به گزارش خبرگزاری ایمنا، روایت رسمی ابوظبی این است که امارات دیگر حاضر نیست ظرفیت عظیم تولید خود را قربانی سیاستهای محدودکننده اوپکپلاس کند، اما مسئله بهصرف چند صد هزار بشکه نفت نیست، ماجرا به رقابت بر سر «رهبری خلیجفارس» بازمیگردد، از زمان شکلگیری اوپکپلاس در سال ۲۰۱۶ و ورود روسیه به معادلات تصمیمگیری، مسیر این ائتلاف از خواستههای سنتی واشنگتن فاصله گرفت، عربستان و روسیه تلاش کردند بازار نفت را از دستکاری مستقیم آمریکا خارج کنند و با کاهش تولید، مانع سقوط قیمتها شوند. همین نقطه، آغاز شکاف واقعی ابوظبی با ریاض بود.
امارات نگاه دیگری داشت؛ افزایش تولید، فروش بیشتر و کسب سهم بالاتر از بازار. شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) طی سالهای اخیر میلیاردها دلار برای توسعه میدانها هزینه کرد تا ظرفیت تولید خود را به حدود چهار میلیون بشکه در روز برساند و طبق برنامه، این عدد را تا ۲۰۲۷ به ۵ میلیون بشکه افزایش دهد، اما سیاستهای اوپکپلاس درعمل دست ابوظبی را بست و تولید آن را تا محدوده کمتر از ۲.۹ میلیون بشکه در روز پایین آورد(یعنی بیش از یک میلیون بشکه ظرفیت بلااستفاده)، برای شیخنشینی که اقتصادش بر پایه گردش سرمایه و سود فوری بنا شده، خوابیدن چنین ظرفیتی کابوس است .
ابوظبی؛ شریک انرژی واشنگتن در جنگ قیمتها
در ظاهر، امارات از «استقلال تصمیمگیری» سخن میگوید، اما در عمل خروج این کشور از اوپک بیش از هرچیز با منافع آمریکا همراستا است، واشنگتن طی سالهای اخیر بارها از اوپکپلاس بهدلیل کاهش تولید و بالا نگه داشتن قیمت نفت خشمگین شد. دولت بایدن بارها از ریاض خواست تولید را افزایش دهد تا قیمت انرژی کاهش پیدا کند، اما سعودیها ترجیح دادند منافع خود و روسیه را قربانی انتخابات آمریکا نکنند.
در این میان، امارات نقش «عضو ناراضی» را بازی کرد؛ عضوی که آماده بود همان چیزی را اجرا کند که کاخ سفید میخواهد، افزایش عرضه، شکستن انسجام اوپک و فشار بر قیمتها.
این بهطوردقیق همان پروژهای است که آمریکا سالها دنبال کرده است ( تبدیل تولیدکنندگان نفت منطقه به بازیگران پراکنده و وابسته، نه یک بلوک هماهنگ و مستقل)، ابوظبی اکنون بیش از گذشته به یک پایگاه اقتصادی و انرژی برای نظم آمریکایی در منطقه شباهت دارد (نظمی که امنیت آن را تلآویو طراحی میکند و پنتاگون تضمین).
از عادیسازی تا نفت؛ ابوظبی در مدار تلآویو
رفتار امارات در سالهای اخیر نشان داده که این کشور حاضر است برای تثبیت جایگاه خود در نظم جدید غربی-صهیونیستی، حتی ساختارهای سنتی جهان عرب را هم قربانی کند، از توافق ابراهیم و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی گرفته تا همسویی با پروژههای امنیتی آمریکا در منطقه، ابوظبی به تدریج نقش «کارگزار اقتصادی» محور غربی را پذیرفته است، اکنون نیز خروج احتمالی از اوپک را باید در همین چارچوب دید؛ اقدامی که میتواند یکی از آخرین ابزارهای قدرت جمعی کشورهای نفتخیز منطقه را تضعیف کند، برای واشنگتن و تلآویو، اوپکِ منسجم خطرناک است؛ چون میتواند بازار انرژی را از کنترل غرب خارج کند. اما اوپکِ چندپاره، بهطوردقیق همان چیزی است که آنها میخواهند.
زخمی قدیمی به نام عربستان
اختلاف امارات و عربستان تنها نفتی نیست، این دو بازیگر سالهاست زیر پوست لبخندهای دیپلماتیک، درگیر رقابت راهبردیاند، از اختلافات مرزی و دعوا بر سر خط لوله دلفین گرفته تا نزاع بر سر بانک مرکزی شورای همکاری خلیجفارس، رقابت اقتصادی دبی و ریاض، بحران یمن و حتی پرونده سودان؛ همه نشان میدهد رابطه دو کشور بسیار شکنندهتر از ظاهر آن است، اکنون نیز پروژههای عظیم عربستان همچون «نئوم» نیازمند سرمایهگذاری خارجی کلان است و ریاض برای تأمین هزینههای این ابرپروژهها به نفت گران نیاز دارد ( در مقابل، امارات مدل متفاوتی را دنبال میکند؛ فروش بیشتر حتی با قیمت پایینتر).
به بیان ساده، سعودیها نفت را برای «قیمت بالاتر» میخواهند و امارات برای «حجم فروش بیشتر»، اما خروج از اوپک تنها سود اقتصادی ندارد؛ هزینه هم دارد، آن هم هزینهای سنگین! امارات برخلاف تصویر پرزرقوبرق رسانهای، به شدت به جغرافیای منطقه وابسته است، بخش بزرگی از تجارت، غذا، حملونقل هوایی و حتی جایگاه ترانزیتی این کشور به همکاری همسایگان گره خورده است.
تجربه محاصره قطر نشان داد که کشورهای خلیجفارس در صورت تصمیم سیاسی، میتوانند در مدت کوتاهی فشار اقتصادی و لجستیکی عظیمی ایجاد کنند، اگر شکاف ابوظبی با ریاض عمیقتر شود، عربستان ابزارهای فراوانی برای ضربه زدن به موقعیت اقتصادی امارات در اختیار دارد( از فشار بر شرکتهای خارجی گرفته تا محدودیتهای هوایی و تجاری)، خطوط هوایی امارات، بندرهای این کشور و حتی نقش دبی بهعنوان هاب تجاری منطقه، بدون همکاری محیط پیرامونی آسیبپذیر است، با وجود همه جنجالها، بسیاری از کارشناسان معتقدند خروج امارات از اوپک در کوتاهمدت شوک بزرگی به بازار نفت وارد نمیکند.
دلیل روشن است؛ محدودیت زیرساختی.
امارات برای صادرات گستردهتر نفت همچنان به تنگه هرمز وابسته است و خط لوله حبشان ـ فجیره نیز ظرفیتی حدود ۲ تا ۲.۱ میلیون بشکه در روز دارد. بندر فجیره هم در سقف توان عملیاتی خود قرار گرفته است، بنابراین حتی اگر ابوظبی بخواهد تولید را جهش دهد، ابزار لجستیکی کافی برای سیلآسا کردن صادرات خود ندارد.
درواقع، امارات بیشتر از آنکه در حال تغییر بازار نفت باشد، در حال ارسال یک پیام سیاسی است: «ابوظبی دیگر حاضر نیست زیر چتر تصمیمگیری ریاض و مسکو بماند.»
نفت، بهانه است؛ نبرد بر سر نظم منطقهای است
خروج احتمالی امارات از اوپک را نباید بهصرف یک اختلاف تکنیکی بر سر سهمیهها دانست، ماجرا بخشی از بازآرایی بزرگ قدرت در خلیجفارس است، جایی که آمریکا تلاش میکند بازیگران منطقه را به جای ائتلافهای مستقل، به پیمانکاران پراکنده نظم غربی تبدیل کند.
ابوظبی امروز سود کوتاهمدت را انتخاب کرده؛ همان سیاستی که واشنگتن دوست دارد( نفت بیشتر، انسجام کمتر، وابستگی عمیقتر)، اما تاریخ منطقه نشان داده کشورهایی که همه تخممرغهای خود را در سبد آمریکا گذاشتند، بهطور معمول نخستین قربانیان تغییر معادلات شدند؛ حتی اگر برجهای شیشهایشان تا آسمان کشیده شده باشد.
نظر شما