به گزارش خبرگزاری ایمنا، مصرف بیوقفه اخبار در عصر دیجیتال به یکی از ویژگیهای غیرقابلانکار سبک زندگی مدرن تبدیل شده است و دسترسی همیشگی به تلفنهای هوشمند و شبکههای اجتماعی، فاصله میان رخداد یک رویداد در هر نقطه از جهان و آگاهی از آن را به صفر رسانده است.
دیگر نیازی نیست افراد منتظر خبرنامه صبحگاهی یا بخش خبری تلویزیون بمانند و هر اتفاقی در هر لحظه، مستقیم و بیواسطه به صفحه نمایش کوچک در جیب راه پیدا میکند، اما این پیوستگی همیشگی و این جریان خستگیناپذیر اطلاعات، پیامدهایی ناگفته برای سلامت روان و کارکردهای مغز به همراه دارد که کمتر مورد توجه جدی قرار گرفته است.
مسئله اصلی تنها حجم سرسامآور اخبار نیست، بلکه ماهیت غالب و چیره آنهاست؛ بررسی محتواهای منتشر شده در فضای مجازی نشان میدهد که خبرهای منفی، فاجعهآمیز، هشداردهنده و بحرانی، سهم بسیار بیشتری از چرخه خبری را به خود اختصاص داده است و در مقابل، خبرهای مثبت، امیدوارکننده یا راهحلمحور در حاشیه قرار میگیرند، در قالب خبرهای کوتاه و سطحی ارائه میشوند و عمر بسیار کوتاهی در خاطره جمعی دارند.
میلیونها سال زیستن در محیطی پر از تهدیدهای واقعی، مغز را طوری برنامهریزی کرده که به هر نشانه خطر، پیش از هر نشانه فرصت یا امنیت، واکنش نشان دهد و همان سازوکاری که زمانی به بقای نیاکان انسان کمک میکرد، امروز به نقطه ضعف بزرگ ذهن در برابر سیل بیامان اخبار منفی تبدیل شده است.

حساسیت بیشتر مغز نسبت به اطلاعات منفی / چرا اخبار منفی برای افراد مهمتر است؟
ریحانه صادقی، روانشناس و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه مغز انسان بهطور طبیعی به اطلاعات منفی حساستر از اطلاعات مثبت است که این پدیده در علوم اعصاب و روانشناسی شناختی با نام سوگیری منفی شناخته میشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: این سازوکار ریشه در تاریخ تکامل انسان دارد؛ نیاکان انسان برای بقا نیاز داشتند تهدیدها را بسیار سریعتر از فرصتها تشخیص دهند، چون یک شکارچی در کمین یا یک مار سمی میتوانست به قیمت جان آنها تمام شود، در حالی که از دست دادن یک منبع غذایی تنها بهمعنای گرسنگی موقت بود و در نتیجه مغز به گونهای کار میکند که اخبار بد را جذابتر، مهمتر و بهیادماندنیتر از اخبار خوب ارزیابی کند.
وی با بیان اینکه آمیگدال که مرکز پردازش ترس و تهدید در مغز است، تفاوت چندانی بین یک خطر واقعی در محیط بیرون و یک خبر ناراحتکننده در تلفن همراه قائل نمیشود، میافزاید: هنگامی که افراد با یک خبر منفی روبهرو میشوند، این ناحیه از مغز بهسرعت فعال میشود و یک واکنش زنجیرهای فیزیولوژیک را آغاز میکند و در مقابل، اخبار مثبت یا خنثی چنین واکنش شدید و فوری را ایجاد نمیکنند، زیرا مغز آنها را بهعنوان تهدید بالقوه دستهبندی نمیکند.
روانشناس و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با اشاره به اینکه با فعال شدن آمیگدال، غدد فوق کلیوی شروع به ترشح هورمونهای استرس همچون کورتیزول و آدرنالین میکنند، تصریح میکند: در این حالت بدن بدون اینکه تغییری در وضعیت آن ایجاد شود، وارد حالت جنگ یا گریز میشود، ضربان قلب افزایش مییابد، تنفس تندتر و ماهیچهها منقبض میشود و حس هوشیاری بهطور غیرعادی بالا میرود.
اعتیاد از جنس اسکرول / هرچه اخبار منفی بیشتری بخوانید، به دنبال اخبار منفی بیشتری خواهید رفت
صادقی ادامه میدهد: مطالعات متعدد نشان داده است که پاسخ الکترودرمال (فعالیت غدد عرقریز) افراد هنگام تماشای یا خواندن اخبار منفی به مراتب قویتر از اخبار مثبت است و این الگو در تحقیقاتی که در چند کشور مختلف جهان و در فرهنگهای گوناگون انجام شده، به صورت پایدار تکرار شده است و به عبارت سادهتر، مغز خبر بد را بسیار واقعیتر، مهمتر و فوریتر از خبر خوب پردازش میکند.
وی با بیان اینکه شبکه دوپامین مغز که با پاداش و لذت مرتبط است نیز در این فرایند شرکت میکند، میگوید: وقتی افراد یک خبر منفی میبینند و بدن دچار تنش میشود، سپس با چک کردن مجدد اخبار یا اسکرول کردن به پایین، سعی میکنند متوجه شوند که آیا اوضاع بدتر شده یا بهتر و این چرخه، یک الگوی شبیه به اعتیاد ایجاد میکند؛ مغز یاد میگیرد که تنش اولیه و سپس تسکین موقت ناشی از کسب اطلاع بیشتر، یک الگوی رفتاری قابل پیشبینی و پاداشدهنده است.
روانشناس و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه نتیجه نهایی این فرایند، پدیدهای است که مرور فاجعهمحور نامیده میشود و به معنای گیر افتادن در چرخهای بیپایان از مصرف اخبار منفی است، اضافه میکند: هرچه افراد بیشتر اخبار بد دنبال کنند، مغز بیشتر به آنها هشدار میدهد که خطر هنوز پابرجاست و باید به بررسی کردن ادامه دهند، در حالی که هر چه بیشتر اخبار خوب ببینند، مغز زودتر احساس امنیت میکند و توجهش را به موضوعات دیگر معطوف میکند.

برای جبران اثر یک خبر منفی، به حداقل ۵ خبر مثبت یا خنثی نیاز است / شکلگیری جهانبینی ترسناک با مصرف مداوم اخبار منفی
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه سوگیری منفی فقط یک مسئله عصبی نیست، بلکه الگوهای فکری و رفتاری را هم به طور عمیقی تحت تأثیر قرار میدهد، به خبرنگار ایمنا میگوید: پژوهشها در روانشناسی شناختی نشان داده که برای جبران اثر یک خبر منفی، به حداقل پنج خبر مثبت یا خنثی نیاز است تا ذهن به حالت تعادل عاطفی بازگردد.
وی با بیان اینکه دلیل این نبود تقارن به نحوه ذخیرهسازی خاطرات عاطفی در مغز بازمیگردد، میافزاید: تجربیات منفی با جزئیات حسی بیشتری رمزگذاری میشوند و بازیابی آنها از حافظه آسانتر است و به همین دلیل، افراد یک تصادف رانندگی که در اخبار میبینند را ماهها به خاطر میآورند، در حالی که خبر افتتاح یک مرکز پیشرفته جدید یا موفقیت یک دانشمند را ظرف چند روز فراموش میکنند.
روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه در سطح روانشناختی، مصرف مداوم اخبار منفی یک پدیده به نام جهانبینی ترسناک ایجاد میکند، تصریح میکند: افرادی که ساعتها اخبار تلویزیونی تماشا میکنند یا در شبکههای اجتماعی اخبار بد را دنبال میکنند، به تدریج شروع به باور این میکنند که جهان بسیار خطرناکتر، ناعادلانهتر و تاریکتر از آن چیزی است که در واقعیت هست و این باور به یک فیلتر ادراکی تبدیل میشود که تمام تجربیات روزمره از آن عبور میکند.
قرارگرفتن در معرض اخبار منفی چگونه زندگی را به بازی میگیرد؟ / رد پای اخبار منفی را در ذهن کمرنگ کنید
طاهری با بیان اینکه این اثر مخرب فقط به نگرش کلی افراد محدود نمیشود و مستقیم روی تصمیمگیریهای روزمره تأثیر میگذارد، ادامه میدهد: مطالعات نشان داده است افرادی که بیش از حد اخبار منفی مصرف میکنند، تمایل کمتری به سرمایهگذاری در پروژههای جدید دارند، کمتر به دیگر افراد اعتماد میکنند و حتی در انتخاب مسیرهای روزمره، احتیاط بیشتری به خرج میدهند، چراکه مغز آنها مدام در حال شبیهسازی بدترین سناریوهای ممکن است، به این دلیل که آخرین خوراک خبری آنها تصاویری از فاجعه و شکست بوده است.
وی با بیان اینکه اخبار مثبت و راهحلمحور، اثرات معکوس دارند و تحقیقات نشان داده که خواندن یا تماشای اخبار مثبت، سطح کورتیزول را کاهش میدهد و ترشح اکسیتوسین که هورمون پیوند اجتماعی و اعتماد است، را افزایش میدهد، میگوید: با این حال، به دلیل سوگیری منفی ذاتی مغز، اثر یک خبر مثبت کوتاهمدتتر و سطحیتر از اثر یک خبر منفی است و به همین دلیل، باید مصرف اخبار مثبت را آگاهانه و هدفمند افزایش داد تا تعادل حفظ شود.
روانشناس و مشاور خانواده با تاکید بر اینکه مغز قابل تغییر و بازآموزی است و پدیده نوروپلاستیسیتی به این معناست که با تمرین آگاهانه میتوان الگوهای توجه مغز را اصلاح کرد، اضافه میکند: تکنیکهایی همچون مصرف محدود و زماندار اخبار، جستوجوی فعال اخبار مثبت یا راهحلمحور و تمرین شکرگزاری میتواند به تدریج وزن بیش از حدی که مغز به اطلاعات منفی میدهد را تعدیل کند، انسان نمیتواند سوگیری تکاملی مغز را حذف کند، اما میتواند یاد بگیرد که با آگاهی، رد پای اخبار منفی را در ذهن خود کوچکتر کند.

آنچه از مرور پژوهشهای معتبر در زمینه علوم اعصاب و روانشناسی شناختی برمیآید، یک واقعیت غیرقابل انکار است که مغز انسان به طور طبیعی و ناآگاهانه، وزن بسیار بیشتری به اخبار بد نسبت به اخبار خوب اختصاص میدهد و این ویژگی ریشهدار در میلیونها سال تکامل، به این معناست که برای خنثی کردن اثر روانی یک خبر منفی، به چندین خبر مثبت نیاز است تا ذهن به حالت تعادل عاطفی بازگردد.
حتی افرادی که تصور میکنند اخبار را بهطور متعادل و عینی دنبال میکنند، ممکن است در درازمدت برداشتی بسیار منفیتر و تیرهتر از وضعیت واقعی جهان پیدا کنند و این شکاف میان واقعیت آماری و احساس ذهنی، یکی از مهمترین دستاوردهای ناخواسته مصرف بیضابطه اخبار است.
راه برونرفت از این وضعیت، بازتعریف آگاهانه و هدفمند رابطه با آنهاست و مصرف خبری آگاهانه به این معناست که مخاطب بداند چه ساعتی از روز اخبار را دنبال کند، چه مدت زمانی را به این کار اختصاص دهد و مهمتر از همه، چگونه منابع خبری خود را انتخاب کند و جستوجوی فعال منابعی که خبرهای مثبت، راهحلمحور یا امیدوارکننده را نیز پوشش میدهند، میتواند تعادل را به تجربه خبری بازگرداند.
آگاهی یک ابزار محافظتی قدرتمند در اختیار مخاطب قرار میدهد و کسی که میداند مغز بهطور ذاتی و ناآگاهانه به اخبار بد حساسیت بیشتری نشان میدهد، راحتتر میتواند فاصلهای میان آنچه در صفحه نمایش میبیند و آنچه درون خود احساس میکند ایجاد کند که این فاصله، همان سواد رسانهای از نوع عصبی و شناختی است که میتواند محافظت از سلامت روان را در عصر انفجار اطلاعات ممکن سازد.