آیت‌الله مطهری به معنای واقعی کلمه یک معلّم بود

آیت‌الله مطهّری به معنای واقعی کلمه یک معلّم بود. همه‌ آن خصوصیّاتی که ما در معلّمین مدارسمان یا مدرّسین دانشگاه‌هایمان انتظار داریم، در این مرد وجود داشت؛ علم داشت، تعهّد داشت، دقّت داشت، پیگیری داشت، نظم و انضباط در کار داشت؛ خیلی خصوصیّات مثبت در این مرد بزرگ وجود داشت.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهید مرتضی مطهری فقیه، متفکر، فیلسوف، اسلام‌شناس و از رهبران فکری انقلاب اسلامی ایران در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی بود؛ او که چهره‌ای فرهنگی و فکری با پایه‌های فلسفی-فقهی داشت در مبارزات انقلابی سال‌های قبل از انقلاب اسلامی ایران حضور فعال داشت و در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دستگیر شد؛ مطهری از شاگردان علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) و آیت‌الله بروجردی بود و پیش از انقلاب اسلامی، در دفاع از اندیشه‌ اسلامی به مقابله با جریان‌های سوسیالیستی و لیبرالی و نیز افکار التقاطی می‌پرداخت. اندیشه‌ها و نظریات او در قالب مجموعه آثار منتشر شده است.

شهید مرتضی مطهری در کنار درجات علمی و فقهی، از ایمان، خلوص و طهارت نفس بالایی برخوردار بود؛ رهبر شهید انقلاب در سخنانی درباره ایشان فرمودند: «آیت‌الله مطهّری بااخلاص حرکت میکرد، کارش برای خدا بود؛ ما از نزدیک با ایشان معاشر بودیم، کارش را میدیدیم؛ نیّتش را میفهمیدیم. آدمی بود زمان‌شناس، نیازشناس؛ نیازها را میدانست، میفهمید و می‌نشست برای خدا، برای پُر کردن خلأ این نیازها، بااخلاص کار میکرد و فکر میکرد و میگفت و مینوشت و تلاش میکرد و برخورد میکرد. نتیجه‌ی اخلاص او این شده است که کارهای او ماندگار است؛ ده‌ها سال است شهید شده امّا کتابهای او را به قول سعدی «چون کاغذ زر میبرند»؛ کسانی که اهل فکرند، اهل فهمیدنند، دنبال فهمیدنند، دنبال کتابهای شهید مطهّری میدوند. این اخلاص است.»

استاد مطهری در سال ۱۳۳۱ به تهران رفت و در مدرسه سپهسالار و مروی به تدریس پرداخت. از سال ۱۳۳۴ تدریس در دانشکده الهیات دانشگاه تهران را آغاز کرد و پس از ۲۰ سال تدریس به دلیل مخالفت با یک استاد کمونیست، به صورت اجباری از دانشگاه بازنشسته شد، پس از آن به توصیه امام خمینی (ره) هفته‌ای دو روز برای تدریس به حوزه علمیه قم رفت.

مطهری در شب یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۸ به دست گروه فرقان به شهادت رسید و در پی شهادت او امام خمینی (ره) سه روز عزای عمومی در ایران اعلام کرد و او را حاصل عمر خود دانست؛ به مناسبت شهادت شهید مطهری روز ۱۲ اردیبهشت به عنوان روز معلم نامگذاری شده است.

رهبر شهید انقلاب درباره جایگاه این عالم و شهید انقلاب در سخنانی فرمودند: «آیت‌الله مطهّری به معنای واقعی کلمه یک معلّم بود. همه‌ آن خصوصیّاتی که ما در معلّمین مدارسمان یا مدرّسین دانشگاه‌هایمان انتظار داریم، در این مرد وجود داشت؛ علم داشت، تعهّد داشت، دقّت داشت، پیگیری داشت، نظم و انضباط در کار داشت؛ خیلی خصوصیّات مثبت در این مرد بزرگ وجود داشت. بحمدالله شهادت او هم برکاتی برای کشور داشت؛ خود ایشان که خب به مقامات عالی رسید و آثار ایشان [هم] بر اثر این شهادت، در دل جامعه جا باز کرد.»

سید محمد میردامادی، پسا دکتری فلسفه اسلامی دانشگاه اسلامی و عضو هیئت علمی فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان به واکاوی بیشتر ابر شخصیت شهید مرتضی مطهری پرداخت.

ایمنا: با وجود محدودیت‌های دسترسی و سطح علوم در زمانه شهید مطهری، ایشان چگونه به چنین علمی دست یافتند و این‌گونه فیلسوف و متفکر اسلامی شدند؟

میردامادی: عواملی در آن زمان توانسته این کمبودها را تا حدی جبران کند، اولین عامل شاگردی شهید مطهری نزد برجسته‌ترین استادان زمان از جمله، امام خمینی (عرفان و فلسفه) علامه طباطبایی (فلسفه و تفسیر) و آیت‌الله بروجردی (فقه و اصول) بود که این شاگردی در کنار پیوند عمیق استاد شاگردی دقیق و بلندمدت بوده است که تاثیر این شاگردی را چند برابر می‌کرده است.

عامل دیگر، تمرکز شدید این فیلسوف روی مباحثه و قدرت بالای این شهید در استدلال در کنار استعداد، علاقه و پرسشگری بسیار قوی او که منجر به ابداع و تحلیل گری قوی می شد؛ همچنین ذهن نقاد ، تمرکز روی ریشه های مسائل و قدرت باز آفرینی شهید مطهری و نظام سازی فکری او در این زمینه بسیار موثر بوده است.

وسعت اطلاعات این شهید به خصوص آشنایی وسیع او با فلسفه غرب، علوم انسانی مدرن و تفکرهای معاصر مانند افکار مارکسیستی،اگزیستانسیالیستی و لیبرالیستی و مراوده با دانش آموختگان دانشگاهی او را به سطح ویژه‌ای در علوم انسانی رسانده بود؛ همچنین مرتضی مطهری به شدت در جریان مباحث روز جهانی بود و مواجهه انتقادی او با جهان مدرن در کنار جامعیت روش، دسترسی به منابع حوزوی و سنتی و ارتباط با دانشگاه تهران او را به پلی قدرتمند میان حوزه و دانشگاه تبدیل کرده بود.

در کنار همه آن‌چه گفته شد، اهمیت این عالم به اخلاص، معنویت و طهارت نفس در عین نظم و استقامت برای او انگیزه ای پایدار برای ثبات قدم و ارتقاء در مسائل مختلف ایجاد کرده بود.

ایمنا: چه طور در زمانی که حتی مبانی اسلامی نیز به سختی تبلیغ می‌شد و انتشار برخی مبانی سطحی دین با شرایط حاکم، دشوار بود، تفکر این شخصیت انتشار پیدا کرد و این‌گونه تاثیرگذار شد؟

میردامادی: قدرت بالای تبیین، بیان شفاف و پر انگیزه و نظم فکری شهید مرتضی مطهری در استقبال توده‌های مردم از اندیشه او بسیار موثر بود؛ البته نیاز و عطش جامعه در دهه‌های سی تا پنجاه در عین دغدغه‌های فطری و دینی مردم با وجود اقتضائات زمان و با نفوذ مارکسیست و جنبه های مدرنیته نیز در این مسئله بی‌تاثیر نبود؛ او به زبان عقل و فطرت مردم صحبت می کرد و چون هم سبک عمیق و عقلانی داشت و هم دارای ایمانی راستین و عمیق بود و هم اقتضائات زمان را می شناخت، بیانش تاثیر بسزایی داشت. شهید مطهری بیشتر صبغه مصلح فرهنگی و اجتماعی داشت و از این نظر با هوشمندی ویژه‌ای که داشت توانست موثر واقع شود؛ البته خاطرات و گزارش های تاریخی نشان می‌دهد او سختی های زیادی را در حوزه و دانشگاه متحمل شده و فضای سیاسی نیز همسوی او نبوده است؛ اما با پرکاری، نظم، استقامت و بهره‌مندی از ظرفیت های معنوی بر این موانع غالب شد.

ایمنا: صحبت‌ها و نوشته‌های شهید مطهری تا چه زمانی جامعیت دارد و قابل ارجاع است؟ آیا هم‌چنان با توجه به گستردگی علم و نظریه‌های مختلف، نظریات ایشان قابلیت ارجاع دارد؟

ایمنا: آثار شهید مطهری در مباحث فلسفی و عقلی زمان‌مند نیست و همچنان قابل استفاده است؛ در مسائل مربوط به جریان های عصر او نیز روش فکری او قابل الگوگیری است و به طور کلی آثار او یا برای زمان امروز زنده است یا قابل تکمیل است، اما آغازی مفید محسوب می شود و در هر صورت روش فکری او در علوم انسانی بسیار قابل استفاده است .

ایمنا: تفکر و اندیشه شهید مطهری چگونه میان فلسفه غرب و فلسفه اسلامی تمایز قائل شده و این تمایز را چگونه می‌توان درک کرد؟

میردامادی: شهید مرتضی مطهری یکی از برجسته‌ترین متفکران معاصر ایران است که با تسلط بر فلسفه سنتی (به‌ویژه حکمت متعالیه ملاصدرا) و مطالعه عمیق در آثار فیلسوفان غربی، کوشید تا مرزهای میان این دو سنت فکری را روشن کند؛ برای درک تمایزی که او میان فلسفه اسلامی و غربی قائل بود، باید به چند محور کلیدی در اندیشه او توجه کرد:

اول، تمایزی است که شهید مطهری در «موضوع و قلمرو» تأکید داشت که فلسفه اسلامی به دنبال تبیین احکام کلی هستی است و با روش‌های تجربی قابل اثبات یا ابطال نیست، اما پس از رنسانس، فلسفه غرب به سمت «فلسفه‌های مضاف» (مانند فلسفه سیاست، فلسفه اخلاق یا فلسفه علم) حرکت کرده و هستی‌شناسی محض در آن کمرنگ شده است.

دوم، رویکرد «رئالیسم» در برابر «ایدئالیسم» در اندیشه این شهید بزرگوار است؛ یکی از مهم‌ترین خدمات استادمطهری، تدوین کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» است؛ او در این اثر تمایز اصلی را در نحوه مواجهه با واقعیت می‌بیند؛ از نظر شهید مطهری، فلسفه اسلامی به صورت ذاتی «واقع‌گرا» است؛ یعنی معتقد است واقعیتی مستقل از ذهن وجود دارد و ذهن می‌تواند آن را کشف کند؛ مطهری نقد می‌کرد که در غرب، شناختِ ما از واقعیت، جایگزینِ خودِ واقعیت شده است.

سوم، تفاوت در روش‌شناسی (برهان در برابر تجربه و دیالکتیک) این فیلسوف است؛ شهید مطهری مدافع سرسخت روش «برهانی» بود؛ او معتقد بود فلسفه اسلامی بر پایه‌ی بدیهیات عقلی و استدلال‌های خلل‌ناپذیر بنا شده است؛ در حالی که برخی فیلسوفان غربی روش‌های علوم تجربی یا تضادهای ظاهری طبیعت را به قلمرو تفکر انتزاعی سرایت داده‌اند؛ در حالی که، روش تجربی برای شناخت پدیده‌هاست، نه برای شناخت ریشه‌های هستی.

چهارم، پیوند «عقل و شهود» در برابر «عقل‌گرایی خشک یا شکاکیت»؛استاد مطهری معتقد بود فلسفه اسلامی (به‌ویژه در حکمت متعالیه) توانسته است میان عقل (استدلال)، قرآن (وحی) و عرفان (شهود) آشتی برقرار کند؛ او فلسفه غرب را بیشتر دچار افراط و تفریط می‌دید؛ گاهی در عقل‌گرایی محض (مانند دکارت و اسپینوزا) که از ابعاد معنوی غافل می‌شود و گاهی در شکاکیت (مانند هیوم) که توانایی عقل را در شناخت حقیقت انکار می‌کند.

پنجم، مسئله شناخت‌شناسی (اپستمولوژی)؛ شهید مطهری معتقد بود که فلسفه غربی از زمان کانت به بعد، به جای «هستی‌شناسی»، درگیر «شناخت‌شناسی» شده است. او می‌گفت فیلسوف غربی ابتدا می‌پرسد «آیا می‌توان شناخت؟»، اما فیلسوف اسلامی با تکیه بر علم حضوری و بدیهیات، از این مرحله عبور کرده و به سراغ «چه چیزی هست؟» می‌رود. او ریشه بسیاری از انحرافات تفکر مدرن را در ناتوانی در حل مسائل پایه شناخت‌شناسی می‌دانست.

هر چند به نظر می رسد فلسفه غرب بیش از فلسفه اسلامی توانسته امتدادهای اجتماعی خود را نمایان کند .

ایمنا: آیا در جامعه ما و میان اهالی حوزه و دانشگاه آن‌گونه که باید به کتب و اندیشه این شهید بها داده می‌شود؟

میردامادی: در بعضی حوزوی‌ها و یا دانشگاه‌هاییان مانند دانشگاه امام صادق (ع) برنامه‌های مطالعاتی یا شبیه آن داشته اند و برخی کتب ایشان نیز در برخی رشته‌های دانشگاهی مانند الهیات ممکن است خوانده یا ارجاع داده شود، اما به نظر می‌رسد در سطح وسیع آن‌گونه که باید به عنوان یک الگوی فکری در حوزه و رشته های مختلف دانشگاهی به کتب و اندیشه های ایشان چه در برنامه رسمی و چه در برنامه فوق العاده پرداخته نشده است.

ایمنا: اگر بخواهیم در زمانه حال شخصیتی هم سطح ایشان معرفی کنیم، چه کسی را می‌توان معرفی کرد؟

میردامادی: شهید مطهری یک شخصیت جامع و پرکار با آشنایی وسیع به فلسفه غرب و مسلط به فلسفه اسلامی و فقه و اصول بود؛ او شخصیتی دغدغه‌مند و مصلح اجتماعی محسوب می‌شد، ایشان احیاگر بینش تاریخی اسلام، روشن اندیش ، متعهد و غیور نسبت به ارزش های اسلامی، دارای عزت نفس و استقلال فکری، دارای نو آوری و موفق در برخورد با اندیشه های التقاطی و کوشا در کارآمدکردن مباحث سنتی برای زمانه خود بود و در اصلاح ساختار حوزه و روحانیت تلاش بسیار کرد.

این که شخصی هم زمان دارای این ویژگی ها در همین سبک و با همین فرصت های پیش آمده باشد و شیوایی سخن و قلمش نیز در سطح او باشد را نمی توان به سختی می‌توان یافت؛ البته این طبیعی است که هیچ فردی شبیه فرد دیگر در همه ابعاد نباشد، اما در بخشی از اندیشه ها و یا شخصیت‌ها یا در همه آن ها با سبکی متفاوت می‌توان از افرادی مانند رهبر شهید انقلاب در دغدغه های فرهنگی و اجتماعی و جامعیت در عقلانیت و معنویت و کارآمدی، مرحوم آیت الله مصباح در ابعاد مختلف و با برخی تفاوت ها، دکتر دینانی در فلسفه و تاریخ آن و بیان آن برای جامعه و آیت الله جوادی آملی در تسلط به فلسفه اسلامی و مباحث کلامی نام برد؛ البته هر یک از شخصیت‌های نام‌برده ممکن است دارای نقاط برجسته‌تری باشند، اما در برآیند کلی و شیوایی بیان، شهید مطهری به عنوان یک فیلسوف و مصلح اجتماعی شخصیتی ممتاز بود که آثارش جذابیت ویژه‌ای داشته و دارد.

کد خبر 967850

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.