به گزارش خبرگزاری ایمنا، دونالد ترامپ شامگاه یکشنبه در واکنش به پاسخ ایران به طرح جدید آمریکا اعلام کرد از این پاسخ «راضی نیست». این موضعگیری اگرچه در ظاهر نشانه اختلافات مذاکراتی است، اما در واقع پرده دیگری از بحران عمیقتری را آشکار میکند؛ بحرانی که ریشه آن در شکست محاسبات آمریکا درباره ایران قرار دارد.
آمریکا تصور میکرد پس از جنگ ۴۰ روزه، ایران در موقعیت ضعف قرار خواهد گرفت و آماده پذیرش شروطی میشود که پیش از جنگ نیز حاضر به قبول آنها نبود؛ اما اکنون نهتنها چنین اتفاقی رخ نداده، بلکه شرایط منطقه و موازنه قدرت، بیش از گذشته به سود تهران تغییر کرده است.
در همین زمینه، فواد کارشناس مسائل آمریکا اعلام کرد که رفتار آمریکا صرفاً به روند مذاکرات محدود نیست و واشنگتن همچنان به دنبال فرصت برای وارد کردن ضربه به ایران است. او در گفتوگو با خبرنگار ایمنا تصریح کرده آمریکاییها در صورت فراهم شدن شرایط، همچنان به دنبال هدف قرار دادن برخی فرماندهان نظامی یا مسئولان سیاسی ایران هستند و این موضوع لزوماً ارتباطی با روند مذاکرات ندارد.
این اظهارات، تصویری روشن از رویکرد واقعی کاخ سفید ارائه میدهد؛ رویکردی که نشان میدهد آمریکا حتی در میانه گفتوگوها نیز همچنان گزینه فشار و تهدید را کنار نگذاشته است.
ترامپ جنگ علیه ایران را با این تصور آغاز کرد که میتواند از طریق فشار نظامی، تهران را وادار به تسلیم کند. محاسبه واشنگتن این بود که حملات گسترده به زیرساختها، فشار اقتصادی و ایجاد ناامنی، در نهایت ایران را به پذیرش شروط آمریکا میکشاند؛ اما نتیجه، کاملاً معکوس شد.
ایران نهتنها ساختار سیاسی و امنیتی خود را حفظ کرد، بلکه توانست در میدان نیز معادلات جدیدی ایجاد کند. کنترل عملیاتی تنگه هرمز، هدف قرار دادن منافع دشمن و افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا، بخشی از نتایجی بود که محاسبات کاخ سفید را بر هم زد.
فؤاد ایزدی با اشاره به همین مسئله تأکید کرده آمریکا و رژیم صهیونیستی اگرچه در برخی اهداف کوتاهمدت مانند آسیب به زیرساختها یا ترور تعدادی از مسئولان موفق بودند، اما در تحقق اهداف بلندمدت خود شکست خوردند. این یعنی پروژهای که قرار بود به تغییر رفتار یا حتی فروپاشی ایران منجر شود، اکنون خود به بحران راهبردی برای واشنگتن تبدیل شده است.
ترامپ هنوز از واقعیت جنگ عبور نکرده است
با وجود این شکستها، رفتار ترامپ نشان میدهد او همچنان حاضر نیست واقعیت میدان را بپذیرد. اصرار بر توقف غنیسازی، برچیدن زیرساختهای هستهای و محدود کردن نفوذ منطقهای ایران، در حالی ادامه دارد که آمریکا حتی در میدان نظامی نیز نتوانسته این اهداف را محقق کند.
در واقع، ترامپ همچنان مانند یک «طرف پیروز» رفتار میکند؛ در حالی که بسیاری از تحلیلگران آمریکایی اذعان دارند واشنگتن در جنگ اخیر به اهداف خود نرسیده است. همین تناقض، مذاکرات را به بنبست کشانده است.
فواد ایزدی معتقد است اگر هزینه سنگینی به آمریکا تحمیل نشود، احتمال تکرار حملات در آینده وجود دارد؛ چه به شکل عملیات محدود علیه مسئولان ایرانی و چه در قالب تنشهای گستردهتر. این ارزیابی نشان میدهد واشنگتن هنوز گزینه نظامی را کنار نگذاشته و مذاکرات را بیشتر بهعنوان ابزاری برای مدیریت بحران و خرید زمان میبیند.
هرمز؛ نقطه شکست آمریکا
یکی از مهمترین تغییرات پس از جنگ اخیر، مسئله تنگه هرمز است. آمریکا وارد جنگ شد تا معادله امنیت خلیج فارس را به سود خود تثبیت کند اما نتیجه، تقویت موقعیت ایران بود.
امروز حتی متحدان غربی واشنگتن نیز بهخوبی میدانند هرگونه تشدید تنش در خلیج فارس، مستقیماً منافع اقتصادی آنها را تهدید میکند. فؤاد ایزدی با اشاره به حضور ناوهای انگلیس و فرانسه در منطقه میگوید کشورهای غربی اگرچه همچنان در محاسبات امنیتی خلیج فارس فعال هستند، اما میدانند کنترل واقعی تنگه هرمز در اختیار ایران است و هرگونه همراهی با سیاستهای تنشآفرین آمریکا میتواند تبعات مستقیمی برای منافعشان داشته باشد.
همین مسئله باعث شده اروپا نیز نسبت به ادامه جنگ و سیاست فشار حداکثری دچار تردید شود. افزایش قیمت انرژی، بحران در تجارت جهانی و نگرانی از ناامن شدن مسیرهای انتقال نفت، هزینههایی است که غرب دیگر بهراحتی قادر به تحمل آن نیست.
مذاکره یا پوشش برای فشار؟
رفتار آمریکا در ماههای اخیر نشان میدهد واشنگتن هنوز تصمیم قطعی برای توافق نگرفته است. از یکسو پیام مذاکره میفرستد و از سوی دیگر، تهدید نظامی و فشار امنیتی را ادامه میدهد.
این دوگانگی، همان مسئلهای است که باعث بیاعتمادی عمیق تهران به واشنگتن شده است. ایران تجربه برجام را پیش روی خود دارد؛ توافقی که آمریکا از آن خارج شد و پس از آن نهتنها تحریمها را لغو نکرد، بلکه شدیدترین فشارها را علیه ایران اعمال کرد.
اکنون نیز نشانهای از تغییر واقعی در رفتار آمریکا دیده نمیشود. حتی پس از جنگ و با وجود شکست پروژه نظامی، ترامپ همچنان از ادبیات تهدید استفاده میکند و از پذیرش واقعیتهای جدید منطقه طفره میرود.
کاخ سفید در بنبست خودساخته
امروز ترامپ در وضعیتی گرفتار شده که همه گزینههایش پرهزینهاند. ادامه جنگ، بحران اقتصادی و سیاسی آمریکا را تشدید میکند. خروج یکجانبه از بحران، به معنای اعتراف به شکست است و توافق با ایران نیز نیازمند عقبنشینی از شروطی است که تاکنون بر آنها اصرار کرده است.
به همین دلیل، کاخ سفید میان «شکست» و «فرار از پذیرش شکست» سرگردان مانده است. اما واقعیت منطقه تغییر کرده و ایران اکنون با دست پرتری نسبت به گذشته در مذاکرات حضور دارد.
واشنگتن شاید هنوز از زبان تهدید استفاده کند، اما آنچه در میدان رخ داده، نشان میدهد معادلات قدرت دیگر مانند گذشته نیست؛ حقیقتی که آمریکا دیر یا زود ناچار به پذیرش آن خواهد شد.
نظر شما