دمایی برابر ۲۷ درجه دارند؛ یعنی ۱۱ درجه خنکتر. سیستم مهپاش از آب شیرینشده استفاده میکند که رسوب باقی نمیگذارد و مصرف آن تنها ۱۰۰ لیتر در ساعت است.
علاوهبر این، شهرها به استفاده از «بامهای آبی» و «پارکهای اسفنجی» روی آوردهاند. برخلاف بامهای سبز، بامهای آبی آب باران را بهطور موقت ذخیره و از تبخیر آن برای خنکسازی استفاده میکنند. نمونه بارز این راهبرد در کپنهاگ دانمارک دیده میشود. طبق «طرح مدیریت بارانهای سیلآسا»، کپنهاگ میدان «تاسینگه پلاس» را به یک پارک اسفنجی با چمنهای گودرفته، حوضچههای ذخیره و پایههای مهپاش تبدیل کرده است. در جریان گرمای تابستان ۲۰۲۵ (۲۷ روز پیاپی با دمای بالای ۲۸ درجه)، دمای سطحی این پارک ۷ درجه خنکتر از مناطق مجاور با آسفالت باقی ماند و این پارک با ذخیره ۲۰۰۰ متر مکعبی آب باران، تا ۵ روز پس از بارندگی منطقه را خنک نگه میدارد.

مصالح خنک و سطوح بازتابنده: تغییر در بافت فیزیکی شهر
دومین رکن اساسی، جایگزینی مصالح سنتی جاذب گرما با سطوح بازتابنده و خنک است. امروزه مواد با بازتاب بالای خورشیدی و گسیل حرارتی مطلوب در چندین شهر بهصورت اجباری درآمدهاند. در لسآنجلس آمریکا، برنامه «روسازی خنک لسآنجلس» از سال ۲۰۱۹ آغاز شد و تا ۲۰۲۵ گسترش پیدا کرده است. این برنامه بیش از ۲۷ میلیون فوت مربع (۲.۵ میلیون متر مربع) از آسفالت را با پوشش بازتابنده خاکستری-سبز پوشانده است. پایش مستقل توسط آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا در سال ۲۰۲۵ کاهشی معادل ۳.۹ درجه سانتیگراد در دمای سطحی اوج نسبت به آسفالت معمولی ثبت کرده است. البته مطالعه ۲۰۲۴ در نشریهEnvironmental Research Letters هشدار داد که تشعشع بازتابشده میتواند بار گرمایی را روی عابران افزایش دهد؛ به همین دلیل لسآنجلس اکنون روسازی خنک را با سایبان درختان ترکیب میکند.
در سوی دیگر، شهر احمدآباد هند نخستین شهر جنوب آسیا بود که بام خنک را برای تمام ساختمانهای جدید اجباری کرد. بین ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، شرکت شهری ۱۰هزار بام مسکونی کمدرآمد را با پوشش سفید بازتابنده بازسازی کرد. بر اساس گزارش C۴۰ Cities در مارس ۲۰۲۶، دمای داخلی خانههای بهینهسازیشده در ساعات اوج گرما (۴۵ درجه) بین ۴ تا ۶ درجه کمتر بوده و مرگومیر مرتبط با گرما در این محلهها طی موجگرمای ۲۰۲۵ حدود ۳۲ درصد کاهش داشته است. این نمونه نشان میدهد که مداخلات کمهزینه و مقیاسپذیر در بافت کالبدی شهر، تأثیر مستقیم بر سلامت شهروندان دارد.

سیستمهای حرارتی آبی در مقیاس شهری: سرمایش شبکهای پایدار
سومین راهبرد پیشرفته، جایگزینی تهویه مطبوع مجزا با سیستمهای متمرکز سرمایشی بر پایه آب است. پاریس فرانسه یکی از بزرگترین شبکههای «سرمایش رودخانهای» جهان با نام «کلیماسپیس» را اداره میکند. این سیستم آب رود سن را از طریق مبدل حرارتی پمپاژ و سپس آب خنکشده با دمای ۸ درجه را به بیش از ۷۰۰ ساختمان (از جمله بیمارستانها، موزه لوور و مسکن اجتماعی) توزیع میکند. در جریان موج گرمای آگوست ۲۰۲۵ (۴۲ درجه)، این شبکه دمای داخلی را بدون استفاده از سیستمهای تهویه معمولی زیر ۲۴ درجه نگه داشت. گزارش ۲۰۲۵ انجمن بینالمللی انرژی منطقهای نشان میدهد که این سیستم به ۶۰ درصد برق کمتری نسبت به چیلرهای معمولی هواخنک نیاز دارد.
در سنگاپور، شبکه سرمایش منطقهای در ناحیه مارینا بی (Marina Bay)، با استفاده از آب رودخانه سنگاپور و سرمایش آبهای عمیق دریا کار میکند. این شبکه ۱.۸ میلیون متر مربع مساحت زیربنا را پوشش میدهد. در جهش دمایی ۲۰۲۵ (۳۶ درجه با رطوبت ۸۰ درصد)، این شبکه با ۵۰ درصد انرژی مصرفی سیستمهای معمولی، سرمایش را تأمین کرد. اکنون سنگاپور برای همه مناطق تجاری جدید بالای ۵۰ هزار متر مربع، اتصال به سرمایش منطقهای را الزامی کرده است. این نمونهها نشان میدهد که بهرهگیری از منابع آبی موجود در طبیعت، همراه با زیرساختهای هوشمند توزیع، میتواند سرمایشی پایدار و کممصرف فراهم آورد.

نقشهبرداری فوقمحلی از خطر گرما: از هشدار عمومی تا هشدار محلهمحور
چهارمین رکن راهبردی، دقت بخشیدن به پیشبینی و هشدار است. هشدارهای عمومی تکبعدی کافی نیستند، زیرا گرمای شهری در محلههای مختلف تفاوت فاحش دارد. شهرها با تراکم بالای حسگرها، از تنوع دمایی درونشهری نقشهبرداری میکنند. در ریچموند ویرجینیای آمریکا، سال ۲۰۲۴ تعداد ۲۰۰ حسگر کمهزینه در ۲۴ محله بهعنوان بخشی از برنامه «هشدار حرارتی» اداره ملی اقیانوسی و جوی (NOAA) نصب شد. دادهها نشان داد محلههای قدیمی و کمدرآمد که پیشتر «خطکشی قرمز» شده بودند (مناطق محروم از سرمایهگذاری)، تا ۱۰ درجه گرمتر از مناطق مرفه با درختان انبوه هستند. بر این اساس، شهر «برنامه اقدام در برابر گرما (۲۰۲۵)» را با مراکز خنککننده هدفمند، اتوبوس رایگان به این مراکز و فعالسازی آستانههای هشدار پایینتر در محلههای داغ (۳۰ درجه به جای ۳۴ درجه) راهاندازی کرد.
در سویل اسپانیا، گامی فراتر برداشته شده است. این شهر نخستین شهر جهان بود که مشابه طوفانها، برای موجهای گرما نام و درجهبندی تعیین کرد. سیستم «پیشبینی سویل» که از ۲۰۲۳ فعال است، هشدار تراز سوم (با نامهایی همچون زوئه، یاگو و …) را اعلام میکند و بهدنبال آن بستن استخرهای روباز، توقف ساختوسازهای غیرضروری و فعالسازی «اتاقهای خنک» در همه مدارس دولتی الزامی میشود. ارزیابی ۲۰۲۵ در نشریه سلامت سیارهای لنست (The Lancet Planetary Health) نشان داد که در دورههای هشدار نامگذاریشده، مرگومیر ناشی از گرما نسبت به تابستانهای قبل از نامگذاری ۲۸ درصد کاهش داشته است. این رویکرد نشان میدهد که شخصیسازی و محلیسازی هشدارها، رفتار مردم را بهطور مؤثرتری تغییر میدهد.

قوانین طراحی شهری واکنشگرا به اقلیم: از الزام تا اجرا
پنجمین راهبرد، بازنویسی قوانین پهنهبندی و ساختمان برای اجباری کردن طراحی مقاوم به گرماست. در توکیوی ژاپن «دستورالعمل کاهش گرما» (اجرا از آوریل ۲۰۲۵) تمام ساختمانهای جدید بالای ۵۰۰۰ متر مربع را ملزم به نصب «سازههای سایهبان حاشیه خیابان» از قبیل بامهای کشیده، پرگولاها و رواقها میکند که سایهای پیوسته از ساعت ۱۰ صبح تا ۴ بعدازظهر روی پیادهروهای جنوب و غربرو ایجاد کنند. متخلفان جریمه اقلیمی به میزان ۱۲۰ دلار به ازای هر متر مربع نمای بدون سایه میپردازند. دادههای اولیه اداره محیط زیست توکیو (ژانویه ۲۰۲۶) نشان میدهد پیادهروهای سایهدار در بعدازظهرهای تابستان ۸ درجه خنکتر هستند.
در ملبورن استرالیا، «راهبرد جنگل شهری» در سال ۲۰۲۴ بهروزرسانی شد و حداقل ۴۰ درصد پوشش سایبان درختان را برای همه زیربخشهای جدید اجباری کرد. نوآوری اصلی، الزام «ضریب خنککنندگی» برای هر قطعه زمین است؛ با مدلسازی رایانهای میزان سایه ظهر و جریان هوا، امتیاز مشخصی به هر قطعه داده میشود، همچنین شهر نقشه «مسیرهای خنک» یعنی مسیرهای سایهدار پیادهرو که مراکز حملونقل را به هم وصل میکنند، تهیه میشود که طی موج گرمای فوریه ۲۰۲۶ (۴۴ درجه)، تماسهای اورژانس ناشی از گرما را ۲۲ درصد کاهش داد. این نمونهها نشان میدهد که الزامات قانونی، اگر بر پایه مدلسازی دقیق و معیارهای محلی باشند، میتوانند سیستماتیک آسایش حرارتی را در مقیاس شهر افزایش دهند.

نوآوریهای واکنش اضطراری: خنکسازی هوشمند در لحظه
ششمین دسته از راهبردها، به مداخلاتی مربوط میشود که در اوج موج گرما و بهصورت آنی عمل میکنند. در ژوئیه ۲۰۲۵، آتن یونان شبکهای از «فوارههای حرارتی» با کنترل هوش مصنوعی در میدانهای سینتاگما و اومونیا نصب کرد. این فوارهها هوا را با مهپاش پرفشار خنک میکنند، اما حسگرها تراکم عابران را تشخیص میدهد و وقتی جمعیت از ۱۰ نفر در هر مترمربع فراتر رود، خروجی مه را افزایش میدهند. مصرف آب نسبت به مهپاش ثابت ۹۰ درصد کمتر است. در یک موجگرمای دهروزه با دمای ۴۳ درجه، دمای سطحی این میدانها از ۵۶ درجه به ۳۲ درجه کاهش پیدا کرد.
در سیدنی استرالیا «مراکز تابآور خنک» تنها کتابخانههای دارای تهویه مطبوع نیستند، بلکه فضاهایی با بامهای خنک موقت، سایبانهای کششی و پنلهای تبخیری دیواری هستند. شهرداری پیش از تابستان ۲۰۲۵-۲۰۲۶، ۶۰ مرکز از این نوع ایجاد کرد. گزارشی از بلومبرگ سیتیلب (مارس ۲۰۲۶) اشاره میکند که استقرار این مراکز در کنار کلینیکهای بهداشتی و اجازه ورود حیوانات خانگی، میزان استفاده را نسبت به مراکز خنک سنتی ۳۰۰ درصد افزایش داده است. این نوآوریها نشان میدهند که پاسخ اضطراری، در صورت همراهی با فناوری هوشمند و طراحی فراگیر، میتواند بسیار کارآمدتر از روشهای سنتی باشد.

نتیجهگیری و توصیههای سیاستی
بر اساس دادههای موجود، راهروهای سبز در مدلین با کاهش ۶ تا ۸ درجهای دمای سطح، بیشترین تأثیر فیزیکی را دارند، در حالی که بامهای خنک در احمدآباد با هزینه کم و کاهش ۴ تا ۶ درجهای دمای داخلی، مقرونبهصرفهترین گزینه برای مناطق کمدرآمد است. سیستمهای سرمایش رودخانهای در پاریس اگرچه سرمایش پایدار فراهم میکنند، به منبع آبی بزرگ نیاز دارند. هشدارهای فوقمحلی در سویل با کاهش ۲۸ درصدی مرگومیر، مؤثرترین رویکرد غیرسختافزاری هستند و روسازی بازتابنده در لسآنجلس با کاهش ۳.۹ درجهای دمای سطح، اثری میانرده اما قابل توجه دارد. نکته کلیدی این است که هیچ یک از این راهبردها بهتنهایی پاسخگوی تمام نیازها نیست. موفقترین شهرها در مقابله با گرما از مجموعهای از راهکارهای تلفیقی استفاده میکنند. مدلین راهروهای سبز را با اقدامات اجتماعی ترکیب، پاریس سرمایش رودخانهای را با بازسازی پنجرههای ساختمانهای قدیمی همراه کرده و احمدآباد بام خنک را با هشدار زودهنگام پیوند زده است.
بر اساس تجربه فصلهای گرم ۲۰۲۶-۲۰۲۵، سه درس جهانی به دست میآید؛ نخست اینکه عدالت باید در طراحی لحاظ شود. گرمای شهری از نظر مکانی نابرابر است و نقشهبرداری حسگری (همچون ریچموند و سویل) پیشنیاز رعایت انصاف است. دوم، اولویت با خنکسازی غیرفعال است؛ شبکههای آبی، سایهبانها و سطوح بازتابنده، وابستگی به تهویه مطبوع را کاهش میدهند، زیرا تهویه مطبوع نهتنها گرمای فضای باز را افزایش میدهد، بلکه فشار بر شبکه برق را نیز بالا میبرد. سوم، محرکهای رفتاری کارسازند؛ نامگذاری امواج گرما (سویل) و مهپاشهای خودکار (آتن) مشارکت عمومی را بدون نیاز به اجبار افزایش میدهند.

تبدیل فضاهای عمومی به زیرساخت؛ پاسخ نیویورک به تغییرات اقلیمی
اداره حفاظت از محیط زیست شهر نیویورک (NYC DEP) از اختصاص ۹۵ میلیون دلار بودجه برای اجرای پروژه مدیریت آبهای سطحی موسوم به کلادبرست (Cloudburst) در محله هومکرست بروکلین خبر داد؛ طرحی که با هدف کاهش خطر سیلاب، حفاظت از آبراهههای محلی و افزایش تابآوری شهری در برابر پیامدهای تغییرات اقلیمی طراحی شده است.
این پروژه در شرایطی اجرا میشود که بارشهای کوتاهمدت اما بسیار شدید این شهر در سالهای اخیر بهطور محسوسی افزایش داشته و فشار مضاعفی بر شبکه فاضلاب و زیرساختهای قدیمی آن وارد کرده است. این سرمایهگذاری نشاندهنده تغییر رویکرد مدیریت شهری از اتکا به زیرساختهای سنتی به سمت بهرهگیری از زیرساختهای سبز و چندمنظوره است؛ رویکردی که تلاش میکند شهر را در برابر بارشهای شدید آینده مقاومتر و همزمان از محیط زیست شهری و سلامت ساکنان حفاظت کند.
پروژههای کلادبرست بر پایه ایجاد شبکهای از زیرساختهای محلهمحور شکل گرفتهاند که وظیفه آنها هدایت و مدیریت سریع آب باران در جریان طوفانهای ناگهانی است بدون آنکه سامانه فاضلاب شهری دچار اضافهبار شود. در قالب طرح هومکرست، قرار است روسازیهای نفوذپذیر در بعضی خیابانهای شهری اجرا شود تا آب باران بهجای تجمع در سطح معابر، به زمین نفوذ کند. مخازن ذخیرهسازی زیرزمینی نیز در اراضی عمومی نصب خواهد شد تا آبهای سطحی بهطور موقت در آنها جمعآوری و بهتدریج تخلیه شوند. برآوردها نشان میدهد این مجموعه اقدامات میتواند سالانه حدود ۳۰ میلیون بشکه آب طوفان را مدیریت کند.

این طرح بهگونهای طراحی شده است که بتواند بارشهای شدیدی را مهار کند که بیش از دو اینچ باران در یک ساعت به همراه دارند؛ پدیدهای که بهدلیل تغییرات اقلیمی بهتدریج رایجتر شده است. بسیاری از شبکههای قدیمی زهکشی برای چنین حجم ناگهانی از آب طراحی نشدهاند و در نتیجه هنگام بارشهای سنگین، خیابانها دچار آبگرفتگی میشوند و بخشی از روانآب آلوده نیز بدون تصفیه وارد آبراهههای طبیعی میشود. مقامهای شهری تأکید دارند که هدف از اجرای این پروژه، کاهش فشار بر شبکه فاضلاب در زمان اوج بارندگی و جلوگیری از ورود مستقیم آبهای آلوده به کریک کانی آیلند است؛ اقدامی که نقش مهمی در حفظ کیفیت آب و رعایت استانداردهای قانون آب پاک ایفا میکند.
پروژه هومکرست محدودهای حدود ۳۵۰ هکتار را دربر میگیرد و نقاط بحرانی سیلاب را هدف قرار خواهد داد. اداره حفاظت از محیط زیست نیویورک برای اجرای این طرح با سازمان پارکهای شهر، اداره حملونقل و مدارس دولتی نیویورک همکاری میکند و در حال بررسی فضاهایی همچون مثلثهای ترافیکی، زمینهای ورزشی، حیاط مدارس و پارکینگها بهعنوان محلهای مناسب برای احداث مخازن زیرزمینی است. رویکرد اصلی این طرح آن است که فضاهای عمومی موجود، بدون تغییر کاربری اساسی، به بخشی از زیرساخت مدیریت آبهای سطحی تبدیل شوند.

مقامهای شهری نیویورک اجرای این پروژه را بخشی از راهبرد گستردهتر برای سازگاری با تغییرات اقلیمی میدانند. برنامه کلادبرست از سال ۲۰۲۳ آغاز شده و پروژههایی در محلههای سیلابخیز دیگر از جمله پارکچستر در برانکس، براونزویل و ایست نیویورک در بروکلین، ایست هارلم در منهتن و مناطقی در کویینز در دست اجرا یا برنامهریزی قرار دارد. اداره حفاظت از محیط زیست اعلام کرده است که همچنان بهدنبال جذب منابع مالی فدرال برای توسعه این برنامه در سایر مناطق آسیبپذیر شهر است.
شهر ایتالیایی با سلولهای سبز به جنگ گرما میرود
شهر تاریخی بولونیا در ایتالیا دست به ابتکاری بیسابقه زده است که شامل تبدیل بافت انبوه و داغ شهری به مجموعهای از «سلولهای سبز» است که هر کدام به اندازه یک زمین فوتبال وسعت دارند.
این پروژه بلندپروازانه که «تالیا» (TALEA) نام دارد و با نزدیک به ۵ میلیون یورو بودجه از اتحادیه اروپا تغذیه میشود، قصد دارد در عرض چند سال، چهره اقلیمی این شهر را دگرگون کند. هدف اصلی، مهار پدیدهای به نام جزیره حرارتی شهری است که طی آن آسفالت، بتن و ساختمانهای فشرده، گرمای خورشید را در خود ذخیره میکنند و دمای شهر را تا چند درجه بالاتر از حومه و نواحی سبز اطراف افزایش میدهند.

هسته اصلی این طرح، چیزی است که «سلول سبز تالیا» (TGC) نام گرفته است؛ یک واحد فضایی ۱۰ هزار متر مربعی (۱۰۰ در ۱۰۰ متر) که همچون سلولهایی زنده در بافت شهر پراکنده میشوند. این سلولها تنها یک پارک یا فضای سبز ساده نیستند، بلکه به گفته مسئولان پروژه، بافت همبندی هستند که بازآفرینی فیزیکی شهر، نظارت دیجیتال و مشارکت شهروندان را به هم پیوند میدهند.
برخلاف بسیاری از پروژههای پراکنده شهری که در نقاط مختلف بدون نقشه کلان اجرا میشوند، سلولهای تالیا بهگونهای طراحی شدهاند که قابل تکرار، انطباقپذیر و مقیاسپذیر باشند. پنج سلول از این نوع در مرکز تاریخی بولونیا و یکی از مناطق حومهای این شهر پیشبینی شده است که بر اساس دادههای بودجه مشارکتی شهر و نقشههای آسیبپذیری اقلیمی انتخاب شدهاند.

یکی از جنبههای منحصربهفرد پروژه بولونیا، تأکید صریح آن بر عدالت اقلیمی است. مقامات شهری معتقدند گرمای شدید، بار خود را به شکلی نابرابر بر دوش گروههای آسیبپذیر میگذارد. سالمندانی که در خانههای بدون تهویه زندگی میکنند، کودکانی که زمین بازی سایهبانی ندارند و ساکنان کمدرآمدی که توان خرید کولر یا دسترسی به باغ و فضای سبز خصوصی را ندارند.
برای پاسخ به این نابرابری، تالیا مدل طراحی مشارکتی را به کار گرفته است. تیم پروژه به جای تحمیل راهحلهای از بالا به پایین، طرحهای موسوم به «آزمایشگاههای پیادهرو» و نشستهای نقشهبرداری مشترک با انجمنهای محلی و خود شهروندان برگزار کرده است. از مردم خواسته شده است نقاط داغ را مشخص کنند که شامل کوچههای بدون جریان هوا، ایستگاههای اتوبوس بیسایه و میدانهایی با پوشش بتنی بازتابنده است. سپس شهروندان از «منوی راهحلهای بر پایه طبیعت» گزینههای مورد نظر خود را انتخاب و رأیگیری میکنند.
پروژه تالیا که از دسامبر ۲۰۲۴ بهطور رسمی آغاز شده است و تا مه ۲۰۲۸ ادامه خواهد داشت، هماکنون در فاز مقدماتی و آمادهسازی بهسر میبرد. در ماههای آینده، فازهای گسترده جمعآوری داده و نشستهای همطراحی ادامه پیدا خواهد کرد و ساخت فیزیکی سلولهای سبز پس از نهایی شدن این فرایند آغاز میشود.
اقتصاد آینده را شهرهای جنوب جهانی بازتعریف میکنند
بر اساس جدیدترین گزارش شاخص جهانی رقابتپذیری شهرهای جنوب جهانی (Global South City Competitiveness Index)، این شهرها نهتنها دیگر در حال جبران عقب ماندنهای خود از مسیر تحولات جهان نیستند، بلکه فعالانه در حال بازتعریف جغرافیای رقابت جهانی و شکلدهی به اقتصاد آینده جهان هستند. این تحول نشاندهنده تغییر رویکردها در توسعه شهری و اقتصادی در سطح بینالمللی است. در ارزیابی حاضر، سنگاپور با تکیه بر سیاستهای هوشمند شهری، زیرساختهای دیجیتال پیشرفته و تمرکز بر پایداری اقتصادی و زیستمحیطی، رتبه نخست را در شاخص رقابتپذیری جنوب جهانی کسب کرده است. این شهر اکنون بهعنوان الگویی موفق برای سایر شهرهای در حال توسعه مطرح است که بهدنبال رشد پایدار و نوآوری هستند.
تحول در رویکرد شهرهای جنوب جهانی
یافتههای کلیدی این شاخص حاکی از آن است که شهرهای جنوب جهانی، رویکرد منفعلانه را کنار گذاشته و با اتکا به ابتکارات خود، مدلهای جدیدی از رقابت، رشد اقتصادی و پایداری شهری را بنیان نهادهاند. این روند، توازن قدرت اقتصادی جهانی را به نفع این مناطق تغییر داده است.

همزمان با این تحولات، پروژهها و برنامههای متعددی در سطح جهانی با تمرکز بر فناوریهای پاک، انرژیهای تجدیدپذیر، هوش مصنوعی و تابآوری شهری در حال اجراست. از جمله این موارد میتوان به طرح آزمایشی انرژی خورشیدی در آنآربور (Ann Arbor)، ابزار پیشبینی کربن بر پایه هوش مصنوعی، چشمانداز اجلاس COP۳۱ برای شهرهای تابآور، پروژههای هوشمندسازی حملونقل در خاورمیانه و بهروزرسانی سامانه برنامهریزی سفر در کلگری اشاره کرد.
اهمیت بازآفرینی شهری و پایداری
در کنار رشد اقتصادی، چالشهایی همچون تغییرات اقلیمی و کمبود منابع، ضرورت بازتوسعه مناطق صنعتی متروکه را برجسته کرده است. در این راستا، بازآفرینی فضاهای قهوهای (Brownfield Regeneration) در اروپا بهعنوان راهکاری اساسی برای رفع بحران مسکن و تحقق توسعه پایدار شهری معرفی شده است.
این گزارش و دادههای مرتبط با آن، آینده اقتصاد جهانی را فراتر از انحصار شهرهای شمال جهانی ترسیم میکنند. جنوب جهانی بهعنوان نیروی تعیینکننده اقتصاد دانشبنیان، نوآوری شهری و توسعه پایدار در حال ظهور است و شهرهایی همچون سنگاپور، ابوظبی، سائوپائولو و بمبئی اکنون در خط مقدم این انقلاب شهری قرار دارند.
گام بلند سنگاپور بهسوی اعتماد به هوش مصنوعی
سنگاپور در نشست عمومی ISO/IEC JTC ۱/SC ۴۲ پیشنویس استاندارد بینالمللی جدید برای روشهای آزمون سامانههای هوش مصنوعی مولد را مطرح کرد. این استاندارد بر محکزنی و «تیم قرمز» متمرکز است تا نتایج قابل مقایسه و بازتولیدپذیر شوند و اعتماد و ایمنی فناوری تقویت شود.
به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، سنگاپور با ارائه یک پیشنویس استاندارد بینالمللی جدید برای روشهای آزمون سامانههای هوش مصنوعی مولد، گامی مهم در جهت استحکامبخشی به مبانی ارزیابی و اعتمادپذیری این فناوری برداشته است. این استاندارد که نخستین نمونه از نوع خود در سطح جهانی محسوب میشود، در هفدهمین نشست عمومی کمیته مشترک ISO/IEC JTC ۱/SC ۴۲ که بهتازگی در این دولتشهر برگزار شد، مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. این نشست دوسالانه که برای نخستین بار منطقه آسهآن میزبان آن بود، با همکاری سازمان توسعه رسانههای اطلاعاتی (IMDA) و سازمان استانداردهای سنگاپور (EnterpriseSG) برگزار شد و بیش از ۳۵ نهاد ملی و بیش از ۲۵۰ متخصص برجسته هوش مصنوعی از کشورهای مختلف در آن حضور داشتند.
با توجه به پیشرفت سریع و نفوذ روزافزون هوش مصنوعی در بسترهای گوناگون، وجود استانداردهای جهانی معتبر برای اطمینان از استفاده ایمن و قابل اعتماد از این فناوری حیاتی است. در همین راستا، سنگاپور استاندارد جدید ISO/IEC ۴۲۱۱۹-۸ را پیشنهاد کرده است که بر روشهای محکزنی (Benchmarking) و «تیم قرمز (شبیهسازی حملات سایبری توسط هکرهای اخلاقی) برای سامانههای هوش مصنوعی مولد متمرکز است و رویکردهای آزمون یکپارچهای را ارائه میدهد. این استاندارد، چارچوب مهمی برای آزمون سیستمهای هوش مصنوعی ایجاد میکند که بازتولیدپذیری و قابلیت مقایسه نتایج را افزایش میدهد و به نوبه خود، هدف آن تضمین اعتماد و ارتقای اطمینان به سامانههای هوش مصنوعی، همچنین قابل پذیرش ایمنتر و مطمئنتر توسط توسعهدهندگان و کاربران نهایی است.

استاندارد ISO/IEC ۴۲۱۱۹-۸ بر پایه تلاشهای پیشین IMDA در تدوین چارچوبهای داخلی آزمون، از جمله جعبه ابزار تأیید هوش مصنوعب (AI Verify Toolkit) و «کیت آغازین برای آزمون ایمنی و قابلیتاطمینان برنامههای مبتنیبر مدل زبانی بزرگ» استوار است. این استاندارد در راستای تعهد گستردهتر سنگاپور به استانداردهای بینالمللی هوش مصنوعی قرار دارد؛ نمونههایی از این تعهد عبارتند از برنامه ملی پذیرش و اعتباربخشی استاندارد ISO/IEC ۴۲۰۰۱ و ارائه موارد کاربردی واقعی برای پشتیبانی از مستندسازی کاربردهای عملی هوش مصنوعی در استاندارد ISO/IEC TR ۲۴۰۳۰. این اقدامات در کنار یکدیگر زمینهساز استقرار قابل اعتماد هوش مصنوعی هستند.
در حاشیه این نشست عمومی، IMDA و EnterpriseSG مجموعهای از برنامههای ظرفیتسازی را نیز برگزار کردند. در وهله نخست، کارگاه آموزشی پایه گسترده با همکاری مؤسسه ملی استانداردهای آمریکا (ANSI) با هدف توانمندسازی کشورهای عضو آسهآن در حوزه استانداردهای هوش مصنوعی و پس از آن کارگاه تخصصی استانداردها و سیاستهای هوش مصنوعی بهعنوان سومین کارگاه جهانی برگزار شد که توسط سازمان بینالمللی استانداردسازی (ISO) و متمرکز بر نهادهای ملی استاندارد و سیاستگذاران هوش مصنوعی از ۱۵ کشور قرار داشت و بر کاربردهای عملی استانداردهای کلیدی ISO/IEC برای حکمرانی هوش مصنوعی متمرکز بود.
در مرحله سوم، همایش تبادل تضمین هوش مصنوعی با عنوان «استانداردها در عمل» توسط بنیاد تأیید هوش مصنوعی سنگاپور (AI Verify Foundation) با حضور استانداردگذاران جهانی، سیاستگذاران و رهبران صنعت برگزار شد که در آن سه پنل تخصصی با موضوع فرصتها و شکافهای استانداردهای هوش مصنوعی، استانداردهای منطقهای و ترجمه استانداردها به عمل از طریق «ماسهباز جهانی تضمین هوش مصنوعی» برگزار شد و در نهایت سنگاپور با ایجاد مؤسسه ایمنی هوش مصنوعی خود (AISI)، رهبری در کارگروه آسهآن در زمینه حکمرانی هوش مصنوعی و نقش خود بهعنوان عضو اصلی آسهآن در حوزه اولویتدار هوش مصنوعی را تحت کارگروه انطباق و استانداردهای تجارت دیجیتال آسهآن پذیرفت و به توسعه یک اکوسیستم هوش مصنوعی قابل اعتماد متعهد شد. این همکاری نزدیک، هدف مشترک اطمینان از ساخت و استقرار هوش مصنوعی به شیوهای قابل اعتماد برای افراد و سازمانها را پیش میبرد.

آمستردام خط قرمز تازهای برای تبلیغات گذاشت
شهرداری آمستردام در هلند، در اقدامی پیشگامانه و بیسابقه در سطح جهانی، تبلیغات محصولات و خدماتیکه بیشترین سهم را در انتشار گازهای گلخانهای دارند، در اماکن عمومی تحت اختیار خود ممنوع اعلام کرد. این تصمیم که با استناد به تعهدات اقلیمی این شهر گرفته شده است، گامی عملی در جهت کاهش تقاضای القایی و تغییر الگوی مصرف شهری محسوب میشود.
بر اساس مصوبه جدید، تبلیغات گوشت صنعتی بهویژه گوشت قرمز فراوریشده، خودروهای بنزینی و دیزلی، پروازهای داخلی و بینالمللی و سفرهای تفریحی با کشتیهای کروز در ایستگاههای مترو، جایگاههای اتوبوس، بیلبوردهای سطح شهر و سایر فضاهای عمومی متعلق به شهرداری ممنوع خواهد بود.
مقامات شهری آمستردام تأکید کردهاند که صنعت تبلیغات نقش مهمی در ترویج سبک زندگی پرکربن و عادیسازی مصرف بیرویه سوختهای فسیلی دارد. به گفته آنها، این ممنوعیت تنها جنبه نمادین ندارد، بلکه بخشی از یک برنامه جامع برای تحقق هدف کربنصفر تا سال ۲۰۳۰ و کاهش ۵۵ درصدی انتشار گازهای گلخانهای نسبت به سطح سال ۱۹۹۰ است.
پیش از این نیز شهر لاهه در هلند ممنوعیت محدودتری را برای تبلیغات سوختهای فسیلی به اجرا گذاشته بود، اما دامنه گسترده و رویکرد ترکیبی آمستردام (شامل گوشت و حملونقل تفریحی) آن را به الگویی بینظیر در اروپا تبدیل کرده است.
این مصوبه با انتقاداتی از سوی بعضی گروههای صنفی و فعالان اقتصادی روبهرو شده است که آن را محدودکننده آزادی تجاری و تبلیغاتی ارزیابی کردهاند و نسبت به تأثیر آن بر گردشگری و صنعت غذا هشدار دادهاند، با این حال فعالان زیستمحیطی استقبال گستردهای نسبت به این اقدام نشان دادهاند و خواستار تعمیم آن به سایر کلانشهرهای جهان شدهاند.
مالزی در بین قدرتمندترین پاسپورتهای جهان
گذرنامه مالزی در تازهترین گزارش «رتبهبندی جهانی گذرنامههای هنلی» برای سال ۲۰۲۶ با جهشی چشمگیر، از جایگاه دوازدهم در سال گذشته به رتبه ششم جهان صعود کرده است؛ پیشرفتی قابلتوجه که جایگاه این کشور را در میان دارندگان قدرتمندترین اسناد مسافرتی بینالمللی بیش از پیش تثبیت میکند. این ارتقا نهتنها بیانگر بهبود موقعیت مالزی در شاخصهای مرتبط با آزادی سفر است، بلکه نشاندهنده افزایش سطح اعتماد و اعتبار جهانی نسبت به این کشور نیز بهشمار میرود.
اداره مهاجرت مالزی (JIM) با انتشار بیانیهای اعلام کرد که صعود قابل ملاحظه گذرنامه این کشور در رتبهبندی سال ۲۰۲۶، بازتابی از رشد اعتماد و شناخت بینالمللی نسبت به مالزی و تقویت جایگاه دیپلماتیک آن در عرصه جهانی است. در این بیانیه تأکید شده است که ارتقای رتبه گذرنامه، نتیجه تلاشهای مستمر دولت در گسترش روابط خارجی، توسعه همکاریهای دوجانبه و چندجانبه و تحکیم مناسبات سیاسی و اقتصادی با سایر کشورهاست.

بر اساس شاخص هنلی، قدرت گذرنامهها بر مبنای تعداد مقاصدی سنجیده میشود که دارندگان آن میتوانند بدون نیاز به گرفتن ویزا یا با دریافت ویزای فرودگاهی به آنها سفر کنند. ارتقای جایگاه مالزی به رتبه ششم، به این معناست که شهروندان این کشور اکنون از آزادی عمل بیشتری در سفرهای بینالمللی برخوردارند و میتوانند به شمار بیشتری از کشورها بهآسانی دسترسی داشته باشند. این موضوع علاوهبر تسهیل سفرهای گردشگری، میتواند در حوزههای تجارت، آموزش، سرمایهگذاری و تعاملات فرهنگی نیز آثار مثبتی به همراه داشته باشد.
اداره مهاجرت مالزی همچنین خاطرنشان کرد که این موفقیت، نمادی از روابط دیپلماتیک پایدار و مؤثر مالزی با جامعه جهانی است و میتواند مایه مباهات شهروندان این کشور باشد. افزایش قدرت گذرنامه، علاوهبر پیامدهای عملی در حوزه سفر، بیانگر تصویر مثبت و قابل اعتماد مالزی در سطح بینالمللی است؛ تصویری که نتیجه ثبات داخلی، سیاست خارجی متوازن و مشارکت فعال در نهادها و ابتکارات منطقهای و جهانی بهشمار میرود. این صعود نقطه عطفی در ارتقای جایگاه بینالمللی این کشور محسوب میشود و نشان میدهد که دیپلماسی فعال و تعامل سازنده با جهان میتواند به دستاوردهای ملموس و اثرگذار برای شهروندان منجر شود.
بر اساس جدیدترین دادههای منتشرشده توسط منابع معتبر بینالمللی در سال ۲۰۲۶، قدرتمندترین پاسپورتهای جهان همچنان در اختیار کشورهایی با ثبات سیاسی و روابط دیپلماتیک گسترده است. ژاپن و سنگاپور با دسترسی بدون ویزا یا ویزای فرودگاهی به بیش از ۱۹۲ مقصد، در صدر این ردهبندی قرار دارند.
شکاف چشمگیر دستمزد و اجارهبها در پایتختهای اروپا
بر اساس دادههای یوروستات و تحلیل کنفدراسیون اتحادیههای کارگری اروپا (ETUC)، هزینه مسکن و قبوض خدماتی همچنان بزرگترین بخش از مخارج خانوارهای اروپایی را تشکیل میدهد. طبق تازهترین آمار یوروستات، ۲۳.۶ درصد از هزینههای خانوار در اتحادیه اروپا صرف مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوختها میشود، اما در شهرهای بزرگ بهویژه پایتختها، سهم اجارهبها بسیار بیشتر است و برای بسیاری از کارگران با حداقل دستمزد به یک فشار مالی جدی تبدیل شده است.
این گزارش نشان میدهد که در بیشتر پایتختهای کشورهای عضو اتحادیه اروپا، اجاره یک آپارتمان دوخوابه از حداقل دستمزد ناخالص ماهانه فراتر میرود و تنها در پنج کشور عضو اتحادیه که حداقل دستمزد دارند، اجاره ماهانه کمتر از حداقل دستمزد است، با این حال چون این محاسبات بر پایه دستمزد ناخالص انجام شدهاند، فشار واقعی بر کارگران در عمل به احتمال زیاد بیشتر از این باشد، زیرا دستمزد خالص پس از کسر مالیات و بیمه کمتر از رقم اعلامشده است.
کشورهای اروپایی با بیشترین فشار مسکن بر قشر ضعیف
در میان پایتختهای اروپایی، پراگ بیشترین فشار را بر دوش دریافتکنندگان حداقل دستمزد میگذارد. میانگین اجاره یک آپارتمان دوخوابه در پراگ ۱۷۱۰ یورو، در حالی که حداقل دستمزد ماهانه در جمهوری چک ۹۲۴ یورو است؛ بنابراین برای پرداخت اجاره در این شهر به رقمی معادل ۱۸۵ درصد حداقل دستمزد نیاز است و حتی کل حقوق ماهانه نیز برای پوشش آن کافی نیست. پس از پراگ، لیسبون در رتبه دوم قرار دارد. در پرتغال، حداقل دستمزد ناخالص ماهانه با توجه به اینکه پرداخت آن در سال به ۱۴ ماه تقسیم میشود، ۱۰۷۳ یورو و میانگین اجاره در پایتخت ۱۷۱۰ یورو برآورد شده است؛ در نتیجه، اجاره در لیسبون معادل ۱۶۸ درصد حداقل دستمزد است.

علاوهبر این دو شهر، چندین پایتخت دیگر نیز وجود دارند که در آنها هزینه اجاره به بیش از ۱۵۰ درصد حداقل دستمزد نیاز دارد. بوداپست با ۱۵۹ درصد، براتیسلاوا با ۱۵۸ درصد، صوفیه با ۱۵۴ درصد، آتن با ۱۵۳ درصد و ریگا با ۱۵۱ درصد در این گروه قرار میگیرند. در این شهرها، کارگران با حداقل دستمزد نهتنها نمیتوانند از عهده پرداخت اجاره برآیند، بلکه برای تأمین آن باید بخش بزرگی از درآمد ماهانه خود را از منابع دیگر یا از طریق بدهی جبران کنند.
گروه دیگری از پایتختهای اروپایی نیز هستند که در آنها اجاره ماهانه همچنان بیش از صددرصد حداقل دستمزد است. این شهرها شامل والتا با ۱۴۳ درصد، پاریس با ۱۳۸ درصد، تالین با ۱۳۱ درصد، مادرید با ۱۲۵ درصد، بخارست با ۱۲۲ درصد، ورشو با ۱۱۷ درصد، دوبلین با ۱۱۳ درصد و لیوبلیانا و ویلنیوس هر دو با ۱۰۵ درصد هستند. در پاریس میانگین اجاره یک آپارتمان دوخوابه ۲۵۲۳ یورو است، در حالی که حداقل دستمزد در فرانسه ۱۸۲۳ یورو برآورد میشود؛ در مادرید نیز اجاره میانگین ۱۷۲۱ یورو و حداقل دستمزد ۱۳۸۱ یورو است. این ارقام نشان میدهد که حتی در بعضی از اقتصادهای بزرگ و توسعهیافته اروپا نیز کار با حداقل دستمزد تضمینکننده توان پرداخت مسکن در پایتخت نیست.
در نقطه مقابل، بروکسل بهترین شرایط را برای دریافتکنندگان حداقل دستمزد در میان پایتختهای اتحادیه اروپا دارد. در این شهر، حداقل دستمزد ناخالص ۷۰ درصد هزینه اجاره را پوشش میدهد و میانگین اجاره یک آپارتمان دوخوابه ۱۴۷۶ یورو در برابر حداقل دستمزد ۲۱۱۲ یورویی قرار دارد. پس از بروکسل، برلین با پوشش ۷۶ درصدی در رتبه دوم است. نسبت هزینه اجاره به حداقل دستمزد در نیکوزیا ۸۵ درصد، در لوکزامبورگ ۸۷ درصد و در لاهه ۹۶ درصد گزارش شده است. این ارقام نشان میدهد که در این شهرها، اگرچه اجاره همچنان بخش مهمی از درآمد را مصرف میکند، اما حداقل دستمزد دستکم تا حدی پاسخگوی هزینه مسکن است.

مستأجران اروپا درگیر با فقر و رکود اقتصادی
هزینههای بالای مسکن و دستمزدهای پایین مردم را به سوی فقر و اقتصاد را به سمت رکود سوق میدهد. شکاف میان اجاره و حقوق غیرقابلدوام است و با توجه به افزایش هزینههای انرژی و مواد غذایی، بسیاری از کارگران برای تأمین نیازهای اولیه ناچار به قرض گرفتن میشوند و در عمل هیچ درآمد قابلتصرفی برای پسانداز یا هزینههای ضروری دیگر، همچون تعمیر لوازم خانگی یا مراجعه به پزشک، باقی نمیماند.
در سطح ملی، تصویر در بسیاری از کشورها بهتر از پایتختهاست و در شماری از کشورها، حداقل دستمزد ناخالص برای پرداخت اجاره کافی است. با این حال سهم اجاره همچنان بسیار بالاتر از میانگین ۲۳.۶ درصدی هزینههای خانوار در اتحادیه اروپا برای مسکن و خدمات عمومی است. در میان ۱۶ کشور عضو اتحادیه اروپا که در این مقایسه بررسی شدهاند، سهم حداقل دستمزد موردنیاز برای پرداخت اجاره از ۳۳ درصد در لهستان تا ۶۱ درصد در مالت متغیر است. برای مثال در لهستان حداقل دستمزد ناخالص ۱۱۳۹ یورو و میانگین اجاره ۳۷۶ یورو است؛ در فرانسه حداقل دستمزد ۱۸۲۳ یورو و اجاره متوسط ۶۹۵ یورو، در یونان، خارج از آتن، حداقل دستمزد ۱۰۲۷ یورو و اجاره متوسط ۴۰۸ یورو و در اسپانیا نیز حداقل دستمزد ۱۳۸۱ یورو و اجاره متوسط ۶۶۰ یورو گزارش شده است.
این مقایسه نشان میدهد که مشکل اصلی بهویژه در پایتختها و کلانشهرها، تمرکز شدید تقاضای مسکن و شکاف میان رشد هزینههای زندگی و سطح دستمزدهاست. بر همین اساس، ETUC از دولتهای اروپایی خواسته است دستورالعمل حداقل دستمزد را بهطور کامل اجرا کنند، برای تقویت مذاکره جمعی برنامههای عملی تدوین کنند، هزینههای مسکن را در تعیین کف مناسب حداقل دستمزد در نظر بگیرند و سرمایهگذاری عمومی در مسکن اجتماعی را افزایش دهند؛ اقدامی که از نظر این نهاد، از طریق ابزارهای سرمایهگذاری اتحادیه اروپا و بازنگری در قواعد کمکهای دولتی نیز میتواند تقویت شود.

آسان شدن امدادگری با ابتکار متروی لندن
سازمان حملونقل لندن (TfL) در چارچوب ارتقای زیرساختهای ارتباطی و بهمنظور افزایش سطح ایمنی عمومی، اعلام کرد که زیرساخت شبکه موبایل ۴G را برای پشتیبانی از «شبکه خدمات اضطراری» (Emergency Services Network - ESN) در سراسر شبکه زیرزمینی لندن مستقر خواهد کرد. این اقدام، گامی مهم در جهت فراهمسازی پوشش ارتباطی جامع و قابل اتکا در مناطقی است که بیش از همه به حضور ارتباطات سریع و مطمئن نیاز دارند.
«شبکه خدمات اضطراری» بهعنوان یک ابتکار راهبردی در سطح ملی، طراحی شده تا ارتباطات حیاتی و حساس به زمان را برای نیروهای امدادی و مأموران مسئول مدیریت بحران، در شرایطی فراهم کند که کیفیت ارتباطات معمول ممکن است با اختلال روبهرو شود. بر اساس توضیحات TfL، این ارتقای ارتباطات نقش مهمی در بهبود زمان پاسخگویی نیروهای امدادی، افزایش کیفیت اطلاعات در اختیار آنان و در نهایت ارتقای کارایی عملیاتهای مدیریت رخدادهای زنده دارد. در نتیجه نیروهای پلیس، آتشنشانی و اورژانس میتوانند با دسترسی سریعتر به اطلاعات دقیق، تصمیمهای مؤثرتر و هماهنگتری بگیرند.
پروژه حاضر بهعنوان یکی از اقدامات مهم در حوزه امنیت و ارتباطات حیاتی، با تمرکز بر پایداری ارتباطات در محیطهای پیچیده زیرزمینی، تلاش میکند ضمن بهبود توان پاسخگویی نیروهای امدادی، ایمنی مسافران را در شبکه گسترده حملونقل لندن تقویت کند. مجری این طرح اعلام کرده است که تحقق آن به افزایش تابآوری و قابلیت اتکای خدمات ارتباطی در آینده برای هزاران نفر از نخستین پاسخدهندگان خواهد انجامید.

پلیس حملونقل بریتانیا (British Transport Police) نیز یکی از بزرگترین کاربران این شبکه خواهد بود. هدف اصلی شبکه حاضر این است که نیروهای امدادی بتوانند در لحظات بحرانی همچنان به ارتباطات پایدار دسترسی داشته باشند و از دادهها و ابزارهای لازم برای پاسخ سریع، ایمن و موفق برخوردار باشند.
شبکه حملونقل لندن همچنین تأکید کرد که فراهم شدن پوشش موبایلی یکپارچه در ۱۳۷ ایستگاهِ بخشهای «زیرزمینی» شامل مترو، راهآهن سبک داکلندز (DLR) و لندن اورگراند، امکان دسترسی فوری نیروهای امدادی به دادههای حیاتی را فراهم خواهد کرد. این دسترسی میتواند شامل اطلاعات عمومی مرتبط با ایمنی، تصاویر، ویدیوهای زنده و سایر دادههای لازم برای مدیریت بهتر صحنه باشد که به پاسخگویی سریعتر و هماهنگتر در رویدادهای واقعی کمک میکند. از منظر ایمنی مسافران نیز این طرح، نقشی کلیدی در ارتقای امنیت و حفاظت برای میلیونها مسافری دارد که روزانه از شبکه حملونقل زیرزمینی لندن استفاده میکنند.
با توجه به اینکه اجرای چنین طرحی در زیرساختهای متروی لندن با چالشهای مهندسی قابلتوجه همراه است، TfL از واگذاری قراردادی بیستساله در سال ۲۰۲۱ در راستای ارائه پوشش شبکه موبایل در کل شبکه متروی لندن خبر داده است. این برنامه همچنین بر ایجاد پوشش پایدار و دسترسی با سرعت مناسب برای مسافران در ایستگاهها و بخشهای تونلدار مترو متمرکز و متعهد شده است که در کنار توسعه ارتباطات موبایلی، «ستون فقرات فیبر نوری» شبکه ارتباطی لندن را نیز گسترش دهد و فناوری سلولهای کوچک (small-cell) را روی تجهیزات شهری نصب کند تا ظرفیت و کیفیت ارتباطات در سطح شهر افزایش داشته باشد.

بهرهبرداری سئول از هوش مصنوعی برای تسریع جستوجوی افراد گمشده
دولت کلانشهر سئول (SMG) در حال پیادهسازی یک سیستم تحلیل ویدیویی بر پایه هوش مصنوعی (AI) است که توانایی جستوجوی همزمان حدود ۱۲۳ هزار دوربین امنیتی در سراسر پایتخت کرهجنوبی را دارد. هدف اصلی این پروژه، سرعت بخشیدن به فرایند جستوجو در مراحل اولیه پروندههای افراد گمشده بهویژه گروههای آسیبپذیر همچون کودکان، افراد مبتلا به آلزایمر و افراد دارای معلولیت است. این فناوری نوین، گامی مهم در راستای ارتقای امنیت شهری و بهبود کارایی عملیات امداد و نجات محسوب میشود.
پیش از این، فرایند بررسی فیلمهای دوربینهای مداربسته بسیار زمانبر و نیازمند بازبینی دستی توسط کارکنان بود. با راهاندازی سیستم جدید، تحلیل بر پایه هوش مصنوعی میتواند تا ۱۰۰ ساعت فیلم ضبط شده را تنها در ۱۰ دقیقه پردازش کند. این پیشرفت چشمگیر، زمان تحلیل را بهشدت کاهش میدهد و سرعت و کارایی جستوجوها را بهبود میبخشد. انتظار میرود تا پایان سال جاری میلادی، استقرار این سیستم در ۵ منطقه از جمله جونگنو (Jongno)، سئونگدونگ (Seongdong)، گانگبوک (Gangbuk)، دونگجاک (Dongjak) و گواناک (Gwanak) تکمیل شود و سپس به کل ۲۵ منطقه سئول گسترش پیدا کند.
این ابتکار از سال ۲۰۲۲ در منطقه گانگنام آغاز شده و بهتدریج گسترش پیدا کرده است. طبق گزارشهای شهری، سیستم یادشده تاکنون در حدود ۱۶۰۰ پرونده شامل جستوجوی افراد گمشده و سایر تحقیقات، مورد استفاده قرار گرفته و به بهبود تواناییهای واکنش در میدان، کمک قابلتوجهی کرده است. پس از تکمیل پیادهسازی در سراسر شهر، این سیستم امکان ردیابی یکپارچه و شهری را حتی در صورت عبور افراد از مرزهای مناطق مختلف فراهم خواهد کرد. فناوری بهکارگرفته شده شامل جستوجوی ویدئویی بر پایه ظاهر و ردیابی خودکار مسیر حرکت است که ردیابی سریعتر و افزایش بهرهوری را امکانپذیر میکند.

کاربردهای آتی و همکاریهای بینسازمانی
سئول قصد دارد پس از استقرار کامل این سیستم، دامنه استفاده از آن را فراتر از پروندههای افراد گمشده گسترش دهد و در آینده از فناوری حاضر برای پشتیبانی از تحقیقات جنایی و پاسخ به حوادث، با همکاری آژانس پلیس کلانشهر سئول و سایر نهادهای مرتبط بهره ببرد. این رویکرد نشاندهنده پتانسیل گسترده هوش مصنوعی در ارتقای قابلیتهای شهری در حوزههای مختلف امنیتی و اجرایی است.
پیادهسازی سیستم جستوجوی افراد گمشده بر پایه هوش مصنوعی در سئول، نمونهای برجسته از بهکارگیری فناوریهای پیشرفته برای حل چالشهای شهری است. این پروژه نهتنها کارایی عملیات جستوجو را بهطور چشمگیری افزایش میدهد، بلکه با ایجاد یک شبکه یکپارچه از دوربینهای مداربسته، به ارتقای سطح کلی امنیت و آرامش شهروندان کمک میکند و پتانسیل بالایی برای توسعه کاربردهای آن در آینده وجود دارد.
همگامی تحول دیجیتال و نوسازی در هوشمندترین شهر جهان
در دنیای امروز که شهرهای هوشمند بهعنوان موتور محرکه توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان شناخته میشوند، شهر کوریتیبا در برزیل با رویکردی نوآورانه و فراگیر، نمونهای برجسته از همگرایی تحول دیجیتال و نوسازی شهری است. این شهر که سال ۲۰۲۳ بهعنوان «هوشمندترین شهر جهان» معرفی شد، با اجرای طرحهای ابتکاری متعدد، خدمات عمومی، کسبوکار و اقتصاد خود را متحول و الگویی الهامبخش برای سایر کلانشهرها ارائه کرده است.
کوریتیبا، پیشگام در رویکرد شبکهای توسعه شهری
کوریتیبا با بهکارگیری رویکردی شبکهای در توسعه شهری موفق شده است تا همه ذینفعان از جمله شهروندان، نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی را در فرایند تصمیمگیری و اجرای طرحهای هوشمندسازی مشارکت دهد. این مشارکت گسترده، تضمینکننده پایداری و اثربخشی طرحهاست و منجر به ایجاد هماهنگی و همافزایی میان اجزای مختلف سیستم شهری شده است.
شهردار کوریتیبا، نقشی کلیدی در هدایت و پیشبرد ابتکاراتی ایفا کرده است که به نوسازی خدمات عمومی، رونق کسبوکار و تقویت اقتصاد شهر کمک قابلتوجهی کرده است. رویکرد شهرداری بر استفاده از فناوریهای نوین و دادهمحور برای بهبود کارایی، شفافیت و پاسخگویی خدمات شهری متمرکز بوده است. این اقدامات نهتنها رضایت شهروندان را افزایش داده، بلکه جذابیت شهر را برای سرمایهگذاری و فعالیتهای اقتصادی نیز دوچندان کرده است.

نوآوری فراگیر و سنجش خوشبختی بهعنوان معیار حکمرانی
کوریتیبا فراتر از معیارهای سنتی توسعه شهری، در حال کاوش و بهکارگیری معیارهای نوآورانهای همچون «خوشبختی» بهعنوان یک شاخص کلیدی در سنجش موفقیت برنامههای حکمرانی خود است. این رویکرد تعهد شهر را به ارتقای رفاه و رضایت پایدار شهروندان نشان میدهد. تلفیق نوآوریهای فناورانه با تمرکز بر ابعاد انسانی و اجتماعی، کوریتیبا را به شهری پیشرو در بازتعریف مفهوم «شهر هوشمند» تبدیل کرده است.
تجربه کوریتیبا در همگامسازی تحول دیجیتال با نوسازی شهری، نشاندهنده پتانسیل بالای فناوری در حل چالشهای پیچیده شهری و ارتقای چشمگیر کیفیت زندگی است. این شهر با رویکردی جامع و فراگیر، نهتنها هوشمندترین شهر جهان لقب گرفته، بلکه الگویی عملی و الهامبخش برای آینده توسعه شهری در سراسر جهان ارائه داده است.
گزارشهای مربوط ضمن پرداختن به جزئیات طرحهای تحول دیجیتال و نوسازی در کوریتیبا، به مباحث مرتبط دیگری نیز اشاره دارند که بر جنبههای گوناگون توسعه شهری هوشمند در این شهر تمرکز کردهاند و شامل مواردی همچون «طراحی شهرهای ناب برای تقویت تابآوری»، «قانون پیشگامانه هوش مصنوعی که دادهها را به یک دارایی قانونی تبدیل میکند» و «شکاف دادهها در طراحی اقلیم شهری» است، همچنین درسهایی از «قانون پایه هوش مصنوعی کرهجنوبی برای شهرهایی که به دنبال هوش مصنوعی قابل اعتماد هستند» و «چگونگی ایجاد الگویی برای رشد شهری در یک شهر کوهستانی کوچک» در آن بررسی شده است.

نظر شما