سیروس کهورینژاد در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره شکلگیری ایده نمایش «چهل گیس» اظهار کرد: واقعیت این است که این نمایش حاصل یک تجربه و دغدغه ذهنی سی ساله من است. اینطور نیست که فکر کنید اثر بهتازگی شکل گرفته؛ بلکه از اوایل دهه ۷۰، یعنی سالهای ۷۱ و ۷۲، شروع به تجربه و تحقیق کردم. در آن زمان با محمد چرمشیر و سایر همکاران، مراودهها و همکاریهای بسیار عمیق و گاهی غیرقابل توصیفی داشتیم. این تجربیات، الهامبخش مسیر هنری من شد و شکلدهنده نگاه من به تئاتر و روایت داستانهای جمعی و فرهنگمحور بود.
وی درباره سبک و زبان نمایش افزود: برخی ممکن است بگویند این کار رئالیسم جادویی است یا به اکسپرسیونیسم نزدیک است، اما واقعیت این است که این اثر فراتر از هر دستهبندی سادهای است. من آن را نشانهگرایی مینامم، چراکه پرداخت به آیینها، فرهنگهای جمعی و باورهای انسانها در سرتاسر جهان را در خود دارد. این فرهنگها تنها محدود به بندرعباس یا جنوب ایران نیستند؛ هر منطقهای که دریا دارد، ردپایی از این فرهنگها را میتوان دید.

کارگردان نمایش «چهل گیس» درباره نقش ادبیات کهن ایران در خلق این اثر گفت: جداسازی داستان از ادبیات کهن ایران غیرممکن است. ما نهتنها حق نداریم آن میراث را نادیده بگیریم، بلکه باید از آن وام بگیریم و همزمان قصه خودمان را پیش ببریم. داستان نمایش «چهل گیس» در دو زمان روایت میشود: یکی زمان خود قصه و دیگری زمان حال. این دو زمان، موازی حرکت میکنند و تلاقی آنها، عمق و پیچیدگی اثر را شکل میدهد. ما تلاش کردیم که روایت با زمان حال پیوند بخورد بدون اینکه احساس کنیم از تاریخ یا ادبیات فاصله گرفتهایم.
کهورینژاد درباره چالشهای اقتصادی تئاتر و اولویتهای اقتصاد هنر بیان کرد: امروزه تئاتر و سایر هنرها با مسائل اقتصادی و تبلیغاتی پیچیدهای روبهرو هستند. اغلب تولیدات بر اساس ذائقه مخاطب و روندهای بازار شکل میگیرند. در چنین شرایطی، پرداختن به آیینها و فرهنگها کاری سخت و جسورانه بود. ما ابزار تبلیغاتی گستردهای نداریم و تبلیغات بیشتر محدود به شبکههای اجتماعی است. با این حال، هدف ما این بود که تماشاگر را ترغیب کنیم نه وادار؛ حضور او در سالن تئاتر باید یک انتخاب آزاد و داوطلبانه باشد. این انتخاب برای ما ارزشمندترین جایزه است و نشان میدهد که مخاطب خودش ما را انتخاب کرده است.
وی تئاتر درباره اهمیت فرهنگ جنوب اظهار کرد: در تئاتر ایران به فرهنگهای بومی و منطقهای به اندازه کافی پرداخته نشده است. جنوب ایران برای من دریاست، رنگ و بو و موسیقی و زندگی مردم آن برای من الهامبخش است. من اعتقاد دارم این فرهنگ نباید تحت سیطره مسائل سیاسی یا تحریف قرار بگیرد. این تعصب من نسبت به جنوب، ناشی از عشق و احترام عمیق است. من حق دارم از فرهنگ و هویت جنوب دفاع کنم و آن را به درستی به نمایش بگذارم.

این کارگردان ادامه داد: جنوب ایران پر از رمز و راز است. همین رمز و راز طبیعی موجب میشود مخاطب بدون هیچ فشار یا کششی، کنجکاو شود و به این تئاتر جذب شود. این تشنگی مخاطب برای تجربه فرهنگ جنوب، چه در تهران و چه در دیگر مناطق، همیشه وجود دارد. خوشحالم که توانستم بخشی از این فرهنگ را در نمایش به تصویر بکشم و ارتباطی واقعی با مخاطب برقرار کنم.
کهورینژاد درباره بازخورد تماشاگران توضیح داد: دو ماه پیش هم نمایش «چهل گیس» اجرا شد و امروز دیدم که مخاطبان هنوز تشنه تجربه تئاتر هستند. جنوب ایران با تمام رمزها و زیباییهایش، ظرفیت جذب مخاطب را بدون نیاز به توضیح اضافه دارد، حضور داوطلبانه و علاقهمندانه مخاطبان، برای من ارزشمند است و نشان میدهد که توانستم کاری ارائه کنم که فراتر از جذابیتهای سطحی، با مخاطب ارتباط برقرار کند.

وی با تأکید بر عشق و تعصب خود نسبت به جنوب ایران گفت: همه آنچه دارم و هستم از جنوب دارم و همیشه نسبت به آن تعصب دارم. امیدوارم مخاطبان این تعصب را درک کنند و بهعنوان عشق و احترام من نسبت به فرهنگ و مردم جنوب بپذیرند. جنوب ایران همیشه بخشی از هویت و الهام هنری من خواهد بود و من در هر اثرم تلاش کردم این فرهنگ را زنده نگه دارم و از آن دفاع میکنم.
نظر شما