به گزارش خبرگزاری ایمنا، انسان در زندگی خود بارها با وضعیتهای پیشبینیناپذیر روبهرو میشود، اما گاهی شدت یک حادثه بهحدی زیاد است که ذهن و بدن توان سازگاری طبیعی با آن را از دست میدهند و در چنین شرایطی، خاطرهای از رویداد در ذهن فرد حک میشود که نهتنها گذر زمان از سنگینی آن نمیکاهد، بلکه در ذهن همچون زخمی باز باقی میماند. اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) از همین نقطه آغاز میشود، نقطهای که روان، توان بازگشت کامل به حالت پیشین را ندارد.
تروما یا آسیب روانی مفهومی است که فراتر از یک خاطره تلخ عمل میکند و این تجربه، مسیر مغز، هورمونها و واکنش بدن را تغییر میدهد و موجب شکلگیری حافظهای غیرطبیعی از خطر میشود. برخی از کسانی که جنگ، بلایای طبیعی یا رخدادهایی مانند تصادف را تجربه میکنند، سالها پس از پایان واقعه همچنان احساس ناامنی میکنند، گویی هنوز در لحظه حادثه حضور دارند.
باید توجه داشت که PTSD میتواند در ظاهر پنهان بماند، افراد درگیر با این اختلال بیشتر تلاش میکنند احساسات خود را کنترل کنند و در چهرهشان نشانی از رنج نشان ندهند، اما درون ذهن آنها درگیر پردازش بیپایان خاطرهای است که نظم روانی را مختل کرده است و همین تضاد بیرون و درون، موجب میشود اطرافیان درک درستی از عمق مشکل پیدا نکنند.

در محاصره رویدادهای تلخ گذشته/ اختلال استرس پس از سانحه چیست و چه علائمی دارد؟
ریحانه صادقی، روانشناس و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD نوعی وضعیت روانی است که پس از تجربه یا مشاهده یک رویداد بسیار تروماتیک رخ میدهد، به خبرنگار ایمنا میگوید: این رویداد میتواند شامل حوادثی همچون تصادف، جنگ، بلایای طبیعی یا هر اتفاقی باشد که فرد را با تهدید جدی نسبت به جان یا امنیت خود یا دیگران روبهرو میکند و تجربه این نوع موقعیتها میتواند سیستم عصبی را بهطور ناگهانی و شدید تحت فشار قرار دهد.
وی با بیان اینکه افراد درگیر PTSD بهطور معمول دچار تجربههای بازگشتی و ناخوانده از رویداد میشوند که این تجربهها میتواند به صورت یادآوری گذشته، کابوس یا یادآوریهای ناگهانی باشد، میافزاید: این حالتها با واکنشهای شدید جسمی مانند تپش قلب، تعریق یا تنش عضلانی همراه هستند و همین تجربههای مزاحم موجب میشود فرد احساس کند دوباره در دل حادثه قرار گرفته است.
روانشناس و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه از دیگر ویژگیهای رایج PTSD رفتارهای اجتنابی است، تصریح میکند: فرد تلاش میکند از هر چیزی که او را به یاد سانحه میاندازد دوری کند و این اجتناب اگر ادامه پیدا کند، میتواند زندگی روزمره را مختل کند و روابط، کار و سلامت فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
سیستم عصبی در حالت هشدار مستمر / برانگیختگی بیش از حد در برخی افراد درگیر با اختلال استرس پس از سانحه
صادقی با اشاره به اینکه تغییرات منفی در شناخت و خلقوخو نیز بخش مهمی از این اختلال هستند، ادامه میدهد: بسیاری از افراد احساس گناه، شرم، ناامیدی یا بیحسی عاطفی را تجربه میکنند و ممکن است دیدگاهشان نسبت به خود یا جهان بهطور منفی تغییر کند، همچنین تمرکز دشوار، اختلال خواب و احساس جداافتادگی از دیگران از علائم متداول است.
وی میگوید: بسیاری از افراد درگیر با اختلال استرس پس از سانحه دچار برانگیختگی بیش از حد میشوند که این حالت شامل تحریکپذیری، عصبانیت ناگهانی، گوشبهزنگ بودن دائمی، واکنشهای شدید به صداها یا حرکات ناگهانی و مشکلات خواب است، در این شرایط سیستم عصبی در حالت هشدار مستمر باقی میماند و این وضعیت میتواند بسیار فرساینده باشد.
روانشناس و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه PTSD قابل درمان است و روشهای مؤثری همچون درمان شناختیرفتاری متمرکز بر تروما، درمان پردازش شناختی، حساسیتزدایی و بازفرآوری از طریق حرکت چشم (EMDR) و در بعضی موارد دارودرمانی وجود دارد، اضافه میکند: مراجعه به متخصص روانشناسی یا روانپزشکی، حمایت اجتماعی و مداومت در درمان میتواند به فرد کمک کند تا علائم را مدیریت کند و کیفیت زندگی خود را بازیابد.

از شوک تا کابوس؛ واقعیت پنهان استرس پس از سانحه / PTSD تغییرات فیزیکی در ساختار مغز ایجاد میکند
فاطمه خدادادی، روانشناس بالینی با اشاره به اینکه از منظر زیستشناختی، PTSD تنها یک چالش ذهنی نیست، بلکه تغییراتی فیزیکی در ساختار مغز ایجاد میکند، به خبرنگار ایمنا میگوید: تحقیقات نشان میدهد که در این اختلال، آمیگدال که مرکز پردازش ترس است، بیشفعال و قشر پیشپیشانی که بخش منطقی مغز است، ضعیف میشود و این نبود تعادل موجب میشود مغز نتواند بین تهدیدات واقعی زمان حال و خاطرات گذشته تفکیک قائل شود، به همین دلیل بدن در یک وضعیت جنگ یا گریز دائمی و فرساینده باقی میماند.
وی با بیان اینکه علاوه بر نوع کلاسیک، مفهوم جدیدی به نام PTSD پیچیده نیز وجود دارد که از ترومای مکرر و طولانیمدت ناشی میشود، میافزاید: تفاوت اصلی آن با نوع معمولی در این است که فرد علاوه بر علائم رایج، دچار نقص در خودانگاره و ناتوانی در تنظیم احساسات میشود و این افراد بیشتر احساس میکنند که هویت آنها تحت شعاع آسیبهای طولانیمدت قرار گرفته است و گویی خودِ واقعیشان را گم کردهاند.
روانشناس بالینی تصریح میکند: تأثیر اختلال استرس پس از سانحه تنها به فرد محدود نمیشود، بلکه میتواند به صورت ترومای ثانویه به اعضای خانواده و مراقبان نیز سرایت کند و زندگی با فردی که دچار PTSD است، بهدلیل نوسانات خلقی و گوشهگیریها، فشار روانی زیادی به اطرافیان وارد میکند که به همین دلیل، در رویکردهای درمانی نوین، خانوادهدرمانی بخش جداییناپذیری از فرایند بهبود است تا سیستم حمایتی فرد آسیبدیده تقویت شود و دیگران نیز از فرسودگی روانی مصون بمانند.
چگونه اختلال استرس پس از سانحه را درمان کنیم؟ / آرامش تدریجی به مغز فرصت میدهد پایان خطر را متوجه شود
خدادادی با بیان اینکه جنگ یکی از عوامل اصلی ایجاد اختلال استرس پس از سانحه است، زیرا فرد را برای مدتی در معرض تهدید و ترس از دست دادن عزیزان و ناامنی قرار میدهد، ادامه میدهد: شنیدن صدای انفجار و دیدن صحنههای دردناک، ذهن را به حالتی شرطی میکند که در آن آرامش معنای خود را از دست میدهد و گذشته به زمان حال هجوم میآورد.
وی با بیان اینکه کنار درمان فردی، ایجاد شبکههای حمایتی، بازگشت تدریجی به زندگی عادی و فراهم کردن امنیت روانی و اجتماعی نقش حیاتی در درمان اختلال استرس پس از سانحه ناشی از جنگ دارند، میگوید: بهبود واقعی زمانی رخ میدهد که فرد احساس کند جنگ نهتنها در بیرون، بلکه در درون او نیز به پایان رسیده است.
روانشناس بالینی اضافه میکند: آرامش یکی از مهمترین نیازهای روانی افرادی است که با اختلال استرس پس از سانحه زندگی میکنند؛ پس از تجربه رویدادهایی از جمله جنگ، ذهن فرد اغلب در حالت آمادهباش باقی میماند و احساس امنیت بهسختی بازمیگردد و ایجاد فضایی آرام و قابل اعتماد، داشتن روابط حمایتی، انجام فعالیتهایی مانند تنفس عمیق، مدیتیشن، ورزش ملایم یا حضور در طبیعت میتواند بهتدریج به تنظیم دوباره سیستم عصبی کمک کند و این آرامش تدریجی به مغز فرصت میدهد تا بفهمد خطر به پایان رسیده است و زندگی میتواند دوباره به تعادل و ثبات بازگردد.

از منظر جامعهشناختی، اختلال استرس پس از سانحه تنها مسئلهای فردی نیست، بلکه پدیدهای اجتماعی نیز به شمار میرود و سکوت در برابر تروما بدترین واکنش ممکن است. افرادی که درباره تجربه تلخ خود حرف نمیزنند یا از ترس قضاوت دروننگر میشوند، ممکن است در چرخه معیوب اضطراب و کابوس گرفتار شوند.
در سالهای اخیر، بر اهمیت صحبتدرمانی و بیان آزادانه تجربه دردناک بهعنوان نخستین قدم درمان تأکید ویژهای شده است و گفتوگو، در واقع پلی میان گذشته و اکنون است و شناخت عمومی درباره PTSD در جامعه نقشی تعیینکننده در روند بهبود دارد، وقتی افراد بدانند این اختلال نشانه ضعف نیست، بلکه واکنشی طبیعی به شرایط غیرعادی است، فضایی پذیرندهتر برای درمان شکل میگیرد که همین آگاهی جمعی میتواند به پیشگیری، حمایت و در نهایت بازسازی روانی افراد کمک کند.
در میان تجربههای سنگین و فشارهای روانی، رسیدن به آرامش نقش مهمی در بازسازی ذهن و بدن دارد، آرامش به فرد کمک میکند تا از حالت تنش و اضطراب مداوم فاصله بگیرد و بهتدریج احساس امنیت و ثبات را دوباره تجربه کند و فعالیتهایی همچون گفتوگو با افراد قابل اعتماد، انجام تمرینهای تنفسی، پیادهروی، گوش دادن به موسیقی آرام یا تمرینهای ذهنآگاهی میتوانند به کاهش استرس و بازگشت تعادل روانی کمک کنند. ایجاد چنین لحظههایی از آرامش، فرصتی برای ذهن فراهم میکند تا از فشار خاطرات تلخ فاصله بگیرد و مسیر بهبود را آسانتر طی کند.
نظر شما