به گزارش خبرگزاری ایمنا، این روزها نام این سرزمین بر زبان جهانیان جاری است و همه ایران امروز را با امید، ایستادگی، صلابت، اقتدار و ملتش میشناسند، ملتی که در روزهای سخت وطن و هموطن را پاس داشت و امروز با غیرتی بینظیر برای پیروزی ایستاده است، این شبها شور و غیرتی عجیب در خیابانها جاری است و ملتی که وارث خون شهیدان است، پابهپای فرزندان خود در نیروهای مسلح، به میدان آمده و خیابانها و میدانها اصلی شهرها و روستاها را به سنگرهای جهاد تبدیل کرده است؛ هم برای سوگواری بر فراق عزیزانی که در این مسیر به آغوش خاک سپرده شدند، هم برای اعلام سربلندانه حمایت از رهبر انقلاب اسلامی و نیروهای مسلح ایران.
در میان این شور سرخ، رویدادهایی رقم خورد و تصاویری ثبت شد که جهانیان را به بهت فرو برد؛ از کودکانی که پرچم بر دوش گرفتهاند تا مادرانی که اشک شوق بر چهره دارند، از نوجوانانی که فریاد اللهاکبر سر میدهند تا معلمانی که حتی در این روزهای سخت، از توجه به درس و مشاوره فرزندان این مرزوبوم دست برنداشتهاند. این شبها در سراسر ایران موکبهایی در سطح خیابانها برپا شد، هر یک به نیتی و برای هدفی، اما همه برای یک مقصد که آن هم پیروزی ایران است.
با آغاز این جنگ، مدارس نیز به ناچار مجازی و غیرحضوری شدند و معلمان و دانشآموزان ایرانی ثابت کردند که حتی در میانه طوفان، چراغ تحصیل را روشن نگه میدارند. در همین روزها، اقدامی متفکرانه و امیدوارانه از سوی ادارهکل آموزشوپرورش استان اصفهان جلب توجه میکند؛ برپایی موکبی که در آن هم از آموزش گفته میشود، هم از امید، هم از مقاومت و هم از فردایی که قرار است توسط همین دانشآموزان ساخته شود.

معلمان پشت میزها نشستهاند برای درس اقتدار
از میان تمام موکبهای برپا شده، این موکب، اما روایتی دیگر دارد؛ روایت نسلسازی در میدان جنگ. حضور پرشور دانشآموزان به همراه والدین، فضایی را رقم زده است که کمتر کسی تصورش را میکرد، مادرانی که سوگ کودکان میناب را دارند، پدرانی با مشت گره کرده و دانشآموزانی که به فرداها امید دارند، همه آمدهاند تا بگویند حتی اگر مدرسهها تعطیل شده است، اما کلاس درس اقتدار هرگز خاموش نمیشود.
در گوشهای از موکب، معلمان پشت میزها نشستهاند برای درس اقتدار، نه با تخته و گچ، بلکه با پرچمی سهرنگ روی میز، آنها آمدهاند تا از رفع اشکال درسی بگویند و مشاوران تحصیلی، خانواده و روانشناختی نیز برای شنیدن دغدغهها و نگرانیها و پاسخ دادن به سوالات دانشآموزان و والدین آنها حاضرند و آنچه دیده میشود فقط تدریس نیست؛ ایستادگی معلمانی است که در ماه اردیبهشت که روز دوازدهم آن به نام آنها ثبت شده است، فریاد میزنند ما تا آخر ایستادهایم.
کودکان و نوجوانان و والدینی که برای مشاوره به مشاوران تخصصی حاضر در موکب مراجعه میکنند، صفهایی طولانی ساختهاند. پشت هر مراجعه، داستانی نهفته است؛ مادری که نمیداند با اضطراب جنگ با فرزند نوجوانش چگونه برخورد کند، دانشآموزی که از افت تحصیلی در آموزش مجازی هراس دارد، پدری که از آینده شغلی فرزندش میپرسد و مشاوران با صبوری تمام، به هر یک امید دوباره میبخشند.

پرچم ایران ستون مشترک همه میزهاست / جبران کموکاستیهای کلاسهای مجازی در یک موکب
پرچم ایران ستون مشترک همه میزهاست؛ روی میزهای معلمان، روی میز روانشناسان، در دستان کوچک کودکان و نوجوانان، در دستان پرمهر والدین. این پرچم، گویی سقف نامرئی این موکب است و زیر سایه آن، هم اشک ریخته میشود، هم لبخند زده میشود، هم درس خوانده میشود و هم برای پیروزی دعا میکنند.
در بخش دیگری از موکب، میزهایی برای رفع اشکال درسی در نظر گرفته شده است تا کموکاستیهای کلاسهای مجازی جبران شود و معلمان با حوصله پشت میز نشستهاند و شاگردانی که هفتههاست چهره معلم خود را فقط از پشت نمایشگر دیدهاند، حالا روبهرویش نشستهاند و سؤال میپرسند و جمله معروف «عشق است که کلاس درس را گرم میکند» اینجا معنی واقعی خود را پیدا کرده است.

اینجا نسل آینده از علم بینصیب نمیماند
میزهایی که برای کاردستی درست کردن کودکان و سرگرمی آنها در نظر گرفته شده، شاید شیرینترین گوشه موکب باشد؛ کودکانی که با کاغذ و چسب، کاردستی درست میکنند، نقاشی میکشند و با بازی درس میآموزند. اینجا نه از جنگ حرفی زده میشود، نه از موشک و پهپاد، فقط از کودکی، بازی و امیدی که قرار است پایههای فردای این سرزمین باشد سخن به میان میآید و در سایه همین کودکانهها، وارثان و نگهبانان ایران فردا تربیت میشوند.
در این موکب، هم به درس و تحصیل بچهها پرداخته میشود و هم فعالیتهای فرهنگی متعددی در نظر گرفته شده است تا روحیه آنها تقویت شود و اجتماعات معلمان و دانشآموزان، میز خدمت و دیدارهای چهره به چهره، هر کدام گوشهای از پازل بزرگ مقاومت هستند و اینجا نسل آینده نهتنها از علم بینصیب نماند، بلکه روحیه مقاومت و امید نیز پرورش یافت.

برپایی میزهای رفع اشکال درسی زیر سایه پرچم ایران / معلمان شایسته تقدیر و تجلیل هستند
یکی از مادران دانشآموزان که دغدغه اصلی زندگی خود را تحصیل فرزندش میداند، به خبرنگار ایمنا میگوید: «بهعنوان مادری که فرزندش در پایه ابتدایی تحصیل میکند، این روزهای تعطیلی مدارس و آموزش مجازی برای من بسیار دشوار بوده است.
کودکان در این سنین نیازمند تعامل مستقیم با معلم، ارتباط چهره به چهره و فضای شاد و پویای کلاس درس هستند، اما آموزش مجازی نتوانسته است این خلأ بزرگ را پر کند و فرزند من در چند درس پایه دچار عقبماندگی تحصیلی شده بود و هر چه تلاش میکردم خودم پای درسش بنشینم، بهدلیل ناآشنایی با روشهای نوین تدریس، موفق به رفع مشکل او نمیشدم.
امروز وقتی چشمم به میزهای رفع اشکال درسی افتاد که زیر سایه پرچم ایران برپا شده بود، بیاختیار اشک در چشمانم حلقه زد. معلم جوان و مهربانی پشت میز نشسته بود و با حوصلهای وصفناپذیر، به تکتک دانشآموزان پاسخ میداد، فرزندم را کنار او نشاندم و کمتر از نیم ساعت، آن معلم فداکار تمام نکاتی را که فرزندم در درک آنها عاجز بود، با زبانی ساده و کودکانه برایش توضیح داد.
آنچه من را متأثر کرد، شور و شوق و لبخند رضایتی بود که پس از پایان جلسه بر لبان فرزندم نشست. من از طرف تمام والدین و از صمیم قلب به همه معلمان این سرزمین به خصوص معلمانی که در این موکب آبرومند حاضر شدند و از خود زدند تا به داد دانشآموزان برسند، خسته نباشید میگویم و آنها شایسته تقدیر و تجلیل هستند.»

آنچه بیش از تدریس ارزش دارد، مسئولیتپذیری و دلسوزی معلمان است / کلاس درس در قلب خیابانها و در سایه پرچم ایران برپا خواهد ماند
سنا، دانشآموزی نوجوان که برای رفع اشکال در این موکب حضور پیدا کرده بود، به خبرنگار ایمنا میگوید: « تصور نمیکردم در چنین شرایطی و در فضای خیابان، معلمان با این دقت و حوصله پای میزهای رفع اشکال بنشینند و به سؤالات درسی پاسخ دهند؛ من از مدتها پیش در بعضی دروس مشکل داشتم و آموزش مجازی نتوانسته بود آن خلأ را پر کند.
امروز در این موکب، فرصتی پیش آمد تا پای یکی از این میزها بنشینم و معلم با صبوری تمام، تمام نکات مبهم را برایم تشریح کرد، آنچه برای من بیش از تدریس ارزش داشت، حس مسئولیتپذیری و دلسوزی معلمان بود، آنها در میانه فضای جنگ و حضور مردمی در خیابانها، از دغدغه تحصیلی دانشآموزان غافل نشدند.
معلمان ما ثابت کردند که حتی اگر مدرسه تعطیل باشد، کلاس درس در قلب خیابانها و در سایه پرچم ایران برپا خواهد ماند و این موکب برای من، یک کلاس درس تمامعیار بود با معلمانی که شایسته تقدیرند.»

معلمان و مشاوران دلسوز، مدرسه را به هر جایی که بروند، میبرند
علی راد، دانشآموزی که در روزهای جنگ درگیر استرس و اضطراب شده بود، به خبرنگار ایمنا میگوید: «حضور در این موکب برای من تجربهای متفاوت بود و علاوه بر تمام شور و هیجانی که در خیابانها جریان دارد، فضایی جدید برای گفتوگو با مشاوران فراهم شده است و این ترکیب، نشان از درک عمیق نیازهای نسل جوان و توجه به سلامت روان آنها دارد.
من مدتی است بهدلیل جنگ دچار استرس و دغدغههای متعددی شدهام، اما وقتی پای میز مشاوره نشستم، با دقت و ظرافت تمام به حرفهایم گوش دادند و راهکارهای عملی و امیدوارکنندهای ارائه کردند، مشاوری که با او صحبت کردم، با نگاهی که سرشار از اعتمادبهنفس بود، به من یادآوری کرد که این ملت از بحرانهای بزرگتر عبور کردند و پیروزی از آن ماست.
دیدن پرچم ایران روی میزها و حس همدلی حاکم بر این فضا، اعتمادبهنفس ازدسترفته را به من بازگرداند و امروز بیشتر از هر زمان دیگری فهمیدم که مدرسه فقط یک ساختمان است و معلمان و مشاوران دلسوز، مدرسه را به هر جایی که بروند، میبرند، حتی به دل خیابانها و میدان جنگ.»

معلمان خوب میدانند که خانوادهها به چه چیزی نیاز دارند
پدر یکی از دانشآموزان که برای رفع اشکال کنار معلم نشسته بود، به خبرنگار ایمنا میگوید: «به عنوان یک پدر، همیشه نگران آینده تحصیلی فرزندم هستم، بهویژه در این روزهای سخت که مدارس تعطیل شده و آموزش مجازی نتوانسته است جایگزین مناسبی برای کلاسهای حضوری باشد، اما وقتی همراه فرزندم وارد این موکب شدم و چشمم به میزهای متعدد رفع اشکال، مشاوره و فعالیتهای فرهنگی افتاد، حس کردم معلمان خوب میدانند که خانوادهها به چه چیزی نیاز دارند.
فرزندم مدتی بود از افت تحصیلی و نداشتن تمرکز در کلاسهای مجازی گلایه داشت و امروز یکی از معلمان با حوصله تمام، تمام اشکالات درسی او را برطرف کرد، خود من نیز پای میز مشاوره خانواده نشستم و راهکارهای ارزشمندی برای مدیریت فضای خانه در این شرایط بحرانی دریافت کردم و این موکب همان جایی بود که ما بهعنوان یک خانواده نیاز داشتیم.»

نگاه پرامید معلمانی که حتی در روزهای سخت، چراغ علم را خاموش نگذاشتند / تمام روزهای سال روز معلم است
مادر دیگر دانشآموز حاضر در این موکب نیز به خبرنگار ایمنا میگوید: «در این موکب معلمانی را دیدم که با تمام وجود پای کار ایستاده بودند. وقتی همراه فرزندم برای ابراز حمایت به خیابان آمدم، هیچگاه تصور نمیکردم که پای میز مشاوره تحصیلی و روانشناختی نیز بنشینم، اما این موکب پر از شگفتی بود. فرزندم که این روزها بسیار بیانگیزه و عصبی شده بود، پس از صحبت با مشاور، آرامتر شد و آنچه برای من بسیار ارزشمند بود، حضور مشاوران متخصصی بود که با ظرافت و همدلی کامل به مشکلات فرزندم گوش دادند.
من امروز به لطف این موکب، دوباره به آینده تحصیلی فرزندم امیدوار شدم. پرچمهایی که برافراشته بود، شعارهایی که طنینانداز بود، اما مهمتر از همه، نگاه پرامید معلمانی بود که حتی در این روزهای سخت، چراغ علم را خاموش نگذاشتند، روز معلم را به همه این عزیزان تبریک میگویم، آنها سزاوار تمام احترامها و حمایتها هستند، نه فقط در یک روز، بلکه در تمام روزهای سال.»

روزی به نام معلمان فداکار این مرزوبوم
امروز، دوازدهم اردیبهشت، روز معلم است، روزی به نام معلمان فداکار این مرز و بوم که از ساعات استراحت و تعطیلی خود میزنند تا به دانشآموزانی برسند که برایشان چون فرزندند و این موکب، تصویری زنده از همان فداکاری است، تصویری زنده از معلمانی که حتی در میانه جنگ، زیر آسمان ایران و کنار خیابان، میز برپا کردهاند تا چراغ آموزش خاموش نماند.
اقتدار و همبستگی ملت ایران برای جهانیان غیرقابل درک است و همین اقتدار و همبستگی، رمز ماندگاری ایران است و هیچ بحرانی نمیتواند این ملت را از مسیر رشد و تعلیم منحرف کند. موکب آموزشوپرورش استان اصفهان، تنها یک موکب نیست، بلکه پیامی است به تمام دنیا که ما چراغ امید را روشن نگاه داشتهایم، حتی در دل تاریکترین شبها.
این روزها که چراغ تحصیل با وجود مدارس مجازی روشن نگه داشته شده است، دست معلمانی را میبوسیم که از پشت صفحههای نمایش و در موکبها، پای میزهای درس اقتدار نشستهاند، معلمانی که هر یک روایتی جدا دارند، معلمانی که خانههای خود به کلاس درس بدل کردهاند تا هیچ دانشآموزی از پیشرفت عقب نماند و ملت ایران امروز به احترام همه آنهایی که از جان خود زدند تا از علم و ادب این سرزمین محافظت کنند، میایستد و چنین فداکاریهایی، سرمایهای عظیم برای آینده ایران است.
نظر شما