پایان انرژی ارزان، آغاز جهش فولاد ایران

حذف یارانه‌های پنهان انرژی، گرچه در کوتاه‌مدت شوک‌آور است، اما صنعت فولاد را از وابستگی به «اجاره اقتصادی» نجات می‌دهد. این نقطه عطف، پنجره‌ای تاریخی به سوی بهره‌وری، انرژی‌های تجدیدپذیر و رقابت واقعی گشوده است؛ چراکه شرکت‌های پیشرو هم‌اکنون ثابت کرده‌اند بقا از آنِ کارآمدترین‌ها است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، مصوبات «معامله‌پذیر شدن سوخت نیروگاهی» و «ایجاد بازار رقابتی برق»، برخلاف ظاهر فنی خود، چیزی نیست جز پایان یک عصر؛ عصری که در آن صنعت فولاد ایران بر ستونی واهی و مصنوعی به نام «انرژی ارزان» بنا شده بود، و اکنون این ستون فرو می‌ریزد. جالب آن‌که این تصمیمِ پرهزینه که در کوتاه‌مدت هیئت‌های مدیره را به شوک خواهد برد، ریشه در ناچاری دارد نه انتخاب!

تحلیل‌گران مدت‌هاست هشدار می‌دهند که سیستم انرژی ایران دیگر نمی‌تواند بر پاشنه معیوب یارانه‌های هنگفت بچرخد. به گزارش Financial Tribune، دولت ایران سالانه حدود ۱۰۰ میلیارد دلار صرف یارانه انرژی می‌کند-رقمی که حتی نزدیک به یک‌دهم آن برای بازسازی زیرساخت‌های فرسوده کافی است، چه برسد به تثبیت اقتصادی که دهه‌هاست تحت فشار تورمی مزمن دست و پا می‌زند. کارشناسان هشدار می‌دهند که بدون اصلاحات فوری و شجاعانه، ایران با کمبودهای شدیدتر و سهمیه‌بندی دائمی صنایع روبه‌رو خواهد شد، عواقبی که هر نفعی از صادرات انرژی را از بین خواهد برد.

حقیقت تلخی که صنعت فولاد باید هرچه زودتر بپذیرد این است که عصر «مزیت مصنوعی» با این مصوبه برای همیشه پایان یافت. نگاهی گذرا به ساختار صنعت، عمق وابستگی آن را به یارانه‌های پنهان آشکار می‌کند. جالب‌تر آن‌که خود این وابستگی طولانی‌مدت، علت اصلی ناکارآمدی امروز صنعت شده است. همان‌طور که پژوهشی در مجله نیچر اشاره می‌کند، یارانه‌های تولید سوخت فسیلی، گذار به سمت فناوری‌های کم‌کربن و کارآمد را به تعویق می‌اندازد و «تأخیری ایجاد می‌کند که هم مادی است و هم سیاسی». بازار رقابتی برق و سوخت، پرده از این رانت پنهان برمی‌دارد و فولادسازان را ناگهان در معرض قیمت واقعی انرژی قرار می‌دهد، اما چرا این شوک برای فولاد ایران به مراتب خطرناک‌تر از سایر صنایع است؟ پاسخ در ساختار تکنولوژیک منحصربه‌فرد این صنعت نهفته است.

برخلاف تصور رایج، مزیت اصلی ایران در فولاد، سنگ‌آهن فراوان نبود، بلکه دسترسی به گاز ارزان بود. نزدیک به ۹۰ درصد تولید فولاد ایران به روش احیای مستقیم (DRI) متکی است که مصرف‌گراترین روش تولید در جهان محسوب می‌شود. به گزارش SteelRadar، این ساختار تک‌بعدی موجب شده مصرف انرژی در صنعت فولاد ایران چهار برابر میانگین جهانی باشد. طبق داده‌های ۲۰۲۳، کارخانه‌های فولاد ایران سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز مصرف کرده‌اند، در حالی که کسری گاز ملی ۴۵ میلیارد مترمکعب بوده است. به بیان ساده‌تر، صنعت فولاد ایران ماشینی است که با پرمصرف‌ترین فناوری جهان کار می‌کند، اما هزینه سوخت آن تاکنون کمتر از یک‌دهم ارزش واقعی بوده است. تصویر یارانه‌های پرداختی به این صنعت حیرت‌انگیز است.

پایان انرژی ارزان، آغاز جهش فولاد ایران

شوک انرژی، فرصت طلایی برای نوسازی فولاد ایران

پژوهشی که در Technology Studies Institute انجام شده نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۳، شرکت‌های فولادی ایران بیش از ۷۸ درصد هزینه برق و حدود ۶۰ درصد هزینه گاز خود را از طریق یارانه‌های دولتی دریافت کرده‌اند. ارقامی که به سادگی تمایل به سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی مصرف را از بین می‌برد و تولید با فناوری‌های قدیمی را توجیه‌پذیر می‌کند. حال تصور کنید با حذف تدریجی این یارانه‌ها و ورود به نظام رقابتی قیمت‌گذاری، چه بر سر این موازنه شکننده خواهد آمد.

بر اساس گزارش رسانه های متفاوت، سهم معاملات مستقیم برق در ایران (شامل بورس انرژی و قراردادهای دوجانبه) از ۸۵ درصد در سال ۱۴۰۲ به ۴۸ درصد در بهمن ۱۴۰۴ کاهش پیدا کرده است و این سهم به ۵۲ درصد افزایش پیدا کرده است؛ سیگنالی آشکار از حرکت به سمت واقعی‌سازی قیمت برق برای مشترکان بزرگ صنعتی! خبر بد برای فولادسازان این است که در این مسیر، قیمت برق نه‌تنها مطابق با هزینه تمام‌شده واقعی، بلکه مطابق با نوسانات عرضه و تقاضا تعیین خواهد شد. در این فضای متلاطم، خط فاصل میان برندگان و بازندگان با دقتی بی‌رحمانه ترسیم خواهد شد. گروه نخست، شرکت‌هایی هستند که سال‌ها پیش زمزمه پایان یارانه‌ها را جدی گرفتند و سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در احداث نیروگاه‌های اختصاصی و افزایش بهره‌وری انرژی انجام دادند.

فولاد مبارکه که موفق به دریافت گواهینامه بهره‌وری انرژی با مصرف ۲۲.۲۵ ژول بر تن شد، طبق گزارش SteelRadar، اولین شرکت ایرانی است که چنین گواهینامه‌ای را دریافت کرده، آن هم در حالی که میانگین انرژی مصرفی سایر فولادسازان ایرانی بی‌نهایت بالاتر از این رقم است، چنین مجموعه‌هایی نه‌تنها هزینه برق خود را مدیریت می‌کنند، بلکه اکنون می‌توانند برق مازاد خود را در بورس انرژی بفروشند و به یک بازیگر دوگانه در بازار جدید بدل شوند. از سوی دیگر، پژوهش Knowledge Habitat for Analysts نشان می‌دهد که فولاد مبارکه و فولاد خراسان انعطاف‌پذیری بالایی در برابر افزایش قیمت انرژی دارند و حتی در صورت حذف کامل یارانه‌ها نیز می‌توانند سوددهی خود را حفظ کنند—در نقطه مقابل، فولاد خوزستان و جهان فولاد سیرجان با حاشیه سود بسیارکمتری در آستانه بحران قرار دارند.

نشانه‌های این تغییر استراتژیک هم‌اکنون قابل مشاهده است، اواخر سال ۲۰۲۵، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (IMIDRO) و صندوق توسعه ملی مذاکرات جدی را برای امضای قراردادهای بلندمدت خرید برق تجدیدپذیر (PPA) با سرمایه‌گذاران حوزه انرژی آغاز کردند، هدف این است که صنایع معدنی و فولادی بتوانند برق مورد نیاز خود را در بازه‌های ۱۰ تا ۱۵ ساله با قیمت ثابت تأمین کنند و خود را در برابر نوسانات فصلی و حذف تدریجی یارانه‌ها بیمه سازند.

در سطح بین‌المللی، ابزارهایی برای مدیریت این ریسک وجود دارد که فولادسازان ایرانی ناچار به یادگیری و بومی‌سازی آن‌ها خواهند بود، مطالعات Clean Air Task Force نشان می‌دهد که قراردادهای بلندمدت خرید برق (PPA) از طریق پوشش ریسک قیمت در بلندمدت و دور زدن نوسانات لحظه‌ای بازار اسپات، می‌توانند هزینه برق صنایع را به میزان قابل توجهی کاهش دهند و پیش‌بینی‌پذیری را به بودجه شرکت‌ها برگردانند؛ اما این مهارت‌ها در ایران هنوز در مراحل اولیه قرار دارد. بازار سرمایه ایران فاقد بسیاری از ابزارهای مشتقه استاندارد برای پوشش ریسک نوسانات انرژی است، و این شکاف نهادی می‌تواند بزرگترین چالش غیرفنی برای مدیران مالی صنعت فولاد باشد.

پایان انرژی ارزان، آغاز جهش فولاد ایران

بقای کارآمدترین‌ها؛ جهش فولاد ایران پس از شوک انرژی

با نگاهی منطقی، آینده صنعت فولاد ایران به یک معادله ساده خلاصه می‌شود« بقای کارآمدترین‌ها»، شاخص مصرف ویژه انرژی (SEC) از یک معیار فنیِ حاشیه‌ای، به مهم‌ترین شاخص کلیدی عملکرد هیئت‌های مدیره تبدیل خواهد شد. شرکت‌هایی که با ناوگان قدیمی و فرسوده خود تلاش می‌کنند زنده بمانند، در عرض دو تا سه سال از گردونه رقابت خارج می‌شوند. موج ادغام و تملیک در صنعت، که پیش‌تر فقط شایعه‌ای در محافل اقتصادی بود، به یک ضرورت ساختاری برای بقای شرکت‌های کوچک‌تر در زنجیره تبدیل خواهد شد.

تغییر پارادایم مورد اشاره همچنین به کل زنجیره ارزش فولاد سرایت خواهد کرد. از معدن‌داران سنگ‌آهن که مواد اولیه را تأمین می‌کنند، تا نوردکارانی که محصول نهایی را روانه بازارهای داخلی و صادراتی می‌کنند؛ همه در معرض فشار صعودی هزینه‌ها قرار خواهند گرفت. آن دسته از شرکت‌های بخش بالادستی (معدن‌کاران) که قدرت چانه‌زنی پایین‌تری دارند (چون سنگ‌آهن کالایی با قیمت جهانی تعیین می‌شود)، به شدت آسیب‌پذیرتر از نوردکارانی خواهند بود که می‌توانند افزایش قیمت را به مصرف‌کننده نهایی منتقل کنند. این شکاف، احتمال بروز اختلال در تداوم زنجیره تأمین را افزایش می‌دهد.

در میان‌مدت، شاید خوش‌بینانه‌ترین سناریو نیز این باشد که شوک هزینه اولیه، به زور محرکی برای نوسازی تکنولوژیک و ارتقای ساختار صنعت تبدیل شود. با حذف رانت یارانه‌ای، سرمایه‌گذاری در روش‌های کارآمدتر احیا و تولید، فناوری‌های بازیافت حرارت، و انرژی‌های تجدیدپذیر، نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک شرط بقا خواهد بود. مزیت رقابتی دیگر نه در دسترسی به گاز ارزان، بلکه در بهینه‌ترین نرخ تبدیل انرژی به فولاد تعریف خواهد شد. این نقطه عطف، هرچند دردناک، پنجره‌ای تاریخی را به روی صنعت فولاد ایران می‌گشاید؛ پنجره‌ای به سوی شفافیت، پایداری، و رقابت واقعی؛ رفتاری که پیش‌تر آن را به برکت یارانه‌های کلان و قیمت‌گذاری دستوری «مزیت استراتژیک» می‌نامیدیم، در واقع به‌صرف یک «اجاره اقتصادی» بود که نسل‌ها منابع کشور را بلعید و مشوقی جز بی‌بهرگی برای نوآوری ایجاد نکرد. حذف این اجاره، سخت اما ضروری، صنعت را از بیمارستان وابستگی به ارتش کارآمدی تبدیل خواهد کرد، اما این گذار موفق نخواهد بود مگر آنکه همراه با سیاست‌های حمایتی هوشمندانه برای افزایش بهره‌وری، تأمین مالی سبز، و توسعه بازار سرمایه انرژی انجام شود. ایران در این میان‌راه خطیر، میان شکست و جهش قرار دارد.

کد خبر 969525

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.