به گزارش خبرگزاری ایمنا، در فضای مسموم جنگ روانی، جایی که رسانههای غربی با چماق کلیشهها و شلاق تحریفهای تاریخی، تصویری ناقص و تحقیرآمیز از ایرانیان ترسیم کردهاند، واقعیت میدانی ایران همچون گلولهای از نور، پردههای دروغ را کنار زده است و روایتهای واقعی، داستان شکستِ پروپاگاندا در برابر حقیقت زنده ایران است؛ روایتی که در آن، زنان ایرانی قهرمانی بیدار، شجاع و فعال در صحنههای نبرد و بحران هستند.
ویدیویی کوتاه از یک زن آتشنشان ایرانی که با توانی بینظیر، چالشی را در فضای مجازی اجرا میکند، اعلامیهای بزرگ برای جهان است که نشان میدهد زنان ایرانی، همزمان با ایستادگی در خط مقدم آتش و خطر، به زندگی و شادی نیز وفادار هستند.
مهند البلال، فعال حقوق بشر سودانی با مشاهده این ویدئو، حقیقتی شیرین را آشکار کرد که آن تناقض فاحش میان شعارهای غربی درباره نجات زنان از سرکوب و واقعیت حضور پرشور زنان ایرانی در جبهههای نجات جان انسانها است.
وقتی همان زنانی که غرب مدعی نجات آنهاست، خود نجاتدهندگان مردم از دل آتش و آوار بمبارانهای مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند، منطق استعماری دشمنان ایران فرومیریزد و این لحظه، نقطه عطفی در نبرد روایتهاست؛ جایی که پروپاگاندا در برابر شجاعت عمل، سر تعظیم فرود میآورد.
زن آتشنشان ایرانی، نمادی از بلوغ اجتماعی و توانمندی ملت ایران است، او در حالی که یونیفرم آتشنشانی بر تن دارد، ثابت میکند که زنان ایران نهتنها محدود به چهاردیوار خانه نیستند، بلکه ستونهای اصلی مدیریت بحران و دفاع از میهن هستند.
حضور زنان ایران در بیمارستانها، پایگاههای پدافندی و صحنههای حوادث نشان میدهد که غیرت و ایثار در خون زن ایرانی جریان دارد و هیچ نیروی خارجی نمیتواند این پیوند ناگسستنی را از بین ببرد، او قهرمان داستان امروز ایران است؛ زنی که هم آتش را خاموش میکند و هم امید را زنده نگه میدارد.
این ویدیو و تحلیل منصفانه فعالان جهانی، درسی بزرگ برای تمام جهان است که ایران امروز، تصویری نیست که در اتاقهای فکر دشمن ساخته شده باشد. ایران امروز، ملتی است که زنان آن با تخصص، شجاعت و نشاط در سختترین شرایط، نقش محوری ایفا میکنند.
این حضور پرصلابت، بهترین پاسخ به دروغهای بیپایان رسانههای معاند است و نشان میدهد که زنان ایرانی، نیازمند نجاتدهنده خارجی نیستند، بلکه خود نجاتدهنده جامعه و قهرمان واقعی تاریخ هستند.

شکست پروپاگاندا در برابر شجاعت زنان ایرانی
در دنیای پر از شبهه و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران، رسانههای غربی و جریانهای معاند سالهاست تلاش میکنند تصویری سیاه و تاریک از زنان ایرانی ترسیم کنند؛ تصویری که در آن زنان ایرانی همواره قربانی، عاجز و در بند قوانین سختگیرانه معرفی میشوند، اما واقعیتهای میدانی، همواره با این کلیشههای تبلیغاتی در تضاد است.
به تازگی «مهند البلال»، فعال حقوق بشر سودانی، با اشاره به ویدیویی از یک زن آتشنشان ایرانی که در حال اجرای چالش تیکتاک بوده است، پرده از تناقض عجیب پروپاگاندای ضدایرانی برداشته است؛ واقعیتی که نشان میدهد چگونه یک ویدیوی ساده میتواند روایتهای ساختهشده در اتاقهای فکر دشمن را در هم بشکند.
مهند البلال در توضیح تجربه خود میگوید: «مدتی پیش ویدیویی دیدم که یک زن آتشنشان ایرانی داشت چالش تیکتاک را اجرا میکرد و همان لحظه متوجه شدم که چطور یک ویدئو ساده میتواند تصویر تبلیغاتی و کلیشهای که از زنان ایرانی ساختهاند را بهطور کامل نقض کند.»
این ویدیو که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میچرخد، تصویری زنده و پرانرژی از یک زن ایرانی را به نمایش میگذارد؛ زنی که نهتنها در انزوا نیست، بلکه با شغل سخت و دشوار آتشنشانی، مسئولیت حفظ جان شهروندان را برعهده دارد و توان او در حالی که یونیفرم آتشنشانی را بر تن دارد، با تصویری که رسانههای غربی سالها است تلاش میکنند به جهانیان القا کنند، تفاوتی فاحش دارد، این زن نمادی از توانمندی، شجاعت و حضور اجتماعی زنان ایران است که در میدانهای عمل و خطر، میدرخشد.
طنز تلخ جنگ؛ نجات زنان از سرکوب یا نجات از آتش؟
مهند البلال با اشاره به شرایط حساس کنونی و حملات هوایی مشترک صهیونیستی-آمریکایی به کشور به نکتهای بسیار ظریف و طنزآمیز اشاره میکند؛ او میگوید: «همین حالا ایران زیر بمباران است و به ما گفته میشود که باید زنانش را از سرکوب نجات دهیم، اما طنز ماجرا این است که بسیاری از نیروهای امدادی همان زنان ایرانی هستند.»
این جمله، خاری در چشم پروپاگاندای غربی است، در حالی که سیاستمداران آمریکایی و اروپایی با ادعای حمایت از حقوق زنان ایرانی، بهانهای برای فشار و تجاوز به کشور میسازند، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. زنان ایرانی در خط مقدم مدیریت بحرانها هستند، آنها در میان آتش و آوار، در میان دود و خاکستر، بهعنوان آتشنشان، تکنسین امداد و نجات و نیروهای داوطلب هلالاحمر، جان خود را برای نجات هموطنانشان به خطر میاندازند.
سؤالی که البلال و بسیاری از منصفان جهان میپرسند این است: چگونه باید زنی را که در حال نجات جان انسانها از زیر آتش بمباران دشمن است، نجات داد؟ این تناقض آشکار، نشان میدهد که شعارهای دفاع از حقوق بشر و زنان در غرب، تنها ابزاری برای اهداف سیاسی و استعماری است و هیچ ارتباطی با واقعیت زندگی و افتخارات زنان در ایران ندارد.
زنان ایرانی؛ ستونهای مقاومت و امید
حضور زن آتشنشان در آن ویدیو، تنها یک نماد نیست، نمادی از هزاران زنی که امروز در میادین دفاع از کشور، در بیمارستانها، در پایگاههای پدافندی و در خیابانها حضور دارند. آنها قهرمانان داستانهای واقعی هستند و با نشاط، تخصص و غیرت، ثابت کردهاند که هیچکس نمیتواند آنها را محدود کند.
ویدیوی آن زن آتشنشان ایرانی و تحلیل مهند البلال، درسی بزرگ برای رسانههای جهان دارد؛ واقعیت ایران، تصویری نیست که در شبکههای بیبیسی و سیانان ساخته میشود، واقعیت ایران در توان آن زن آتشنشان، در شجاعت نیروهای امدادی و در ایستادگی ملت است. دشمنان با بمباران و پروپاگاندا میخواهند روحیه مردم را بشکنند، اما دیدن زنانی که در میان آتش شجاعت میبینند و برای نجات جان دیگران تلاش میکنند، بهترین پاسخ به دروغهای آنهاست؛ زنان ایرانی نیازی به نجاتدهنده خارجی ندارند، خودشان نجاتدهنده و قهرمانان واقعی این سرزمین هستند.
آغوش مادر شهید آخرین پناه فرزند شد
حملات هوایی بیرحم آمریکا و رژیم صهیونیستی، خسارات جبرانناپذیری را به مردم ایران تحمیل کرده است و در میان ویرانیها و آوارهای ناشی از این حملات، گاهی داستانهایی رقم میخورد که هم تلخ است و هم شگفتانگیز، داستانی از تلاش امدادگران هلالاحمر در استان قم که توانستند در میان خاکستر، معجزهای را زنده نگه دارند؛ روایت نجات یک کودک ششماهه که در آغوش مادر شهیدش، به تنهایی در برابر مرگ ایستادگی کرد.
تیمهای عملیاتی جمعیت هلالاحمر برای بررسی وضعیت مناطق آسیبدیده از حملات هوایی، در استان قم حضور یافتند. در یکی از نقاط مورد هدف، ساختمانی بهطور کامل تخریب شده بود و امدادگران با بهرهگیری از سگهای جستوجو و نجات، عملیات دقیق خود را آغاز کردند تا شاید نشانهای از حیات زیر آوار پیدا کنند. ساعتها تلاش بیوقفه ادامه داشت تا اینکه تلاشهای آنها به نتیجه رسید و امید به زنده ماندن کسی در دل آن ویرانهها، رنگ واقعیت به خود گرفت.
حین برداشتن آوارها، صحنهای تکاندهنده برای امدادگران نمایان شد، آنها متوجه شدند که یک کودک ششماهه زیر آوار گرفتار شده است، اما نکته حیرتانگیز و دردناک ماجرا، وضعیت این کودک بود. او در آغوش مادر خود قرار داشت که در اثر این حادثه به شهادت رسیده بود، مادر در آخرین لحظات، فرزندش را در آغوش فشرده بود و این آغوش، تبدیل به تنها پناهگاه کودک در برابر سنگها و آوار شده بود.
امدادگران برای نجات جان کودک، باید او را از زیر آوار خارج میکردند، کودک همچنان در آغوش بیجان مادرش قرار داشت و جدا کردن او از آن آغوش، لحظهای بسیار دشوار و تأثربرانگیز بود. امدادگران با احتیاط کامل، کودک ششماهه را از آغوش مادر شهیدش جدا کردند و بیرون آوردند و تلاشهای شبانهروزی و استفاده از تجهیزات تخصصی و سگهای زبده، باعث شد تا این نوزاد زنده از دل ویرانیها بیرون آورده شود.
پس از انتقال کودک به محل امن، تیمهای درمانی وضعیت او را بررسی کردند و بر اساس گزارش تیمهای امدادی، وضعیت جسمانی این کودک در حال حاضر مساعد اعلام شده است، اما پدر و مادر این کودک هر دو بر اثر شدت حملات هوایی و ریزش آوار، به شهادت رسیدند و این نوزاد ششماهه، تنها بازمانده این خانواده در این حادثه تروریستی است.

از شعار نجات تا جنایت بمباران؛ فاش شدن چهره واقعی آمریکا و اسرائیل
حتی در دنیای پر از ریا و نفاق سیاست، کم پیش میآید که دروغگویی به این حد از وقاحت، صراحت و بیشرمی برسد؛ مقامات رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا، با چهرهای مملو از رحمت ساختگی و ادعاهای پوچ، مدعی شدند که قصد دارند «کمکهای بشردوستانه» برای مردم ایران بفرستند و در سخیفترین تلاش رسانهای خود، سعی کردند القا کنند که نگران وضعیت انسانی در ایران هستند.
آنها تلاش کردند با نقاب انساندوستی، چهره خونین خود را بپوشانند و خود را نجاتبخش ملتها نشان دهند، اما واقعیت میدانی، چهره زشت و خونین آنها را برملا کرد؛ واقعیتی که در آن کمک آنها نه در بستههای غذایی یا دارو، بلکه در کلاهکهای موشکی و بمبهای هوشمندی بود که بر سر فرزندان این خاک فرود آمدند. وعده آزادی و کمک به خون و آتش تبدیل شد و دشمنان ثابت کردند که فرهنگ و تمدن پوشالی آنها، جز جنایت، ترور و نسلکشی چیزی برای عرضه به بشریت ندارد.
اگر تعریف کمک بشردوستانه را در فرهنگ لغت منحوس آمریکا و اسرائیل بخواهیم جستوجو کنیم، باید به لیست بلندبالای و وحشتناک اهداف جنایتکارانه آنها در حملات اخیر نگاهی بیندازیم؛ آنها که در مجامع بینالمللی مدعی دفاع از حقوق بشر و امنیت انسانها بودند، مستقیم به جان امنترین اماکن افتادند تا نشان دهند که برایشان هیچگونه حریمی قائل نیستند.
حمله به سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آزادی که نماد ورزش، نشاط و حضور مردمی در ایران است، نشان داد که دشمن حتی به جای تفریح و شادی مردم نیز رحم نمیکند و قصد دارد امنیت روانی جامعه را هدف بگیرد، اما جنایت آنها اینجا متوقف نشد؛ فاجعه زمانی عظیمتر شد که موشکهای آنها به سمت مدرسه عصمت در ارومیه و مدرسه میناب شلیک شد و مدارسی که باید امنترین پناهگاه برای دانشآموزان میبودند، به محل شهادت کودکان تبدیل شدند تا دانشآموزان معصوم در حال درس خواندن و رویاپردازی برای آینده به خون کشیده شوند، آیا کشتن کودکان در کلاس درس و پاره شدن دفترهای مشقشان با ترکش، همان نوع دوستی است که مدعیان تمدن غرب به آن میبالند؟ این اقدامات، جنایتی جنگی و هولناک است که تاریخ هرگز آن را نخواهد بخشید.

در سوی دیگر روایتهای حماسی، جنایت بیسابقه دشمنان بشریت رقم خورده است؛ جنایتی که حتی در کتابهای تاریخ سیاه جنگها نیز کمنظیر است. رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، با نقاب کمکهای بشردوستانه بر چهره، کلاهکهای مرگبار را بر سر کودکان بیدفاع فرود آوردند.
حمله به ورزشگاه آزادی، نماد شادی و نشاط مردمی و شلیک موشکها به مدارس نشان داد که دشمن حتی به جایگاه آموزش و تفریح کودکان نیز رحم نمیکند. این اقدامات هولناک، نه جنگ، بلکه نسلکشی سازمانیافته کودکان بیگناه است که تاریخ، هرگز آن را نخواهد بخشید.
در میان این ویرانیها و آوارهای خونین، داستانی از عشق و ایثار مادرانه در استان قم روایت شد که اشک هر بینندهای را جاری میکرد. تیمهای امدادی هلالاحمر، در دل ویرانههای یک ساختمان تخریبشده، کودک ششماههای را یافتند که در آغوش بیجان مادر شهیدش بهتنهایی در برابر مرگ ایستادگی کرده بود.
مادر در آخرین لحظات زندگی، فرزندش را در آغوش فشرده خود نگه داشته بود تا آخرین پناهگاه امن او باشد و جداسازی کودک از آن آغوش سرد، صحنهای دردناک و تکاندهنده برای امدادگران بود، اما تلاشهای شبانهروزی و استفاده از سگهای نجات، باعث شد تا این گُل خندان بیپناه، زنده از دل آوار بیرون کشیده شود.
این نوزاد که پدر و مادرش را در اثر حملات هوایی بیرحمانه دشمن از دست داده بود، نمادی از مقاومت زندگی در برابر مرگ است. زنده ماندن او در حالی که آوار جنایت دشمن بر سرش فروریخته بود، پیامی روشن به جهان دارد که حتی اگر دشمن تمام تلاش خود را بکند تا امید را بکشد، روح ایثار و عشق مادرانه، همواره پیروز خواهد بود و نجات این کودک، پیروزی زندگی بر مرگ و نور بر تاریکی است.
وعدههای کمک بشردوستانه آمریکا و اسرائیل، تنها نقابی بود برای پوشاندن چهره خونین آنها و واقعیت میدانی، چهره واقعی این جنایتکاران را نشان داد، جنایتکارانی که مرگ به مردم ایران هدیه میدهد، اما ایران با وجود تمام این جنایات، همچنان استوار و سربلند ایستاده است.
زن آتشنشان استوار ایرانی، مادر شهیدی که فرزندش را نجات داد و ملت همبسته ایران ثابت کردند که هیچ قدرتی نمیتواند اراده این ملت را بشکند و ایران با خون شهدا و ایثار مردم، پیروز نهایی این نبرد تاریخی خواهد بود.
نظر شما