به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهرها در نگاه اول مجموعهای از ساختمانها، خیابانها و زیرساختهای فیزیکی به نظر میرسند، اما در واقع ساختارهایی قانونمند و زندهاند که با تعاملات روزمره شهروندان نفس میکشند.
در عصر حاضر و با گسترش زندگی دیجیتال و افزایش سرعت زندگی شهری، خطر «انزوای اجتماعی» و از دست دادن حس تعلق به محله و شهر، روزبهروز بیشتر میشود، در این میان فضاهای عمومی شهری از پارکهای محلی و پیادهراهها گرفته تا میدانهای تاریخی و کتابخانههای عمومی به عنوان «اتاقهای نشیمن مشترک» شهر عمل میکنند.
این مکانها تنها نقاطی برای استراحت یا عبور نیستند؛ صحنههایی هستند که در آنها فرهنگهای مختلف، گروههای گوناگون و نسلهای متفاوت با هم برخورد میکنند. وقتی مردم در یک فضای باز بدون هیچ مانع اقتصادی یا اجتماعی کنار هم مینشینند، گپ میزنند یا فعالیتهای فرهنگی انجام میدهند، دیوارهای پیشداوری فرو میریزد و حس «ما» بودن تقویت میشود.
در بسیاری از شهرهای امروزی، طراحی شهر بیشتر بر پایه نیازهای خودرو و نه راحتی و تعامل انسانها انجام میشود، تا زمانی که اولویت اصلی تسهیل حرکت خودروها باشد، فضای پیادهروها بسیار محدود میشود، در چنین شرایطی عابر پیاده مجبور است در کنار ترافیک سنگین و آلودگی صوتی حرکت کند و بهجای لذت بردن از محیط، سریعترین راه را برای رسیدن به مقصد میپیماید؛ این فشار روانی و فیزیکی هرگونه فرصت برای توقف، گپ زدن یا حتی نگاه کردن به اطراف را از بین میبرد.
فضاهای عمومی نقش «آیینه شهر» را بازی میکنند
بسیاری از فضاهای عمومی موجود، هویت و جذابیت لازم را ندارند، میدانها و پارکهایی که تنها شامل چند نیمکت خالی و چمنکاریهای ساده و بدون سایهبان، امکانات رفاهی یا فعالیتهای فرهنگی جذاب هستند، دعوتکننده ماندن نیستند.
وقتی دلیلی برای توقف وجود نداشته باشد، شهروندان توقف نمیکنند و فضا به یک گذرگاه بیروح تبدیل میشود، در بعضی موارد نیز فضاهای عمومی آنقدر گرانقیمت یا خصوصی شدهاند که تنها گروهی خاصی میتوانند از آنها استفاده کنند و این موضوع موجب میشود دیوارهای طبقاتی و فرهنگی میان شهروندان بلندتر و حس تعلق مشترک به شهر تضعیف شود.
امنیت روانی نیز یکی دیگر از موانع بزرگ است، فضاهایی که نور کافی ندارند، دید بصری محدودی دارند یا توسط دیوارهای بلند احاطه شدهاند، ناخودآگاه حس ناامنی ایجاد میکنند.
زمانی که فضاهای عمومی به درستی طراحی و مدیریت شود همچون کاتالیزورهای اجتماعی عمل و پیوند میان شهروندان را آشکار و محکم میکنند، این مکانها با حذف موانع اقتصادی و طبقاتی بستر «دیدارهای تصادفی» را فراهم میکنند.
وقتی یک کارمند، یک هنرمند و یک دانشجو در یک پارک یا پیادهراه کنار هم مینشینند، تفاوتهای شغلی و اجتماعیشان کمرنگ و انسانیت مشترکشان برجسته میشود، این تعاملات کوچک، پیشداوریها را میشکند و حس همدلی را تقویت میکند.
در زمینه هویت جمعی، فضاهای عمومی نقش «آیینه شهر» را بازی میکنند و زمانی که مردم در یک میدان تاریخی یا یک پارک نمادین گردهم میآیند، در حال بازسازی خاطرات مشترک و تقویت حس تعلق به یک مکان هستند.
رویدادهای فرهنگی، جشنها و حتی فعالیتهای روزمره این فضاها، داستانهای مشترکی میسازند که هویت شهر را تعریف میکند، به عنوان مثال زمانی که همه مردم یک شهر در یک پیادهراه خاص جمع میشوند، آن مکان دیگر تنها یک خیابان نیست، بلکه به نمادی از روحیه آن شهر تبدیل میشود.
این فضاها با تشویق به مشارکت فعال، حس مسئولیتپذیری مشترک را زنده نگه میدارند، وقتی شهروندان در نگهداری یا برنامهریزی برای فضاهای عمومی نقش دارند، احساس میکنند که مالک آنها هستند و این حس مالکیت، پایه اصلی همبستگی اجتماعی است.
فضاهای عمومی با ایجاد فرصت برای «بودنِ با هم»، تنهایی مدرن را کاهش میدهند و شبکه اجتماعی محکمتری ایجاد میکنند که در بحرانها و روزهای عادی، شهر را یکپارچه نگه میدارد.

مجموعهای از نیروها در شکل دادن به فضای شهری موثر هستند
امیرحسین شبانی، دکترای شهرسازی درباره ملزومات طراحی صحیح فضا به خبرنگار ایمنا میگوید: متخصصان حوزههای طراحی فضاهای شهری معتقد هستند که انسان ابتدا شهر را میسازد و سپس شهر انسان را شکل میدهد، به عبارت دیگر زمانی که از فضای شهری صحبت میکنیم این فضا تنها در عناصر کالبدی و قابل رویت خلاصه نمیشود.
وی میافزاید: مجموعهای از نیروهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیستمحیطی در شکل دادن به یک فضای شهری موثر هستند.
این دکترای شهرسازی عنوان میکند: زمانی که در طراحی یک فضای شهری از مشارکت کاربران فضا و کسانی که به هر شکل قصد استفاده از آن فضا را دارند برای شکلدهی کمک بگیریم، محصول ما فضای مشارکتجویانهتر خواهد بود.
شبانی عنوان میکند: چنانچه سلیقه یک طراح یا مدیر در طراحی فضای شهری حاکمیت داشته باشد، آن فضا شکل و شمایل خاص خودش را خواهد گرفت؛ اعتقاد داریم که اگر کاربران روزمره یک فضا که زندگی و تجربه زیسته عمیقتری از آن را دارند در فرایندها و مداخلات نقش پررنگتری داشته باشند، آن فضا قابل زیستتر و مورد استقبالتری خواهد بود.
وی با اشاره به اصطلاح گونهشناسی فضا تاکید میکند: ابتدای باید تعریفی از فضا داشته باشیم، اینکه قرار است در چه مقیاسی و چه کارکردی داشته باشد، به عنوان مثال باید مشخص شود که قصد داریم این فضا بوستان، مرکز محله یا مکانی برای اجتماع شهری و فراشهری باشد، زیرا هرکدام ساختار مختص به خودش را دارد.
زمانی که فضاهای عمومی به درستی طراحی و مدیریت شود همچون کاتالیزورهای اجتماعی عمل و پیوند میان شهروندان را آشکار و محکم میکنند، این مکانها با حذف موانع اقتصادی و طبقاتی بستر «دیدارهای تصادفی» را فراهم میکنند
این دکترای شهرسازی خاطرنشان میکند: یکی از ابتداییترین مراحل در طراحی فضا شناخت ذینفعان است، این فرایند و اینکه هرکدام از ذینفعان در قالب یک فرد یا یک گروه اجتماعی چقدر با فضا متناسب با مقیاس آن تعامل دارند، نقشه راهی برای طراح و شهرساز خواهد بود.
شبانی خاطرنشان میکند: این مولفهها در شهرها و در بافتها و ساختارهای مختلف متفاوت است و یک طرح ایدهآل طرحی است که بتواند حداکثر انتظارات، نیازها، توقعات و دیدگاههای مدنظر ذینفعان را فراهم کند و از این طریق هویت مکان را زنده نگه دارد.
به گزارش ایمنا، فضاهای عمومی تنها زمینهای خالی یا خیابانهای شلوغ نیستند؛ آنها ریههای نفسکشِ شهر و قلبِ تپنده ارتباطات انسانی هستند، با حفظ و ارتقای این فضاها، ما نهتنها به شهروندانمان حس «تعلق به مکان» را هدیه میدهیم، بلکه دیوارهای بلندِ انزوای مدرن را فرو میریزیم.
چنانچه فضاهای عمومی شهر با تکیه بر نیازمندی شهروندان و برمبنای اصول شهرسازی طراحی شود، میتواند هم به تابآوری شهر و هم به ارتقای فرهنگ شهروندی کمک کند.
نظر شما