۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۲
وقتی تحریم، درس بقا می‌دهد

حمله به تأسیسات نفتی لاوان پس از آتش‌بس، یک پرسش را مطرح کرد: آیا صنعت انرژی‌ که دهه‌ها در انزوا به بومی‌سازی روی آورده، در جنگ واقعی مقاوم‌تر از رقبای متکی به زنجیره تأمین جهانی است؟ پاسخ این سوال در جایی بین ۱۸ ماه بازسازی و توربین‌های داخلی با راندمان پایین‌تر نهفته است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در سال ۲۰۲۴ زمانی که حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ هزینه حمل‌ونقل جهانی را تا ۴۰ درصد افزایش داد، تحلیلگران انرژی به سراغ شبیه‌سازی‌های قدیمی‌تر رفتند؛ بسته شدن کامل تنگه هرمز، این آبراه باریک که روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و فراورده‌های نفتی را عبور می‌دهد، در هر سناریوی جنگی منطقه‌ای به نقطه کانونی تبدیل می‌شود. سناریوی فرضی «جنگ تحمیلی سوم» که در آن تأسیسات حیاتی ایران از عسلویه تا جزیره لاوان هدف قرار می‌گیرند و آتش‌بس نقض می‌شود، این مهم را به وضوح نشان می‌دهد، اما پرسش اصلی این نیست که چقدر خسارت وارد می‌شود، بلکه این است که آیا کشوری که دهه‌ها در تحریم به سر برده، می‌تواند به همین دلیل ، از تاب‌آوری غیرمنتظره‌ای در برابر حملات تمام‌عیار برخوردار باشد؟

حمله به منطقه نفتی لاوان تنها چند ساعت پس از اعلام آتش‌بس انجام شد. این نکته فراتر از یک نقض ساده توافق است و پیامی دوگانه دارد: ناتوانی در تحمیل شکست نظامی و اراده برای فلج کردن اقتصاد غیرنظامی!

لاوان بیشتر پایانه صادراتی نفت سبک است و هدف قرار دادن آن نشان می‌دهد دشمن به‌دنبال قطع کامل درآمدهای ارزی و ایجاد ناترازی فوری در بازارهای جهانی بوده است، در ادبیات جنگ‌های نوین، چنین اقدامی به‌طورمعمول پیش از مذاکرات نهایی برای حداکثر کردن امتیازگیری استفاده می‌شود. پیامد راهبردی این رویداد، اثبات یک اصل ساده است: در تقابل‌های آینده، تأسیسات انرژی دیگر مناطق غیرنظامی تلقی نخواهند شد.

هر کشوری که تنها به دفاع هوایی متکی باشد، در برابر حملات ترکیبی آسیب‌پذیر است، واکنش متقابل ایران در هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی مرتبط با دشمن، همان مفهوم بازدارندگی تهاجمی در حوزه انرژی است، این تحول قواعد بازی را برای همه بازیگران منطقه‌ای تغییر می‌دهد و نشان می‌دهد که دیگر هیچ زیرساختی در پناه خطوط قرمز سنتی نیست.

اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینه‌سازی انرژی می‌گوید: بازگشت بعضی ظرفیت‌های آسیب‌دیده بین ۱۸ ماه تا ۲ سال طول می‌کشد. این بازه زمانی عددی تصادفی نیست، در صنعت نفت و گاز، ساخت مجدد یک پالایشگاه یا خط لوله اصلی در شرایط عادی و با دسترسی به سرمایه و تجهیزات جهانی حدود ۱۲ تا ۱۸ ماه زمان می‌برد.

افزودن شش ماه دیگر نشان‌دهنده تأمین تجهیزات تخصصی از مسیرهای غیررسمی، انجام تست‌های ایمنی مضاعف به‌دلیل آسیب‌های جنگی و به‌احتمال‌زیاد بازطراحی بعضی واحدها با فناوری بومی است. پالایشگاه آبادان در جنگ هشت‌ساله ایران و عراق چندین بار آسیب دید، اما هر بار در کمتر از یک سال به مدار بازگشت آن هم با امکانات بسیار محدودتر از امروز!

وقتی تحریم، درس بقا می‌دهد

تحریم، فروپاشی نفت ایران نیست

نکته راهبردی این است که چنین اعدادی هم هشدار واقع‌بینانه و هم سیگنال به بازارهای جهانی هستند، بیان زمان طولانی تعمیرات، فشار روانی بر بازار نفت و گاز وارد می‌کند و بدین‌ترتیب ایران می‌تواند از نوسانات قیمت به سود خود استفاده کند. در همان حال، مدیران نفتی در گفت‌وگوهای غیررسمی اذعان دارند که بخش عمده خطوط انتقال کلیدی با استفاده از تجهیزات یدکی داخلی و موجودی انبارهای راهبردی، طی چند هفته اول به مدار بازگشته‌اند، این تعادل بین دو روایت فتح‌آمیز و فاجعه‌بار، خود بخشی از راهبرد ارتباطی است که هم اعتماد داخلی را حفظ می‌کند و هم فشار خارجی را مدیریت می‌کند.

میثم جعفرزاده، فعال صنعت نفت و گاز، سه متغیر اصلی فشار بر صنعت انرژی را برمی‌شمارد: تحریم‌های مالی و فناوری، تنش‌های ژئوپلیتیکی، و نوسانات بازار جهانی.

وی بر توان داخلی و دانش‌بنیان تأکید می‌کند: این نگاه در ادبیات اقتصاد سیاسی با عنوان فرضیه یادگیری تحریم شناخته می‌شود. بر اساس گزارشی از دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۲۴، کشورهایی که دستکم یک دهه تحت تحریم‌های گسترده بوده‌اند، در صنایع حیاتی خود دو تا سه برابر بیشتر از کشورهای غیرتحریمی اقدام به بومی‌سازی فناوری‌های حساس می‌کنند.

توربین‌های گازی کلاس F که تا پیش از تحریم‌های ثانویه از زیمنس آلمان وارد می‌شد، امروزه بیش از ۷۵ درصد قطعات آن‌ها در داخل تولید می‌شود، هرچند راندمان آن‌ها ۵ تا ۱۰ درصد پایین‌تر از نمونه خارجی است. در زمان جنگ، همین راندمان پایین‌تر اما قابلیت تعمیر و تولید داخلی بسیار ارزشمندتر از راندمان بالا با وابستگی کامل به تأمین خارجی است.

جعفرزاده با اشاره به پارس جنوبی به‌عنوان نمونه موفق بومی‌سازی، در عمل می‌گوید: ما تجربه اداره صنعت در بدترین شرایط ممکن را داریم؛ پس در جنگ نیز فرو نمی‌پاشیم.

این ادعا با آمار پروژه‌های تکمیل شده در دوره تحریم‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ قابل دفاع است؛ توسعه فازهای پارس جنوبی، خط لوله گوره-جاسک، و پالایشگاه ستاره خلیج فارس. این پروژه‌ها نشان می‌دهند که تحریم‌ها نه‌تنها صنعت را متوقف نکرده‌اند، بلکه مسیر تکاملی متفاوتی را رقم زده‌اند که در آن خودکفایی جایگزین کارایی شده است.

آنچه از لابه‌لای این روایت جنگی اقتصادی بیرون می‌آید، تصویر یک صنعت انرژی است که بیش از هر چیز تروماتیزه (دچار آسیب‌)  شده است؛ یعنی توانایی تطبیق با شوک را به‌صورت ژنتیکی در خود پرورانده است. تأکید بر بومی‌سازی، سرمایه‌گذاری داخلی و مدیریت میدان‌های مشترک نقاط قوت این روایت است، اما سکوت معناداری درباره هزینه‌های فرصت این تاب‌آوری وجود دارد.

تجهیزاتی که برای ساخت داخلی آن‌ها ۱۸ ماه زمان صرف می‌شود،  اگر تحریم نبود در بازار جهانی ممکن است ۶ ماهه تأمین شوند، بنابراین ارزیابی واقع‌گرایانه این است که جنگ فرضی سوم نه فروپاشی صنعت نفت ایران را رقم می‌زند و نه تداوم شکوهمندانه آن را بلکه مسیر پرپیچ‌وخم بازسازی حین عملیات را تسریع می‌کند.

در دنیایی که خطوط لوله از زیر آتش عبور می‌کنند، دیگر نمی‌توان کشوری را تنها با میزان صادراتش سنجید؛ باید با شمار مهندسانی که در تاریکی سانکشن‌ها چراغ پالایشگاه را روشن نگه می‌دارند، وزن ژئوپلیتیک آن را محاسبه کرد و این روند به‌طور قطع تا جایی ادامه خواهد داشت که نخبگان ایرانی در حوزه‌های مختلف همان‌طور که بر این جریان‌ پویا گواه‌های بسیاری وجود دارد، این مفهوم را معنا کنند که تحریم نه‌تنها محدودیت نسیت، بلکه درس بقا می‌دهد.

کد خبر 970966

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.