معماری روی گسل؛ نقشه راه هوش مصنوعی ایرانی در دل تحریم و آشوب

او به جای مهاجرت، در مرز سه میدان مین قدم می‌زند؛ هوش مصنوعی، سکوهای داخلی و رهبری کسب و کار در بحران؛ محمد امین حسامی از فرصت‌هایی می‌گوید که درست زیر پایمان، میان شرایط سخت روییده‌اند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان تحریم‌ها، بی‌ثباتی اقتصادی و رقابت فزاینده برای بقا در بازار، دانش به مثابه آخرین سنگر و هوش مصنوعی به‌عنوان شمشیری دو لبه ظاهر شده است؛ شمشیری که می‌تواند هم گره از کار فروبسته کشور بگشاید و هم اگر با بی‌توجهی از کنارش بگذریم، به عمیق‌ترین شکاف فناورانه میان ما و جهان بدل شود.

در بزنگاه تاریخی کنونی دیگر پرسش این نیست که «آیا ایران می‌تواند در حوزه هوش مصنوعی حرفی برای گفتن داشته باشد؟» بلکه پرسش حیاتی‌تر آن است که «چگونه می‌توانیم زیرساخت‌های بومی، داده‌های ارزشمند فرهنگی و سرمایه انسانی در حال فرار خود را در هم بیامیزیم تا اکوسیستمی مقاوم و تاب آور بسازیم؟»

مصاحبه پیش رو با محمد امین حسامی، کارشناسی که در مرز سه قلمروی به‌هم‌پیوسته یعنی هوش مصنوعی با شبکه ملی اطلاعات، بازاریابی در سکوهای اجتماعی ایرانی و رهبری کسب‌وکار در شرایط بحرانی گام برمی‌دارد، تلاشی است برای یافتن پاسخ‌هایی شفاف، بی‌تعارف و اجرایی.

در شرایطی که تحریم‌ها دسترسی به سخت‌افزارهای پیشرفته، پردازنده‌های گرافیکی و سرویس‌های ابری بین‌المللی را قطع کرده است، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها آن است که شبکه ملی اطلاعات، فارغ از شعارهای سیاسی، چه کمکی به میزبانی واقعی مدل‌های هوش مصنوعی می‌کند و آیا وعده‌ها در این زمینه هنوز روی کاغذ باقی مانده‌اند؛ در کنار این چالش زیرساختی، فرصتی طلایی در دل فرهنگ نهفته است: داده‌های بکر فارسی که طی دهه‌ها انباشته شده، اما هنوز دیجیتال نشده‌اند؛ گنجینه‌ای که می‌تواند روح و هویت یک مدل زبانی بومی را شکل دهد.

هم‌زمان بازار تشنه نوآوری است و سکوهای اجتماعی داخلی همچون ایتا، روبیکا و بله اگرچه شاید محدودتر از اینستاگرام به نظر برسند، اما فرصت‌های درآمدزایی دست‌نخورده‌ای را در دل فضای بسته و کانال‌محور خود نهفته دارند که بیشتر برندها هنوز کشفشان نکرده‌اند؛ در این میان اما رهبری سازمان‌ها در آشفته‌بازار اقتصاد ایران هنری است که نه با اتکای صرف به تحلیل داده‌های هوش مصنوعی و نه با شم اقتصادی سنتی به تنهایی به دست می‌آید، بلکه ترکیبی هوشمندانه از هر دو را می‌طلبد؛ هنری که در آن رهبران می‌آموزند تیم خود را در محاصره اخبار منفی و وسوسه مهاجرت با چه استدلالی پای کار نگه دارند و ساختاری چابک بسازند که نه‌تنها از تغییرات یک‌شبه قوانین و قیمت‌ها از هم نپاشد، بلکه از دل هر بحران قوی‌تر سر برآورد.

در پایان و پیش از آنکه گفت‌وگو را با پرسش‌هایی تخصصی‌تر ادامه دهیم، از حسامی خواستیم تا یک پیام کلیدی را که تمام تجربه و دانش خود را در آن خلاصه می‌بیند، برای مخاطبان ما شفاف کند؛ پیامی که شاید قطب‌نمایی باشد برای همه کسانی که می‌خواهند در میان گرد و خاک بحران، راهی به سوی ساختن و ماندن بیابند.

معماری روی گسل؛ نقشه راه هوش مصنوعی ایرانی در دل تحریم و آشوب

فرصت‌ها در حوزه اینترنت شبکه ملی و پیامرسان‌های داخلی بکر است

محمدامین حسامی، مدرس بازاریابی و هوش مصنوعی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: واقعیت این است که شبکه ملی اطلاعات به‌تنهایی مسئله اصلی هوش مصنوعی را حل نمی‌کند، چون مسئله اصلی در این حوزه سخت‌افزار و دسترسی به پردازنده‌های قدرتمند گرافیکی است، اما نقشی که شبکه ملی می‌تواند ایفا کند بیشتر در لایه زیرساخت ارتباطی و پایداری سرویس‌هاست؛ وقتی یک مدل هوش مصنوعی در داخل کشور میزبانی می‌شود مهم است که ارتباط بین دیتاسنترها، کاربران و سرویس‌های مختلف با تأخیر کم و پایداری بالا انجام شود، بنابراین شبکه ملی اطلاعات در این بخش می‌تواند کمک کند که مسیرهای ارتباطی کوتاه‌تر و پایدارتر باشند و هزینه ترافیک داخلی برای کسب‌وکارها کمتر شود.

یکی از مهم‌ترین پروژه‌های فرهنگی و فناورانه در ایران باید دیجیتال‌سازی همین لایه‌های پنهان فرهنگ باشد

وی افزود: از طرف دیگر اگر چند شرکت یا مرکز داده داخلی بخواهند به صورت مشترک کلاسترهای پردازشی ایجاد کنند، وجود یک زیرساخت ارتباطی داخلی پایدار می‌تواند این همکاری را عملی‌تر کند، البته باید صادقانه گفت که تا زمانی که سرمایه‌گذاری جدی در حوزه سخت‌افزار و GPU انجام نشود، حتی بهترین شبکه هم به تنهایی نمی‌تواند مشکل توسعه مدل‌های بزرگ هوش مصنوعی را حل کند، بنابراین شبکه ملی بیشتر نقش بستر را دارد و راه‌حل کامل نیست.

مدرس بازار یابی و هوش مصنوعی تصریح کرد: اگر بخواهیم یک مدل زبانی ایرانی بسازیم، بزرگ‌ترین چالش ما کمبود داده نیست، بلکه کمبود داده‌های «اصیل فرهنگی» است؛ بخش بزرگی از فرهنگ ایرانی هنوز در قالب متن دیجیتال وجود ندارد، برای مثال حجم بزرگی از روایت‌های شفاهی در خانواده‌ها، داستان‌هایی که نسل‌ها نقل کرده‌اند، ضرب‌المثل‌های محلی و حتی تجربه‌های زندگی روزمره مردم هنوز جایی ثبت نشده است؛ همین‌طور گویش‌ها و لهجه‌های مختلف ایران که هرکدام دنیایی از واژگان و اصطلاحات دارند، در حال از بین رفتن است و بسیاری از آن‌ها هنوز به شکل سیستماتیک ثبت نشده‌اند؛ از طرف دیگر دانش تجربی استادکارها، کشاورزان، معلمان قدیمی یا کسبه بازار هم نوعی دانش فرهنگی است که در کتاب‌ها نوشته نشده، اما در زندگی واقعی جریان دارد.

حسامی بیان کرد: اگر این‌ها ثبت و دیجیتال نشوند، مدل‌های زبانی آینده ممکن است فارسی را بفهمند، اما روح و فضای فرهنگی آن را درک نکنند؛ به همین دلیل به نظر من یکی از مهم‌ترین پروژه‌های فرهنگی و فناورانه در ایران باید دیجیتال‌سازی همین لایه‌های پنهان فرهنگ باشد.

وی اضافه کرد: در تجربه‌ای که من با کسب‌وکارهای مختلف داشته‌ام، نخستین نگرانی که مدیران مطرح می‌کنند موضوع سرعت و پایداری سرویس است؛ آن‌ها نگران‌اند که اگر سرویسشان را از دیتاسنترهای خارجی به زیرساخت داخلی منتقل کنند، تجربه کاربری ضعیف‌تر شود، اما اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم، در بسیاری از موارد مشکل اصلی چیز دیگری است.

معماری روی گسل؛ نقشه راه هوش مصنوعی ایرانی در دل تحریم و آشوب

مدرس بازار یابی و هوش مصنوعی بیان کرد: نخستین مشکل ما کمبود نیروی انسانی متخصصی است که بتواند این زیرساخت‌ها را به‌خوبی طراحی و مدیریت کند. وقتی از سرویس‌های بزرگ ابری خارجی استفاده می‌کنید، بخش زیادی از پیچیدگی‌های فنی توسط همان سرویس‌دهنده مدیریت می‌شود، اما در زیرساخت‌های داخلی گاهی لازم است تیم فنی خودتان توانایی بیشتری در حوزه معماری سیستم، مقیاس‌پذیری و مدیریت سرورها داشته باشد، بنابراین به نگرانی درباره سرعت بیشتر یک ترس ذهنی اولیه است، اما چالش واقعی در بسیاری از شرکت‌ها کمبود متخصصانی است که تجربه عملی در این حوزه داشته باشند؛ به طور خلاصه بیشتر نگرانی سمت پشتیبانی است، البته تجربه های خوب و بد زیادی در این خصوص وجود دارد.

برخی فکر می‌کنند اینستاگرام نیست و دیگر نمی‌شود کسب و کار اینترنتی را پیش برد، اما پاسخ این است که فرصت‌ها بیشتر و حتی کمی منطقی‌تر است

حسامی افزود: فرصت‌ها در حوزه اینترنت شبکه ملی و داخلی بکر است؛ یعنی برخی فکر می‌کنند اینستاگرام نیست و دیگر نمی‌شود کسب و کار اینترنتی را پیش برد، اما پاسخ این است که فرصت‌ها بیشتر و حتی کمی منطقی‌تر است؛ ممکن است افرادی با حرف من موافق نباشند، اما واقعیت این است که اگر کسی دنبال بیزینس کردن باشد، سکوها فرقی ندارد؛ مهم حضور کاربران مرتبط و مشتریان بالقوه است، موضوعی که به‌دلیل نبود شرایط اتصال به اینترنت جهانی، در پیامرسان‌های داخلی ایجاد شده است، البته بعد از اتصال درصد قابل توجهی از این مخاطبان همچنان از بسترهای ملی استفاده خواهند کرد و این یک فرصت بسیار بکر است.

وی تاکید کرد: علت بکر بودن این است که رقابت برای خیلی از صنایع از صفر است؛ تازه آغاز کرده‌اید؟ ایرادی ندارد! همین حالا هم می‌توانید رشد کنید؛ یعنی شما با رقیبی که خیلی زودتر از شما در این سکوها یا به طور کلی در فضای دیجیتال آغاز کرده است، فاصله زیادی ندارید، همچنین روش‌های تبلیغاتی منطقی تر از فضاهای قبلی مثل اینستاگرام است، اما باید به این موضوع دقت شود که فعالیت در این سکوها متفاوت است؛ با همان روش اینستاگرام نمی‌توان اینجا نتیجه گرفت.

معماری روی گسل؛ نقشه راه هوش مصنوعی ایرانی در دل تحریم و آشوب

مدرس بازار یابی و هوش مصنوعی در مورد تفاوت پیام رسان های داخلی بیان کرد: یکی از تفاوت‌های مهم پیام‌رسان‌های داخلی با شبکه‌هایی مثل اینستاگرام این است که ساختار آن‌ها بیشتر «کانال‌محور» است تا «اکسپلورمحور». یعنی شبیه به تلگرام و واتس‌اپ است؛ این یعنی مخاطبان به طورمعمول به چند کانال مشخص وفادار می‌شوند و محتوای همان کانال‌ها را به صورت منظم دنبال می‌کنند؛ همین موضوع یک فرصت جالب برای کسب‌وکارها ایجاد می‌کند: ایجاد جوامع کوچک اما بسیار وفادار، بنابراین بسیاری از برندها هنوز این فضا را فقط به‌عنوان یک کانال اطلاع‌رسانی می‌بینند، در حالی که می‌شود از آن برای فروش مستقیم، ایجاد باشگاه مشتریان یا حتی ارائه خدمات اشتراکی استفاده کرد.

مدرس بازاریابی و هوش مصنوعی در مورد مدل رشد و توسعه در سکوهای پیام رسان داخلی یادآور شد: در این سکوها مدل رشد متفاوت است؛ سه ضلع مشخص دارد. محتوای بسیار باکیفیت و گرفتن اشتراک گذاری از مخاطبان نخستین ضلع آن محسوب می شود، همچنین اهمیت تبلیغات در این مورد بسیار بیشتر از اینستاگرام است؛ تبلیغات اصولی و هدفمند، پارامتر دیگر برای رشد هم استفاده از ظرفیت مشتریان قدیمی، وفاداران به برند و حضور آن ها است؛ این سه ضلع رعایت شود، نتیجه برای کسب و کار دیجیتال فوق العاده خواهد بود.

به گزارش ایمنا، آنچه محمد امین حسامی بر آن تأکید می‌کند، نه وعده‌های دور از دسترس، بلکه تغییر زاویه نگاه از کمبودها به ظرفیت‌های مغفول است؛ عصاره نگاه او را می‌توان در سه گزاره خلاصه کرد: نخست، اینکه شبکه ملی اطلاعات و سکوهای داخلی، با همه کاستی‌هایشان، بستری واقعی برای میزبانی مدل‌های بومی و بازاریابی هدفمند فراهم می‌آورند؛ دوم، اینکه گنجینه داده‌های فرهنگی و زبانی فارسی، اگر به موقع دیجیتال و به کار گرفته شود، می‌تواند برگ برنده ما در ترازوی هوش مصنوعی جهان باشد و سوم اینکه رهبری در شرایط بحرانی نه بر پایه تحلیل صرف ماشین و نه بر مبنای شم شخصی، بلکه بر ستون «انسان‌داری آگاهانه» و ساختار چابک استوار است؛ پیام نهایی او فراخوانی است به عمل‌گرایی: «بزرگ‌ترین خطای راهبردی، ماندن در تردید میان رفتن و ساختن است؛ مسیر هرکدام که باشد، بی‌عملی گزینه روی میز نیست.»

کد خبر 967952

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.