به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، میدان جدید مبارزه ایران در تقابل با آمریکا ویدئوهای کوتاه هوش مصنوعی است که در ظاهر سرگرمکننده به نظر میرسد، اما در واقع بستههای قدرتمند جنگ روانی هستند که مستقیم برای مصرف مخاطب آمریکایی و اروپایی طراحی شدهاند. علاوه بر ویدئوهای لگویی که طوفانی در رسانههای بینالملل ایجاد کردند، اکنون شاهد ورود سبک جدید روایت هوش مصنوعی به نام رپ نبرد هستیم.
دلیل انتخاب قالب «رپ نبرد» به جای بیانیههای رسمی یا مصاحبههای دیپلماتیک، در فهم زبان نسل جدید غرب نهفته است. جنگهای دیپلماسی ایران با غرب از طریق متون سنگین و رسمی پیش میرود که جذابیت لازم برای هدف قرار دادند نوجوان و جوان آمریکایی را ندارد. اما رپ نبرد که ریشه در فرهنگ هیپهاپ خیابانی آمریکا دارد زبانی است که هر جوانی در لسآنجلس یا نیویورک آن را میفهمد. ریتم تند و تهاجمی، شعرهای فخرفروشانه و تحقیرکننده و حافظهسپاری بالا از ویژگیهای این ژانر است. وقتی ایران از این قالب استفاده میکند، در واقع با زبان بومی ذهنیت جوان آمریکایی با او حرف میزند، نه از طریق مترجم یا دیپلمات.
نکته کلیدی که این پدیده را از هر جنگ رسانهای پیشین متمایز میکند، استفاده از هوش مصنوعی مولد است. این ابزار مزایای راهبردی دارد؛ نخست آنکه مدلهای هوش مصنوعی روی حجم عظیمی از دادههای انگلیسیزبان و فرهنگ عامه غرب آموزش دیدهاند. فعالان رسانهای با بهرهگیری از همین مدلها توانستهاند محتوایی تولید کنند که لهجه خواننده رپ طبیعی و آمریکایی به نظر برسد، ارجاعات بصری آن بهطور کامل آشنا و باورپذیر باشد و شوخیها و طعنههایش در بافت فرهنگی غرب قابل درک شود.
در جنگ کلاسیک رسانهای، ساخت یک ویدئوی انیمیشنی حرفهای ماهها زمان میبرد، اما اکنون ظرف چند ساعت دهها ویدئوی متفاوت با مضامین مختلف تولید میشود. این یعنی هر طرف میتواند در واکنش به هر رویداد سیاسی، ظرف ۲۴ ساعت ویدئوی متناسب منتشر کند و با آزمون و خطا، مؤثرترین نسخه را پیدا کند.
این تاکتیک در شرایط کنونی جنگی به چند دلیل کارآمد است. نخست آنکه رسانههای بزرگ غربی هیچگاه اجازه پخش مضامین واقعی دو طرف جنگ را نمیدهند، اما یک ویدئوی رپ پانزدهثانیهای با شخصیتهای کارتونی یا محتوای طنز از این فیلتر عبور میکند و کاربران خودشان آن را دست به دست میکنند. دوم آنکه در شرایط جنگ واقعی، اخبار رسمی بهشدت تکراری، غمانگیز و خستهکننده میشوند و مخاطب دچار گریز از خبر میشود. یک ویدئوی رپ هوش مصنوعی این لایه خستگی را میشکند و پیام خود را در لحظهای که مخاطب بیدفاع است، یعنی هنگام سرگرمی، وارد ذهن میکند.
مرز باریکی میان «نبرد هوشمندانه» و «کمیکاستریپ مسخره» وجود دارد که عبور از آن میتواند موجب شود کل روایت ایران جدی گرفته نشود، با این حال، آنچه روشن است این است که جنگ ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ نشان داد موشکهای بالستیک و ناوهای هواپیمابر دیگر تنها تعیینکننده نتیجه نیستند. در کنار آنها، یک ویدئوی سیثانیهای با یک بیت رپ خوب و یک صحنه کارتونی از رئیسجمهور آمریکا در حال گریه میتواند قدرت تخریب روحیه یک ارتش را داشته باشد. نسل جدید غرب با «اخبار» بزرگ نشده، بلکه با «میم»، «رپ» و «ویدئوی کوتاه» بزرگ شده است. نبرد روایتها برای همیشه تغییر کرده و برنده نهایی کسی خواهد بود که نه اتم، بلکه الگوریتم را بهتر هدف بگیرد.
نظر شما