به گزارش خبرگزاری ایمنا، جای سلبریتیهای بالیوودی همچون سلمانخان و آمیتاب باچان شاید در آن سالن خالی بود، اما صحنه بهقدر کافی نمایشی بود؛ ضیافتی که هر سال در هتل هیلتون واشنگتن برگزار میشود، سال جاری بیشتر شبیه یک اجرای نیمهتمام تئاتر سیاسی شد. سالنی پر از خبرنگار، لابیست، سیاستمدار و خانوادههایی که آمده بودند «رسم» را بهجا بیاورند، ناگهان با صدای تیراندازی به حاشیه رانده شد؛ حاشیهای که خیلی زود از متن جلو زد.
چند دقیقه بیشتر از شروع مراسم نگذشته بود که صدای شلیک، ریتم برنامه را شکست. حلقه امنیتی اطراف دونالد ترامپ شکل گرفت و او به بیرون هدایت شد، اما آنچه در ادامه رخ داد، بیش از آنکه حس «خطر» را منتقل کند، بوی «کارگردانی» میداد. کاربران فضای مجازی هم روی همین تناقض دست گذاشتند: ترس کجاست وقتی هیچکس از جایش تکان نمیخورد؟
در این نقطه، دو روایت شکل گرفت؛ دو سناریو که هرکدام بخشی از پازل را توضیح میدهند. روایت اول، ماجرا را یک «نمایش کنترلشده» میداند؛ پروژهای برای جلب توجه، مدیریت افکار عمومی و شاید حتی تغییر زمین بازی سیاست داخلی آمریکا. در این نگاه، حادثه نه یک تهدید واقعی، بلکه یک «ابزار» است؛ ابزاری برای بازتعریف موقعیت رئیسجمهور در فضای پساجنگ.
روایت دوم، از یک تهدید واقعی حرف میزند؛ از فشاری که بر دولت ترامپ وارد شده است و اکنون به شکل خشونتهای پراکنده خود را نشان میدهد. افت محبوبیت، شکاف در پایگاه رأی، و اعتراضات گسترده، همگی میتوانند زمینهساز چنین رخدادهایی باشند. اگر این سناریو درست باشد، آنچه در هیلتون رخ داد نه نمایش، بلکه نشانهای از فرسایش امنیتی در قلب قدرت آمریکاست.
با این حال، شاید عجیبترین بخش ماجرا، نه صدای گلوله، بلکه سرعت واکنش ترامپ بود. هنوز خبر بهدرستی در رسانهها نچرخیده بود که او در شبکه اجتماعی خودش، «تروث»، روایت را منتشر کرد. تقدیر از سرویس مخفی، توصیف شب بهعنوان «پرتنش» و اعلام دستگیری ضارب؛ گویی متن از قبل آماده بوده و تنها باید در زمان مناسب منتشر میشد. در دنیای سیاست رسانهای، گاهی «توییت» مهمتر از خود حادثه است.
ویدئوی از پیش ضبطشده سخنگوی کاخ سفید، کارولین لیویت، هم به این ابهام دامن زد. او پیش از شروع مراسم، با هیجان از «شلیکهای امشب» حرف زده بود؛ عبارتی که قرار بود کنایهای به شوخیهای تند ترامپ باشد، اما در کنار صدای واقعی گلوله، معنایی دوگانه پیدا کرد. این همان جایی است که زبان، از کنترل خارج میشود و به نفع تئوریهای توطئه کار میکند.
فضای مجازی هم بیکار ننشست. از تعبیر «فالس فلگ» گرفته تا مقایسههای طعنهآمیز با وقایع قبلی، کاربران تلاش کردند این حادثه را در چارچوبی آشنا تفسیر کنند. یکی نوشت: «او حتی یادش رفت بترسد!» دیگری پرسید: «مقصر بعدی کیست؟ دموکراتها یا ایران؟» این واکنشها نشان میدهد مسئله تنها خود حادثه نیست، بلکه «اعتماد ازدسترفته» است؛ جامعهای که دیگر بهسادگی روایت رسمی را نمیپذیرد.
جزئیات صحنه هم به این بیاعتمادی دامن زد. فردی که کاغذی در دست داشت و آن را بیش از حد معمول مقابل دوربین نگه داشته بود، بیشتر شبیه یک بازیگر بود تا یک پیامرسان. یا روایت خبرنگاران از سطح عجیب امنیت: از یکسو تدابیر بیسابقه، از سوی دیگر بازرسیهای سطحی که حتی با صدای بوق دستگاه هم جدی گرفته نشد. این تناقضها، همان شکافهایی هستند که تردید از دل آنها بیرون میزند.
در لایهای عمیقتر، ماجرا به منافع اقتصادی و سیاسی هم گره میخورد. گزارشهایی از افزایش چشمگیر ثروت حلقه نزدیک به ترامپ در سالهای اخیر، این فرضیه را تقویت میکند که هر بحران، میتواند به یک «فرصت» تبدیل شود. حتی خود ترامپ هم بلافاصله پس از حادثه، از ضرورت ساخت یک سالن فوقامن در کاخ سفید سخن گفت؛ پروژهای که هم امنیت را بهانه دارد و هم میتواند منافع اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کند.
در این میان، قطع ناگهانی گزارش خبرنگار فاکسنیوز و روایتهای نیمهتمام، بیشتر شبیه خاموشکردن یک صحنه پیش از لو رفتن پایان داستان بود. گویی نمایش ادامه دارد، اما قرار نیست همه تماشاگران به پشت صحنه دسترسی داشته باشند.
آنچه این ماجرا را پیچیدهتر میکند، بستر اجتماعی آمریکاست؛ جامعهای که در وضعیت «پساحقیقت» زندگی میکند. در چنین فضایی، مهم نیست چه اتفاقی رخ داده؛ مهم این است که چه روایتی بیشتر باورپذیر یا جذاب است. حقیقت، دیگر یک نقطه ثابت نیست؛ یک میدان رقابت است.
در نهایت، چه این حادثه را یک نمایش حسابشده بدانیم و چه یک تهدید واقعی، یک نکته روشن است: سیاست در آمریکا بیش از هر زمان دیگری به صحنهای نمایشی تبدیل شده است. جایی که گلوله و دوربین، همزمان کار میکنند و هر حادثه، هم یک رویداد است و هم یک روایت.
شاید به همین دلیل است که سؤال اصلی دیگر این نیست که «چه اتفاقی افتاد»، بلکه این است که «کدام روایت برنده میشود». در شبی که صدای گلوله در هیلتون پیچید، آنچه شلیک شد، اعتماد عمومی بود و این زخمی است که با هیچ سناریویی بهسادگی ترمیم نمیشود.
نظر شما