به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از المیادین انگلیسی، مقامهای دولت ترامپ بارها مدعی شدهاند که راهبرد فشار و محاصره ایران، بهویژه در ارتباط با تنگه هرمز، یک استراتژی موفق است؛ اما در واقعیت، تهران توانسته خود را با این شرایط تطبیق دهد و حتی به نوعی در آن رشد کند. واشنگتن بهجای استفاده از آتشبس موقت برای یافتن راهحلی واقعی، تلاش کرده با فضاسازی رسانهای، وضعیت را بهگونهای نمایش دهد که گویی راهگریزی آسان در اختیار دارد؛ در حالی که چنین چیزی وجود ندارد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، مدعی شده صنعت نفت ایران تحت فشار این محاصره در حال فرسایش است و حتی اظهاراتی اغراقآمیز درباره احتمال فروپاشی زیرساختهای نفتی مطرح کرده است. با این حال، هرچند توقیف برخی کشتیها اثراتی دارد، اما این تأثیرات بهمراتب کمتر از چیزی است که دولت آمریکا القا میکند.
نوع اظهارات دونالد ترامپ و مقامات ارشدش بهگونهای است که گویی این اقدامات قرار است اقتصاد ایران را بهسرعت فروبپاشد؛ اما در عمل، آمریکا همچنان به تحریمهای جدید، توقیف داراییها و تهدیدهای مستمر ادامه میدهد. اگر این محاصره واقعاً آنقدر مؤثر بود، نیازی به چنین اقدامات مکملی وجود نداشت.
حتی اندیشکدههای جنگطلب نزدیک به جریان صهیونیستی مانند «بنیاد دفاع از دموکراسیها» (FDD) نیز خواستار اقدامات تهاجمیتر شدهاند. برای مثال، این مؤسسه اخیراً در گزارشی تأکید کرده که اقدامات ترامپ علیه تجارت نفت ایران با چین «کافی نیست». این نشان میدهد که حتی حامیان جدی تقابل با ایران نیز به کارآمدی راهبرد فعلی آمریکا باور ندارند.
در واقعیت، جمهوری اسلامی ایران حدود ۴۷ سال است که تحت تحریمهای آمریکا به حیات خود ادامه داده است. این تحریمها در مقاطع مختلف تأثیرات متفاوتی داشتهاند، اما ایران توانسته خود را با شرایط تطبیق دهد. این کشور علاوه بر تحمل جنگ هشتساله با عراق در دهه ۱۹۸۰، یکی از شدیدترین رژیمهای تحریمی جهان را نیز پشت سر گذاشته است.
آنچه آمریکا در طول این سالها عملاً ایجاد کرده، نوعی «ایمنی نسبی در برابر تحریم» برای ایران است. این به معنای بیاثر بودن تحریمها نیست؛ اقتصاد ایران آسیبهای جدی دیده و مردم نیز هزینههای آن را پرداختهاند، اما نکته اصلی این است که ایران در بازههای کوتاهمدت دچار فروپاشی نمیشود.
برای نمونه، در سال ۲۰۱۸ و پس از خروج آمریکا از توافق هستهای و آغاز سیاست «فشار حداکثری»، صادرات نفت ایران به حدود ۳۵۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت و این وضعیت نزدیک به ۳۳ ماه ادامه داشت؛ اما در ادامه، ایران توانست صادرات خود را به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز بازگرداند. حتی در اوج درگیریهای اخیر، درآمدهای نفتی ایران به سطحی رسید که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ بیسابقه بود.
علاوه بر این، ایران وضعیتی ایجاد کرده که بر اساس آن، عبور از تنگه هرمز بدون پرداخت هزینه ممکن نیست؛ اقدامی که کنترل این گلوگاه حیاتی انرژی جهان را تقویت کرده و میتواند در بلندمدت سود قابلتوجهی به همراه داشته باشد.
در مقابل، متحدان منطقهای آمریکا، بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، در برابر چنین فشاری آسیبپذیرتر هستند. بهعنوان مثال، خسارات واردشده به امارات متحده عربی از حدی فراتر رفته که میتواند پیامدهای بلندمدت داشته باشد. هرچند مقامات این کشور از مسیرهای جایگزین سخن میگویند، اما در عمل چنین گزینههایی چندان قابل اتکا نیست.
در نهایت، آنچه محتمل به نظر میرسد، فشار اقتصادی فزاینده بر خود آمریکا و متحدانش در صورت تداوم انسداد کامل تنگه هرمز است؛ فشاری که با تصمیمات اخیر ترامپ تشدید شده است.
بر این اساس، ناکامی راهبرد دولت ترامپ میتواند تنها به یکی از دو نتیجه منجر شود: عقبنشینی کامل آمریکا یا بازگشت دوباره به درگیری نظامی.
نظر شما