به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ تحمیلی رمضان و آسیب به بسیاری از واحدهای صنعتی و اقتصادی، لیگ برتر ایران را با بحران مالی روبهرو کرده است و در این بین پس از تجاوز دشمن به مجموعه فولاد مبارکه، سپاهان بیش از هر تیم دیگری تحت تاثیر قرار گرفته است؛ اتفاقی که موجب شد باشگاههای لیگ برتری برای فصل آینده مجبور به رعایت سقف قرارداد و دستوپنجه نرم کردن با مشکلات اقتصادی باشند. از سوی دیگر سرنوشت نامعلوم لیگ بیستوپنجم به یکی از چالشهای فوتبالی این روزهای ورزش ایران تبدیل شده است و مشخص نیست که پس از برگزاری رقابتهای جامجهانی قرار است ادامه لیگ برگزار شود یا اهالی فوتبال به استقبال فصل جدید خواهند رفت.
در بخش اول و دوم میزگرد سرویس ورزش ایمنا با حضور رسول کربکندی، کارشناس فوتبال، محمدرضا ساکت، مدیر فوتبالی و رسول نظری، عضو هیئت علمی دانشگاه شرایط و چالشهای تیمملی برای حضور در جامجهانی ۲۰۲۶ بررسی شد و در بخش پایانی به سراغ شرایط ویژه لیگ برتر و اقتصاد باشگاهی در وضعیت جنگی رفتهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
بیشتر بخوانید:
- دغدغه این روزهای اهالی فوتبال ایران؛ مسافر جامجهانی باشیم یا نه؟
- آمریکا به دنبال جبران شکست منطقهای در جامجهانی / آقای فیفا از خواب بیدار شو!
ایمنا: نظر شما درباره برگزاری ادامه رقابتهای لیگ برتر پس از جامجهانی چیست؟
کربکندی: ادامه رقابتهای لیگ برتر پس از جامجهانی در حالی میتواند جذاب باشد که ما نمایندگان خود را به آسیا معرفی نکرده باشیم؛ اگر تیمهای آسیایی خود را به AFC معرفی کنیم، لیگی بدون انگیزه و بیکیفیت را ادامه خواهیم داد، ضمن اینکه اگر بازیکنان خارجی تیمها نتوانند به ایران بیایند باز هم کیفیت مسابقات تحت تاثیر قرار میگیرد، بنابراین به دو شرط میتوانیم لیگ را بعد جامجهانی ادامه دهیم؛ نخست اینکه بازیکنان خارجی به تیمها اضافه شوند و دوم اینکه نمایندگان ما زودتر به آسیا معرفی نشوند.
ایمنا: سپاهان بهدلیل آسیب دیدن مجموعه فولاد مبارکه در جنگ تحمیلی رمضان با بحران مالی روبهرو شده است؛ این موضوع را چطور ارزیابی میکنید؟
کربکندی: سپاهان یکی از حرفهایترین باشگاههای ایران است که هیچگاه مشکل مالی نداشته است و اعتراض و اعتصابی در این مجموعه به چشم نخورده است، اما آسیب دیدن کارخانه فولاد مبارکه میتواند وضعیت اقتصادی این تیم را تحت تاثیر قرار دهد. امیدوارم هرچه سریعتر این بحران برای طلاییپوشان به پایان برسد. چراکه بهدلیل پرورش بازیکنان این باشگاه در شرایط حرفهای، مشکلات مالی و کاسته شدن امکانات، عملکرد آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد. بهدلیل محدودیتهای مالی مدیریت باشگاه سپاهان باید قویتر از پیش باشد، برای نمونه نباید هزینهای سنگین بابت خرید بازیکنی همچون گولسیانی پرداخت شود.
ایمنا: حتی فرصت برای استفاده از بازیکنان آکادمی هم فراهم شده است.
کربکندی: سپاهان نشان داده هرگاه از بازیکنان جوان استفاده کرده، جواب گرفته است؛ از نظر من مشکل این تیم هواداران هستند که هم تعداد زیادی دارند و گاهی هم اجازه بیش از حدی دارند.
ایمنا: صبر کمی هم دارند.
کربکندی: بله با شعارهای حیاکن حیاکن، مدیران را آزار میدهند و تا زمانی که برخی هواداران در امور باشگاه دخالت داشته باشند، مدیریت در سپاهان دشوارتر از سایر تیمها خواهد بود. به همین دلیل تیمهای پرهوادار همواره برای پاسخگویی با چالش روبهرو هستند.
ایمنا: نظر شما درباره گروه ایران در جام ملتهای آسیا چیست؟ آیا جوانگرایی اتفاق میافتد؟
کربندی: اگر سرمربی تیم همچنان امیر قلعهنویی باشد جوانگرایی نخواهیم داشت، چراکه تفکر وی نتیجهگراست؛ استفاده از مهرههای جوان جسارت میخواهد و ما نیز استعدادهای فوتبالی خوبی در کشور داریم، در حال حاضر هم بازیکنان جوان تنها سیاهلشکر تیم ملی هستند و شک نکنید ترکیب تیم ملی در جامجهانی همان بازیکنان باتجربه خواهند بود؛ نمیدانم چرا به جوانگرایی روی نمیآوریم.
ایمنا: امیر قلعهنویی در جامملتهای ۲۰۲۷ آسیا سرمربی تیم ملی است؛ فکر میکنید جزو چهار تیم و حتی قهرمان این دوره خواهیم بود؟
کربکندی: فوتبال در آسیا پیشرفت کرده است و سرمربی تیم ملی هم در مراسم قرعهکشی به این موضوع اشاره کرد. رقبای آسیایی ما بهسرعت در حال پیشرفت هستند و ما بهسرعت در حال سقوط هستیم. روند فوتبال ایران رو به جلو نیست و حتی لیگ برتر نیز جذابیت گذشته را ندارد. کیفیت نداریم چون پولی که به بازیکن میدهیم با سطح فنی وی مطابقت ندارد. مخالف پول دادن به بازیکن نیستم، چراکه آنها باید یک عمر با این پول زندگی کنند.
ساکت: آن هم با بدنی ناقص و آسیبدیده!
کربکندی: بله اما بین مبلغ قرارداد و سطح فنی آنها باید تناسب وجود داشته باشد. قراردادهای پنج میلیاردی ما یک مرتبه ۲۰۰ میلیارد شدند و این هزینه در اندازه فوتبال ما نیست.
ایمنا: از جامجهانی فاصله بگیریم و سراغ سپاهان برویم، آینده این مجموعه در شرایط کنونی چطور باید رقم بخورد؟ فکر میکنم سپاهان نیازمند یک مدیریت چابک برای چند فصل آینده است.
ساکت: سپاهان بهعنوان هویت ملی ورزش ایران و اصفهان شناخته میشود و تاریخی سراسر افتخار دارد. این مجموعه بهعنوان پدیده نوین نظام باشگاهداری ویژه از ابتدای دهه هشتاد معرفی شده است. سپاهان زیرساختهای استانداردی را برای ورزش ایران و فوتبال ایجاد کرده است. هرگونه آسیب به سپاهان در واقع آسیب به ورزش و فوتبال ایران و اصفهان خواهد بود. در یک کلام بخواهم بگویم در حال حاضر تدوین برنامه استراتژی جدید با شرایط جدید ضرورت پیدا کرده است. از اظهارنظرهای فردی، جزئی، مقطعی و موردی در این مجموعه باید خودداری شود.
نظری: همانطور که اشاره کردید؛ در نقشه راه جدید، سپاهان باید هوشمندی استراتژیک یا Paradigm Shift داشته باشد. منظور من این نیست که این مجموعه از sport club به football club تبدیل شود. در این برنامه جدید باید بعضی از نقاط بحرانی و پیشرانها مورد توجه قرار گیرد.
سند آمایش سرزمینی ورزش استان اصفهان در منهای فوتبال باید سند بالادستی انتخاب تیمها در حوزه بانوان و آقایان در آینده حوزه ورزش قهرمانی منهای فوتبال باشد. ضمن اینکه نباید بر اساس عشق و علاقه اعضای هیئتمدیره تیمهای منهای فوتبال انتخاب شوند، همچنین مجموعه ذینفعان باشگاه سپاهان باید به این نتیجه برسند که در حال حاضر در شرایط جنگی به سر میبریم. ایران عزیز ما به پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و پس از ۹ اسفند تقسیم شده است و باید به این برش زمانی توجه داشت. ضمن اینکه یکی از ابراستراتژیهای باشگاه سپاهان باید تغییر نگرش هواداران باشد؛ هوادار باید قانع شود که دیگر نباید همچون گذشته از این تیم انتظار داشته باشد.

سپاهان باید از تهدید یک فرصت بسازد
ساکت: ضرورت دارد باشگاه سپاهان بر اساس اصول استراتژیکی که مشخص میکند ما کجا هستیم، به کجا میخواهیم برویم و چه شرایط و امکاناتی در اختیار داریم، برنامهریزی خود را انجام دهد. این برنامهریزی ابتدا باید در حوزه تحلیل، تدوین، ارزیابی و بازنگری صورت گیرد و سپس چشماندازهای روشن و راهبردهای مشخص در نظر گرفته شود. کنار تمام این موارد مدیریت جهادی و چابکی باید بر سپاهان حاکم باشد. اگر میخواهیم مجموعه فولاد مبارکه بار دیگر مسیر قدرتمند خود را آغاز کند، باید روحیه جهادی و پویا بر این مجموعه حاکم شود. در واقع هدف باید حفظ سپاهان با شرایط موجود باشد، شاید برخی ایدهآلها دیگر وجود نداشته باشد، اما سپاهان نباید متوقف شود.
نظری: بدون تردید تا سپاهان به یکی از میراثهای ناملموس اصفهان تبدیل شود، خون دلهای بسیاری برای آن خورده شده است و این تیم امروز بهدلیل وضعیت فولاد مبارکه مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. بر این باور هستم شرایط موجود تهدیدی برای سپاهان نیست؛ با اینکه برای خسارت به ابرشرکت صنعتی فولاد مبارکه قلب ما به درد آمده است، چراکه فولاد مبارکه معاش بسیاری را تامین میکرد و پس از نفت سودآورترین شرکت صنعتی ایران است، اما نگاه من به این شرایط نگاه فرصتگونه برای باشگاه سپاهان و اصفهان است؛ بارها تاکید کردم باید حالتی را در نظر گرفت که وزیر صنعت و معدن مخالف تیمداری مجموعه فولاد باشد؛ اینجا سوال پیش میآید که آقای سپاهان چه چیزی از خودت داری؟ پس از آن جنبش نرمافزاری بزرگ در دهه هشتاد و دستاورهای بزرگ که منجر شکلگیری مثلث قدرت در فوتبال ایران شد و ورزش ایران را تحت تاثیر قرار داد، نتوانستیم پایداری زیرساختی برای سپاهان ایجاد کنیم تا روی پای خود بایستد و زیست خود را تا حدودی از فولاد مبارکه جدا کند. نتوانستیم از فرصت خوب دهه هشتاد برای ایجاد توسعه پایدار در تمام بخشها استفاده کنیم.
ایمنا: آقای ساکت شاید آن sport club که سالها خودتان برایش زحمت کشیدید باید کمی کوچکتر شود و رشتههای منهای فوتبال این مجموعه کاهش پیدا کند.
ساکت: از نظر من اگر برنامهای استراتژیک طراحی شود این امکان وجود دارد که سپاهان همچنان با راهبردها، مولفهها، سازوکارها و محدودیتهای جدید sport club باشد. باید پذیرفت که موجودیت این تیم بر مبنای sport club بودن است.
ایمنا: شاید سپاهان در حال حاضر به فردی همچون شما نیاز داشته باشد.
ساکت: دو مرتبه آمدم، اما در آستانه قهرمانی که بودیم، گفتند بازنشست شدهاید و باید بروید. سپاهان در برههای مظهر ثبات بود؛ این تیم از سال ۸۰ تا ۹۰ تنها یک مدیرعامل داشت، از سال ۹۰ تا ۹۹ تعداد مدیران این تیم به هفت رسید و از سال ۹۹ تا ۱۴۰۲ باز هم یک مدیرعامل در این مجموعه فعالیت کرد. از سال ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۵ چهار مدیر در این تیم تغییر پیدا کرد.
ایمنا: با توجه به جنگ تحمیلی بسیاری از واحدهای صنعتی و اقتصادی دچار آسیب شدند، چقدر این موضوع بر فعالیت سپاهان و باشگاهها تاثیرگذار است. آیا قانون سقف بودجهای که از آن در رسانهها صحبت میشود برای فصل آینده قابل اجراست؟ آیا بازیکنان سپاهان به روحیه جهادی پایبند خواهند بود؟
ساکت: بازیکن را نمیتوان اجبار کرد، اما در سپاهان همه چیز پیشبینی شده است؛ افتخارهای من در زمان مدیریت این تیم هفت قهرمانی و جام باشگاههای جهان نیست، افتخار من خرید باغ فردوس، قرارداد چهلوپنجساله ورزشگاه نقشجهان و ایجاد تیم سپاهان ب است؛ این تیم زایندگی دارد.
بازیکن میتواند در شرایط کنونی سپاهان را انتخاب نکند، البته اقتصاد فوتبالی تحت تاثیر شرایط جنگی قرار گرفته است و بازار جهانی و منطقهای خوبی برای بازیکنان ایرانی پیشبینی نمیشود، بنابراین بازیکنان باید خود را با شرایط هماهنگ کنند. سپاهان سرچشمههایی درون خود دارد که اگر بهخوبی مدیریت شوند، بار دیگر این تیم را به روزهای خوب باز میگرداند.
نظری: بازیکنان هم به Paradigm Shift دچار خواهند شد؛ چراکه نظام عرضه و تقاضا در فوتبال ایران در پساجنگ دچار تحول منطقهای شده است؛ همانگونه که رهبر شهید انقلاب (رضوان الله علیه) تاکید کردند که اگر جنگ دیگری توسط نظام سلطه بر ما تحمیل شود، آن جنگ منطقهای خواهد بود، جنگ تحمیلی رمضان بر بازار عرضه و تقاضای فوتبال نیز تاثیر گذاشته است. کیفیت بازیکنان ما به صورت انگشتشمار در حد اروپا هستند و باتوجه به تحولات منطقهای دیگر تقاضای چندانی در کشورهای منطقه برای آنها وجود نخواهد داشت. اگر مدیران ما بتوانند قدرت چانهزنی داشته باشند، از بر هم خوردن نظام عرضه و تقاضا میتوانند به بهترین نحو استفاده کنند. سپاهان در حوزه آکادمی توان رویش و زایش دارد؛ در واقع شیفت پارادایم باید در آکادمیهای این تیم اتفاق بیفتد برای نمونه باید با مربیان پایه با نگاه رویش و زایش بر اساس گزینههای متعدد قرارداد امضا شود.
میتوان از این تهدید یک فرصت ساخت تا داراییهای ملموس پایدار سپاهان ایجاد شود؛ در این مسیر چارهای نداریم که مدیریت ماشینی داشته باشیم، انتظارهای خود را تعدیل و در نهایت شرایط سپاهان را تبیین کنیم و در نظام بودجهریزی کاملا عملیاتی بر پایه اهداف و دستاوردها گام به گام حرکت کنیم. سپاهان در این مسیر پس از مشخص شدن برنامه جدید باید با حمایت قوی رسانهای مسیر پنج سال آینده خود را مشخص و تدوین کند و بر اساس آن روبهجلو حرکت کند.
سپاهان باید بتواند نظام بودجهریزی عملیاتی را در دورههایی مشخص در فرایند سیستماتیک بر پایه کنترل، نظارت و ارزشیابی پیش ببرد، چراکه شرایط متفاوتتر شده است. در چنین حالت بههمریختگی نظام عرضه و تقاضا نیز هوش مدیریتی و هیجانی مدیران باشگاه سپاهان باید دو چندان شود. یکی از مشکلات استراتژیک این باشگاه نبود تکثر به لحاظ تخصص و نگاه تحلیلی در هیئتمدیره است. با اجرای این اصول نظم نوین باشگاهداری در سپاهان ایجاد خواهد شد.
در شیفت پارادیم (Paradigm Shift) سپاهان نقش هلدینگ فولاد مبارکه بسیار موثر است؛ هلدینگ باید با نگاه هوشمندانه به وضعیت سپاهان در پنج سال آینده شیب ملایمی را طی کند و میراث بزرگی که برای اصفهان یه یادگار مانده است را حفظ کند و چنین چیزی قابل اجراست. اگر این اتفاق رخ دهد پنج سال دیگر پول فولاد مبارکه صرف زیرساخت میشود. به هم خوردن نظام عرضه و تقاضای فوتبال این فرصت را فراهم میکند که میان کیفیت بازیکن و قرارداد وی تعادل ایجاد شود و در صورتی که دخالت ایجنتها نباشد، مدیرعاملها میتوانند تیمی باکیفیت و ارزانقیمت ببندند. فوتبالیها باید به این نتیجه برسند که در شرایط بحران زیست میکنند و دست ما نبوده است که در میان مذاکره، دشمن به ما حمله کرده است. مدیران باید با روحیه ایثار فعالیت کنند. عیار مدیریتی در بحران مشخص میشود.

در حال حاضر مدیریت مشارکتی معنا ندارد!
ایمنا: جناب ساکت، دکتر نظری به داراییهای ملموس و ناملموس اشاره کردند، چه چیزهایی داراییهای ملموس این تیم بهشمار میرود؟
ساکت: سپاهان اعتباری ملی و بینالمللی پیدا کرده است، همچنین این باشگاه ساختار لازم برای تولید بازیکن را دارد. اگر دقت کنید بسیاری از ورزشکاران علاقه قلبی دارند که در سپاهان حضور داشته باشند و این همان دارایی ناملموس است. ضمن اینکه سپاهان از ظرفیت هواداری، زیرساختهای فیزیکی و اعتبار استانی برخوردار است، حتی سپاهان موزهای دارد که متعلق به اسطورههای این باشگاه و اصفهان است و برای این تیم یک ظرفیت بهشمار میرود. سپاهان پایگاههای متعددی دارد که با مدیریت خوب میتواند منبع درآمدی برای باشگاه باشند و اگر در برنامه استراتژیک سپاهان بازنگری شود، این باشگاه دوران سخت را پشتسر خواهد گذاشت.
بهتر است مدیران باشگاه کمی حسابشدهتر عمل کنند، برای نمونه میشود از تیمداری در رشتههای موازی خودداری کرد. تا زمانی که گیتیپسند در فوتسال سرآمد و ذوبآهن در وزنهبرداری قهرمان است، چرا سپاهان در این دو رشته تیمداری کند؟ وقتی میشود روی رشتههای دیگر سرمایهگذاری کرد.
ایمنا: نامهای از فراکسیون ورزش به رئیس فدراسیون رسیده است که لیگ برتر به پایان برسد. ادامه رقابتها پس از جامجهانی را چگونه میبینید؟
ساکت: با توجه به اینکه در تاریخ محدودی باید نمایندگان آسیایی خود را معرفی کنیم؛ برگزاری لیگ برتر پس از جامجهانی صحیح نیست. بهتر است درباره فوتبال نهادهای فوتبالی تصمیمگیری کنند. در شان مجلس نیست که در امور فوتبالی تصمیمگیری کند؛ تمام این موارد به تاخیر و چابک نبودن سازمان لیگ برمیگردد.
نظری: بله سازمان لیگ تاخیر زیادی داشته است.
ضعف در خواندن قوانین و مقررات یکی از ضعفهای استراتژیک ورزش ایران است
ساکت: ادامه لیگ برتر مرتبط با فدراسیون فوتبال نیست و سازمان لیگ باید تصمیمگیری کند، همانگونه که درباره لیگ فوتسال سازمان لیگ فوتسال تصمیمگیری کرد. بر این باور هستم سازمان لیگ کمی تاخیر و تعلل دارد. فدراسیون به اندازه کافی برای ترویج و توسعه فوتبال درگیر است و فرصت ندارد به موارد لیگ برتر توجه کند. بهتر است لیگ برتر در همین نقطه به پایان برسد. سازمان لیگ ملاحظات مختلف را در نظر گرفته است و به همین دلیل تکلیف لیگ برتر نامشخص است. از حالا باید به فکر فصل بعد بود چراکه تقویم فصل آینده و حتی جامملتهای آسیا تحت تاثیر قرار میگیرد. از بخش تعیین وضعیت فدراسیون گلهمند هستم که چرا میگوید شرایط ویژه نیست؟
نظری: من دلیل این موضوع را میدانم و در ادامه به آن اشاره میکنم؛ با توجه به در پیش بودن رقابتهای جامجهانی و پس از آن برگزاری بازیهای جامملتهای آسیا معطل شدن برای لیگ بیستوپنجم یک عقبگرد است. فدراسیون فوتبال در ادامه لیگ نقشی ندارد و سازمان تصمیمگیرنده نهایی است. ضعف در خواندن قوانین و مقررات یکی از ضعفهای استراتژیک ورزش ایران است.
به این دلیل اعلام کردهاند که شرایط ویژه نیست چون باشگاهها به فدراسیون نامه زدهاند که بازیکنان خارجی ما قصد فسخ یکطرفه دارند و فدراسیون عجولانه دستور ازسرگیری تمرینات را صادر کرد. در شرایط بحران مدیریت مشارکتی معنا ندارد و رویکرد اصلی اقتدارگرایی است، به همین دلیل سازمان لیگ باید تصمیم نهایی را بگیرد. قوانین و مقررات مشخص است و در شرایط بحران باید بهترین تصمیم را گرفت.

نظر شما