«مرا به تهران ببرید»؛ صدایی که از ۳۷۰۰ کیلومتر آن‌سوتر به ایران رسید

در میانه جنگ رمضان و در حالی که نگاه‌ها به تحولات میدانی دوخته شده بود، ناگهان صدایی از هزاران کیلومتر آن‌سوتر برخاست؛ صدایی زنانه از شمال آفریقا که نه‌تنها روایت جنگ، بلکه تصویر تازه‌ای از ایران را به جهان عرب مخابره کرد؛ «خذونی أُنشد فی شوارع طهران».

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزگاری که جنگ‌ها دیگر فقط در میدان‌های نظامی تعریف نمی‌شوند و «روایت» به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تقابل ملت‌ها بدل شده، دیپلماسی فرهنگی آرام و بی‌هیاهو در حال ترسیم نقشه‌ای تازه از همبستگی جهانی است؛ نقشه‌ای که در آن، شعر و موسیقی بیش از هر ابزار سیاسی، دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند. ادبیات پایداری، سال‌هاست که از مرزها عبور کرده و از «وین الملائین» تا سرودهای مقاومت معاصر، به زبان مشترک ملت‌های معترض به نظام سلطه تبدیل شده است.

در میانه جنگ رمضان و در حالی که نگاه‌ها به تحولات میدانی دوخته شده بود، ناگهان صدایی از هزاران کیلومتر آن‌سوتر برخاست؛ صدایی زنانه از شمال آفریقا که نه‌تنها روایت جنگ، بلکه تصویر تازه‌ای از ایران را به جهان عرب مخابره کرد. «خذونی أُنشد فی شوارع طهران» (مرا ببرید تا در خیابان های تهران بخوانم) فقط یک قطعه شعر نبود؛ یک کنش فرهنگی بود که نشان داد ایران چگونه به نماد الهام‌بخش «فرهنگ مقاومت» برای ملت‌های دیگر تبدیل شده است.

در این شعر، شاعر تونسی « ریم الوریمی» از زبان یک صدای عرب، آرزو می‌کند در خیابان‌های تهران بایستد و از دوستی، احترام و سرنوشت مشترک مردمان منطقه بگوید؛ صدایی که تلاش می‌کند فراتر از مرزهای جغرافیایی، بر پیوندهای انسانی و فرهنگی تأکید کند.

این اثر، در ادامه سنت ماندگار ادبیات پایداری با عاطفه و تجربه زیسته، پلی میان ایران و جهان عرب ساخت؛ پلی که بر خلاف روایت‌های رسمی و رسانه‌ای غرب، ایران را به‌عنوان حامل یک هویت فرهنگی-تمدنی و یک الگوی مقاومت معرفی می‌کند. بازتاب گسترده این شعر در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های عربی، نشانه‌ای روشن از عطش پنهان در میان ملت‌های منطقه برای بازتعریف نسبت خود با «اسلام اصیل» و بازیابی هویت ازدست‌رفته است.

در چنین بستری، حضور ریم الوریمی، شاعر، استاد دانشگاه و چهره رسانه‌ای تونسی در تهران، معنایی فراتر از یک سفر فرهنگی پیدا می‌کند؛ او را می‌توان بخشی از یک جریان نوظهور در دیپلماسی فرهنگی دانست که از دل هنر برمی‌خیزد و به قلب ملت‌ها می‌نشیند. گفت‌وگوی پیش‌رو، روایت این پیوند عاطفی و فکری است؛ روایتی از زنی که از ۳۷۰۰ کیلومتر دورتر، ایران را نه در قاب رسانه‌های غربی، بلکه در آیینه فرهنگ، ایمان و مقاومت بازشناخته است.

چیزی که تمام امت اسلامی فراموش کرده‌اند، در ایران پیدا می‌شود

ریم الوریمی که حالا به دعوت حوزه هنری انقلاب اسلامی مهمان تهران است، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا، درباره علت علاقه خود به ایران اظهار کرد: مدت زیادی است که من از جمهوری اسلامی ایران به‌خاطر حمایت‌های این کشور از فلسطین و آرمان‌های حقیقی اسلام، حمایت می‌کنم، در دوره جنگ ۱۲ روزه، دل من با مردم ایران بود و در تمام روزهای جنگ، من گریه می‌کردم که چرا با شما نیستیم. دوست داشتم در کنار مردم ایران بایستم و مقاومت کنم.

در دوره جنگ ۱۲ روزه، دل من با مردم ایران بود و در تمام روزهای جنگ، من گریه می‌کردم که چرا با شما نیستیم

وی درباره تبلیغات رسانه‌های غربی و چگونگی همراهی خود با ایران گفت: واقعیت این است که در رسانه‌های غربی سیاه‌نمایی‌های زیادی درباره ایران وجود دارد. چیزی که تمام امت اسلامی فراموش کرده‌اند، در ایران پیدا می‌شود. آن چیزی که از اسلام محمدی (ص) وجود دارد و ملت ایران از آن دفاع می‌کند، در هیچ کجای امت اسلامی وجود ندارد. ما نمی‌توانیم بین آرمان ایران و آن چیزی که در نهایت به معراج رسول‌الله (ص) و مسجدالاقصی مربوط است، جداسازی ایجاد کنیم. متاسفانه در کشورهای عربی این آرمان‌ها را از دست داده‌ایم و حقیقت اسلام و قضیه فلسطین را گم کرده‌ایم.

این شاعر تونسی ادامه داد: اگرچه رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند که ما را گمراه کنند، سعی کردم حقیقت را پیدا کنم. حقیقتی که شاید من قبل از سال ۲۰۱۷ مانند دیگران درباره ایران فکر می‌کردم و تصوری درست و مثبت نداشتم، اما متوجه شدم که جمهوری اسلامی ایران در فرهنگ، هویت و آن چیزی که دنبال می‌کند، یک ارتباط روحانی با آرمان‌های اسلامی دارد و این ارتباط روحانی برای تربیت انسان‌ها و روح افراد بسیار موثر است.

ریم‌ الوریمی درباره تجربه کشورش که روزگاری تحت سلطه استعمار بود، گفت: اینکه ما در کشورهای عربی از هویت اصلی خود دور شده‌ایم، به‌خاطر یک پروژه جمعی است که برای تمام ما اتفاق افتاده است. این قضیه از آغاز تاریخ شروع شده است. زبان اصلی ما قرآن بوده است، اما در زمان استعمار و حتی در کشورهای اسلامی، تاریخ و شناختشان نسبت به تاریخ اسلامی هم ضعیف است و انگار این فرهنگ اسلامی را فراموش کرده‌اند. ما بعد از انقلاب کشورمان توانستیم از دستاوردهایمان نگهداری کنیم، اما خوشبختانه در ایران شاهدیم که از تمام بناها که از ادوار تاریخی مانده است، به‌عنوان یک هویت نگهداری و محافظت شده است.

«مرا به تهران ببرید»؛ صدایی که از ۳۷۰۰ کیلومتر آن‌سوتر به ایران رسید

جمهوری اسلامی ایران در حفاظت از این فرهنگ ایرانی-اسلامی، تبدیل به یک الگو شده است

وی درباره تغییرات زبانی در تونس گفت: مقداری از زبان ما به زبان فرانسوی مخلوط شده است، به‌خاطر اینکه مدت زمان زیادی تحت استعمار قرار گرفته‌ایم. اما هویت ایران و بناهای تاریخی که نگهداری شده‌اند، نشان‌دهنده قوت هویت و فرهنگ آن است که همین موضوع در نشان دادن حقیقت جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذار بود است. به همین دلیل است که می‌بینیم جمهوری اسلامی ایران در حفاظت از این فرهنگ ایرانی-اسلامی، تبدیل به یک الگو شده است.

این شاعر درباره حضور خود در مرقد مطهر امام رضا (ع) افزود: اولین حضور من در ایران بخاطر زیارت امام رضا بود که به مشهد رفتم. من عاشق ایشان هستم و ارتباط من با امام رضا (ع) یک قصه عاشقانه است و این قصه یک عشق واقعی است. هرگاه به کشورهای دیگری می‌روم، غربت امام رضا را درک می‌کنم و به‌خاطر همین، قرابت خاصی به ایشان دارم.

ریم الوریمی در پاسخ به این سوال که آیا او شاعر مقاومت است، گفت: من شعری می‌گویم که از روحم برمی‌خیزد و به روح دیگران می‌رسد و همواره از عشق به خدا شعر می‌گفتم. عشق به خدا و الهی من را به مسیر مقاومت رساند، چون عشق حقیقی به خدا در عمل می‌شود. مقاومتی که در مسیر داریم، به‌خاطر نور و عشقی است که به خدا داریم و ما را به مسیر مقاومت می‌رساند. به‌طور طبیعی، این باعث افتخار من است که شاعر مقاومت باشم.

وی با تأکید بر اینکه متاثر از «ابوالقاسم شابی» شاعر جوان تونسی بوده است، گفت: اشعار این شاعر که بیشتر ضد استعماری است، انگار به سرود ملی تبدیل شده است و با اینکه جنگ واقعی در میدان واقعی است، اما وظیفه شاعران است که این تقابل را در حوزه ادبیات نگه دارند؛ لذا جنگ به ادبیات رسیده است و ابوالقاسم شابی به‌عنوان یک سرباز در حوزه ادبیات فعال بود.

«مرا به تهران ببرید»؛ صدایی که از ۳۷۰۰ کیلومتر آن‌سوتر به ایران رسید

در ایران، الگویی از زن مسلمان که در ذهن داشتم را پیدا کردم

این شاعر تونسی در پاسخ به این سوال که چرا در اشعاری که سروده است به امام خامنه‌ای شهید پرداخته است و آشنایی او با رهبر شهید چگونه بوده است، گفت: اولین‌بار که به ایران آمدم، چیزی درباره آیت‌الله خامنه‌ای و مکتب فکری‌شان نمی‌دانستم؛ ولی در طول زندگی خودم به‌خاطر حجابم، انگار یک سفر مقاومت شخصی را در زندگی‌ام آغاز کرده بودم. این باعث تاسف است که در تونس، با اینکه یک کشور مسلمان است، اما ما را از حجاب در رسانه‌ها و جاهای مختلف منع می‌کردند. این موضوع نشان می‌دهد که ارزش‌ها در تونس تغییر کرده است.

در سیر و سلوک به سمت الهی، انسان باید به مرحله‌ای برسد که آن مرحله عرفانی، شناخت است و من متوجه شدم که در مکتب آیت‌الله خامنه‌ای، این جایگاه وجود دارد

ریم الوریمی افزود: در برخی از کشورهای عربی گفته می‌شود که ارزش زن فقط به این است که در خانه بماند، نقاب بزند و فعالیتی نداشته باشد. به همین دلیل، من برای اینکه بتوانم با حجاب حاضر باشم و فعالیت کنم، به فرانسه رفتم. من اعتقاد داشتم که زن باید فعال باشد تا بتواند جامعه را تربیت کند، زیرا خودش نصف جامعه است و باید نصف دیگر جامعه را تربیت کند. سعی می‌کردم مجاهدت کنم تا به‌عنوان یک زن مسلمان فعال باشم و در عین حال ارزش‌های اسلامی خودم را حفظ کنم. با تمام وجود دوست داشتم متدین بمانم و اسلام را در هویت خود نگه دارم. در آن زمان، فکر می‌کردم که من در این دنیا تنها هستم و تنها کسی هستم که چنین زندگی را انتخاب کرده‌ام.

وی خاطرنشان کرد: شش سال پیش، به یک جشنواره سینمایی در ایران دعوت شدم. در ایران، الگویی از زن مسلمان که در ذهن داشتم را پیدا کردم. متوجه شدم که آن چیزی که در تمام زندگی به‌تنهایی انجام می‌دادم، این مقاومت ذهنی که داشتم، در ایران به‌صورت اجتماعی و گروهی توسط افرادی که دور هم جمع شده‌اند و همگی در این مسیر هستند، وجود دارد. به‌خاطر همین موضوعات بود که من در ابتدا خیلی به آیت‌الله خامنه‌ای علاقه پیدا کردم، چراکه ایشان رهبر این جامعه با این ویژگی‌ها بودند. ولی محبت عمیق من زمانی به ایشان بیشتر شد که مکتب عرفانی ایشان را فهمیدم و با آن آشنا شدم، چراکه من نیز در سیر و سلوک‌های صوفی بسیار فعال بودم.

این شاعر تونسی اضافه کرد: در سیر و سلوک به سمت الهی، انسان باید به مرحله‌ای برسد که آن مرحله عرفانی، شناخت است. من متوجه شدم که در مکتب آیت‌الله خامنه‌ای، این جایگاه وجود دارد. در قدم اول، درباره آیت‌الله خامنه‌ای از تمام شیعیانی که می‌شناختم، شروع به سوال و تحقیق کردم. در حقیقت، در طول مدتی که از دوستان شیعه درباره تفکر و مکتب تشیع می‌پرسیدم، با مکتب فکری امام خامنه‌ای آشنا شدم. برای اینکه روح ایشان را بشناسیم، شرح ایشان درباره سوره فاتحه را باید بخوانیم. این شرح، بسیار زیبا و متعالی است.

«مرا به تهران ببرید»؛ صدایی که از ۳۷۰۰ کیلومتر آن‌سوتر به ایران رسید

من زنان ایرانی را خیلی دوست دارم

ریم الوریمی در واکنش به حضور مستمر زنان و دختران ایرانی در میادین و خیابان‌ها پس از حملات دشمن به کشورمان گفت: اولین چیزی که از دیدن حضور زنان و دختران ایرانی در خیابان‌ها به ذهنم می‌رسد، حس افتخار و عزت است. اینکه هنوز امت اسلام زنده است و حتی مهمترین قسمت آن، این است که این عزت و شرف را به نسل‌های بعدی منتقل می‌کند. نمی‌توانیم درباره نسل‌های آینده صحبت کنیم مگر اینکه درباره کسی که قرار است آنها را تربیت کند، صحبت نکنیم و آنها را در نظر نگیریم. در واقع زنان، کسانی هستند که تمدن را دست به دست می‌کنند و به آیندگان می‌رسانند. زنان و دختران برای مقاومت اسلامی یک سرمایه‌اند. چیزی که امام خمینی (ره) ابتدا بنا کرد و این انقلابی که امام در ایران ایجاد کرد، در ابتدا یک انقلاب سیاسی نبود بلکه یک انقلاب روحانی و تربیتی بود که در درون افراد و انسان‌ها ایجاد شد تا آنها به خودشان و به رشد درونی و روح متعالی‌شان احترام بگذارند و آن را به رسمیت بشناسند.

چیزی که امام خمینی (ره) ابتدا بنا کرد و این انقلابی که امام در ایران ایجاد کرد، در ابتدا یک انقلاب سیاسی نبود بلکه یک انقلاب روحانی و تربیتی بود که در درون افراد و انسان‌ها ایجاد شد تا آنها به خودشان و به رشد درونی و روح متعالی‌شان احترام بگذارند و آن را به رسمیت بشناسند.

شما کسانی بودید که باعث شدید من اسلامم و فرهنگ و هویت عربی‌ام را بازیابی کنم و آن دیوارهایی که در قلبم شکسته بود، دوباره بازسازی کنم

وی ادامه داد: اهمیت این تربیت روحانی، همان مسیری شد که ما را امروز به حضور مردم در خیابان‌ها و میادین می‌رساند؛ و این همان رهنمایی است که زن ایرانی را از گذشته به امروز رسانده و به آینده هدایت می‌کند. این بزرگترین پیام به کشورهای استکباری و ترامپ و آمریکاست. به آنها می‌گوییم همانطور که حضرت زینب (س) فرمودند، و می‌گویم که «ترامپ! این فریب تو به خودت برگشته است.» زنی که با گذشته و هویت خود ارتباط دارد و از آن حفاظت و مراقبت می‌کند، آن خط و ربط نورانی را نگه می‌دارد و ان‌شاءالله اتفاقات خوبی رقم می‌خورد. من زنان ایرانی را خیلی دوست دارم و از آنها تشکر می‌کنم که به تمام جهان ثابت کردند که حق واقعی در این دنیا زنده است و ان‌شاءالله این راه را ادامه خواهند داد.

این شاعر درباره علاقه‌اش به صحبت با مردم ایران و درباره آنها گفت: باعث افتخار است که با ملت ایران صحبت می‌کنم؛ من از تونس آمدم و عشق بزرگی را از طرف تمام اهالی شمال آفریقا برای شما آورده‌ام؛ و سلامی گرم را به سوی صابران و کسانی که مقاومت و استقامت می‌کنند و ایستاده‌اند، ارسال می‌کنم. ما در رسانه‌های عربی متاسفانه شنیدیم که گفته‌اند این یک نمایش است و واقعیت نیست. ولی شما در این روزها و در جنگ اخیر این را به تمام جهان ثابت کردید که نمایش واقعی در غرب اتفاق می‌افتد و این آنها هستند که نمایش می‌کنند.

ریم الوریمی تاکید کرد: می‌خواهم به شما بگویم که امام خمینی (ره) یک پرچم واضح و آشکار بودند و امام شهید، پرچمی را به دوش داشتند که جنگ باطنی را پیش می‌برد؛ و در حال حاضر، آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای برای شما آمده‌اند تا این دو را به هم وصل کرده و اجماع کنند. خط اسلام اصیل محمدی در دستان شماست؛ شما تنها از اسلام و از سرزمین و کشورتان دفاع نمی‌کنید، بلکه در قلب امت اسلام و بیت‌المقدس نیز دفاع می‌کنید.

شاعر و چهره رسانه‌ای اهل تونس ادامه داد: من می‌خواهم به ملت ایران بگویم که آمدم اینجا تا از شما حمایت و پشتیبانی کنم و عشقم را به شما نشان دهم. اما باید بگویم شما کسانی بودید که باعث شدید من اسلامم و فرهنگ و هویت عربی‌ام را بازیابی کنم و آن دیوارهایی که در قلبم شکسته بود، دوباره بازسازی کنم. شما اهل حق هستید و ان‌شاءالله پیروز خواهید شد.

«مرا به تهران ببرید»؛ صدایی که از ۳۷۰۰ کیلومتر آن‌سوتر به ایران رسید

وی درباره عکس‌العمل مردم تونس نسبت به شکست هیمنه کشور لیبی با ترفندهای غربی گفت: همه می‌دانند که اتفاقی که در لیبی رقم خورد، در واقع پروژه‌ای بزرگ برای اسرائیل بود که آنها در نظر داشتند. می‌خواستند قدرت‌های این سمت را تضعیف کنند تا بتوانند کارشان را ادامه دهند. مردم لیبی متوجه شدند که مشکل فقط از سمت رژیم صهیونیستی و استعمار نیست، بلکه اشکال اسلام تحریف‌شده و زائل‌شده‌ای است که آمریکا برای آنها درست کرده است.

ریم الوریمی در انتها گفت: بعد از اتفاقاتی که در لیبی رقم خورد و واکنش کشورهای خلیج فارس را دیدیم، متوجه شدیم که آن چیزی که نتیجه اعمال اهالی خلیج فارس را که دیدیم، این اسلام داعشی که به ایران پشت می‌کند، آن اسلامی نیست که امت اسلامی را نجات بدهد. در زمانی که عملیات طوفان‌الاقصی اتفاق افتاد، همه به صورت جمعی دچار یک شک شدند و در ابتدا سکوت کردند؛ و همین اتفاق امروز هم در حال تکرار است و همگی در شک هستند.

به گزارش ایمنا، روایت ریم الوریمی را نمی‌توان تنها یک گفت‌وگوی فرهنگی یا تجربه شخصی یک شاعر دانست؛ این روایت، نشانه‌ای از جابه‌جایی آرام اما عمیق در میدان افکار عمومی جهان اسلام است. جایی که دیگر فقط سیاستمداران تعیین‌کننده مسیر نیستند، بلکه صداهای برخاسته از دل هنر، هویت و ایمان، نقش‌آفرینان اصلی این میدان شده‌اند.

«خذونی» یک شعر بود، اما کارکردی فراتر از شعر پیدا کرد؛ به یک پیام، یک دعوت و حتی یک نشانه تبدیل شد؛ نشانه‌ای از اینکه ایران، در میان تمام روایت‌سازی‌های متعارض، توانسته است در لایه‌ای عمیق‌تر، خود را به‌عنوان یک «مرجع فرهنگی مقاومت» به بخشی از جهان معرفی کند. آن‌هم نه از مسیر رسانه‌های رسمی، بلکه از مسیر دل‌هایی که حقیقت را جست‌وجو کرده‌اند.

شاید مهم‌ترین بخش این روایت، همان جمله‌ای باشد که از دل یک تجربه زیسته بیرون آمده است: «شما باعث شدید من اسلامم و هویتم را بازیابی کنم.» جمله‌ای که بیش از هر تحلیل سیاسی، گویای اثرگذاری نرم و ماندگار فرهنگ است.

کد خبر 966679

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.