۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۴
متوهم بی‌تاج

ماهنامه آمریکایی آتلانتیک، در گزارشی کم‌سابقه، پروژه سیاسی رضا پهلوی را نه یک آلترناتیو دموکراتیک، بلکه مجموعه‌ای از تناقض‌ها، رفتارهای فرقه‌ای، وابستگی خارجی و گرایش‌های اقتدارطلبانه توصیف کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میانه تحولات پس از جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهم‌ترین و پرسروصداترین گزارش‌های رسانه‌ای درباره اپوزیسیون خارج‌نشین، نه از سوی رسانه‌های ایرانی، بلکه از دل یکی از مشهورترین نشریات آمریکایی منتشر شد؛ گزارشی که نه‌تنها به شکاف‌های درونی مخالفان جمهوری اسلامی پرداخت، بلکه تصویری متفاوت و بی‌پرده از پروژه سیاسی رضا پهلوی ارائه داد.

ماهنامه آتلانتیک، در تحلیلی مفصل، با تمرکز بر تناقض‌های درونی جریان پهلوی، آن را نمونه‌ای از یک جریان اقتدارطلب، متکی به عملیات رسانه‌ای و گرفتار توهم قدرت توصیف کرد؛ جریانی که به‌جای ساختن یک اپوزیسیون فراگیر، به سمت حذف، تخریب و خاموش‌کردن هر صدای منتقد حرکت کرده است.

متوهم بی‌تاج

قتل، شکاف و آغاز روایت

آتلانتیک گزارش خود را با روایتی تکان‌دهنده آغاز می‌کند؛ ماجرای ناپدیدشدن و قتل مسعود مسجودی در کانادا؛ فردی که از منتقدان جدی رضا پهلوی محسوب می‌شد.

طبق روایت این نشریه، پلیس کانادا دو تن از حامیان رضا پهلوی را به اتهام مشارکت در این قتل تحت تعقیب قرار داده است. نکته مهم‌تر آنکه مسجودی پیش از کشته‌شدن، بارها همین افراد را متهم کرده و هشدار داده بود برای خاموش‌کردنش در حال برنامه‌ریزی هستند.

آتلانتیک این پرونده را صرفاً یک حادثه جنایی نمی‌داند، بلکه آن را نماد «جنگ داخلی اپوزیسیون» توصیف می‌کند؛ جنگی که به باور این نشریه، میان جریان رضا پهلوی و طیف گسترده‌ای از منتقدانی جریان دارد که او و اطرافیانش را مستبد، خطرناک و اقتدارگرا می‌دانند.

متوهم بی‌تاج

توهم بازگشت

یکی از محورهای اصلی گزارش، تحلیل توهم سیاسی شکل‌گرفته پیرامون رضا پهلوی است؛ توهمی که به نوشته آتلانتیک، هم خود او به آن باور دارد و هم به هوادارانش فروخته می‌شود.

این نشریه می‌نویسد جریان پهلوی مدت‌ها پیش از آغاز درگیری‌های نظامی اخیر، با تکیه بر حمایت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی، خود را برای سناریوی سقوط جمهوری اسلامی آماده کرده بود.

در این روایت، اطرافیان پهلوی مدعی بودند ده‌ها هزار نیروی جداشده از ساختار نظامی ایران آماده‌اند تا با ورود او، ورق را برگردانند؛ تصویری که عملاً یادآور رؤیای بازگشت پیروزمندانه یک پادشاه تبعیدی بود.

اما آتلانتیک با لحنی طعنه‌آمیز می‌نویسد: پهلوی هرگز بازنگشت.

نه نظام سیاسی ایران فروپاشید، نه انسداد تنگه هرمز پایان یافت و نه سناریوی فروپاشی سریع تحقق پیدا کرد.

برعکس، آنچه باقی ماند، نوعی سرخوردگی و عصبانیت در میان حامیان او بود؛ تا جایی که به نوشته این نشریه، بسیاری از آنان اکنون مذاکرات صلح را «خیانت» تلقی کرده و همچنان خواهان بمباران بیشتر ایران هستند.

اپوزیسیون یا فرقه

نویسنده در بخشی از گزارش خود، به ساختار رفتاری جریان پهلوی می‌پردازد و آن را به جنبش‌های پوپولیستی اقتدارگرا تشبیه می‌کند.

به نوشته این مجله، رضا پهلوی در سال‌های اخیر با کمک مشاوران جوان خود، الگوی سیاسی‌ای شبیه جریان‌های افراطی آمریکایی را دنبال کرده است؛ الگویی مبتنی بر دو قطبی‌سازی، حمله به منتقدان و ساختن ارتشی از هواداران تهاجمی در فضای مجازی.

گزارش تأکید می‌کند که اگرچه پهلوی در ظاهر از دموکراسی و تکثر سخن می‌گوید، اما حلقه اطراف او عملاً هیچ صدای مستقلی را تحمل نمی‌کند.

هر فرد یا گروهی که به‌طور کامل تابع او نباشد، با موجی از تهدید، توهین و تخریب روبه‌رو می‌شود؛ وضعیتی که آتلانتیک آن را نشانه تناقض بنیادین پروژه پهلوی می‌داند.

تناقضی میان ادعای دموکراسی و رفتاری که بیشتر به بازتولید یک دربار سیاسی شباهت دارد.

مشاورانی که پروژه را رادیکال کردند

آتلانتیک نقش دو مشاور نزدیک رضا پهلوی را در تغییر مسیر این جریان برجسته می‌کند؛ افرادی که به نوشته این نشریه، پروژه‌ای تهاجمی‌تر و اقتدارگراتر را برای او طراحی کردند.

بر اساس این گزارش، راهبرد اصلی آنان این بود که رضا پهلوی برای تبدیل‌شدن به چهره مسلط اپوزیسیون، باید نه‌فقط با جمهوری اسلامی، بلکه با سایر گروه‌های مخالف نیز برخورد حذفی داشته باشد.

در این مدل، «تنها صدا بودن» اصل اساسی است.

آتلانتیک حتی به نقل از یکی از نزدیکان این جریان می‌نویسد: اطرافیان پهلوی معتقدند سرکوب دیگر گروه‌های اپوزیسیون، به همان اندازه مقابله با جمهوری اسلامی اهمیت دارد.

از تل‌آویو تا اتاق عملیات رسانه‌ای

نقطه عطف مهم دیگر در این گزارش، سفر جنجالی رضا پهلوی به سرزمین‌های اشغالی توصیف شده است؛ سفری که به باور آتلانتیک، بیش از هر زمان دیگری پیوند او با رژیم صهیونیستی را آشکار کرد.

اما مسئله فقط سفر نبود.

متوهم بی‌تاج


پس از آن، گزارش‌هایی درباره شبکه‌های سازمان‌یافته رسانه‌ای منتشر شد که مأموریتشان تبلیغ رضا پهلوی و حمله هماهنگ به حامیان دیپلماسی با ایران بود.

طبق روایت آتلانتیک، هزاران حساب کاربری هماهنگ در شبکه‌های اجتماعی، به شکل شبانه‌روزی مشغول تولید محتوا در حمایت از پهلوی و تخریب مخالفان او بودند.

بررسی‌ها حتی به پیوندهایی میان برخی از این حساب‌ها و ساختارهای رسانه‌ای وابسته به رژیم صهیونیستی اشاره کرده‌اند.

اوج تناقض؛ ولیعهدی که خودش هم باور ندارد

شاید تندترین بخش گزارش، جایی باشد که نویسنده از میزان ساده‌انگاری و توهم حاکم بر بخشی از حامیان رضا پهلوی ابراز تعجب می‌کند.

در بخشی از این روایت، یکی از هواداران پهلوی ادعا می‌کند اگر ارتش آمریکا فقط شرایط ورود امن او به یکی از شهرهای ایران را فراهم کند، همه‌چیز تغییر خواهد کرد و ساختار نظامی ایران فرو می‌پاشد.

نویسنده آتلانتیک این تصور را نه‌تنها غیرواقعی، بلکه مضحک توصیف می‌کند و با کنایه می‌نویسد حتی خود پهلوی هم به احتمال زیاد حاضر نیست چنین ریسکی را بپذیرد.

متوهم بی‌تاج

روایت آتلانتیک از پروژه پهلوی، روایت شکست یک رؤیاست؛ رؤیایی که قرار بود خود را آلترناتیو دموکراتیک معرفی کند اما به‌تدریج در تناقض‌های درونی، وابستگی خارجی، رفتارهای فرقه‌ای و توهم بازگشت فرو رفت.

در این تصویر، رضا پهلوی نه یک رهبر ملی، بلکه چهره‌ای توصیف می‌شود که میان ادعای دموکراسی و میل به اقتدار، میان شعار استقلال و اتکای بیرونی و میان رؤیای بازگشت و واقعیت میدان، گرفتار مانده است.

و شاید همین تناقض‌هاست که پروژه او را بیش از هر چیز، شبیه سایه‌ای از گذشته کرده؛ سایه‌ای که هرچه بیشتر تلاش می‌کند «ولیعهد» بماند، بیشتر به حاشیه تاریخ رانده می‌شود.

کد خبر 970302

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.