روایت امدادگرانی که از حیات خود برای نجات دیگران می‌گذرند

قلب امدادگران هلال‌احمر با نجات هر انسان، یک بار دیگر می‌تپد و آنها همان ایثارگرانی هستند که در مرز باریک میان مرگ خود و زندگی دیگری می‌ایستند و بدون لحظه‌ای تردید، از حیات خویش می‌گذرند تا نبض امید را به سینه کسی بازگردانند که حتی نامش را هم نمی‌دانند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، قلب میلیون‌ها نفر فعال هلال‌احمر و امدادگری که در این سرزمین، در دورترین و سخت‌ترین نقطه‌ها حاضر می‌شوند، تنها با یک محرک به تپش می‌افتد، آن هم دیدن رنج دیگری است و این قلب‌ها لحظه‌ای آرام نمی‌گیرند مگر آنکه دستی بر شانه حادثه‌دیده‌ای بنشینند، اشکی را پاک کنند یا جانی را که لای آوار نفس‌زنان مانده، دوباره به جهان بازگردانند.

برای آنها امدادگر بودن یک شغل نیست، سبکی برای زندگی است، یک طریقت بی‌منت و یک عهد نانوشته با انسانیت که در آن هر تپش یک ضرب‌آهنگ تازه برای زندگی دیگری می‌سازد، اما پشت این قاب زیبا، صحنه‌هایی از جنس آتش و خون و اشک هم هست، صحنه‌هایی که اگر روایت شوند، خواب را چشم‌ها می‌گیرند.

تصمیمی سخت میان خود و دیگری

واقعیت تلخ و در عین حال باشکوه زندگی یک امدادگر این است که او در بسیاری اوقات با یک تصمیم سخت و بی‌بازگشت روبه‌رو می‌شود؛ تصمیمی بین حیات دیگران و حیات خودش. شاید برای یک لحظه کوتاه، ترازوی تصمیم‌گیری به سمت امنیت خودش سنگینی کند، شاید برای چند ثانیه به یاد خانواده‌ خود بیفتد که پشت صحنه منتظرند، اما در آخر وقتی پای جان، امنیت و سلامت دیگری در میان است، دلیلی برای توقف ندارند.

آنها همیشه از حیات خودشان دست می‌کشند، کلاه ایمنی را بر سر می‌گذارند، چراغ را روشن می‌کنند و به سمت جایی می‌دوند که دیگران از آن فرار می‌کنند؛ پل‌های ویران، ساختمان‌های در حال فروریختن، جاده‌هایی که زیر سیل گم شده‌ است و محلی که امکان هدف گرفتن مجدد آن توسط دشمن پلید انسانیت وجود دارد و آنها می‌روند تا حیات فرد دیگری را برگردانند، اما این مسیر، سرشار از خاطرات فراموش‌نشدنی است، خاطراتی که هرگز کهنه نمی‌شوند، چون روی تن انسانیت حک می‌شوند.

روایت فراموش‌نشدنی یک امدادگر از آوارهای فروریخته جنگ رمضان

در میان مصاحبه‌ها و روایت‌های فراوانی که از امدادگران هلال‌احمر برجای مانده، یک ویدئوی خاص، داستانی را روایت می‌کند که شاید بتوان آن را خلاصه همه غم‌ها و همه رشادت‌ها دانست؛ در این ویدئو، یکی از امدادگران هلال‌احمر از روزهایی می‌گوید که در جنگ رمضان در منطقه‌ای آسیب‌دیده حضور داشته است، جایی که زمین از شدت اصابت ترکش زخم‌خورده بود و آسمان را دود سیاه پوشانده بود.

او از حضور پسری هم‌سن و سال خودش سخن می‌گوید که در میان آوارهای برجا مانده از یک جنایت به دنبال پدر می‌گردد و هر لحظه در دل با خدایش نجوا می‌کند که پدر را سالم به او برساند، اما ناگهان با پیدا شدن یک جسد از دل آوار، پیراهن به چشم او آشنا می‌آید و پدر که دیگر صدایش را نخواهد شنید، در میان آوارها می‌یابد و این فقط یک روایت از هزاران روایت خاموشی است که شاید هرگز به گوش کسی نرسد.

هلال‌احمر؛ تسکینی برای دردی بدون اسم

در میان هیاهوی اخبار بد و لحظات بحرانی، هلال‌احمر چیزی نیست جز همان دست تسکین‌دهنده‌ای که روی شانه مردم می‌نشیند و مردم وقتی تنهاترین لحظات زندگی خود را تجربه می‌کنند، اولین جایی که به آن پناه می‌برند، پایگاه‌های بی‌ادعای هلال‌احمر و چادرهایی است که میان ویرانی معجزه می‌کنند.

فعالان هلال‌احمر تسکینی برای درد مردم‌اند، آنها امدادگری می‌کنند، چراکه خدمت‌رسانی را دوست دارند و این شاید بزرگترین رمز و راز این سازمان باشد، کسانی که لباس هلال‌احمر بر تن می‌کنند، داوطلبانه نفس می‌کشند و نفس می‌بخشند، آنها هیچ چشم‌داشتی ندارند، جز دیدن لبخندی که پس از نجات، روی لبان یک مادر، یک کودک یا یک پیرمرد نقش می‌بندد.

افتخار آنها این است که در شناسنامه شغلی خود کلمه امدادگر را می‌بینند و وقتی از یک امدادگر هلال‌احمر سوال می‌کنی چرا این راه را انتخاب کرده‌ است، در جواب با متانت می‌گوید که بودن در کنار دیگران هنگام رنج، معنای زندگی او است.

ایثارگرانی که بدون سر دادن شعار، قهرمان می‌شوند

امدادگران هلال‌احمر بر خلاف بسیاری از قهرمانان داستان‌ها، بدون شعار و بدون دوربین قهرمان می‌شوند و در دل شب، در مه غلیظ، در گرمای سوزان یا سرمای کشنده، تنها صدای آژیر خودرویشان نویدبخش رسیدن یک فرشته نجات است و از مرز حیات خود می‌گذرند تا اتفاقی در مرز حیات دیگری نیفتد و این معنای واقعی ایثار در ساده‌ترین و در عین حال عظیم‌ترین شکل ممکن است.

وقتی دستی از زیر آوار بیرون می‌آید و یک امدادگر تمام جان خود را در نوک انگشتان خود جمع می‌کند تا دست نیمه‌جان مصدوم را محکم بگیرد، آنجا فقط یک عملیات امداد رقم نمی‌خورد، بلکه حماسه‌ای انسانی خلق می‌شود، حماسه‌ای به نام گذشتن از حیات خود برای نجات دیگری.

هلال‌احمر تسکینی برای قلب‌هایی است که فرو ریخته‌ و امدادگران، همان مرهمی هستند که بی‌صدا بر زخم فاجعه می‌نشینند، آنها نه برای نام و نان، بلکه برای عشق ورزیدن به دیگران، از هستی خود می‌گذرند و افتخارشان امدادگر بودن است، چراکه می‌دانند نجات یک نفر، نجات تمام دنیاست و این همان باوری است که هر روز، در میان خاک و خون و اشک، سینه به سینه تکرار می‌شود.

کد خبر 969294

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.