به گزارش خبرگزاری ایمنا، حسینیه استانبول این شبها بوی اشک میدهد، بوی ایران، بوی میناب و بوی مدرسهای که دیگر هیچ زنگ تفریحی در آن به صدا درنخواهد آمد. همزمان با ایام فرخنده میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، مردم و ایرانیان ساکن استانبول دست از کار کشیدند و آمدند تا برای ۱۶۸ شهید دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب، دلی بسوزانند، شهدایی از جنس کودکی، از جنس مشق و مداد.

حمله مستقیم به بیگناهی
در جریان حمله ناجوانمردانه آمریکا به اسرائیل، اما این بار گلولهها و موشکها جای هدف را اشتباه نگرفتند، آنها میدانستند کجا میزنند و آگاهانه مدرسه شجره طیبه میناب را نشانه رفتند و در یک لحظه، فضای درس و مشق به جهنمی از آتش و دود تبدیل شد.
ساعت زنگ تفریح نرسیده بود، کیف و کتاب هنوز بوی تازگی میدادند که آسمان بر سر این کودکان آوار شد و آن روز میناب ۱۶۸ شهید دانشآموز تقدیم ایران کرد. کودکانی که روی نیمکتهای چوبی، خواب شهادت دیده بودند و معلمانی که تا آخرین لحظه، دست نوازش بر موهای بچههای ترسیده کشیدند و خود نیز به کاروان شهدا پیوستند.

در حسینیه استانبول، همه دل شکسته بودند
آن حمله مرزها را در هم شکست و نه تنها دانشآموزان، بلکه چندین معلم فداکار که برای تربیت این نسل از خانه و خانواده زده بودند و چند تن از والدین هم همگی زیر آوار ماندند، والدینی که دنبال لبخند فرزندشان بودند و همه در یک قاب با روبان مشکی جای گرفتند.
در حسینیه استانبول، همه دل شکسته بودند و هر یک از قابهای کوچک روی دیوارها، یادآور کودکانی بود که روزی امید خانه و کاشانه بودند؛ هر قاب یک لبخند و هر لبخند یک دنیا آرزوی ناتمام.
حسینیه استانبول نه یک مراسم، که یک ماتم سرخ برگزار کرد، ماتمی برای ۱۶۸ ستاره که پیش از پرواز، خاموش شدند، مادران مینابی، اما همچنان منتظرند، منتظر یک لبخند که دیگر هرگز از راه نخواهد رسید.
