به گزارش خبرگزاری ایمنا، هوش مصنوعی دیگر فقط یک واژه پرزرقوبرق در گزارشهای فناوری نیست؛ به بخشی از منطق تازه اداره کسبوکارها تبدیل شده است؛ آنچه تا چند سال پیش در حد آزمایشهای محدود، چتباتهای ساده یا ابزارهای تحلیل داده مطرح بود، امروز به مرحلهای رسیده که سازمانها از آن برای سرعتدادن به تصمیمگیری، فهم رفتار مشتری و حتی بازطراحی فرایندهای داخلی استفاده میکنند.
در تازهترین پیمایش مککینزی درباره وضعیت هوش مصنوعی، ۶۵ درصد پاسخدهندگان اذعان داشتند که سازمانشان بهطور منظم از هوش مصنوعی مولد استفاده میکند؛ رقمی که نشان میدهد این فناوری از مرحله هیجان اولیه عبور کرده و به مرحله استفاده عملی رسیده است، اما معنای این تحول فقط افزایش بهرهوری نیست.
گزارشهای OECD نشان میدهد هوش مصنوعی میتواند در نقش یک فناوری عمومیِ تحولآفرین ظاهر شود؛ فناوریای که ظرفیت دارد رشد بهرهوری را در اقتصادهای پیشرفته احیا کند، نوآوری را سرعت بدهد و شیوه تصمیمگیری در صنایع مختلف را تغییر دهد. با این حال، همین گزارشها تأکید میکنند که اثر نهایی هوش مصنوعی قطعی و یکدست نیست و به نوع استفاده، کیفیت دادهها و سازوکارهای نظارتی بستگی دارد. به بیان دیگر هوش مصنوعی میتواند هم موتور رشد باشد و هم منبع خطا، اگر بدون حکمرانی درست وارد فرایندهای حساس شود.
همزمان، مسئله فقط کسبوکارها نیست؛ بازار کار نیز در آستانه یک بازآرایی جدی قرار گرفته است. صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۲۴ هشدار داده که در اقتصادهای پیشرفته، حدود ۶۰ درصد مشاغل ممکن است بهنوعی تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گیرند؛ نیمی از این مشاغل شاید از ادغام با هوش مصنوعی بهرهمند میشوند و نیم دیگر ممکن است با کاهش تقاضا برای بعضی وظایف انسانی روبهرو شوند. این یعنی هوش مصنوعی نه فقط یک ابزار کمکی، بلکه نیرویی است که مرز میان مهارتهای قابلجایگزینی و مهارتهای ماندگار را دوباره تعریف میکند.
تجربه واقعی کاربران و بنگاهها نشان میدهد مسئله فقط تهدید نیست. بر اساس یک گزارش OECD درباره استفاده از هوش مصنوعی در محیط کار، حدود ۸۰ درصد کاربران گفتهاند این فناوری بهرهوری و شرایط کاری را بهبود داده است، همچنین رایجترین کاربردهای آن در دادهکاوی، کشف تقلب، فرایندهای تولید و نگهداری صنعتی دیده میشود؛ حوزههایی که نشان میدهد ارزش واقعی هوش مصنوعی زمانی آشکار میشود که از سطح شعار عبور کند و در دل عملیات روزمره بنشیند. با این همه همین گزارشها بر خطرهایی نظیر خطای خروجی، ابهام در توضیحپذیری و سوءاستفاده از مدلها هم تأکید دارند.
از همین زاویه، گفتوگو درباره هوش مصنوعی در کسبوکار فقط بحثی فناورانه نیست؛ بحثی مدیریتی، اقتصادی و حتی فرهنگی است. پرسش اصلی این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کرد یا نه، بلکه این است که چگونه باید از آن استفاده کرد تا هم به تصمیمهای دقیقتر برسیم و هم انسان را از مرکز تصمیمگیری حذف نکنیم؟ در چنین نقطهای، هر تحلیلی درباره آینده کسبوکار ناچار است میان سرعت ماشین و قضاوت انسان، میان داده و تجربه، و میان بهرهوری و مسئولیت تعادل برقرار کند.

موفقیت کسبوکارها در گرو همکاری انسان و هوش مصنوعی است
محمدامین حسامی،کارشناس حوزه بازاریابی و هوش مصنوعی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به نقش روزافزون فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فضای کسبوکار اظهار کرد: امروزه حجم دادههای تولیدشده توسط مشتریان، بازارها و پلتفرمهای دیجیتال به حدی افزایش پیدا کرده که تحلیل سنتی آنها دیگر پاسخگوی نیاز شرکتها نیست؛ هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده است که حجم عظیمی از اطلاعات در زمانی کوتاه پردازش و تحلیل شود.
وی افزود:سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتواانند الگوهای پنهان در رفتار مشتریان را شناسایی کنند؛ الگوهایی که ممکن است از دید کارشناسان انسانی پنهان بماند؛ این فناوری میتواند تغییرات سلیقه مصرفکنندگان، روندهای نوظهور بازار و حتی احتمال موفقیت یا شکست یک محصول را با دقت بیشتری پیشبینی کند.
کارشناس حوزه بازاریابی و هوش مصنوعی گفت: کسبوکارهایی که از تحلیل دادههای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند، میتوانند سریعتر از رقبا به تغییرات بازار واکنش نشان دهند. چنین شرکتهایی میتوانند منابع خود را هدفمندتر تخصیص دهند، هزینههای بازاریابی را کاهش دهند و تصمیمات دقیقتری درباره توسعه محصولات یا خدمات جدید در نظر بگیرند.
حسامی تأکید کرد:اتکای کامل به دادهها میتواند گمراهکننده باشد. زیرا دادهها همیشه کامل، دقیق یا بدون خطا نیستند و در بسیاری از مواقع شرایط واقعی بازار با آنچه در نمودارها و گزارشها دیده میشود تفاوت دارد.
وی با تاکید بر اینکه موفقیت کسبوکارها در گرو همکاری انسان و هوش مصنوعی است، تصریح کرد: تجربه و شم اقتصادی مدیران همچنان یکی از عوامل تعیینکننده در تصمیمگیری است؛ بهعنوان مثال فردی که سالها در یک صنعت فعالیت کرده، میتواند دادههای خروجی هوش مصنوعی را بهتر تفسیر کند و ارتباط آنها را با واقعیتهای بازار تشخیص دهد.
کارشناس حوزه بازاریابی و هوش مصنوعی تأکید کرد: آینده کسبوکارها نه در حذف انسان از فرایند تصمیمگیری، بلکه در همکاری مؤثر میان انسان و ماشین شکل خواهد گرفت؛ در این مدل، هوش مصنوعی وظیفه تحلیل و پردازش اطلاعات را برعهده دارد و انسان مسئول قضاوت نهایی و انتخاب مسیر مناسب خواهد بود.
حسامی ادامه داد: شرکتهایی که بتوانند میان توان تحلیلی هوش مصنوعی و تجربه مدیران خود تعادل ایجاد کنند، شانس بیشتری برای موفقیت در بازارهای رقابتی خواهند داشت، از اینرو استفاده از فناوریهای هوش مصنوعی باید بهعنوان ابزاری برای تقویت تصمیمگیری تلقی شود، نه جایگزینی برای آن.

به گزارش ایمنا، آنچه آینده کسبوکارها را رقم میزند نه فقط دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی، بلکه نحوه بهرهگیری از آنهاست. تجربه سالهای اخیر نشان داده است سازمانهایی که توانستهاند فناوری را در کنار دانش، تجربه و قضاوت انسانی به کار گیرند، عملکرد موفقتری در رویارویی با تحولات بازار داشتهاند؛ هوش مصنوعی میتواند مسیرها را روشنتر کند، اما همچنان این مدیران و تصمیمگیران هستند که باید مقصد را انتخاب کنند.
در دنیایی که حجم دادهها هر روز بیشتر و سرعت تغییرات بالاتر میشود، مزیت رقابتی دیگر تنها در اختیار داشتن اطلاعات نیست، بلکه در توانایی تفسیر صحیح آنها نهفته است. از این منظر آینده متعلق به کسبوکارهایی خواهد بود که میان قدرت تحلیل ماشین و درک انسانی تعادل برقرار کنند؛ تعادلی که میتواند از هوش مصنوعی یک مزیت راهبردی بسازد، نه فقط یک ابزار فناورانه.
نظر شما