دیگر شهروندان تماشاگر شهر نیستند

شهروندان دیگر فقط مصرف‌کننده فضاهای شهری نیستند. در سراسر جهان، روش‌های نوینی از اپلیکیشن‌های موبایل گرفته تا تاکتیک‌های شهری موقت، نقش مردم را از یک ناظر منفعل به طراح و خالق فعال المان‌های تعاملی شهری تبدیل کرده است.

به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در گذشته، طراحی نیمکت‌ها، تابلوها، ایستگاه‌های اتوبوس یا المان‌های بازی در پارک‌ها، فرایندی کاملاً تخصصی و محدود به دفتر مهندسان بود. اما امروز، فلسفه «شهر انسان‌محور» که ریشه در مفاهیم برنامه‌ریزی مشارکتی دارد، مسیر تازه‌ای گشوده است؛ مسیری که در آن صدای ساکنان محله، دانش بومی آن‌ها و حتی خلاقیت کودکان، به اندازه نقشه‌های مهندسی ارزش دارد.

یکی از در دسترس‌ترین و کم‌هزینه‌ترین ابزارها برای مشارکت شهروندی در امور شهری، دنیای دیجیتال است. امروزه اپلیکیشن‌های موبایلی متعددی این امکان را فراهم کرده‌اند که افراد بدون نیاز به دانش فنی تخصصی یا ابزارآلات گران‌قیمت، مستقیماً تغییرات پیشنهادی خود را در فضای واقعی شهر ببینند و ارزیابی کنند.

وقتی مشارکت شهری بازی می‌شود

برای نمونه، اپلیکیشن «CityBuildAR» به کاربر اجازه می‌دهد دوربین گوشی خود را به سمت یک خیابان، پارک یا میدان بگیرد و سپس از میان کتابخانه‌ای از اشیای سه‌بعدی مانند نیمکت، سطل زباله، درخت، تاب بازی کودک یا حتی یک ایستگاه دوچرخه‌اشتراکی، گزینه موردنظر را انتخاب کند. او می‌تواند آن شیء مجازی را درست در محل مورد نظرش جابه‌جا، بچرخاند و در اندازه‌های مختلف تنظیم کند تا ببیند آیا با نور، مقیاس و چیدمان اطراف هماهنگ می‌شود یا خیر. به همین ترتیب، اپلیکیشن «Superbarrio» (با الهام از مفهوم موسوم به ابرهمسایه) روی قابلیت‌های مشارکتی متمرکز است: شهروندان می‌توانند پیش از هر اقدام عمرانی، تغییرات پیشنهادی خود مانند ایجاد یک گذرگاه عابر پیاده، تغییر مسیر خط اتوبوس، یا جانمایی یک ایستگاه تاکسی اینترنتی را با واقعیت افزوده (AR) شبیه‌سازی کنند و نتیجه را از زاویه‌دید یک عابر یا سواره ببینند.

دیگر شهروندان تماشاگر شهر نیستند

این فناوری که با نام «واقعیت افزوده» (Augmented Reality) شناخته می‌شود، عملاً موانع فنی و شناختی را از سر راه شهروندان برداشته است. دیگر نیازی به نقشه‌های دوبعدی پیچیده، نرم‌افزارهای حرفه‌ای مدل‌سازی یا درک انتزاعی از مقیاس نیست؛ هر کس با گوشی خود می‌تواند «تجسم فضایی» زنده و هم‌اندازه با واقعیت داشته باشد. این قدرت تجسم، اعتمادبه‌نفس مردم را برای ارائه پیشنهادهای دقیق و قابل دفاع بالا می‌برد و گفت‌وگوی آن‌ها با مدیران شهری را شفاف‌تر می‌کند.

در کنار این قابلیت فنی، برخی پلتفرم‌ها از بازی‌وارسازی (گیمیفیکیشن) برای جذاب‌تر کردن فرایند مشارکت استفاده می‌کنند. یعنی اصول بازی مانند امتیاز گرفتن، سطح‌بالا رفتن، دریافت نشان‌های افتخار و چالش‌های روزانه را وارد زندگی شهری می‌کنند. برای نمونه، اپلیکیشن «City&Me» چنین طراحی شده است:

اگر شما یک چاله یا دست انداز خطرناک را در خیابان گزارش کنید، مثلاً ۲۰ امتیاز می‌گیرید.

اگر برای جانمایی یک ایستگاه شارژ دوچرخه‌های برقی، پیشنهاد دقیق (همراه با عکس AR) بدهید، ۵۰ امتیاز کسب می‌کنید.

امتیازها در یک «کیف پول دیجیتال» جمع می‌شوند و کاربر می‌تواند آن‌ها را مستقیماً با تخفیف در فروشگاه‌های محلی مبادله کند؛ مثلاً ۱۰۰ امتیاز برابر با ۱۵ درصد تخفیف از یک کافی‌شاپ همسایه، یا ۲۰۰ امتیاز برابر با یک نوشیدنی رایگان در نانوایی محلی.

این مکانیزم، مشارکت را از یک عمل داوطلبانه و موقتی به یک عادت روزمره تبدیل می‌کند، زیرا شهروند هر روز انگیزه دارد گوشی خود را باز کند، یک مشکل کوچک ببیند، آن را ثبت کند و درعوض پاداش ملموس و فوری بگیرد. در طول زمان، داده‌های انبوهی از اولویت‌ها، نیازها و ایده‌های مردمی جمع‌آوری می‌شود که برنامه‌ریزان شهری می‌توانند بدون هزینه تحقیق میدانی سنتی، از آن برای تصمیم‌گیری استفاده کنند.

بنابراین، ترکیب واقعیت افزوده ارزان و در دسترس با بازی‌وارسازی مبتنی بر پاداش محلی، یک اکوسیستم جدید از «شهروند-همیار» می‌سازد که هم از پایین به بالا مشارکت می‌کند، هم حین مشارکت لذت می‌برد، هم پاداش می‌گیرد و در نهایت، شهر را برای خودش و دیگران بهتر می‌کند.

دیگر شهروندان تماشاگر شهر نیستند

مشارکت، از وظیفه اداری تا تجربه اجتماعی

اما مشارکت دیجیتال پایان مسیر نیست؛ چه بسا که نقطه شروعی برای ورود به لایه‌های عمیق‌تر تعامل انسانی و ملموس است. در سوی دیگر میدان، مدل‌های مکمل و غنی‌تری شکل گرفته‌اند که بر کارگاه‌های عملی هم‌آفرینی (Co-creation Workshops) استوارند. این کارگاه‌ها به‌جای صفحه نمایش گوشی، از فضای فیزیکی خیابان و اتاق‌های محلی بهره می‌برند و هدفشان نه صرفاً جمع‌آوری داده، بلکه خلق جمعی راه‌حل از طریق گفت‌وگوی رو در رو و ساخت نمونه‌های اولیه کامل است.

یکی از الگوهای موفق در این زمینه، پروژه «StreetForum» است که در چندین شهر اروپایی اجرا شده. این پروژه نشان داده چگونه می‌توان یک خیابان مملو از ماشین، با پارکینگ‌های حاشیه‌ای، نبود پیاده‌رو ایمن و صدای ممتد ترافیک را به فضای عمومی سرزنده و مردم‌محور تبدیل کرد. روش کار این پروژه از ترکیب دو ابزار کلیدی استفاده می‌کند:

بازی‌های مکانی (Spatial Games)

در این روش، سطح خیابان به نواحی موقتی با رنگ‌های مختلف (با گچ یا نوار چسب) تقسیم می‌شود. شهروندان (از کودکان تا سالمندان) با کارت‌ها یا اپلیکیشن ساده، نقش‌هایی مثل مفاهیمی همچون «سبزبان محله» را دریافت می‌کنند و در مدت چند ساعت، خیابان را با موانع قابل حمل، گلدان، صندلی‌های موقت و وسایل بازی دوباره می‌چینند. نتیجه را بلافاصله با عبور پیاده‌ها و دوچرخه‌سواران آزمایش می‌کنند و سپس همه شرکت‌کنندگان در یک کارگاه نیم‌روزه، نقاط ضعف و قوت هر چیدمان را تحلیل کرده و به یک طرح بهینه می‌رسند.

کارگاه‌های طراحی مشارکتی با کاغذ و مقوا

طراحان حرفه‌ای نقش تسهیل‌گر دارند، نه طراح انحصاری. شهروندان با استفاده از ماکت‌های ساده (مقیاس ۱:۱۰۰ روی نقشه چاپی خیابان)، بلوک‌های چوبی و کاغذ رنگی، ایده‌های خود را می‌سازند. مثلاً نشان می‌دهند کجا یک ایستگاه اتوبوس سرپوشیده بهتر جواب می‌دهد، کجا میز پینگ پنگ فضای مزاحمت ایجاد نمی‌کند، یا کدام دیوار سبز از نظر ارتفاع و کاشت، دید رانندگان را نمی‌گیرد.

گزارش برنامه ارزیابی پروژه‌های هم‌آفرینی اروپا (۲۰۲۵) حاکی از آن است که در یک ابتکار عمل ویژه تحت نام «Streets for People 2025» ، بیش از ۱۲۰ کارگاه عملی در ۱۵ شهر از جمله لایپزیک، لیون، تورین و گدانسک برگزار شده است. این کارگاه‌ها با مشارکت مستقیم بیش از سه هزار شهروند (از هر گروه سنی و پیشینه اقتصادی-اجتماعی) همراه بوده است. جالب آنکه در این برنامه، ۴۰ درصد از طرح‌های نهایی اجراشده، مستقیماً از ایده‌های متولدشده در همین کارگاه‌های غیردیجیتال نشأت گرفته‌اند مانند افزودن سکوی نشیمن چوبی روی جداول عریض یا تبدیل تقاطع‌های بن‌بست به باغ‌های کوچک محلی.

دیگر شهروندان تماشاگر شهر نیستند

نوآوری دیگر، استفاده از «تالارهای شهر سیار» (Mobile City Halls) است. این مدل مخصوصاً در جایی کاربرد دارد که مردم به دلایل مختلف (نبود زمان، بی‌اعتمادی به دولت، نبود خودرو، یا ضعف زیرساخت اینترنت) به دفاتر سنتی شهرداری مراجعه نمی‌کنند. شهرداری کیل (Kiel) در آلمان نمونه بارزی را اجرا کرده است. آنها یک تریلر بزرگ دو محوره را که قبلاً ون نمایشگاه سیار بوده، بازطراحی کرده‌اند. داخل این تریلر:
- میزهای لمسی تعاملی با نقشه سه‌بعدی از کل شهر به‌روزرسانی شده
- نمایشگرهای بزرگ که ایده‌های شهروندان را همزمان با ترسیم روی میز، به صورت سه‌بعدی نشان می‌دهند
- ماژول شنوایی با هدفون و فضای عایق‌شده صوتی برای ضبط روایت‌های شخصی از مشکلات محل
- و مهم‌تر از همه محیطی دوستانه با صندلی راحت، چای و قهوه رایگان، میز کوتاه برای کودکان و مترجم زبان اشاره در ساعات مشخص.

این تریلر با برنامه‌ریزی قبلی (از طریق تماس تلفنی، پیامک و اعلان مسجدی محلی) به محله‌های فقیرنشین، مهاجرنشین و حاشیه‌ای کیل سر می‌زند. مثلاً یک هفته در پارکینگ یک سوپرمارکت کوچک، هفته بعد در زمین خالی کنار ساختمان مسکونی و هفته دیگر در حیاط یک کلیسا. کارمندان شهرداری با لباس غیررسمی پای صحبت تک‌تک ساکنان می‌نشینند؛ نه برای رأی‌گیری آنی، بلکه برای شنیدن دغدغه‌های لمس‌نشده مثل نبود یک رمپ برای ویلچر جلوی داروخانه، ترس کودکان از عبور از زیرگذر تاریک، یا نیاز به نیمکتی با پشتی بلند در مسیر پیاده‌روی سالمندان.

نکته کلیدی در این رویکرد سیار آن است که «مشارکت» از یک وظیفه اداری به یک تجربه اجتماعی پذیرا تبدیل می‌شود. شهروند در همسایگی خود، بدون پوشیدن کت و شلوار، بدون رفتن به برج شیشه‌ای شهرداری و بدون پر کردن فرم‌های چندمرحله‌ای اینترنتی، می‌تواند نقش خود را در شکل دادن به فضای عمومی بازیابد. درواقع، این تالارهای سیار، پل نهایی بین دنیای دیجیتال و دنیای فیزیکی را می‌سازند؛ چراکه پس از اتمام ملاقات با تریلر، همان وعده‌هایی که روی میز لمسی کشیده شده ـ مثلاً یک چمن بازی کوچک در آن زمین خالی ـ ظرف سه ماه توسط شهروندان و کارشناسان با هم ساخته می‌شود.

بنابراین، آنچه از تلفیق واقعیت افزوده، بازی‌وارسازی، کارگاه‌های عملی هم‌آفرینی و تالارهای شهر سیار حاصل می‌شود، یک اکوسیستم مشارکتی چندلایه است: از پیشنهاد آنی با دوربین گوشی تا چیدن یک نیمکت واقعی با دستان خود در محل.

دیگر شهروندان تماشاگر شهر نیستند

جذاب‌ترین بخش این تحول، شاید نیز «شهرسازی تاکتیکی» (Tactical Urbanism) است؛ رویکردی که می‌گوید برای تغییر یک فضای شهری، لزوماً نیازی به بودجه میلیاردی و مجوزهای پیچیده نیست. گاهی یک تغییر موقت و کوچک می‌تواند جرقه یک تحول بزرگ را بزند. برای نمونه، شهر روسلاره در بلژیک از مدل «بودجه‌ریزی مشارکتی» استفاده کرد و مردم محلی موفق شدند ۳۲ پروژه کوچک مانند ساخت قفس‌ حیوانات، باغ‌های عمودی موقت و میدان‌های ناگهانی (Pop-up) را به اجرا درآورند. این مدل‌ها اغلب با استفاده از ماژول‌های چوبی پیش‌ساخته و قابل حمل ساخته می‌شوند که خود اهالی محله با ابزارهای ساده آن‌ها را مونتاژ می‌کنند. همچنین سازه‌های بازی ریسمانی انعطاف‌پذیر که در پروژه‌هایی مثل «Soft Civic» دیده می‌شود، نمونۀ دیگر از این رویکرد است که همزمان باعث حرکت و تعامل اجتماعی کودکان و بزرگسالان می‌شود.

با این حال، کارشناسان بر این نکته تأکید دارند که هدف نهایی این فرایندها فقط ساخت یک نیمکت یا یک زمین بازی نیست. مهم‌ترین دستاورد این همکاری‌ها، «احساس مالکیت» و «انسجام اجتماعی» است. زمانی که شهروندان در خلق یک المان سهیم باشند، نه تنها از آن مراقبت می‌کنند، بلکه روابط اجتماعی عمیق‌تری نیز میان ساکنان آن محله شکل می‌گیرد. یکی از الهام‌بخش‌ترین نمونه‌ها، پروژه‌های میان‌نسلی است که در آن کودکان، بزرگسالان و سالمندان پای یک باغچه یا آشپزخانه محلی جمع می‌شوند و انزوای اجتماعی جای خود را به تعلق خاطر می‌دهد.

برای ورود به این عرصه، نیازی به تخصص حرفه‌ای نیست. «شروع از یک اقدام کوچک» کلید اصلی موفقیت است. یک رویداد موقت در یک پیاده‌رو، یک گلدان بزرگ در یک تقاطع یا حتی یک نظرسنجی در یک اپلیکیشن محلی، می‌تواند آغازگر تحولی بزرگ در کیفیت تعامل انسان و شهر باشد. آنچه مسلم است، آینده شهرهای تعاملی، از آن کسانی است که «حضور» پیدا می‌کنند، نه کسانی که فقط نظاره‌گر هستند.

کد خبر 968222

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.