به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگی را پشت سر گذاشتیم که از حدود نیمه دی شروع شد و همچنان با وجود آتشبس ادامه دارد؛ جنگی که یک سوی آن کودکان مظلوم، یکی یکی و دسته جمعی آسمانی میشوند و در سوی دیگر کسانی نشستهاند که قتل عام کودکان و غیر نظامیان به دست شقیترینهای عالم را توجیه میکنند و برای آن نام «حمله پیشدستانه» مینهند.
جنگی که یک سوی آن بیمارستان را مورد تجاوز قرار میدهند، نوزادان و بیماران پرپر میشوند و در سوی دیگر، به بهانه نظامی بودن بیمارستان یک جنایت را توجیه میکنند.

در یک سو مناطق مسکونی و خانهها را روی ساکنانشان خراب میکنند، در سوی دیگر هر بهانهای بتوانند پیدا میکنند تا چنین جنایاتی را لاپوشانی کنند و همه چیز را به نفع جنایتکارترینهای نشان دهند.
در یک سو جزیرهای به پا میکنند و در آن به کودک و نوجوان، زن و مرد رحم نمیکنند و در سوی دیگر افرادی با همه توان و در وقیحانهترین حالت ممکن سکوت میکنند یا در عادیترین حالت ممکن از کنار آن عبور میکنند، گویی که چندان هم مسئله مهمی رخ نداده است.
جایی به راحتی انسانی را در وسط میدان شهر آتش میزنند، سر دیگری را با سلاح سرد از تن جدا میکنند و بدترین جنایات را در وسط میدانهای شهر در حق مدافعان و محافظان مردم به بار میآورند و در سویی دیگر علاوهبر تشویق و ترغیب جنایتکاران از پرپر شدن مردم ابراز خرسندی میکنند و از اعمال مجازات برای جنایتکاران ابراز ناراحتی میکنند.
این جنگ از نهم اسفند ۱۴۰۴ شروع نشد، دی نیز آغازش نبود، از خرداد قبلش هم شروع نشد، این جنگ و مالهکشیها و سفیدشوییهای شقیترینهای عالم و سیاهنمایی در این سوی مرزها از آن زمان شروع شد که کوهی استوار به نام ایران در برابر مستبدترین و جهانخواران عالم قد علم کرد؛ از آن زمان که کشوری اعلام کرد بینیاز به رابطه، واسطه و دستدرازی ابرقدرتان زمین میتواند به قله برسد، رشد کند، تولید کند و بتواند همانگونه که میخواهد روی پایش بایستد و به آنچه میخواهد برسد.
اکنون باید ببینیم بازیگران و عروسکگردانان این جبهه چه کسانی هستند؟ چه کسانی هستند که میدان را آنجا که بخواهند داغ میکنند و جایی که بخواهند رو برمیگردانند؛ همانها که هرجا بخواهند سمت درست را تغییر میدهند و طرف جنایت را آنگونه که بخواهند جلوه میدهند؛ همانها که نان خوردهاند و نمکدان میشکنند.

نظر شما