دیگران را خرد آموخت، مرا مجنون کرد

رهبر شهید انقلاب در قامت یک معلم دقیق و منظم، سال‌ها چراغِ تدریس خارج فقه را روشن نگاه داشت تا نشان دهد مسیر دانایی و تربیت، حتی در دشوارترین روزهای مدیریت جامعه، هرگز تعطیل‌بردار نیست. ماجرای این کلاس‌ها، حکایت پیوند علم با اخلاق و جهاد است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، ۱۲ اردیبهشت در تقویم رسمی ایران، روزی است که با نام مقدس «معلم» سرشته شده است. در تاریخ معاصر ما، نام‌های بزرگی بر تارک تعلیم و تربیت درخشیده‌اند، اما در این میان، سیمای رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، در قامت یک معلمِ تمام‌عیار حوزوی، جلوه‌ای منحصربه‌فرد دارد.

او که همواره خود را یک «طلبه» می‌نامید، در عمل ثابت کرد که ردای رهبری، نه‌تنها مانعی برای تدریس نیست، بلکه می‌تواند کرسی درس خارج فقه را به کانونِ تپنده حل مسائل آینده و کلان‌روندهای جامعه اسلامی بدل کند. امروز در حالی روز معلم را گرامی می‌داریم که جای آن معلم بزرگ در صدر مجلس حسینیه امام خمینی (ره) خالی است؛ استادی که سپیدیِ مویش در سپیدیِ برف زمستان، نمادی از استقامت در مسیر دانایی بود.

دیگران را خرد آموخت، مرا مجنون کرد

روایتی از آغاز؛ وقتی فقه با جهاد گره خورد

کرسی درس خارج فقه رهبر شهید انقلاب، از سال ۱۳۶۹، یعنی در نخستین سال‌های زعامت ایشان و مصادف با سالگرد شهادت امام صادق (ع)، بنا نهاده شد. این جلسات که به‌طور مرتب سه روز در هفته برگزار می‌شد، از همان ابتدا تفاوت خود را با دروس سنتی نشان داد. در حالی که به‌طور معمول استادان بزرگ، دروس خارج خود را از مباحثی چون «طهارت» یا «صلاة» آغاز می‌کنند، ایشان با نگاهی راهبردی، به سراغ «کتاب الجهاد» رفتند.

محسن اسماعیلی، از نخستین شاگردان این درس، روایت می‌کند که انتخاب موضوع جهاد، هوشمندانه و منطبق بر ضرورت‌های سیاسی و نظامی نظام نوپای اسلامی بود. ایشان در این جلسات، مباحثی چون «جهاد ابتدایی در زمان غیبت» را با شهامتی علمی واکاوی کردند. در حالی که برخی فقها وقوع چنین جهادی را در عصر غیبت غیرممکن می‌دانستند، ایشان با استدلال‌های استوارثابت کردند که فقیه باکفایت، در صورت داشتن تجهیزات و قدرت، می‌تواند این حکم را جاری کند.

دیگران را خرد آموخت، مرا مجنون کرد

نظمِ آهنین و فیلترهای علمی؛ شرط حضور در محضر استاد

حضور در کلاس درس رهبری، بر خلاف بسیاری از دروس عمومی حوزه، دارای ضوابطی سختگیرانه بود. حجت‌الاسلام مروی، معاون وقت دفتر ارتباطات حوزوی، در سال ۱۳۸۹ به‌صراحت اعلام کرد که دو شرط اصلی برای پذیرش طلاب وجود دارد: کفایت علمی و صلاحیت اخلاقی.

شرط علمی: متقاضیان باید «کفایتین» (پایه ۱۰ حوزه) را با نمرات عالی در حوزه علمیه قم سپری کرده باشند. اگر کسی مدرک رسمی نداشت، مورد آزمون قرار می‌گرفت تا عیار علمی‌اش برای درک مباحث پیچیده خارج فقه مشخص شود.

انضباط زمانی: درس رأس ساعت ۷ صبح آغاز می‌شد. نظمِ شخصی رهبر شهید به گونه‌ای بود که حتی در سرمای استخوان‌سوز زمستان و بارش برف، ثانیه‌ای تأخیر در شروع کلاس دیده نمی‌شد. میانگین حضور ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر از فضلای برجسته در این ساعتِ آغازین روز، نشان از جاذبه معنوی و علمی این محفل داشت.

دیگران را خرد آموخت، مرا مجنون کرد

خاطره‌ای سپید؛ شکوهِ معلمی در میان برف

یکی از ماندگارترین تصاویر در تاریخ انقلاب، عکس معروف رهبر انقلاب در هشتم بهمن سال ۱۳۹۶ است. در صبحی که برف تمام تهران را سپیدپوش کرده بود و بسیاری از مراکز تعطیل بودند، ایشان با عبای پشمین و گام‌هایی استوار، مسیر منتهی به کلاس درس خارج فقه را پیاده طی کردند. این تصویر، پیامی روشن برای تمام پویندگان دانش داشت: «تعلیم و تعلم، تعطیل‌بردار نیست.» ایشان ثابت کردند که معلم، دیده‌بان بیدار جامعه است که حتی در طوفان‌ها نیز سنگرِ تبیین را رها نمی‌کند.

روش‌شناسی تدریس؛ پیوند فقه جواهری با نیازهای معاصر

رهبر شهید در تدریس، پیرو مکتب «فقه جواهری» و سنت اجتهاد قدما بودند، اما هرگز در گذشته متوقف نماندند. حجت‌الاسلام مرتضی چیت‌سازیان که ۲۶ سال سابقه حضور مستمر در این درس را داشت، معتقد است پویایی درس ایشان با مراجع بزرگ قم و نجف برابری می‌کرد.
ایشان در هر مسئله:

  1. نظرات قدما و معاصران را به دقت نقل می‌کردند.
  2. سلسله سند روایات را با قوتِ «رجالی» بررسی می‌کردند.
  3. مبنای خود را با چاشنی اصول فقه و با نگاهی به «فقه حکومتی» ارائه می‌دادند.

یکی از درخشان‌ترین مباحث ایشان، بحث «القاء سم» (ریختن سم در بلاد دشمن) بود. ایشان در همان سال ۱۳۶۹، با استنادات فقهی، استفاده از سلاح‌های شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای را حرام اعلام کردند؛ نظریه‌ای که سال‌ها بعد به‌عنوان «فتوای هسته‌ای» به سندی بین‌المللی تبدیل شد.

دیگران را خرد آموخت، مرا مجنون کرد

اخلاق؛ دیباچه هر جلسه

معلمِ شهید، پیش از آنکه ذهن طلاب را با فرمول‌های فقهی درگیر کند، روح آن‌ها را صیقل می‌داد. هر جلسه درس با قرائت و تفسیر یک حدیث اخلاقی از کتاب «تحف‌العقول» آغاز می‌شد. این ۵ تا ۱۰ دقیقه آغازین، منشورِ اخلاقی طلاب بود. ایشان مسائل اخلاقی را نه به‌صورت انتزاعی، بلکه به‌عنوان نیازمندی‌های روز جامعه و روحانیت مطرح می‌کردند. شاگردان می‌گویند این تذکراتِ صبحگاهی، چنان انرژی معنوی به آن‌ها می‌بخشید که تا پایان هفته، خود را در حصار تقوا می‌دیدند.

فضایی برای پرسش و پاسخ؛ شکسته شدن اجماع‌ها با لبخند استاد

رابطه ایشان با شاگردان، رابطه‌ای صمیمی و دوطرفه بود. در حوزه درس ایشان، «اشکال کردن» (پرسش حین درس) نه‌تنها آزاد، بلکه مورد تشویق بود. استاد با متانتی مثال‌زدنی به سوالات پاسخ می‌دادند و اگر کسی اشکالی بی‌مبنا مطرح می‌کرد، با مطایبه و شوخی‌های عالمانه فضا را مدیریت می‌کردند.

گاهی به مزاح می‌فرمودند: «گویا با فرمایش جنابعالی، اجماع تمام فقهای تاریخ شکسته شد!» یا به شاگردی که بدون مطالعه سوال می‌پرسید، می‌گفتند: «اجازه بدهید من مطالعاتم را بگویم، شما هم برای جلسه بعد مطالعه کنید و تشریف بیاورید.» این صمیمیت موجب شده بود که حتی برخی فضلا از شهرهای قم، کرج و ورامین، پس از نماز صبح به راه بیفتند تا خود را به کرسی درس ایشان برسانند.

دیگران را خرد آموخت، مرا مجنون کرد

معلمی فراتر از فقه؛ جامعیتِ بی‌نظیر علمی

باید دانست که دانش رهبر شهید، منحصر به فقه و اصول نبود. ایشان در ادبیات، شعر، تاریخ تحلیلی اسلام و جهان، متبحر بودند. این جامعیت موجب می‌شد که درس خارج فقه ایشان، یک «پیوستگی منطقی» با مسائل اجتماعی داشته باشد. ایشان حتی از حضور چهره‌هایی همچون حجت‌الاسلام محسن قرائتی در کلاس درس استقبال می‌کردند تا درباره «مهجوریت قرآن» برای طلاب صحبت کنند؛ این یعنی معلمی که به‌دنبال «نظام‌سازی علمی» است، نه‌تنها تدریسِ محض.

حضور حجت‌الاسلام قرائتی در کنار استاد

یکی از دقایق به‌یادماندنی و تحول‌آفرین در تاریخ این کرسی علمی، حضور حجت‌الاسلام قرائتی در جمع شاگردان درس خارج فقه بود؛ حضوری که با استقبال صمیمانه و فراخ‌دستی رهبر شهید در اختصاص وقت کلاس به موضوعی غیرفقهی همراه شد. ایشان با نگاهی وسیع به ضرورت‌های زمانه، تریبون تدریس خود را در اختیار حجت‌الاسلام قرائتی قرار دادند تا پیرامون «مهجوریت قرآن در حوزه‌ها» و لزوم بازگشت به متن کلام وحی در کنار دروس رسمی، با طلاب سخن بگوید. این اقدامِ معلم شهید، پیامی صریح به بدنه علمی حوزه داشت که فقه نباید حجابِ قرآن شود و یک مجتهد تراز انقلاب، باید پیش و بیش از هر چیز، معلم و مفسر قرآن باشد؛ لحظاتی ناب که در آن، دو هم‌سنگر دیرینِ تعلیم و تربیت، در کنار هم ایستادند تا بر اهمیتِ «تفسیر» در کنار «تحقیق» تأکید کنند.

تحول‌خواهی در حوزه‌ها؛ میراثی برای آینده

رهبر شهید، همواره منادی تحول در متون درسی و مدیریت حوزه بودند. ایشان معتقد بودند طلاب جوان باید شجاعت «نوگویی» داشته باشند. ایشان می‌فرمودند لازم نیست هر نظری بلافاصله به فتوا تبدیل شود، بلکه باید در کرسی‌های آزاداندیشی نقد شود تا در آینده مبنای عمل قرار گیرد. بسیاری از تحولات ساختاری امروز در حوزه‌های علمیه، ریشه در مطالبات و پیگیری‌های مداوم ایشان در همین جلسات درس دارد.

درس آخر؛ مشق سرخ شهادت

امروز در روز معلم، یادآورِ استادی هستیم که حتی برای شاگردانِ فوت‌شده‌اش در کلاس دعا می‌کرد و نام آن‌ها را به نیکی می‌برد. معلمی که از روی زمین نشستن به روی صندلی هجرت کرد تا شاگردانش بهتر او را ببینند، اما هرگز از سادگی و تواضعش کاسته نشد. جای معلم بزرگی که فقه را از زوایای تاریک حجره‌ها به سپیدی برف‌های خیابان و از آنجا به متنِ حکمرانی آورد، خالی است. او ثابت کرد که بزرگترین معلمان، کسانی هستند که با خون خود، آخرین درس‌شان را امضا می‌کنند. راهش پررهرو و کرسیِ اندیشه‌اش همواره تابان باد.

کد خبر 967902

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.