از شهرسازی نوین ضد بحران تا تاثیر جنگ بر ساختار شهری

قطب‌های جدید مهاجرت جهان، نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی، اهمیت حضور فیزیکی شهروندان در پویایی شهر، جاده‌هایی که حتما باید از آن‌ها عبور کرد، فرار سرمایه‌گذاران از دبی به سوئیس و سنگاپور، وضعیت اضطراری انرژی در آلمان در پی بحران تنگه هرمز و تأثیر جنگ بر ساختار شهری را در این بسته خبری ایمنا بخوانید.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، جدیدترین خبرهای جهان را در این بسته خبری بخوانید.

شهروندان؛ نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی

در شرایط بحرانی از بلایای طبیعی گرفته تا مهاجرت‌های انبوه، بحران‌های اقتصادی و ناآرامی‌های اجتماعی، نقش مردم و حضور فعال آن‌ها فراتر از یک عامل کمکی، به عنصر محوری و تعیین‌کننده در موفقیت عملیات مدیریت بحران تبدیل می‌شود.

بر اساس گزارش سازمان ملل متحد برای کاهش خطر بلایا (UNDRR، ۲۰۲۳)، جوامع محلی و شهروندان عادی مسئول ۷۰ تا ۸۰ درصد اقدامات اولیه پاسخگویی در بحران‌ها هستند که این حضور نه‌تنها خلأهای ساختاری دولت‌ها را پر می‌کند، بلکه ظرفیت تاب‌آوری سیستم‌های اجتماعی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد. حضور مداوم مردم از حالت خودجوش به سازمان‌یافته، جوامع را از حالت منفعل به پویا دگرگون می‌کند و درس‌های کلیدی برای سیاست‌گذاری‌های آینده فراهم می‌آورد.

در شرایط بحرانی، شهروندان عادی به‌عنوان خط مقدم واقعی در عرصه‌های مختلف ظاهر می‌شوند. آن‌ها با ابتکار شخصی، منابع محدود را بسیج، توزیع و مدیریت می‌کنند تا خلأهای اولیه را پر کنند. این نقش پیشران، قلب تپنده تاب‌آوری است، زیرا شهروندان با دانش محلی و دسترسی فوری، زنجیره کمک‌رسانی را فعال می‌سازند.

حضور گسترده مردم کارایی را افزایش می‌دهد، اعتماد عمومی را بازسازی می‌کند و الگویی برای سیاست‌ها می‌شود. تأکید بر آموزش‌های شهروندی و ابزارهای دیجیتال، نقش آن‌ها را تقویت می‌کند. شهروندان نه قربانی، بلکه قهرمانان اولیه بحران‌ها هستند و با برقراری ارتباط با شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات محلی آینده تاب‌آورتری را برای شهرها می‌سازند.

شهروندان؛ نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی

بحران‌ها نه‌تنها جسم، بلکه روح جمعی جوامع را تحت تاثیر قرار می‌دهد و منجر به انزوا، ترس و شکاف‌های اجتماعی می‌شوند؛ اینجاست که حضور فعال مردم، نقش حیاتی در بازسازی انسجام ایفا می‌کند. شهروندان عادی با ایجاد شبکه‌های همدلی، حمایت عاطفی و مناسک جمعی، فضای شهر را از هرج‌ومرج به همبستگی دگرگون می‌کنند. این حضور، فراتر از کمک‌های مادی، اعتماد متقابل را احیا می‌کند و مانع فروپاشی اجتماعی می‌شود. گزارش سازمان بهداشت جهانی ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که جوامعی با مشارکت مردمی بالا، نرخ اختلالات روانی پس از بحران را تا ۴۰ درصد کاهش می‌دهند، زیرا حضور مداوم، حس تعلق و کنترل را بازمی‌گرداند.

برای مثال در اعتراضات میدان گزی استانبول که از نگرانی‌های زیست‌محیطی به جنبش گسترده ضدفساد تبدیل شده بود، بیش از ۳.۵ میلیون شهروند از محله‌های مختلف حضور پیدا کردند. داوطلبان محلی آشپزخانه‌های جمعی برپا کردند، کتابخانه‌های سیار راه‌اندازی کردند و با برگزاری جلسات گفت‌وگوی شبانه‌روزی از معترضان و خانواده‌هایشان حمایت روانی فراهم کردند. این اقدامات، تنش‌های داخلی را مدیریت کرد، نرخ خشونت پراکنده را ۲۵ درصد کاهش داد و حتی پس از سرکوب، انسجام اجتماعی را حفظ کرد. به این ترتیب هزاران نفر از طریق این شبکه‌ها، به برنامه‌های مدنی بلندمدت پیوستند. حضور مردمی در گزی، نمونه‌ای کلاسیک از چگونگی تبدیل بحران به بستر همدلی است که شهروندان نه‌تنها مقاومت کردند، بلکه جامعه‌ای تاب‌آورتر ساختند.

حضور فعال شهروندان در صحنه بحران، زنجیره‌ای پویا از مزایای چندلایه ایجاد می‌کند که فراتر از حمایت فوری، ساختارهای اجتماعی را بازسازی و پایدار می‌سازد. این مزایا شامل کاهش انزوا از طریق شبکه‌های همدلی روزمره (همچون گفت‌وگوهای گروهی در پناهگاه‌ها)، کاهش نرخ خودکشی و اختلالات روانی (همچون کاهش ۱۵ درصدی مرگ بی‌خانمان‌ها در زمستان ۲۰۲۳ برلین)، ترویج فرهنگ استقبال که مهاجران را از حاشیه به مرکز جامعه می‌کشاند و پیشگیری از افراطی‌گری با هدایت خشم به فعالیت‌های سازنده می‌شود. این زنجیره، اعتماد متقابل را افزایش می‌دهد و جوامع را برای بحران‌های آتی واکسینه می‌کند.

شهروندان؛ نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی

نوآوری محلی و بازیابی بلندمدت: از بحران به توسعه پایدار

در مراحل پایانی بحران‌ها که ساختارهای دولتی با کمبود منابع یا بوروکراسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، حضور مردم با خلق نوآوری‌های بومی، فرایند بازیابی را شتاب می‌بخشد و آن را از حالت واکنشی به پیش‌برنده دگرگون می‌سازد. شهروندان با بهره‌گیری از دانش محلی، فناوری‌های در دسترس و شبکه‌های اجتماعی، راه‌حل‌هایی کارآمد ارائه می‌دهند که نه‌تنها مشکلات فوری را حل می‌کند، بلکه پایه‌های اقتصادی و اجتماعی پایدار را بنا می‌نهد. بر اساس مطالعه بانک جهانی (۲۰۲۲)، نوآوری‌های مردمی در ۶۰ درصد بحران‌های شهری، هزینه‌های بازسازی را تا ۳۵ درصد کاهش و اشتغال را ۲۵ درصد افزایش می‌دهند، زیرا این ابتکارات ریشه در واقعیت‌های محلی دارند و از قابلیت مقیاس‌پذیری بالایی برخوردار هستند.

افزون بر این، نوآوری‌های مردمی اقتصاد محلی را احیا می‌کند، پایداری زیست‌محیطی را تقویت می‌کند و مدل‌های مشارکتی را نهادینه می‌سازد. چالش‌هایی همچون شکاف دیجیتال نیازمند حمایت دولتی است، اما پیشنهادها شامل صندوق‌های خرد برای استارت‌آپ‌های بحرانی و هکاتون‌های محلی (حل خلاقانه و هوشمندانه مشکل یا برنامه‌نویسی خلاق) است. بازیابی بلندمدت نه از برنامه‌های کلان، بلکه از خلاقیت اجتماعات مردمی زاده می‌شود و جوامع را برای بحران‌های آینده آماده می‌کند.

شهروندان؛ نیروی محرکه تاب‌آوری اجتماعی

با وجود تمام مزایا، حضور مردم در صحنه‌های شهری با چالش‌هایی همچون کمبود منابع، نابرابری، خستگی داوطلبان و نبود هماهنگی روبه‌رو است. گروه‌های آسیب‌پذیر همچون سالمندان و معلولانی که کاربر تجهیزات پزشکی هستند، آمادگی کمتری برای حضور در مراسم دارند و نیازمند سیاست‌های حمایتی هستند. دولت‌ها باید بر گروه‌های حاشیه‌ای همچون اقلیت‌های قومی، مهاجران، بی‌خانمان‌ها، سالمندان و معلولان تمرکز ویژه‌ای اعمال کنند تا نابرابری‌های ساختاری در حضور و مشارکت مردمی را کاهش دهند. این گروه‌ها بیشتر به‌دلیل موانع دسترسی از جمله نبود حمل‌ونقل مناسب، زبان متفاوت و دسترسی نداشتن به فناوری، آمادگی کمتری دارند و آسیب بیشتری در بحران‌ها می‌بینند. تمرکز دولتی بر این گروه منجر به حضور فراگیر می‌شود و تاب‌آوری کلی جامعه را تضمین می‌کند، زیرا نابرابری‌ها زنجیره‌ای از آسیب‌های ثانویه همچون بی‌اعتمادی اجتماعی به بار می‌آورد.

بدون مداخله هوشمندانه مسئولان، جوامع حاشیه‌ای‌ در تجمعات غایب می‌مانند؛ دولت برلین در زمستان ۲۰۲۳ با اجرای برنامه‌های هدفمند «کمک به سرما» (Kältehilfe) شامل سرپناه‌های اضطراری، اتوبوس‌های سیار امداد و اپلیکیشن (برنامه کاربردی) اطلاع‌رسانی، بدون نیاز به ثبت‌نام و بدون در نظر گرفتن ملیت، توانست از مرگ‌ومیر ناشی از سرمازدگی در میان بی‌خانمان‌ها جلوگیری کند؛ این مداخله هوشمندانه نشان داد جوامع حاشیه‌ای بدون حمایت هدفمند در مشارکت اجتماعی غایب می‌مانند. تمرکز بر گروه‌های آسیب‌پذیر نه‌تنها نابرابری‌ها را کاهش می‌دهد، بلکه حضور مردمی را به نیروی فراگیر و قدرتمند بدل می‌سازد؛ دولت‌هایی که این اصل را نادیده می‌گیرند، بحران‌های طولانی‌تری تجربه می‌کنند، اما آنهایی که مطابق این اصل عمل می‌کنند، جوامعی پایدار و عادلانه می‌سازند.

مسئولان می‌توانند با ایجاد فضاهای عمومی امن همچون پارک‌های باز بیست‌وچهارساعته با نورپردازی و اینترنت رایگان، برنامه‌های متنوع آموزش همدلی همچون کارگاه‌های اشتراکی برای داوطلبان با تمرکز بر مهارت‌های ارتباطی و مدیریت استرس، تخصیص بودجه خرد و پلتفرم‌های دیجیتال هماهنگی، حضور مردمی را به ابزاری استراتژیک بدل سازند. این اقدامات، همدلی را از خودجوش به نهادینه تبدیل می‌کند و بازدهی سرمایه‌گذاری را تا پنج برابر افزایش می‌دهد. هنگامی که مسئولان شهروندان را شریک خود می‌دانند، بحران به بستری برای رشد اجتماعی مبدل می‌شود.

اهمیت حضور فیزیکی شهروندان در پویایی شهرها

شهرها به‌عنوان مراکز تمدنی و اقتصادی جوامع بشری، همواره بر پایه حضور فعال و مستمر شهروندان استوار بوده‌اند. از دوران باستان که بازارهای شلوغ بابل و رم باستان کانون تبادل کالا، ایده و فرهنگ بودند، تا عصر معاصر، شهرها بدون تعاملات حضوری مردمی، به مجموعه‌ای از سازه‌های بی‌جان و معابر خالی از جنبش بدل می‌شوند. حضور شهروندان نه‌تنها چرخ‌های اقتصاد را به گردش درمی‌آورد، بلکه نوآوری، انسجام اجتماعی و هویت فرهنگی را ارتقا می‌دهد. در دوران پساکرونایی که دورکاری و انزوا غالب شده بود، بسیاری از شهرها با کاهش جمعیت مرکزی، با رکود تجاری و افزایش جرایم دست‌وپنجه نرم کردند. این دوران نشان داد که شهرها بدون حضور پایدار شهروندان، از حیات پویای خویش تهی می‌شوند و نیاز به بازگشت به تعاملات حضوری دارند.

اهمیت حضور فیزیکی شهروندان در پویایی شهرها

استانبول؛ نماد بیداری شهروندی در پارک گزی

استانبول، پل تمدنی میان شرق و غرب، در ژوئن ۲۰۱۳ با جنبش پارک گزی، شاهد حضور بی‌سابقه و مداوم شهروندان در برهه‌ای حساس شد. آنچه با اعتراض به تخریب پارک گزی در میدان تکسیم برای ساخت مرکز تجاری آغاز شده بود، به موجی سراسری علیه استبداد شهری و زیست‌محیطی تبدیل شد و میلیون‌ها نفر را به خیابان‌ها کشاند. پارک گزی و میدان تکسیم، به چادرنشین‌های اعتراضی تبدیل شدند. جوانان، خانواده‌ها و گروه‌های مختلف، شبانه‌روزی آنجا ماندند؛ چادرها، کتابخانه‌های سیار و آشپزخانه‌های جمعی برپا کردند. تجمعات با موسیقی، شعار و هنر خیابانی، فضا را زنده نگه داشت.

با وجودی که این حضور، اقتصاد محلی را فلج کرد و ضرر روزانه ۷۵ میلیون دلار به اقتصاد این شهر وارد کرد، اما نتیجه آن بازسازی هویت مقاومتی استانبول بود. جنبش از استانبول به ۸۰ شهر ترکیه گسترش پیدا کرد و صدای شهروندان را جهانی ساخت. استانبول نشان داد که حضور فیزیکی در قلب شهر به جنبش فرهنگی تبدیل می‌شود و وابستگی شهرها به شهروندان فعال را برجسته می‌سازد. این رویداد، الگویی برای جنبش‌های شهری معاصر باقی مانده است.

اهمیت حضور فیزیکی شهروندان در پویایی شهرها

دهلی‌نو؛ حضور مداوم در همبستگی‌های اجتماعی و خیریه

دهلی‌نو، پایتخت هند با جمعیت بیش از ۳۰ میلیون نفر، الگویی از حضور پایدار شهروندان در فعالیت‌های اجتماعی روزمره و بحرانی است. در برهه‌های حساس همچون فصل موسمی (ژوئیه-سپتامبر) که سیلاب‌ها مزارع و خانه‌ها را تهدید می‌کند، بازارهای شلوغ چاندنی چوک و میدان‌های کنات به مراکز خیریه تبدیل می‌شوند. هزاران داوطلب از دانشجویان دانشگاه دهلی گرفته تا خانواده‌های طبقه متوسط، غذای گرم، لباس و دارو بین گروه‌های آسیب‌پذیر توزیع می‌کنند. کمپین‌های آگاهی از آلودگی هوا پیاده‌روی‌های جمعی در را به راه می‌اندازند؛ شهروندان ماسک‌زده شعار می‌دهند و درخت می‌کارند.

این حضور با کمک به بیش از ۴۰ درصد جمعیت فقیرنشین، شکاف طبقاتی را پر می‌کند و انسجام را در برابر چالش‌های زیست‌محیطی تقویت می‌کند. اقتصاد خیابانی در دهلی‌نو همچون ریکشاچی‌ها وابسته به این جریان انسانی است و هویت «شهر اتحاد» را حفظ می‌کند.

اهمیت حضور فیزیکی شهروندان در پویایی شهرها

جاکارتا؛ تجمعات اجتماعی در مقابله با بلایای طبیعی

جاکارتا که غرق در سیلاب‌های سالانه و زلزله‌های جاوه است، با حضور بی‌وقفه شهروندان در همبستگی اجتماعی می‌درخشد. در دوران بحرانی سیل ژانویه ۲۰۲۰ که ۶۶ نفر را کشت و ۴۰۰ هزار را آواره کرد، میدان‌های مرودکا و محوطه‌های مساجد استقبال به مراکز فرماندهی مردمی بدل شدند. داوطلبان محلی، با قایق‌های کوچک، غذا، آب تمیز و امکانات لازم برای برگزاری کلاس‌های آنلاین برای کودکان سیل‌زده را در بین سیل‌زدگان توزیع کردند. گروه‌های «گوتونگ رویونگ» (همکاری جمعی اندونزیایی) شبانه‌روزی فعال بودند و در تمام زمینه‌ها از جمع‌آوری کمک تا بازسازی خانه‌ها مشارکت داشتند. این گروه‌ها مشارکت زنان و جوانان در جامعه را دو برابر و جاکارتا را به مدلی برای شهرهای پرخطر آسیایی تبدیل کردند.

طبق گزارش‌های دولتی، حضور گسترده و پرشور شهروندان اندونزیایی، تاب‌آوری جاکارتا را ۳۰ درصد افزایش داد و هویت ضدبلای شهری را شکل داد. این همبستگی، شبکه‌های حمایتی محلی را تقویت و زمان بازسازی پس از بلایا را تا ۴۰ درصد کوتاه‌تر کرد. افزون بر این، اقتصاد محلی جاکارتا به بازارهای خیابانی وابسته است و بدون جریان انسانی متوقف می‌شود. رویدادهای اجتماعی و حضور مداوم مردم در صحنه، فرهنگ «باهم بودن» را در این شهر نهادینه کرده و از مهاجرت گسترده در بحران‌ها جلوگیری کرده است.

اهمیت حضور فیزیکی شهروندان در پویایی شهرها

برلین، آلمان: حضور مداوم در همبستگی اجتماعی و حمایت از حاشیه‌نشینان

برلین، پایتخت آلمان با تاریخچه‌ای از جدایی و اتحاد، نمونه‌ای برجسته از حضور پایدار شهروندان در فعالیت‌های اجتماعی است. در برهه‌های حساس همچون زمستان‌های سخت با دمای زیر صفر و بحران‌های مهاجرت، میدان‌های مرکزی همچون پلاتز و پارک تمپل‌هوفر فیلد به مراکز همبستگی بدل می‌شوند. هزاران برلینی از دانشجویان دانشگاه هومبولت گرفته تا بازنشستگان، کمپین‌های «فرهنگ استقبال» را راه می‌اندازند که شامل توزیع لباس گرم، کلاس‌های زبان رایگان و شام‌های خیابانی برای بی‌خانمان‌ها و پناهجویان است. رویدادهای هفتگی در پارک گورلویتزر، غذای ارگانیک برای هزاران نفر فراهم می‌کند و با اجرای موسیقی زنده و کارگاه‌های هنری روحیه شهروندان را در دوران سخت تقویت می‌کند.

طبق گزارش‌های شهرداری برلین، بیش از ۵۰ هزار داوطلب سالانه در این فعالیت‌ها شرکت می‌کنند، که ۲۰ درصد جمعیت شهری را پوشش می‌دهد، برای مثال در زمستان ۲۰۲۳، حضور مداوم ۵۰۰ نفره در پلاتز، مرگ‌ومیر بی‌خانمان‌ها را ۱۵ درصد کاهش داد. این حضور، انسجام پس از دیوار برلین را حفظ و تنوع فرهنگی با حضور نزدیک به ۳۰ درصد جمعیت مهاجر را غنی می‌سازد. اقتصاد اجتماعی برلین در کافه‌های مشارکتی وابسته به حضور مردم است که برلین را به «شهر همدلی» تبدیل کرده است و بدون جریان انسانی، از رنگ فرهنگی تهی می‌ماند.

اهمیت حضور فیزیکی شهروندان در پویایی شهرها

هنگ‌کنگ؛ نماد حضور مداوم شهروندان و همبستگی اجتماعی

هنگ‌کنگ، کلان‌شهر جنوب شرقی آسیا با جمعیت ۷.۵ میلیون نفر، نمونه‌ای برجسته از حضور پایدار شهروندان در مجامع است. این کلان‌شهر پرجنب‌وجوش در مجامع گسترده سال ۲۰۱۹، الگویی بی‌نظیر از حضور پایدار و سازمان‌یافته شهروندان در صحنه‌های شهری ارائه داد. جنبش «دموکراسی‌خواهی» که با لایحه استرداد مظنونان به چین قاره‌ای آغاز شد، میلیون‌ها ساکن را به خیابان‌ها کشاند و بیش از شش ماه به طول انجامید.

طی این دوران، میدان‌های مرکزی همچون به مراکز تجمع دائمی بدل شدند. شهروندان، از دانشجویان تا شاغلان، با استفاده از اپلیکیشن‌ها و شبکه‌های اجتماعی، تجمعات را هماهنگ می‌کردند.

این حضور پراکنده اما مداوم، هویت دموکراتیک هنگ‌کنگ را در برابر فشارهای خارجی حفظ و انسجام نسل جوان (۸۰ درصد مشارکت زیر ۳۰ سال) را تقویت کرد. اگرچه این حضور مداوم به اقتصاد گردشگری (۲۵ درصد GDP) ضربه زد، اما منجر به تقویت انسجام اجتماعی شد و روحیه اجتماعی شهر را به نماد مقاومت جهانی تبدیل کرد، جایی که بدون جریان انسانی، هنگ‌کنگ از پویایی فرهنگی تهی می‌ماند. هنگ‌کنگ اثبات کرد که در برهه‌های حساس، حضور فیزیکی شهروندان نه‌تنها مطالبه‌گری را مؤثر می‌سازد، بلکه شهر را به کانون جهانی تحولات بدل می‌کند.

شهرسازی نوین؛ گفتمانی پویا میان گذشته، حال و آینده

برنامه‌ریزی شهری در دنیای امروز یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت رشد شهرها محسوب می‌شود و به‌دنبال وقوع چالش‌های پیچیده‌ای همچون افزایش جمعیت شهری، فشار بر منابع، بحران مسکن، نابرابری اجتماعی و تهدیدهای اقلیمی به عاملی تعیین‌کننده در ارتقای کیفیت زندگی، پایداری زیست‌محیطی و عدالت اجتماعی تبدیل شده است که نقشی اساسی در شکل‌دهی به زندگی انسان‌ها در محیط‌های شهری ایفا می‌کند. آینده شهرها به میزان توانایی جوامع در برنامه‌ریزی آگاهانه، مشارکت شهروندان و بهره‌گیری از دانش و فناوری‌های نوین وابسته است و شهرسازی موفق می‌تواند شهرها را نه‌تنها بزرگ‌تر، بلکه انسانی‌تر، پایدارتر و سازگارتر با نیازهای انسان معاصر کند. شهرسازان با بهره‌گیری از ابزارهای تحلیلی و سیاست‌گذاری‌های مناسب، به طراحی الگوهای کاربری زمین، نظام‌های حمل‌ونقل، برنامه‌های تأمین مسکن و فضاهای عمومی می‌پردازند. آن‌ها تلاش می‌کنند تعادلی میان نیازهای اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی برقرار کنند. در سال‌های اخیر، استفاده از فناوری‌های نوین همچون سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی و مدل‌های شبیه‌سازی دیجیتال، امکان پیش‌بینی پیامدهای تصمیمات شهری را فراهم کرده و دقت برنامه‌ریزی را افزایش داده است، از این‌رو، طرح‌های جامع شهری دیگر اسنادی ایستا و غیرقابل‌تغییر نیستند، بلکه چارچوب‌هایی انعطاف‌پذیر برای هدایت توسعه بلندمدت شهرها محسوب می‌شوند.

موفقیت در طراحی شهری با ترکیب دانش بومی و نوین

برنامه‌ریزی شهری در دنیای امروز تنها به آسمان‌خراش‌های زیبا یا فناوری‌های پیشرفته محدود نمی‌شود، بلکه یک اصل بنیادین است که به آسایش انسان، تاب‌آوری محیطی و عدالت اجتماعی توجه دارد و به‌جای اتکای صرف به فناوری یا معماری نمادین، سیستم‌هایی منعطف و مشارکتی ایجاد کرده‌اند که به‌عنوان گفت‌وگویی پویا میان گذشته، حال و آینده هر شهر عمل می‌کند. شهرسازی نوین از محله‌های فشرده و پیاده‌محور گرفته تا حمل‌ونقل عمومی یکپارچه، فضاهای سبز گسترده و مشارکت فعال شهروندان در تصمیم‌گیری‌ها، مفاهیمی را اجرا کرده است که تا یک دهه پیش بیشتر در سطح نظری مطرح بودند. طراحی شهری زوریخ ترکیب مدیریت شهری کارآمد با طراحی انسان‌محور است. این شهر در حوزه خدمات عمومی، زیرساخت دیجیتال، حمل‌ونقل عمومی و کیفیت زندگی عملکردی درخشان دارد. موفقیت شهرسازی کپنهاگ بر دو پایه اصلی پایداری محیط‌زیستی و زیست‌پذیری شهری استوار است و زندگی روزمره شهروندان را بر اساس دوچرخه‌سواری، فضاهای عمومی سبز و مشارکت اجتماعی شکل داده است. سنگاپور نمونه‌ای موفق از شهری متراکم با کیفیت زندگی بالاست که با اجرای راهبرد «ملت هوشمند» سرمایه‌گذاری گسترده در حمل‌ونقل عمومی و خدمات دیجیتال و سیاست‌های پیشرو در مدیریت آب و فضاهای سبز، به الگویی جهانی برای زندگی شهری فشرده، کارآمد و پایدار تبدیل شده است.

چرا شهرسازی مهم‌ترین سیاست قرن ۲۱ است؟

اسلو انرژی‌های تجدیدپذیر، حمل‌ونقل الکتریکی و فضاهای سبز را به‌طور مؤثر در بافت شهری ادغام کرده و سیاست‌های خود را بر کاهش وابستگی به خودرو، ایجاد محله‌های پیاده‌محور و استفاده از داده‌های باز برای بهبود خدمات عمومی قرار داده است، در مدئین سیستم حمل‌ونقل کابلی که مناطق حاشیه‌ای را به مرکز شهر متصل می‌کند، توسعه پارک‌ها و فضاهای عمومی و تمرکز بر عدالت اجتماعی، نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی شهری می‌تواند ابزاری برای ترمیم اجتماعی و ایجاد فرصت باشد و سیستم مقرون‌به‌صرفه و کارآمد طرح جامع کوریتیبا و سیستم اتوبوس تندرو (BRT)، الگوی توسعه فشرده شهری را تقویت و حمل‌ونقل عمومی را به بخش اصلی زندگی روزمره شهروندان تبدیل کرده است. لیسبون نیز با توسعه باغ‌های شهری، کریدورهای سبز و کشاورزی شهری، توانسته است طبیعت را دوباره به زندگی شهری بازگرداند.

از سوی دیگر بررسی فناوری‌های بومی و طبیعت‌محور در ساخت‌وسازهای شهری به ارائه مدلی نوآورانه برای شهرهای آینده منجر شده است که همزمان به مقابله با گرما، کمبود آب و تغییرات اقلیمی کمک و مسیر پایداری را از دل دانش بومی و مهندسی نوین هموار می‌کند، چراکه با توجه به چالش‌هایی همچون افزایش سطح آب دریاها، گرم‌شدن زمین و کمبود آب در شهرها، بیش از این امکان طراحی همه شهرهای جهان به شیوه‌ای یکسان نیست و هر منطقه جهانی نیازمند راهکارهای بومی و متناسب با فرهنگ، اقلیم و سلامت عمومی خود است. در پروژه‌ای برای نمایشگاه «زمان ما روی زمین» در مرکز باربیکن لندن، با ادغام دانش بومی سه جامعه شامل وان‌خاسی‌ها در مگالایا هند، جامعه سوباک بالی و عرب‌های مردابی عراق و مهندسی نوین، مدلی از شهرهای آینده ارائه شده است که با فناوری‌هایی بر پایه طبیعت، به مقابله با گرم‌شدن زمین، بالا آمدن سطح آب و کمبود منابع آب کمک و مسیر پایداری و رفاه شهری را هموار می‌کند. نتیجه این همکاری ارائه مدل موسوم به «هم‌زیستان» بود که تأثیرهای فناوری‌های بومی و تأثیرات خرداقلیمی، کاهش اثر جزیره گرمایی و افزایش تنوع زیستی را بر محیط‌های شهری نشان می‌دهد. در این مدل سه فناوری بومی معرفی شده است.

نخست سایبان زنده‌ای با الهام از پل‌های ریشه‌ای «خاسی‌ها» که هم‌زمان با شهر رشد می‌کند و به‌طور ویژه برای شهرهای گرم بسیار کارآمد است. ایده اصلی این است که به جای استفاده از مصالح ساختمانی بی‌جان همچون بتن و فولاد، از ریشه‌های زنده و در حال رشد درختان برای ایجاد سازه‌های معماری استفاده کنیم. این سازه‌ها با گذشت زمان نه‌تنها فرسوده نمی‌شوند، بلکه قوی‌تر و پایدارتر می‌گردند.

دوم الهام از فناوری جزایر شناور عرب‌های مردابی عراق برای تطبیق محله‌ها و ساختمان‌ها با بالا آمدن آب بدون نیاز به جابه‌جایی مردم است. آن‌ها نی‌های بلند و محکم را به‌هم گره می‌زنند و لایه‌های ضخیمی از این نی‌های فشرده را روی آب قرار می‌دهند. این لایه‌ها در واقع زمینی مصنوعی و شناور ایجاد می‌کنند. سپس با استفاده از همان نی‌ها، خانه‌ها یا محل اجتماع قبیله (مضیف) را روی این سکوی شناور می‌سازند.

سوم سیستم تقسیم آب سوباک بالی که با مدیریت دموکراتیک آب، کاربری‌های مختلف شهری را با استفاده از آب‌های متفاوت و فناوری‌های طبیعی به شکل بهینه تأمین می‌کند. هر سوباک متشکل از گروهی از کشاورزان است که زمین‌های برنج آن‌ها از یک چشمه یا رودخانه مشترک آب می‌گیرد. کشاورزان به جای این که هرکسی هر زمان که خواست بکارد، زمان کاشت خود را هماهنگ می‌کنند. یعنی تمام اعضای یک سوباک با هم زمین را شخم می‌زنند، با هم می‌کارند و با هم درو می‌کنند. این کار موجب می‌شود فشار بر منابع آب در زمان اوج مصرف کاهش پیدا کند.

آینده شهرها با فناوری‌های مبتنی‌بر دانش بومی

چهار نوآوری که آینده شهرسازی را متحول می‌کنند

دانشمندان نوعی بتن توخالی ساخته‌اند که ۵.۶ برابر قوی‌تر از بتن‌های سنتی محافظ در برابر تشعشع (بتن سنگین به‌منظور محافظت در برابر تشعشعات برای اهداف پزشکی و هسته‌ای) است. افزایش چگالی این بتن‌ها با استفاده از سنگدانه‌های طبیعی سنگین همچون باریت یا مگنتیت حاصل می‌شود. طراحی جدید بر اساس پوسته متراکم بیرونی استخوان ران انسان یا استخوان قشر مغز است که طراحی لانه‌زنبوری دارد و آن را در برابر شکستگی‌ها و ترک‌ها انعطاف‌پذیرتر می‌کند. این انعطاف‌پذیری افزوده در واقع از اشکال توخالی شکل‌گرفته درون بتن ناشی می‌شود. در اصل به‌دلیل حفره‌های درون این ماده، ترک‌ها و شکستگی‌ها دیگر به کل بلوک بتنی کشیده نمی‌شود، در عوض ترک‌ها تا زمان تبدیل شدن به شکستگی در همین مرحله می‌مانند. این امر به بلوک بتنی این امکان را می‌دهد که فشار را تحمل کند. طرح جدید این بتن توخالی دارای چندین قسمت لوله‌مانند است که با رابط‌های مختلفی احاطه شده است و دانشمندان آن را خطوط سیمانی می‌نامند، با این حال باید توجه داشت که هنگام وارد آمدن فشار شدید، نواحی توخالی شرایط مساعدی را برای ترک خوردن ساختار استخوان‌شکل بتن فراهم می‌کند. این راهکار نوید شهرسازی مدرن و ایمنی را به طراحان می‌دهد.

سوپروود نیز چوبی مهندسی‌شده با استحکامی تا ۱۰ برابر بیشتر از چوب معمولی و مقاوم‌تر از فولاد است که انقلابی در صنعت ساخت‌وساز ایجاد کرده و ماده‌ای سبک، مقاوم و پایدار محسوب می‌شود که جایگزینی سبز و کارآمد برای فولاد و بتن در معماری‌های مدرن به‌شمار می‌رود. سوپروود مقاومت کششی ۵۰ درصد بالاتری نسبت به فولاد دارد و وزن آن شش برابر کمتر از فولاد است، بنابراین برای رسیدن به استحکام مشابه فولاد می‌توان از قطعاتی بسیار کوچک‌تر و سبک‌تر استفاده کرد که این ویژگی امکان طراحی سازه‌هایی با فضای باز بیشتر و مصرف کمتر مواد سنگین را فراهم می‌کند، از سوی دیگر دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی همچون مقاومت بالا در برابر آب، حشرات، کپک و قارچ و دارای رتبه‌بندی ضدحریق کلاس A است که امکان استفاده از آن را در مناطق مستعد آتش‌سوزی فراهم می‌کند. این چوب قابلیت سفارشی‌سازی با پرداخت، شکل‌دهی و پوشش‌دهی را دارد و می‌توان آن را با روش‌های معمول چوب‌بری نصب کرد و همچون چوب طبیعی قابل رنگ‌آمیزی یا روکش‌دهی است. این فناوری با چوب‌های مهندسی‌شده موجود همچون چوب لایه‌ای متفاوت است، زیرا این محصولات بدون تغییر در ساختار شیمیایی چوب، با چسباندن لایه‌های چوب ساخته می‌شوند، اما سوپروود با اصلاح مولکولی، ساختار چوب را به گونه‌ای بنیادی تغییر می‌دهد و خواص فوق‌العاده‌ای در آن ایجاد می‌کند. در نتیجه سوپروود به‌عنوان ماده‌ای نوآورانه و پایدار که استحکامی بسیار بالا و وزن بسیار کم دارد، گام مهمی در جهت گسترش استفاده از مواد زیستی در معماری پایدار به‌شمار می‌رود و جایگزین مناسبی برای فولاد و بتن در صنعت ساختمان‌سازی است.

سوپروود جایگزین سبز فولاد و بتن در ساختمان‌سازی

محققان همچنین نوع جدیدی از بتن سبز را توسعه داده‌اند که دو برابر بیشتر از بتن‌های کم‌کربن موجود، خاکستر زغال‌سنگ بازیافتی را در خود جای داده است، میزان سیمان مورد نیاز را به نصف کاهش می‌دهد و حتی بیشتر از بتن سیمانی پرتلند معمولی دوام می‌آورد. سیمان پرتلند نوعی سیمان هیدرولیک تشکیل‌شده از ترکیبی از مواد خام هم‌چون سیلیس، آهک، آلومینیوم و آهک سنگی است. بتن جدید با حجم بالا افزایش مقاومت فشاری را از ۲۲ به ۷۱ مگاپاسکال بین روزهای هفت تا ۴۵۰ آزمایش، مقاومت خمشی ۲.۷ تا ۸.۷ مگاپاسکال، استحکام کششی ۱.۶ تا ۵ مگاپاسکال و مدول الاستیک ۲۸.۹ تا ۳۷ مگاپاسکال را به دست آورد. این سیمان پرتلند معمولی در طول زمان در معرض اسیدها و سولفات‌ها به مدت دو سال دوام آورد. اصلاح شیمیایی بتن توسط این تیم اجازه می‌دهد تا خاکستر بادی بیشتری بدون به خطر انداختن عملکرد مهندسی بتن به آن اضافه شود. این تکنیک به «خاکستر بادی» نیاز ندارد و به نظر می‌رسد با «خاکستر حوضچه» درجه پایین نیز کار می‌کند. تیرهای بتنی ساختاری تولیدی در این آزمایش گواهی استانداردهای ساخت‌وساز برای عملکرد مهندسی را به دست آورد و نتایج اولیه عملکرد مشابهی را با خاکستر حوضچه‌ای با عیار پایین نشان داد که به‌طور بالقوه منبع جدیدی را برای جایگزینی سیمان باز می‌کند. در مقایسه با خاکستر بادی، خاکستر حوضچه به‌دلیل ویژگی‌های متفاوت خود، کمتر در ساخت‌وساز مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

محققان دانشگاه جنوب شرقی چین نیز طی پیشرفتی پیشگامانه که زیرساخت‌های شهری را متحول می‌کند، یک کامپوزیت سیمان-هیدروژل الهام گرفته از طبیعت تولید کردند که توانایی تولید و ذخیره برق را دارد و یک راه‌حل پایدار و کارآمد برای شهرهای آینده است. این ماده جدید فراتر از توانایی تولید برق، قابلیت قابل‌توجه ذخیره‌سازی انرژی را نیز ارائه می‌دهد. معماری چندلایه آن نه‌تنها خواص مکانیکی آن را تقویت، بلکه قابلیت‌های ذخیره‌سازی انرژی داخلی را نیز فراهم می‌کند، بنابراین زیرساخت‌هایی همچون ساختمان‌ها، جاده‌ها و پل‌ها می‌توانند به‌طور بالقوه حسگرها و سیستم‌های ارتباطی بی‌سیم تعبیه‌شده در خود سازه‌ها را تغذیه کنند. محققان معتقدند که ساختار بیومیمتیک و مکانیسم بی‌حرکتی انتخابی بین سطحی این کامپوزیت، راه را برای توسعه مواد ترموالکتریک یونی با کارایی بالا هموار می‌کند، بنابراین احتمال آن می‌رود که در آینده پیاده‌روها بدون نیاز به منابع انرژی خارجی، برق مورد نیاز چراغ‌های خیابان‌ها یا پل‌ها را تأمین و سلامت سازه‌ها را کنترل کنند. با ادامه تکامل شهرها در سراسر جهان، ادغام فناوری‌های هوشمند در زیرساخت‌ها به‌طور فزاینده‌ای اهمیت پیدا خواهد کرد و کامپوزیت سیمان-هیدروژل، راه‌حلی مناسب برای برآوردن این نیازها ارائه می‌دهد و پایه و اساسی برای شهرهای فردا فراهم می‌کند. این نوآوری آینده توسعه شهری را شکل خواهد داد و تحولی اساسی در صنعت ساخت‌وساز محسوب می‌شود.

بتنی سبز که از گرما برق تولید می‌کند

جاده‌هایی که حتما باید از آن‌ها عبور کرد+عکس

زدن به دل جاده‌ها، پایین کشیدن شیشه‌ها و آغاز سفری که در آن، مسیر به‌اندازه مقصد شگفت‌انگیز است، جادوی خاصی به همراه دارد که روح و روان آدمی را تازه می‌کند. فرقی نمی‌کند که در حال رانندگی در امتداد صخره‌های بزرگراه ساحل اقیانوس آرام کالیفرنیا باشید، در حال کشف جاده زیبای گاردن روت آفریقای جنوبی یا مسیر پیچ‌وخم در میان کوه‌های سوئیس، این سفرها باید در فهرست آرزوهای شما قرار بگیرد. در ادامه به معرفی بهترین سفرهای جاده‌ای دنیا که باید قبل از مرگ، تجربه کنید و ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن‌ها می‌پردازیم:

نامیبیا

اگر فردی می‌خواهد حیوانات آفریقایی را در طبیعت وحشی ببیند، از تپه‌های شنی کویر بالا برود، در شهرهای متروکه قدم بزند، سواحل شگفت‌انگیز را کشف کنند، کشتی‌های غرق‌شده را پیدا کند، نقاشی‌های باستانی روی سنگ‌ها را ببیند، در دره‌ها پیاده‌روی کند، با قبایل محلی دیدار کند، زیر تاریک‌ترین آسمان‌ها، میلیون‌ها ستاره را تماشا کند، نامیبیا بهترین انتخاب است، زیرا یکی از بهترین سفرهای جاده‌ای دنیا است و آنچه گفته شد تنها بخش کوچکی از ماجراجویی‌ها و تنوع شگفت‌انگیزی است که در این کشور تجربه خواهید کرد. نامیبیا، کشوری در جنوب قاره آفریقا است که با موقعیت بی‌نظیر خود در کنار اقیانوس اطلس، یک مقصد رویایی برای لذت‌بردن از زیبایی‌های این قاره محسوب می‌شود. در این بیابان وسیع، می‌توان زرافه، فیل، گورخر، شترمرغ و بسیاری گونه‌های کمیاب جانوری را از نزدیک تماشا کرد.

قبل از مرگ، به این جاده‌ها سفر کنید+عکس

سوئیس

سوئیس یکی از گزینه‌های عالی برای تجربه بهترین سفرهای جاده‌ای جهان است. جاده‌های آلپی پیچ‌درپیچ، قله‌های مرتفع و شهرهای فوق‌العاده دیدنی آن، این کشور را به رؤیای دوستداران سفر جاده‌ای تبدیل کرده است. لوسرن، مقصدی زیبا برای ماجراجویان سفرهای جاده‌ای است و در کنار دریاچه زیبایی قرار دارد که به دلیل پل چوبی معروفش شناخته می‌شود. در هر پیچ جاده‌های سوئیس، منظره‌ای کارت‌پستالی، از دره‌های سبز گرفته تا کوه‌های پوشیده از برف، نمایان می‌شود که ارزش تجربه‌کردن قبل از مرگ را دارد.

قبل از مرگ، به این جاده‌ها سفر کنید+عکس

مسیر مانیل تا ویسایاس، فیلیپین

علاقه‌مندان به سفرهای جاده‌ای می‌توانند طی یک سفر جاده‌ای یک‌هفته‌ای، از مانیل به ویسایاس برسند، در استان آلبای توقف کنند و از آتشفشان مخروطی شکل و خرابه‌های اطراف آن دیدن کنند. آن‌ها می‌توانند در طول سفر شگفت‌انگیز خود، صخره‌های تماشایی و تالاب‌های طبیعی سامار را تماشا کنند و در استان لیته متوقف شوند؛ جایی که می‌توانند روی نوار شنی سفید قدم بزنند و شب به‌یادماندنی را در جزیره زیبای فیلیپینی بگذرانند.

قبل از مرگ، به این جاده‌ها سفر کنید+عکس

ساحل آمالفی، ایتالیا

ساحل آمالفی تجسم یک سفر جاده‌ای مدیترانه‌ای رؤیایی است که با صخره‌های ناهموار، روستاهای پاستلی‌رنگ و چشم‌اندازهای نفس‌گیر دریا، چشم هر بیننده‌ای را به‌سوی خود جذب می‌کند. رانندگی در این مسیر، بیشتر شبیه افسانه است. مسافران می‌توانند با عبور از جاده‌های پیچ‌درپیچ، به صخره‌ها نزدیک شوند و در سمت پایین، با دیدن عظمت دریا، از منظره‌های زیبای اطراف لذت ببرند و تمرکز خود را هنگام رانندگی حفظ کنند.

قبل از مرگ، به این جاده‌ها سفر کنید+عکس

کاستاریکا

کاستاریکا، یکی از بهترین سفرهای جاده‌ای دنیا برای ماجراجویان است. در دامنه آتشفشان آرنال، لا فورتونا با چشمه‌های آب گرم و آبشارهای باشکوه خود از مسافران استقبال می‌کند. افراد می‌توانند روزها در جنگل‌های بارانی، زیپ‌لاین هیجان‌انگیز را تجربه کنند، از آبشارها فرود بیایند و بعد از آن در چشمه‌های آب گرم طبیعی استراحت کنند. یکی از خیره‌کننده‌ترین مناظر کشور، آبشار ریو سلسته است که با آب‌های آبی‌رنگش در میان جنگل در جریان است.

قبل از مرگ، به این جاده‌ها سفر کنید+عکس

شیلی

شیلی، سرزمین تضادهای چشمگیر است و بهترین راه کشف آن، سفر در میان بیابان‌های فرازمینی، شهرهای پرجنب‌وجوش و طبیعت خشن است. در منطقه سن پدرو د آتاکاما، آب‌فشان‌های زیبا هنگام سپیده‌دم فوران می‌کنند و «دره ماه»، چشم‌اندازی شبیه مریخ ایجاد می‌کند. علاقه‌مندان به آسمان شب، می‌توانند در آتاکاما توقف کنند که یکی از بهترین مکان‌های جهان برای رصد ستارگان محسوب می‌شود. والپارایسو نیز شهری ساحلی با هنر خیابانی رنگارنگ و فرهنگی زنده است که تجربه‌ای فراموش‌نشدنی برای مسافران ایجاد می‌کند.

قبل از مرگ، به این جاده‌ها سفر کنید+عکس

عمان

عمان با مناظر شگفت‌انگیز، تاریخ غنی و ظرفیت فوق‌العاده برای سفر جاده‌ای، گوهری پنهان در خاورمیانه است. مسافران می‌توانند از مسقط شروع کنند و مسجد جامع سلطان قابوس را ببینید، سپس به جزایر دیمانیات بروند که منطقه‌ای بکر برای غواصی سطحی محسوب می‌شود. وهیبه سندز با تپه‌های شنی، یکی از مناطق کویری عمان است که تجربه شترسواری، تماشای غروب خورشید و ماندن در کمپ‌ها را برای مسافران فراهم می‌کند. جبل اخضر، «کوه سبز» عمان نیز جایی است که مزارع پلکانی و هوای خنک کوهستان، تضادی زیبا با بیابان ایجاد می‌کند. در واقع جبل اخضر، بخشی از کوه‌های الحجر است که دارای دره‌های شیب‌دار و دامنه‌هایی است که تصویری هلالی را ایجاد می‌کند. کشورعمان، با جاده‌ها و چشم‌اندازهای زیبا، مقصدی است که مانند رازی کشف‌نشده در انتظار مسافران است و باید حداقل یک‌بار در طول عمر خود آن را تجربه کنند.

سنگاپور الگوی جهان برای حفظ پرندگان شهری

یکی از مهم‌ترین رویکردهای سنگاپور، ادغام معیارهای دوستدار پرندگان در فرایند شهرسازی است. پروژه مسکونی موسوم به وودلی در این کشور نمونه بارزی از این نگاه محسوب می‌شود. در این پروژه ۱۳.۲ هکتاری که در سال‌های اخیر به بهره‌برداری رسیده، بلوک‌های ساختمانی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که مسیر حرکت پرندگان مهاجر را آسان کند. معماران این پروژه با حفظ تپه‌های طبیعی موجود و کاشت بیش از ۳۰۰ درخت جدید، زیستگاهی امن برای پرندگانی ایجاد کرده‌اند که از مسیر مهاجرتی شرق آسیا-استرالیا استفاده می‌کنند.

در این پروژه بام‌های مرتفع رصد پرندگان در طبقات هشتم ساختمان‌های مسکونی تعبیه شده است تا ساکنان بتوانند بدون ایجاد مزاحمت برای پرندگان، از تماشای آن‌ها لذت ببرند، همچنین یک منطقه حائل ۵۰ متری اطراف پارک پرندگان این کشور ایجاد شده است که به پل حیات وحش موسوم به «ماندای» متصل می‌شود و عبور امن پرندگان را ممکن می‌سازد.

از شهرسازی نوین ضد بحران تا تاثیر جنگ بر ساختار شهری

سازمان پارک‌های ملی سنگاپور برنامه گسترده‌ای برای احیای زیستگاه‌های طبیعی در دست اجرا دارد. یکی از جالب‌ترین نمونه‌ها، تبدیل یک پناهگاه نظامی قدیمی از دوران جنگ جهانی دوم به کلونی بزرگ پرندگان بومی است. این پناهگاه در سنتوزا اکنون میزبان بزرگترین کلونی شناخته‌شده پرستوها در سنگاپور است. اداره پارک‌های ملی با تبدیل این مکان به یک مرکز آموزشی‌ تفریحی، ضمن حفاظت از این پرندگان، فرصت آشنایی شهروندان با آنها را نیز فراهم کرده است.

در تالاب‌های سونگای بولوه نیز می‌توان نمونه‌های زیبایی از لانه‌سازی طبیعی پرندگان را مشاهده کرد. پرندگانی همچون مرغ بافنده که با استفاده از منقار قوی خود لانه‌های گره‌دار و بافته‌شده می‌سازند و مرغ خیاط که با مهارتی شگفت‌انگیز برگ‌ها را با تار عنکبوت به هم می‌دوزند و لانه‌ای در دل برگ‌ها ایجاد می‌کنند، از جمله گونه‌هایی هستند که در این ذخیره‌گاه طبیعی زندگی می‌کنند.

سنگاپور از سال ۲۰۱۱ ابتکاری به نام «جامعه در طبیعت» را اجرا می‌کند که جنبشی ملی برای حفاظت از میراث طبیعی این کشور است و شهروندان را در پروژه‌های علمی مشارکتی متعددی دخیل می‌سازد. از جمله این برنامه‌ها می‌توان به رصد فصلی پرندگان باغچه‌ها اشاره کرد که در آن شهروندان با مشاهده و ثبت پرندگان محلی، داده‌های ارزشمندی برای حفاظت از گونه‌ها جمع‌آوری می‌کنند. برنامه تخصصی دیگری نیز برای پایش حواصیل‌ها و بوتیمارها در سراسر سنگاپور اجرا می‌شود، همچنین برنامه رصد سنجاقک‌ها، هرچند به طور ویژه برای حشرات طراحی شده است، اما به‌دلیل نقش سنجاقک‌ها در سلامت تالاب‌ها که زیستگاه پرندگان آبزی هستند، برای حفاظت از پرندگان نیز اهمیت دارد.

سنگاپور الگوی جهان برای حفظ پرندگان شهری

سنگاپور برای رویارویی با چالش پرندگان مزاحم شهری، به‌ویژه کبوترها و کلاغ‌ها، رویکردی چندلایه و علمی را در پیش گرفته است. در مدیریت کبوترها، سال ۲۰۲۴ برنامه پایلوتی در سه منطقه این کشور اجرا شد که ترکیبی از روش‌های کنترل مستقیم جمعیت با روش‌های انسانی، افزایش نظارت بر نقاط تغذیه با دوربین‌های مداربسته، اجرای قانون علیه غذا دادن به پرندگان (با ۵۰ مورد جریمه در مدت کوتاه)، همکاری با اتحادیه‌های صنفی و رستوران‌ها برای مدیریت بهتر پسماندهای غذایی و برگزاری جلسات آموزشی برای سالمندان به‌منظور تشویق آن‌ها به جایگزین‌های طبیعت‌محور همچون پرنده‌نگری یا باغبانی را شامل می‌شد.

این برنامه چنان موفق بود که جمعیت کبوترها در سه منطقه مورد نظر حدود ۵۰ درصد کاهش یافت و شکایات مرتبط نیز ۳۴ درصد کمتر از میانگین پیش‌بینی‌شده بود، به همین دلیل، این برنامه از ژوئن ۲۰۲۵ به سه منطقه دیگر نیز گسترش یافته است. در زمینه مدیریت کلاغ‌ها نیز باید گفت جمعیت این پرندگان در سنگاپور طی ۱۰ سال حدود ۲۰ برابر افزایش یافته و از هفت هزار قطعه در سال ۲۰۱۶ به حدود ۱۶۰ هزار قطعه در سال ۲۰۲۴ رسیده است که این افزایش به‌دلیل دسترسی آسان کلاغ‌ها به غذای باقیمانده انسان رخ داده است. سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵ هزار شکایت مرتبط با کلاغ‌ها ثبت شد که سه برابر سال ۲۰۲۰ است و بیش از دو هزار مورد آن شامل حمله فیزیکی به شهروندان بوده است. سنگاپور برای مقابله با این مشکل، پس از توقفی موقت به‌دلیل حادثه، مجدد شکار کنترل‌شده را در مناطق مسکونی از سر گرفته است و آن را کنار روش‌های دیگری همچون حذف لانه‌ها، برخورد با تغذیه غیرمجاز و آموزش شهروندان به کار می‌گیرد.

نقش حیاتی فضاهای سبز در تاب‌آوری جوامع شهری در بحران‌های جنگی

موضوع فضاهای سبز در بحران‌های انسانی به‌ویژه در دوران جنگ از مباحثی است که کمتر در نگاه اول با مفاهیم دفاعی و امنیتی پیوند می‌خورد، اما در واقع ارتباطی چندبعدی با تاب‌آوری اجتماعی، روانی و زیست‌محیطی جوامع شهری دارد. وقتی حرف از جنگ می‌شود، نخستین تصویر ذهنی انسان به‌طور معمول صدای آژیر، آوار و پناهگاه است، اما زیر این لایه خشن واقعیت، جوامع شهری به چیزی فراتر از دیوار و حفاظ نیاز دارند؛ مکانی برای بازسازی روان و حفظ احساس زندگی در شرایط مرگ و ویرانی. در این موقعیت نقش فضاهای سبز شهری همچون پارک‌ها، باغچه‌ها، درخت‌کاری‌ها و محوطه‌های طبیعی محلات، از هر زمان دیگری حیاتی‌تر می‌شود.

فضاهای سبز در شرایط جنگی دیگر تنها تزیینات شهری نیستند؛ بلکه همچون ذخایر انرژی یا پناهگاه‌های فیزیکی، بخشی از زیرساخت‌های تاب‌آوری محسوب می‌شوند. این فضاها هوای قابل‌تنفس، فضای آرام روانی، خطوط ارتباط اجتماعی و حتی منابع تغذیه اضطراری را برای جامعه فراهم می‌کنند. در ادامه به بررسی نقش این فضاها بر ایجاد آرامش در بحبوحه شرایط بحرانی جنگی می‌پردازیم.

تنفس در میان دود و گردوغبار

در جریان حملات نظامی یا تخریب زیرساخت‌ها، کیفیت هوا به‌شدت افت می‌کند. انفجارها، آتش‌سوزی‌ها و فروریختن ساختمان‌ها ذرات خطرناک معلق تولید می‌کنند که می‌تواند سیستم تنفسی مردم را تهدید کند. در چنین شرایطی، وجود فضاهای سبز همچون نوارهای درختی، بوستان‌های محلی یا فضای باز با پوشش گیاهی متراکم اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. برگ‌ها و شاخه‌های درختان همچون فیلترهای طبیعی عمل و بخشی از گردوغبار و گازهای آلاینده را جذب می‌کنند. پژوهش‌های انجام‌شده در جنگ بوسنی و عراق نشان داده است که تراکم گیاهی بالاتر در مناطق بمباران‌شده، غلظت ذرات معلق را تا ۳۰درصد کاهش می‌دهد و موجب می‌شود آلودگی صوتی ناشی از انفجار تا حدی افت پیدا کند. در شهرهایی همچون بلگراد و بیروت که جنگ را تجربه کرده‌اند، بسیاری از ساکنان در زمان بمباران‌ها به پارک‌ها یا محوطه‌های درخت‌کاری‌شده نزدیک به خود پناه می‌بردند، زیرا هوای این مناطق قابل‌تنفس‌تر و دمای محیط پایدارتر بود.

فضاهای سبز در بحران‌های انسانی؛ سپری انسانی در قلب جنگ

پناه روانی و حفظ هویت انسانی

یکی از تاثیرگذارترین اثرات جنگ، فرسودگی روانی است. در فضایی که هر لحظه صدای آژیر تداعی مرگ می‌کند، ذهن انسان نیاز به مکانی برای فرار ذهنی دارد که فضاهای سبز به‌عنوان اماکنی برای بازسازی احساس عادی بودن، خلوت شخصی، آرامش و حس تداوم زندگی، چنین مکانی را فراهم می‌کنند. تحقیقات روان‌پزشکی در اوکراین و سوریه نشان داده‌اند که سطح اضطراب و افسردگی ساکنان پناهگاه‌هایی که به فضای سبز مشرف هستند، تا ۴۰ درصد کمتر است. ارتباط چشمی با درخت، آسمان یا خاک می‌تواند ثبات احساسی ایجاد کند و موجب حفظ کرامت انسانی در شرایط غیرانسانی جنگ شود. در این محیط‌ها، کودکان هنوز می‌توانند بازی کنند، خانواده‌ها جمع شوند و حس زنده بودن باقی بماند. همین بازگشت‌های کوچک به روال زندگی، تأثیر مستقیمی در مقاومت جمعی و نیروهای دفاعی دارد، زیرا انگیزه و امید جامعه را بالا نگه می‌دارد.

فضاهای سبز به‌عنوان سپر فیزیکی طبیعی

گیاهان و درختان، علاوه‌بر نقش روانی، کارکرد دفاعی واقعی نیز دارند. پوشش گیاهی متراکم می‌تواند شوک موج انفجار را کاهش دهد، آتش‌سوزی‌ها را محدود کند و مانع دید مستقیم دشمن در حملات هوایی یا زمینی شود. در بسیاری از شهرهای مقاوم همچون هلسینکی، ورشو و بوداپست، فضای سبز پیرامون مراکز کلیدی همچون بیمارستان‌ها و پناهگاه‌ها نه‌تنها برای زیبایی بلکه به‌عنوان حائل طبیعی ضدموج انفجار طراحی شده‌اند. ردیف درختان کاج، بلوط و افرا با تاج‌های درهم‌تنیده، فشار ضربه را بین شاخه‌ها تقسیم می‌کنند و از انرژی موج قبل از رسیدن به دیوارها می‌کاهند. در بیروت، مهندسان شهری در بازسازی پس از جنگ داخلی از «دیوارهای سبز» با گیاهان بالارونده استفاده کردند تا از انتشار آتش در بافت فشرده شهری جلوگیری و جداره‌های نرم برای جذب ضربه ایجاد شود.

فضاهای سبز به‌عنوان پشتیبان زیستی

در دوران جنگ، زنجیره تأمین مواد غذایی به‌طور معمول مختل می‌شود. پارک‌ها و باغ‌های محلی می‌توانند به کشتگاه اضطراری شهری تبدیل شوند. نمونه تاریخی این امر در لندن و سنت‌پترزبورگ در جنگ جهانی دوم دیده شد که فضای سبز شهری به مزرعه‌های کوچک تبدیل شدند. این سیاست نه‌تنها نیاز غذایی شهر را تا حدی پوشش داد، بلکه به مردم حس مشارکت فعال در بقا بخشید. تولید سبزی، حبوبات و گیاهان دارویی در محله‌ها به بازیابی استقلال محلی کمک کرد. در جنگ‌های اخیر نیز برنامه‌هایی مشابه در کی‌یف و خارکیف اجرا شد و پارک‌ها به باغ‌های کوچک سبزی‌کاری و گلخانه‌های موقت تبدیل شدند تا وقتی تأمین و انتقال مواد غذایی از مناطق مرکزی قطع شد، نیاز محله‌ها از درون خودشان تأمین شود.

فضاهای سبز در بحران‌های انسانی؛ سپری انسانی در قلب جنگ

نقش فضاهای سبز در مدیریت بحران پس از حمله

پس از یک حمله یا بمباران، خاکستر، بقایای ساختمانی و آلودگی‌های شیمیایی محیط زیست شهری را تهدید می‌کند. خاک‌های پوشیده با گیاه، سرعت نفوذ این آلاینده‌ها به منابع آب زیرزمینی را کاهش می‌دهند. ریشه‌های گیاهان همچون فیلترهای زیستی عمل و از گسترش فلزات سنگین جلوگیری می‌کنند. در ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم و حتی پس از فاجعه فوکوشیما، تحقیقات نشان داد که مناطق پوشیده از گیاهان و پارک‌های شهری سریع‌تر از مناطق بدون پوشش گیاهی پاک‌سازی زیستی شدند و گیاهان ویژه‌ای همچون بامبو، یونجه و کنف توانایی جذب ایزوتوپ‌های سمی را داشتند.

در میان ویرانی، اجتماع‌پذیری یکی از اصلی‌ترین پایه‌های تداوم جامعه است. هنگامی که مردم در فضاهای سبز جمع می‌شوند، حتی اگر در ساده‌ترین شکل زیر درختی برای تقسیم غذا باشد، شبکه‌های حمایت اجتماعی فعال می‌شوند. در زمان جنگ بوسنی، بسیاری از جلسات خانوادگی، آموزش‌های اولیه به کودکان و حتی مراسم مذهبی زیر سایه درختان پارک‌ها انجام می‌شد، زیرا ساختمان‌ها ناامن بودند. این اجتماع‌های کوچک حافظ روح جمعی بودند و مانع گسست اجتماعی شدند که به‌طور معمول بزرگ‌ترین آسیب دوران جنگ محسوب می‌شود. بنابراین فضاهای سبز، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، روان جمعی را از فروپاشی نجات می‌دهند.

فضاهای سبز و مفهوم صلح پایدار پس از جنگ»

اثر روانی و زیست‌محیطی جنگ حتی پس از پایان، تا سال‌ها ادامه دارد. در بازسازی شهری پس از درگیری‌ها، فضاهای سبز وسیله‌ای برای ترمیم حافظه جمعی محسوب می‌شوند. در شهر برلین پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از پارک‌های جدید به‌طور دقیق روی ویرانه‌های بمباران ساخته شدند تا فضاهایی موسوم به حیاط‌های صلح باشند؛ مکان‌هایی که کودکان بر خاکی می‌دویدند که زمانی سنگر بوده است. این بازتعریف فضا، به مردم امکان آشتی با گذشته را داد. بنابراین، فضاهای سبز در بازسازی پس از جنگ نه‌تنها کاربردی، بلکه نماد گذار از ویرانی به زندگی هستند؛ به همین دلیل برنامه‌های بازسازی سازمان ملل متحد همواره بخشی را به احیای اکولوژیکی مناطق شهری اختصاص می‌دهند.

فضاهای سبز در بحران‌های انسانی؛ سپری انسانی در قلب جنگ

فضاهای سبز به‌عنوان استراتژی تاب‌آوری

امروزه در بسیاری از شهرهای پیشرفته، سیاست‌گذاران شهری فضاهای سبز را بخشی از زیرساخت‌های دفاع غیرنظامی تعریف کرده‌اند و طراحی پارک‌ها به‌گونه‌ای انجام می‌شود که در زمان صلح مکانی برای تفریح باشند، اما در بحران بتوانند به سکوی امداد یا محل پشتیبانی تبدیل شوند. در اسلو، بسیاری از پارک‌ها دارای مخازن آب زیرزمینی، سیستم تهویه اضطراری و مسیرهای دسترسی برای خودروهای امدادی هستند. در سئول کره‌جنوبی، پارک‌های فرورفته مرکزی در زمان اضطرار قابلیت استفاده به‌عنوان پناهگاه دست‌جمعی دارند و درختکاری آن‌ها طوری انتخاب شده که موج فشار و حرارت را کاهش دهد.

جنگ شهر را به آزمایشگاه مقاومت انسان و طبیعت تبدیل می‌کند و فضاهای سبز، نقطه‌ی تلاقی این دو نیرو هستند: نیروی زیست و نیروی ماندن. ساخت شهرهایی که بتوانند حتی در سخت‌ترین بحران‌ها هنوز تنفس سبز داشته باشند، به معنای طراحی شهری برای آینده‌ انسان است، آینده‌ای که می‌تواند از میان خاکسترها، اما با ریشه‌های زنده، دوباره روییده شود.

فضاهای سبز در بحران‌های انسانی؛ سپری انسانی در قلب جنگ

جنگ زمستانی و نقش جنگل‌های شهری در هلسینکی فنلاند (۱۹۳۹-۱۹۴۰)

شهر هلسینکی فنلاند در طول جنگ زمستانی (Winter War) علیه اتحاد جماهیر شوروی در سال‌های ۱۹۳۹-۱۹۴۰، تجربهٔ جالبی دارد. پایتخت فنلاند در طول این جنگ با حملات هوایی گسترده‌ای از سوی شوروی روبه‌رو بود. این جنگ، هرچند کوتاه، تأثیرات چشمگیری بر شهرها گذاشت و نیاز به استراتژی‌های بقا را بیش از پیش نمایان کرد. در هلسینکی، فضاهای سبز و جنگل‌های اطراف شهر نقش غیرمنتظره‌ای در کاهش اثرات جنگ ایفا کردند.

هلسینکی در آن زمان نیز همچون امروز، شهری بود که اهمیت زیادی به فضای سبز و پارک‌ها می‌داد. پارک‌های بزرگ همچون «کایسانیمی» (Kaisaniemi Park) و «هسنکیو» (Hesperia Park) در مرکز شهر قرار داشتند و جنگل‌های وسیعی نیز بخش‌هایی از حومه شهر را پوشانده بودند. این فضاها بخشی از طراحی شهری هلسینکی بودند که بر ادغام طبیعت و شهر تأکید داشت.

با شروع جنگ زمستانی در نوامبر ۱۹۳۹، هلسینکی هدف بمباران‌های هوایی قرار گرفت. هواپیماهای شوروی ده‌ها بمب بر شهر انداختند که موجب تخریب ساختمان‌ها و ایجاد تلفات شد. در این شرایط، جنگل‌های متراکم اطراف هلسینکی به یک سپر طبیعی برای شهر تبدیل شدند.

گزارش‌های اولیه و تحلیل‌های پس از جنگ نشان دادند که پوشش گیاهی متراکم و درختان بلند جنگل‌های اطراف توانستند تا حدودی از شدت امواج انفجار ناشی از بمب‌ها بکاهند. این امر به‌ویژه در مناطقی مؤثر بود که ساختمان‌ها نزدیک به حاشیه جنگل قرار داشتند. این پدیده هرچند به اندازه یک سپر بتنی نبود، اما در کاهش خسارات سازه‌ای ساختمان‌ها و افزایش شانس بقا برای افرادی که در نزدیکی این مناطق بودند، نقش چشمگیری داشت.

فضاهای سبز در بحران‌های انسانی؛ سپری انسانی در قلب جنگ

جنگل‌ها و فضاهای سبز همچنین به استتار تأسیسات نظامی و غیرنظامی کمک کردند. این امر موجب شد تا هدف‌گیری دقیق برای بمب‌افکن‌ها دشوارتر شود و از این طریق، از حجم تخریب در بعضی مناطق کاسته شد. علاوه‌بر این، در طول جنگ، دسترسی به منابع کمیاب شده بود. مردم محلی برای تأمین نیازهای اولیه خود، از چوب خشک و شاخه‌های درختان جنگل‌های اطراف برای گرمایش استفاده می‌کردند. بعضی از مناطق جنگلی نزدیک به شهر نیز منبعی برای شکار حیوانات کوچک و جمع‌آوری محصولات فصلی در صورت امکان بودند که به تأمین غذای اضطراری کمک می‌کرد.

از سوی دیگر، انفجار بمب‌ها اغلب موجب آتش‌سوزی می‌شد. اگرچه مهار آتش در شرایط جنگی بسیار دشوار بود، اما وجود درختان در اطراف مناطق بمباران شده، گاهی به کند شدن روند گسترش آتش یا حتی در بعضی موارد، به گیر افتادن شعله‌ها در میان شاخ و برگ‌ها کمک می‌کرد. این امر به تیم‌های آتش‌نشانی فرصت بیشتری برای مداخله می‌داد. پارک‌های داخل شهر، حتی در روزهای بمباران، به مکانی برای تجمع‌های کوچک و حفظ ارتباطات اجتماعی تبدیل شدند. فضاهای سبز، حتی در بحبوحه جنگ، نمادی از زندگی و طبیعت بودند که به شهروندان کمک می‌کرد تا روحیه خود را حفظ کنند و از اضطراب ناشی از جنگ بکاهند.

تجربه هلسینکی در جنگ زمستانی نشان داد که حتی در سخت‌ترین شرایط، فضاهای سبز شهری و طبیعت اطراف می‌توانند نقشی حیاتی ایفا کنند؛ جنگل‌ها و پارک‌ها با کاهش اثرات انفجار و مهار گسترش آتش، از آسیب‌پذیری فیزیکی می‌کاهند و در زمان کمبود منابع، امکان تأمین سوخت و غذا را فراهم می‌کنند، ضمن اینکه به‌عنوان نمادی از امید و آرامش، تاب‌آوری روانی جامعه را تقویت می‌کنند. تجربه هلسینکی نشان می‌دهد که طبیعت و طراحی شهری سبز می‌توانند در شرایط بحرانی به عاملی کلیدی برای بقا و پایداری تبدیل شوند و بر ضرورت حفظ و توسعه فضاهای سبز حتی در مناطق مستعد بحران تأکید کنند.

فضاهای سبز در بحران‌های انسانی؛ سپری انسانی در قلب جنگ

فرار سرمایه‌گذاران از دبی به سوئیس و سنگاپور

دبی برای سال‌ها به عنوان مرکز قابل‌اعتماد مالی برای سرمایه‌گذاران بین‌المللی شناخته می‌شد. غیاب مالیات بر درآمد شخصی، نبود مالیات بر عایدی سرمایه، معافیت‌های مالیاتی گسترده در مناطق آزاد و سیاست‌های جذب سرمایه چون ویزای طلایی (Golden Visa)، این شهر را به یکی از جذاب‌ترین مقاصد برای ثروتمندان جهان تبدیل کرده بود. مؤسسه مشاوره هنلی اند پارتنرز در گزارش سال ۲۰۲۵ خود اعلام کرد که امارات متحده عربی با جذب نزدیک به ۹۸۰۰ فرد ثروتمند، در رتبه نخست جهان از نظر مهاجرت میلیونرها قرار گرفته است.

اما اکنون دن پوپسکو، تحلیلگر سرشناس حوزه سرمایه‌گذاری و اقتصاد که ۵۶ سال مراکز مالی برون‌مرزی را مطالعه کرده، هشدار داده است: «متأسفانه امارات به‌سرعت در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند. تا زمانی که فرصت دارید، از دبی خارج شوید و پولتان را هم خارج کنید. می‌بینم بسیاری همین حالا این کار را انجام می‌دهند و سوئیس و سنگاپور اولین مقاصد آن‌ها هستند.»

فرار سرمایه‌گذاران از دبی به سوئیس و سنگاپور

دلیل اصلی این هشدار این است که قوانین مالی در امارات به‌طور کامل تغییر کرده است، به‌طوری که از سال ۲۰۲۳، دولت امارات از کسب‌وکارها مالیات ۹ درصدی می‌گیرد، همچنین اطلاعات حساب بانکی مشتریان خارجی به‌صورت خودکار با کشورهایشان به اشتراک گذاشته می‌شود و نظارت بر پولشویی بسیار دشوارتر شده است. مصوبه کابینه شماره ۲۰۹ سال ۲۰۲۵ نیز الزامات سخت‌گیرانه‌ای برای شفافیت ساختار مالکیت ایجاد کرده است و جریمه پنهان‌کاری اطلاعات را تا ۱۰۰ هزار درهم (بیش از ۲۷ هزار دلار) تعیین کرده است.

موازی با این تحولات، حملات موشکی به خاک امارات در تنش‌های اخیر منطقه‌ای، تصویر دبی به عنوان پناهگاه امن را خدشه‌دار کرده است. در ماه مارس ۲۰۲۶، شاخص املاک دبی ۳۱.۸ درصد سقوط کرد. بانک‌های خصوصی سوئیس از افزایش چشمگیر درخواست‌های مشتریان خروجی از دبی خبر داده‌اند. به نظر می‌رسد امارات در مسیر تبدیل شدن از یک بهشت مالی غیرشفاف به قلمرویی با نظارت بین‌المللی استاندارد گام برمی‌دارد و همین امر، سرمایه‌گذاران سنتی را به سوی مقاصدی چون سوئیس و سنگاپور روانه کرده است.

وضعیت اضطراری انرژی در آلمان در پی بحران تنگه هرمز

آلمان که پس از عملیات ویژه روسیه به اوکراین وابستگی شدید خود به انرژی روسیه را تجربه کرد، اکنون با چالش جدیدی روبه‌رو است. تنگه هرمز به‌عنوان یک شریان حیاتی، محل عبور حدود یک‌پنجم از عرضه جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) و نفت خام است و مسدود شدن آن بازارهای انرژی را مختل کرده است .

پیامد این اختلال، افزایش چشمگیر قیمت‌ها بوده است. بر اساس گزارش‌ها، قیمت عمده‌فروشی گاز طبیعی در آلمان در مدت کوتاهی تقریباً دو برابر شده و از حدود ۳۰ یورو در هر مگاوات ساعت به بیش از ۶۰ یورو رسیده است. این افزایش قیمت، فرآیند حیاتی ذخیره‌سازی گاز برای زمستان را با تهدید جدی روبه‌رو کرده است.

وضعیت مخازن ذخیره‌سازی گاز آلمان بسیار نگران‌کننده است. داده‌های ثبت مشترک تاسیسات ذخیره‌سازی گاز (AGSI) نشان می‌دهد که تا تاریخ اول می ۲۰۲۶، مخازن آلمان تنها ۲۵.۴۳ درصد پر شده است. در سطح اتحادیه اروپا نیز وضعیت به همین منوال است و در پایان آوریل، مخازن به‌طور میانگین تنها ۳۲.۷۳ درصد پر بوده‌اند که پایین‌ترین میزان در پنج سال اخیر محسوب می‌شود. تزریق گاز به مخازن در ماه آوریل نسبت به ماه قبل ۸ درصد کاهش یافته است. سباستین هاینرمان، مدیرعامل انجمن اپراتورهای ذخیره‌سازی گاز و هیدروژن آلمان (INES) تاکید کرده است که با ادامه وضعیت کنونی بازار، آلمان برای مقابله با سرماهای غیرعادی یا شوک‌های خارجی جدید آماده نخواهد بود.

بحران انرژی، بخش هوانوردی را نیز فلج کرده است. اروپا به‌شدت به واردات نفت سفید از منطقه خلیج‌فارس وابسته است، به‌طوری که حدود ۵۰ درصد از واردات سوخت هواپیمای اروپا از این منطقه تامین می‌شود و بخش عمده آن از طریق تنگه هرمز حمل می‌شود. با مسدود شدن این تنگه، کمبود شدید سوخت هواپیما در اروپا به یک تهدید جدی تبدیل شده است.

وضعیت اضطراری انرژی در آلمان در پی بحران تنگه هرمز

بیرول، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) هشدار داده است که اروپا تنها برای شش هفته ذخیره سوخت هواپیما دارد. این هشدار، زنگ خطر را برای صنعت هوانوردی به صدا درآورده است. قیمت نفت سفید نیز افزایشی بی‌سابقه داشته و از حدود ۹۹ دلار در هر بشکه در پایان فوریه به ۲۰۹ دلار در ابتدای آوریل رسیده است.

تاثیر مخرب این بحران، نخستین قربانیان خود را گرفته است. گروه لوفت‌هانزا، بزرگترین ایرلاین آلمان، در تاریخ بیست‌ویکم آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرد که ۲۰ هزار پرواز کوتاه‌برد خود را در بازه زمانی می تا اکتبر لغو می‌کند. هدف از این اقدام، صرفه‌جویی در مصرف سوخت معادل ۴۰ هزار تن متریک عنوان شده است.

آلمان خود را در میانه طوفانی کامل از بحران‌های به‌هم‌پیوسته می‌یابد: جنگ در غرب آسیا، انسداد تنگه هرمز، افزایش سرسام‌آور قیمت انرژی، کاهش ذخایر استراتژیک گاز و سوخت هواپیما و یک تحول سیاسی داخلی که سیاست‌های اقلیمی و انرژی را دچار دگرگونی کرده است.

چگونه اجتماعات جان شهر را نجات می‌دهد؟

در دهه‌های اخیر، بسیاری از کلان‌شهرها به محلی برای مصرف و تراکنش‌های مالی تبدیل شده‌اند؛ جایی که هر متر از آن برچسب قیمت دارد و شهروندان بیش از آنکه ساکن باشند، مصرف‌کننده فضا هستند. اما جمع‌شدن‌های خودجوش شهری، نقشی فراتر از یک دورهمی ساده ایفا می‌کنند. این گردهمایی‌ها در حکم اعلامیه‌ای علیه کالایی شدن فضاهای عمومی عمل می‌کنند. وقتی گروهی از همسایه‌ها در یک پیاده‌رو دسته‌جمعی شطرنج بازی می‌کنند یا یک زمین خالی را به باغچه محله تبدیل می‌کنند، در واقع فضای شهری را از قلمروی سود به قلمروی تعلق و زیست جمعی بازمی‌گردانند.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای چنین هم‌نشینی‌هایی، بازآفرینی «مکان سوم» در بافت شهر است. خانه، مکان اول و محل کار، مکان دوم شهروندان محسوب می‌شوند، اما روح شهر در مکان سوم جاری است؛ جایی مثل پله‌های یک کتابخانه، کافه نبش خیابان، پارک یا میدانچه محله. این فضاها به‌دلیلی ساده حیاتی‌اند؛ آن‌ها بستری برای ارتباطات کم‌هزینه و پربازده انسانی فراهم می‌کنند. در همین مکان‌هاست که یک بازنشسته با یک مادر جوان گفت‌وگو می‌کند، یا یک هنرمند کنار یک وکیل نقاشی می‌کشد. این مراودات اتفاقی، آن حس آشنایی و صمیمیت را ایجاد می‌کنند که شهر بی‌چهره را به محله‌ای گرم تبدیل می‌کند.

چگونه اجتماعات جان شهر را نجات می‌دهد؟

اجتماعات شهری حافظه جمعی را می‌سازند و خاطرات مشترک، به تعبیر شهرشناسان، «روح ماندگار» یک شهر را شکل می‌دهند. خیابانی که هر سال در آن جشنواره برگزار می‌شود، میدانی که شاهد راهپیمایی مردم بوده یا ایستگاه مترویی که نوازندگان خیابانی در آن محلی برای اجرا پیدا کرده‌اند، از یک فضای تنها هندسی، به جایگاهی خاطره‌انگیز و عاطفی بدل می‌شوند. این نقشه عاطفی، همان چیزی است که شهر را از مجموعه‌ای از ساختمان‌های سرد، به یک زیست‌بوم زنده و پویا تبدیل می‌کند.

نکته دیگر، تقویت شانس و تصادف خلاق در شهر است. یک گردهمایی خودجوش موجب می‌شود شهروندان با کسانی روبه‌رو شوند که هرگز در الگوریتم شبکه‌های اجتماعی با آن‌ها آشنا نمی‌شدند. همین برخوردهای پیش‌بینی‌نشده، موتور محرک خلاقیت و تاب‌آوری اجتماعی هستند. شهری که در آن مردم فرصت گردهمایی داشته باشند، می‌تواند هزینه‌های سنگین تنهایی و فردگرایی افراطی را کاهش دهد.

شهرها برای پردازش رویدادهای شادی‌بخش یا غم‌انگیز به آیین‌های جمعی نیاز دارند. مراسم یادبود پس از یک فاجعه یا جشن قهرمانی یک تیم همه به واسطه گردهمایی معنا پیدا می‌کنند. بدون چنین آیین‌هایی، اندوه جمعی به افسردگی مبدل می‌شود و شادی جمعی در لاک مصرف‌گرایی فردی گم می‌شود، به همین دلیل، برنامه‌ریزان شهری امروز به جای اتوبان‌های چندباندی، به خیابان‌های مردم‌محور، راحتی قوانین برگزاری رویدادهای محلی و افزایش فضاهای پیاده‌محور به‌عنوان راهکارهایی ریشه‌ای برای نجات حیات جمعی شهرها اشاره می‌کنند. هم‌نشینی و اجتماعات شهری یک رویداد لوکس نیست، بلکه نبض تپنده شهر است.

کلمبیا خیابان‌ها را به مردم پس داد

در بوگوتا، پایتخت کلمبیا، هر یکشنبه و روزهای تعطیل از ساعت هفت صبح تا دو بعدازظهر، بیش از ۱۲۸ کیلومتر از خیابان‌های اصلی شهر از جمله بزرگراه‌ها به روی خودروها بسته می‌شود. این رویداد که «سیکلوویا» نام دارد و سابقه‌ای پنجاه‌ساله از سال ۱۹۷۴ دارد، نزدیک به دو میلیون شهروند را روانه خیابان‌ها می‌کند، نه برای خرید یا ترافیک، بلکه برای دوچرخه‌سواری، اسکیت، دویدن یا فقط نشستن و تماشای دیگران. در طول مسیر، کلاس‌های رایگان یوگا در چهارراه‌ها برپاست، گروه‌های موسیقی محلی کنسرت‌های کوتاه می‌دهند و غرفه‌های توزیع میوه‌ رایگان دایر هستند. ثروتمند و فقیر، کودک و پیر، زن و مرد، همه در جاده‌ای که دیروز محل عبور کامیون‌ها بود، کنار هم قدم می‌زنند. این آیین هفتگی، بوگوتای شلوغ و آلوده را به اتاق نشیمن مشترک شهروندان تبدیل کرده است و روح جمعی‌ای را زنده می‌کند که ترافیک و استرس روزمره، کمرش را شکسته بود.

چگونه اجتماعات جان شهر را نجات می‌دهد؟

اما کلمبیا فقط بوگوتا نیست. در مدلین، روزگاری نه‌چندان دور، خیابان‌ها در اختیار کارتل‌های مواد مخدر و خشونت بود؛ شهری که لقب خطرناک‌ترین شهر جهان را یدک می‌کشید. اما مدلین تصمیم گرفت به جای زندان، «فضای جمعی» بسازد و الگوی جهانی معماری اجتماعی شود. در فقیرترین محله کوهستانی شهر به نام سانتو دومینگو ساویو، کتابخانه‌ای پارکی با معماری سه تخته‌سنگ غول‌پیکر ساخته شد به نام کتابخانه اسپانیا. این کتابخانه با پلکان برقی و متروکابل (تله‌کابین شهری) به مرکز متصل است، اما مهم‌ترین بخش آن پلازاهای عمومی اطرافش است. زنان محله در آنجا بازارچه صنایع دستی برپا می‌کنند، کودکان فیلم می‌بینند، نوجوانان کلاس برنامه‌نویسی می‌روند و هر غروب، خانواده‌ها روی نیمکت‌ها می‌نشینند و افق شهر را تماشا می‌کنند؛ جایی که زمانی قلمروی باندهای مواد مخدر بود، حالا به «قلمروی شهروندی» تبدیل شده است.

کپنهاگ و مونترآل دو الگو برای بازپس‌گیری شهر از خودرو

در سوی دیگر جهان، کپنهاگ دانمارک، روشی دیگر را به کار بسته است. این شهر از دهه ۱۹۶۰ شروع به بیرون راندن خودروها از مرکز خود کرد. امروز خیابان استروگیت به طول بیش از یک کیلومتر، به‌طور کامل پیاده‌روست. در میانه این مسیر، میدان هوتلمن قرار دارد؛ جایی که نه خبری از پارکینگ است و نه بوق ماشین. به جای آن، صندلی‌های فراوان، میزهای شطرنج سنگی و آب‌نماهای کوتاه در فضا پهن شده‌اند. هر روز از صبح تا شب، شهروندان کپنهاگی روی پله‌ها می‌نشینند، قهوه می‌نوشند، کتاب می‌خوانند یا فقط به تماشای رهگذران می‌نشینند. نوازنده‌ای خیابانی ویولن می‌زند و جمعیتی خودجوش دورش حلقه می‌زنند. کودکانی که یکدیگر را نمی‌شناسند کنار آبنما آب‌بازی می‌کنند. حتی کسبه و اهالی تجارت، جلسات کاری خود را به کافه‌های روباز می‌آورند تا میان جمعیت باشند. کپنهاگ به ما نشان می‌دهد که حذف ماشین‌ها و افزودن صندلی، یک فرمول ساده اما عمیق دارد: هرچه فضای پیاده بیشتر شود، تعاملات انسانی تصادفی بیشتر می‌شود و همین تعاملات تصادفی است که شهری سرد عاطفی را به خانه‌ای گرم تبدیل می‌کند.

چگونه اجتماعات جان شهر را نجات می‌دهد؟

مونترآل کانادا نیز با زمستان‌های سخت و تابستان‌های کوتاهش، روشی متفاوت و شاعرانه برای هم‌نشینی شهری ابداع کرده است: شام سفید یا «لو دینه آن بلان»؛ این رویداد که هر سال اواخر تابستان برگزار می‌شود، قوانین عجیبی دارد. زمان و مکان دقیق آن تا دو ساعت قبل اعلام نمی‌شود تا شگفتی حفظ شود. همه شرکت‌کنندگان باید به‌طور کامل سفیدپوش باشند و میز، صندلی، سفره و غذای خود را حمل کنند. ناگهان، در یک میدان عمومی مثل پارک مونت‌رویال، هزاران شهروند ظاهر می‌شوند و میزهای خود را با وسواس تمام می‌چینند. از غروب تا نیمه‌شب، آن میدان تبدیل به بزرگترین سالن غذاخوری روباز جهان می‌شود. غریبه‌ها غذای خود را با هم تقسیم می‌کنند، نوشیدنی به اشتراک می‌گذارند، می‌خندند، گفت‌وگو می‌کنند و در پایان شب، دستمال‌های سفید را در هوای تاریک به اهتزاز درمی‌آورند و خوش‌وبش می‌کنند. مونترآل با این رویداد، فریاد می‌زند که شهروندان تشنه جمع شدن هستند، حتی اگر مجبور باشند میز و صندلی خود را به دوش بکشند. روح این شهر در آن شب سفید، در هر دستمالی که در باد تکان می‌خورد، خود را نشان می‌دهد.

آنچه این نمونه‌ها از بوگوتا تا مدلین، کپنهاگ تا مونترآل به‌روشنی نشان می‌دهد، این حقیقت ساده اما بنیادین است که شهر زنده به خیابان‌های عریض یا برج‌های بلند نیست، بلکه به مجال هم‌نشینی و نفس کشیدن شهروندانش زنده است. گردهمایی‌های خودجوش شهری نیاز فیزیولوژیک یک جامعه شهری برای بازپس‌گیری تعلق، خاطره و همدلی از چنگ سود و بی‌هویتی است. اگر برنامه‌ریزی شهری امروز چاره‌ای دارد، آن نه در اتوبان‌های بیشتر که در صندلی‌های بیشتر، فضاهای پیاده‌محور و قانون آسان‌تر برای دورهمی‌های محلی است؛ چراکه شهری که به شهروندانش مجال «بودن در کنار هم» ندهد، روزی خاموش خواهد ماند.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

بحران‌ نظامی تأثیرات گسترده و پیچیده‌ای بر ساختار شهری دارد که فراتر از تخریب فیزیکی و تغییر در زیرساخت‌ها، به الگوهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهروندان نفوذ می‌کنند. بازسازی شهرها پس از بحران‌ نظامی، نیازمند یک رویکرد جامع و هماهنگ است که نه‌تنها به بازسازی زیرساخت‌ها و ساختمان‌ها، بلکه به ترمیم بافت اجتماعی، احیای اقتصاد و بازسازی نهادهای حکمرانی نیز توجه داشته باشد. در غیر این صورت، شهرها ممکن است به‌طور کامل به حالت قبل بازنگردند و شهروندان ممکن است سال‌ها پس از پایان درگیری نیز با پیامدهای بحران‌ نظامی دست‌وپنجه نرم کنند.

از سوی دیگر جنگ همان‌گونه که بسیاری از مطالعات شهری نشان می‌دهد، نه‌تنها به‌صورت فیزیکی ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها را به‌هم می‌ریزد، بلکه ساختارهای پنهان شهر را از شبکه‌های خدمات عمومی تا روابط قدرت و حس هویت جمعی، به‌طور چشمگیری دگرگون می‌کند. برای هر یک از این تغییرات، راه‌حل‌های عملی وجود دارد که می‌توانند با بهره‌گیری از تجربیات واقعی شهرهای مختلف، مسیر بازسازی را هموارتر کنند.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

نمونه‌های جهانی از ویرانی‌های شهری ناشی از بحران‌ نظامی

ابتدا باید به زیرساخت‌های حیاتی اشاره کرد؛ یعنی شبکه‌های آب، فاضلاب، برق، گاز و ارتباطات که در زمان بحران‌ نظامی به‌سرعت هدف قرار می‌گیرند. تخریب این سامانه‌ها نه‌تنها موجب قطع تأمین آب شرب و انرژی می‌شود، بلکه می‌تواند به‌سرعت به بحران‌های بهداشتی منجر شود؛ برای مثال، در طول بحران‌ نظامی داخلی سوریه، تخریب ایستگاه‌های تصفیه آب در شهرهای حلب و درعا موجب شیوع بیماری‌های گوارشی شد که مرگ‌ومیر را افزایش داد. راه‌حل مؤثر در این زمینه، طراحی زیرساخت‌های مقاوم و چندلایه است. شهر دوبلین پس از بمباران‌های بحران‌ نظامی جهانی دوم، به‌جای بازسازی ساده، تصمیم گرفت شبکه آب و فاضلاب را به‌صورت حلقه‌ای و با استفاده از لوله‌های فولادی مقاوم در برابر انفجار بازطراحی کند، علاوه‌بر این، ایستگاه‌های پشتیبان برق با ژنراتورهای دیزل و خورشیدی به‌صورت توزیع‌شده نصب شد تا در صورت قطع یک بخش، سایر بخش‌ها بتوانند به‌صورت خودکار جبران کنند. این رویکرد پایداری مقاوم (resilient design) به‌سرعت در شهرهای دیگر جهان نیز مورد اقتباس قرار گرفت.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

حمل‌ونقل شهری نیز تحت فشار شدید بحران‌ نظامی قرار می‌گیرد؛ پل‌ها و تونل‌ها که مسیرهای اصلی عبور و مرور را تشکیل می‌دهند، به‌سرعت هدف می‌شوند و در نتیجه دسترسی به مناطق حاشیه‌ای یا بیمارستان‌ها مختل می‌شود. در بوسنی و هرزگوین، پس از بحران‌ نظامی ۱۹۹۲‑۱۹۹۵، بسیاری از پل‌های اصلی سراسر سارایوو تخریب و شهر به دو نیمه جداگانه تقسیم شد. برای رفع این مشکل، دولت بوسنی با حمایت بانک جهانی، برنامه «پل‌های موقت» را اجرا کرد؛ این پل‌های پیش‌ساخته از فولاد سبک، در عرض چند هفته روی بسترهای موقت نصب شدند و به‌سرعت جریان ترافیک را بازگرداندند، علاوه‌بر این شهر برلین پس از بحران‌ نظامی جهانی دوم، به‌جای تمرکز صرف بر بازسازی جاده‌ها، شبکه حمل‌ونقل عمومی (U‑Bahn و S‑Bahn) را گسترش داد و خطوط دوچرخه‌سواری جداگانه‌ای ایجاد کرد؛ این کار نه‌تنها ترافیک را کاهش داد، بلکه به شهروندان امکان داد تا در شرایط اضطراری به‌سرعت از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده کنند.

دسترس‌پذیری خدمات عمومی نیز در زمان بحران‌ نظامی به‌سرعت دچار نابرابری می‌شود؛ بیمارستان‌ها، مدارس و مراکز بهداشتی به‌صورت هدفمند مورد حمله قرار می‌گیرند یا به‌دلیل کمبود سوخت و پرسنل از کار می‌افتند. در کوزوو، پس از بحران‌ نظامی ۱۹۹۸‑۱۹۹۹، بیش از ۴۰ درصد از بیمارستان‌های عمومی تخریب شد و تعداد پرستاران به کمتر از نصف کاهش پیدا کرد. برای مقابله با این خلأ، سازمان‌های غیردولتی به‌همراه دولت محلی، شبکه‌ای از کلینیک‌های سیار راه‌اندازی کردند؛ این کلینیک‌ها در خودروهای مجهز به تجهیزات اساسی به‌صورت دوره‌ای به محله‌های آسیب‌دیده می‌رفتند و خدمات اولیه بهداشتی را ارائه می‌دادند. در کنار این اقدام، استفاده از فناوری‌های دیجیتال برای ارائه مشاوره پزشکی از راه دور (tele‑medicine) در شهرهای بحران‌ نظامی‌زده‌ای همچون مانیل (فیلیپین) پس از طوفان «یائو» به‌کار گرفته شد؛ این روش به‌ویژه برای بیماران مزمن بسیار مؤثر بود که نیاز به پیگیری مستمر داشتند.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

ساختارهای قدرت و حکمرانی نیز در اثر بحران‌ نظامی دچار تحولات ناگهانی می‌شوند؛ دولت مرکزی ممکن است ضعف یا حتی سقوط کند و خلأهای قدرت توسط گروه‌های مسلح یا شبه‌نظامی پر می‌شود. در لائبی، پس از بحران‌ نظامی داخلی ۲۰۰۴‑۲۰۰۳، شهرهای مختلف تحت کنترل گروه‌های مختلفی قرار گرفتند که هر کدام قوانین و مقررات خود را اعمال می‌کردند؛ این وضعیت منجر به بی‌ثباتی، افزایش جرایم و دسترسی نداشتن برابر به خدمات شد. یکی از راه‌حل‌های مؤثر، ایجاد نهادهای محلی مشارکتی بود.

تأثیرات روانی و اجتماعی بحران‌ نظامی نیز نباید نادیده گرفته شوند؛ تروماهای ناشی از انفجارها، کشته شدن عزیزان و زندگی در شرایط ناامنی می‌تواند به‌صورت گسترده‌ای بر سلامت روان جمعیت اثر بگذارد. در ساریوو، پس از نسل‌کشی ۱۹۹۴، بیش از ۷۰ درصد جمعیت گزارش اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دادند. برای رفع این مشکل، دولت بوسنی با همکاری سازمان‌های بین‌المللی، مراکز مشاوره روانی-اجتماعی (MHPSS) در هر محله راه‌اندازی کرد که نه‌تنها خدمات درمانی فردی ارائه می‌دادند، بلکه کارگاه‌های گروهی برای بازسازی روابط اجتماعی، بازی‌های کودکانه و فعالیت‌های هنری برگزار می‌کردند. پژوهش‌های بعدی نشان داد که شرکت در این برنامه‌ها به‌طور قابل‌توجهی میزان اضطراب را کاهش داد و حس تعلق به جامعه را تقویت کرد. در شهرهای دیگر همچون کابل (افغانستان) نیز پس از بحران‌ نظامی‌های متناوب، برنامه‌های «پناهگاه‌های امن» برای کودکان و زنان ایجاد شد که علاوه‌بر ارائه خدمات بهداشتی، فضاهای آموزشی و تفریحی فراهم می‌کردند؛ این فضاها به‌عنوان نقطه‌ای برای بازسازی شبکه‌های حمایتی خانوادگی عمل کردند.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

در زمینه اقتصاد شهری، بحران‌ نظامی به‌طور معمول کسب‌وکارهای کوچک را از بین می‌برد و بیکاری را به‌سرعت افزایش می‌دهد. در عراق پس از سقوط صدام حسین، بسیاری از کارگاه‌های کوچک تولیدی به‌دلیل دسترسی نداشتن به مواد اولیه و بازارهای فروش تعطیل شدند. دولت عراق با همکاری بانک جهانی، برنامه‌ای به‌نام «بازسازی اقتصاد محلی» راه‌اندازی کرد که شامل اعطای وام‌های کم‌بهره به کارآفرینان، آموزش مهارت‌های فنی جدید همچون تعمیرات الکترونیکی و تولید خوراکی‌های بسته‌بندی‌شده و ایجاد بازارهای موقت برای فروش محصولات محلی بود. این برنامه در طول سه سال توانست حدود ۲۵ هزار شغل جدید ایجاد و به‌تدریج اقتصاد شهر را از حالت انقباضی خارج کند. نمونه مشابهی در شهر گوانگژو (چین) پس از زلزله ۲۰۰۸ دیده می‌شود؛ دولت محلی با ایجاد پارک‌های صنعتی کوچک و ارائه تسهیلات مالی به کارآفرینان، به‌سرعت فضای کسب‌وکار را بازسازی کرد و به‌ویژه در بخش فناوری‌های سبز رشد چشمگیری داشت.

نقض حقوق بشر و بی‌ثباتی قانونی نیز از پیامدهای جانبی بحران‌ نظامی است؛ در رواندا پس از نسل‌کشی ۱۹۹۴، بسیاری از افراد به‌دلیل دسترسی نداشتن به دادگاه‌های عادلانه، به‌صورت خودسرانه توسط گروه‌های مسلح تنبیه می‌شدند. برای رفع این خلأ، دادگاه‌های بین‌المللی (ICTR) و دادگاه‌های محلی (Gacaca) تأسیس شدند؛ این دادگاه‌ها نه‌تنها به‌دنبال مجازات مرتکبان این عمل بودند، بلکه سعی در بازسازی اعتماد عمومی به نظام قضایی داشتند. در کنار این اقدام، برنامه‌های جبران خسارت برای قربانیان همچون پرداخت غرامت مالی و ارائه مسکن موقت، به‌عنوان بخشی از فرایند صلح‌سازی به‌کار گرفته و به‌تدریج حس عدالت در جامعه بازسازی شد.

تأثیر جنگ بر ساختار شهری؛ فراتر از ویرانی‌های فیزیکی

برای حفظ ارتباطات در زمان بحران، استفاده از فناوری‌های غیرمتمرکز و مقاوم می‌تواند نقش حیاتی ایفا کند. در موگادیشو (سومالی) که در طول بحران‌ نظامی داخلی ارتباطات تلفنی به‌طور کامل قطع شد، سازمان‌های غیردولتی با نصب ایستگاه‌های رادیویی محلی و استفاده از شبکه‌های سلولی مبتنی‌بر فناوری مش (mesh) توانستند ارتباطات صوتی و داده‌ای را در میان محلات مختلف حفظ کنند. این شبکه‌ها به‌صورت خودساز و بدون نیاز به زیرساخت‌های مرکزی کار می‌کردند؛ در نتیجه حتی در زمان قطع کامل خطوط مخابراتی، مردم می‌توانستند پیام‌های اضطراری را ارسال و دریافت کنند.

هر یک از این راه‌حل‌ها نشان می‌دهد که بازسازی شهری پس از بحران‌ نظامی نیازمند ترکیبی از برنامه‌ریزی فنی دقیق، مشارکت جامعه محلی، حمایت بین‌المللی و توجه ویژه به ابعاد روانی‑اجتماعی است. تنها زمانی می‌توان شهر را به‌صورت کامل به‌دست آورد که زیرساخت‌های فیزیکی، شبکه‌های خدماتی، ساختارهای حکومتی و حس همبستگی اجتماعی همزمان تقویت شوند؛ در این صورت، شهر نه‌تنها از ویرانی‌های بحران‌ نظامی عبور می‌کند، بلکه به‌عنوان یک بوم‌ سازگار و مقاوم در برابر بحران‌های آینده شکل می‌گیرد.

قطب‌های جدید مهاجرت جهان کجاست؟

در سه دهه اخیر، موج مهاجرت جهانی رشد چشمگیری داشته و الگوهای زیستی و شغلی مردم دنیا را دگرگون کرده است. امروزه بیش از ۲۸۰ میلیون نفر در خارج از کشور زادگاه خود زندگی می‌کنند که بخش بزرگی از آن‌ها در تعداد اندکی از کشورها متمرکز شده‌اند.

نمودار زیر که بر پایه داده‌های سازمان ملل (UN DESA) تهیه شده است، کشورهای دارای بیشترین جمعیت مهاجر را در سال‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۲۴ مقایسه می‌کند. این آمار نشان می‌دهد که افزون بر تداوم رتبه نخست آمریکا در این زمینه، اروپا و خاورمیانه نیز به سرعت به قطب‌های اصلی مهاجرتی بدل شده‌اند.

اروپا؛ رشد شتاب‌گیرنده جمعیت مهاجر

اروپا یکی از سریع‌ترین نرخ‌های افزایش جمعیت مهاجر را به خود دیده است. برای نمونه، تعداد مهاجران اسپانیا از ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ نزدیک به پنج برابر و در ایتالیا و بریتانیا حدود سه برابر شده است. سیاست مرزهای باز در اتحادیه اروپا، جابه‌جایی درون‌منطقه‌ای را آسان کرده و هم‌زمان، مهاجرت برون‌منطقه‌ای نیز به دلیل نیاز به نیروی کار و عوامل ژئوپلیتیک افزایش یافته است.

سال ۲۰۲۶، اروپا شاهد تحولات چشمگیری در الگوهای مهاجرتی بوده است. بر اساس داده‌های FRONTEX، عبورهای غیرقانونی از مرزهای اتحادیه اروپا در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۹ درصد کاهش یافته و به حدود ۲۱ هزار و ۴۰۰ مورد رسیده است. این کاهش به‌طور عمده به شرایط سخت آب‌وهوایی زمستانی و سردترین ژانویه از سال ۲۰۱۰ تاکنون نسبت داده می‌شود، با این حال، مسیر مدیترانه شرقی (عبور از ترکیه به یونان و بلغارستان) همچنان شلوغ‌ترین مسیر ورودی به اتحادیه اروپا باقی مانده و یک‌سوم کل عبورها را به خود اختصاص داده است. مسیر مدیترانه غربی (مراکش و الجزایر به اسپانیا) تنها راهی بوده که رشد ۶۶ درصدی را تجربه کرده است. در مقابل، تلاش برای عبور از کانال مانش به سمت بریتانیا ۴۱ درصد کاهش یافته است.

در مقابل اقتصادهای غربی، مهاجرت به کشورهایی همچون عربستان سعودی بیشتر ناشی از تقاضا برای نیروی کار خارجی است. کشورهای میزبان مهاجر در خلیج فارس رشد سریعی در جمعیت مهاجر خود داشته‌اند به‌ویژه در بخش‌های ساختمان، خدمات و کارهای خانگی. برخلاف آمریکا و اروپا، مهاجرت به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بیشتر ماهیتی موقتی دارد. در مکان‌هایی همچون عربستان و امارات، مهاجران بخش بزرگی از نیروی کار را تشکیل می‌دهند، اما راه‌های محدودی برای اقامت دائم پیش‌روی آن‌هاست.

قطب‌های جدید مهاجرت جهان کجاست؟

کد خبر 969457

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.