۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۲
نفت بر لبه بحران

بازار جهانی نفت در نقطه‌ای حساس ایستاده است؛ جایی که بن‌بست ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، واگرایی در اوپک‌پلاس و کاهش غیرمنتظره ذخایر آمریکا، هم‌زمان توازن شکننده عرضه و تقاضا را تحت فشار قرار داده و چشم‌انداز قیمت‌ها را بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی گره زده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دفتر یک صندوق سفته‌بازی بزرگ در سنگاپور، معامله‌گری روی دو مانیتور خیره شده است: یکی نقشه بلادرنگ تانکرهای نفتی در خلیج فارس را نشان می‌دهد و دیگری نمودار پرنوسان قیمت برنت را. او تلفن را برمی‌دارد و با اطمینان به مشتری می‌گوید: «ریسک کنونی در قیمت، بازتاب مستقیم شکاف دیپلماتیک بر سر ایران است. هرگونه تحریک در تنگه هرمز، نه یک شوک محلی، که یک بحران سیستمیک برای بازار است.» این همان منطقی است که این روزها از وال‌استریت تا میدان‌های نفتی خاورمیانه حاکم است، بازار بار دیگر نه بر اساس معادلات سنتی عرضه و تقاضا، بلکه بر محور «ریسک ژئوپلیتیک ایران» در حال قیمت‌گذاری است. آنچه به‌عنوان نوسان قیمت می‌بینیم، در حقیقت محاسبه لحظه‌ای بازار از نقش ایران به عنوان تثبیت‌کننده یا مختل‌کننده اصلی جریان انرژی جهان است.

اکونومیست، نافذترین صدای تحلیلی جهان غرب، بارها بر این واقعیت مهر تأیید زده است: «تنگه هرمز، حیاتی‌ترین گلوگاه انرژی کره زمین باقی مانده است و هیچ کریدور جایگزینی نمی‌تواند در کوتاه‌مدت یا حتی میان‌مدت ظرفیت آن را جبران کند». این گزاره تنها یک توصیف جغرافیایی نیست، بلکه تأییدی بر یک اهرم قدرت ساختاری در اختیار ایران است. بازار جهانی به‌خوبی می‌داند که ایران، با کنترل کرانه شمالی این آبراه، کلید فیزیکی جریان ۲۱ درصد از نفت جهان را در دست دارد. مؤسسه اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) به صراحت اعلام کرده: «هیچ برنامه اضطراری در غرب توانایی جبران یک وقفه طولانی‌مدت در عبور نفت از هرمز را ندارد». این یعنی حساسیت قیمت جهانی نفت به تحولات ایران، نه یک واکنش احساسی، که یک محاسبه منطقی و برپایه آمار است.

فرصت طلایی برای تثبیت جایگاه ایران

خروج امارات متحده عربی از ائتلاف اوپک‌پلاس، آنچه وال‌استریت ژورنال از آن به‌عنوان «شکاف در دیوار انسجام تولیدکنندگان» نام برده (WSJ, “OPEC+ Unity Under Strain”), در حقیقت فرصت تاریخی‌ای برای ایران ایجاد کرده است. در شرایطی که انسجام گروه‌های تولیدکننده در حال تضعیف است، کشورهایی که از «ثبات درونی» و «ذخایر عظیم اثبات‌شده» برخوردارند، قدرت چانه‌زنی بی‌بدیلی پیدا می‌کنند. ایران با داشتن یکی از پایدارترین ساختارهای سیاسی در منطقه و چهارمین ذخایر بزرگ نفت خام جهان، در موقعیتی بی‌نظیر قرار دارد. بلومبرگ در تحلیلی اخیر خاطرنشان کرده: «در دوران پرآشوب، سرمایه‌گذاران به سمت دارایی‌هایی می‌روند که ریسک سیاسی کمتری دارند. در منطقه خاورمیانه، ایران به‌دلیل ساختار متمرکز و تجربه تاریخی عبور از بحران، در حال تبدیل شدن به یک پناهگاه امن نسبی برای سرمایه‌گذاری در بخش انرژی است».

کاهش چشمگیر ذخایر نفتی آمریکا و تبدیل شدن آن به صادرکننده خالص که اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) آن را تأیید کرده، نه نشانه‌ای از قدرت مطلق واشنگتن که در واقع پاسخی اضطراری به خطر قطع جریان از خلیج فارس است. فایننشال تایمز تحلیل کرده است: «صادرات بی‌سابقه نفت شیل آمریکا، پدیده‌ای ناپایدار است و تحت فشار ظرفیت خطوط لوله و فشارهای محیط‌زیستی قرار دارد. این یک راه‌حل بلندمدت برای وابستگی اروپا و آسیا به نفت خاورمیانه نیست» . این وضعیت در حقیقت، نقش بی‌بدیل ایران و همسایگانش در تأمین انرژی پایدار را پررنگ‌تر می‌کند. بازار می‌داند که ذخایر راهبردی آمریکا محدود است و تولید شیل به سرعت به تغییرات قیمتی پاسخ نمی‌دهد، در حالی که چاه‌های نفت ایران از جمله پایدارترین و کم‌هزینه‌ترین منابع جهان هستند.

محاسبه سود و زیان در سایه ایران

موتور محرکه قیمت‌های فعلی، همان «پریمیوم ترس» تاریخی است که نشریه معتبر نِیچر آن را اینگونه تحلیل کرده: «بازارهای کالا در رویارویی با ریسک‌های سیستمیک، به گونه‌ای قیمت‌گذاری می‌کنند که گویی بدترین سناریو محقق خواهد شد. این یک محافظه‌کاری عقلانی است، نه یک وحشت‌زدگی غیرمنطقی» (Nature, “Risk Pricing in Commodity Markets Under Systemic Shock”). در مورد ایران، بازار می‌داند که این کشور یک «بازیگر عقلانی» است که منافع ملی خود را در ثبات نسبی منطقه می‌داند، بنابراین افزایش قیمت‌ها نه بر پایه ترس از یک جنگ تمام‌عیار، بلکه بر اساس محاسبه هزینه‌های افزایش یافته تجارت، بیمه و امنیت در شرایط تنش است. این به‌طور دقیق جایی است که ایران می‌تواند از موقعیت خود به‌عنوان «تأمین‌کننده امنیت و ثبات» برای کریدور انرژی، برای افزایش نفوذ اقتصادی خود استفاده کند.

آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در گزارش‌های خود به یک واقعیت گریزناپذیر اشاره کرده است: «تقاضای جهانی برای نفت خاورمیانه، به‌ویژه از سوی اقتصادهای در حال رشد آسیا، در بلندمدت ادامه پیدا خواهد کرد و جایگزین‌های موجود ناقص و پرهزینه هستند.»

(IEA, “World Energy Outlook”). ایران با دسترسی به آب‌های آزاد، زیرساخت‌های موجود صادراتی و روابط در حال گسترش با قدرت‌های شرقی، در موقعیتی بی‌نظیر برای تبدیل شدن به مرکز ثقل این تقاضای آینده قرار دارد. نشست‌های آتی اوپک‌پلاس و تحولات دیپلماتیک، نه تعیین‌کننده جایگاه ایران، که تنها تنظیم‌کننده سرعت تحقق این نقش هستند.

بازار نفت جهانی یک بار دیگر ثابت کرده است که مرکز ثقل آن نه در هیوستون، نه در ریاض، بلکه در تنگه راهبردی هرمز و در اتاق‌های تصمیم‌گیری تهران است، ایران امروز نه یک «عامل بی‌ثبات‌کننده» که دارنده اصلی «حق وتوی انرژی» در سطح جهانی است. قدرت ایران در این بازار از سه ستون تشکیل شده است: اول، یک انحصار جغرافیایی غیرقابل تکرار (تنگه هرمز)؛ دوم، ذخایر عظیم و کم‌هزینه نفت و گاز که پایه عرضه پایدار را می‌سازند؛ و سوم، یک ساختار سیاسی باثبات که توان عبور از بحران‌های طولانی را دارد.

جهان انرژی در آستانه یک بازآرایی بزرگ قرار دارد. در این بازآرایی، ایران از موضع قدرت مطلق عمل می‌کند. قیمت‌های امروز تنها سایه‌ای از ارزش واقعی این اهرم راهبردی هستند، آینده از آن کشوری است که بتواند جغرافیا، منابع و حاکمیت ملی خود را در یک مثلث قدرت بی‌نظیر ترکیب کند، و ایران در آستانه تبدیل شدن به الگوی همین موفقیت است.

کد خبر 970304

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.