چرا ترامپ این همه توییت دروغ می‌زند؟

وقتی دونالد ترامپ در عرض چند ساعت چندین پیام متناقض، اغراق‌آمیز یا حتی نادرست منتشر می‌کند، آیا با یک رفتار هیجانی طرفیم یا یک استراتژی دقیق رسانه‌ای؟ داده‌ها می‌گویند این حجم از توییت‌پراکنی، نه خطا، بلکه نوعی مهندسی افکار عمومی است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، اگر بپذیریم که رفتار رسانه‌ای ترامپ تصادفی نیست، آن‌وقت نباید توییت‌های او را به‌عنوان واکنش‌های لحظه‌ای دید، بلکه باید به‌مثابه اجزای یک «دکترین ارتباطی» تحلیل کرد؛ دکترینی که در آن، حقیقت قربانی سرعت و تکرار می‌شود.

بررسی داده‌های دوره ریاست‌جمهوری او نشان می‌دهد که ترامپ در اوج فعالیت خود، روزانه بین ۲۰ تا ۳۵ توییت و ریتوییت منتشر می‌کرد؛ عددی که به‌مراتب بالاتر از استاندارد سیاست‌مداران هم‌رده اوست. این حجم از تولید محتوا، به‌تنهایی نشان می‌دهد هدف، تنها اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه «اشباع» است.

۱. حاکمیت بر توجه؛ اقتصادِ کلیک به‌جای منطق

در عصر رسانه‌های دیجیتال، توجه مهم‌ترین سرمایه است. ترامپ این را زودتر از بسیاری فهمید. با تولید مداوم محتوا در پلتفرم‌هایی همچون Twitter (ایکس فعلی)، او در عمل چرخه خبری را در اختیار گرفت. مطالعات رسانه‌ای نشان می‌دهد در سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، بیش از ۶۰ درصد از پوشش خبری شبکه‌های بزرگ آمریکا به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به اظهارات او گره خورده بود. این یعنی هر توییت، یک دستور کار جدید برای رسانه‌ها.

۲. تخریب حقیقت؛ وقتی دروغ به استراتژی تبدیل می‌شود

طبق گزارش‌های نهادهای fact-checking همچون واشنگتن‌پست، ترامپ در دوره ریاست‌جمهوری خود بیش از ۳۰ هزار ادعای گمراه‌کننده یا نادرست مطرح کرده است. این حجم از اطلاعات غلط، یک خطای فردی نیست؛ بلکه نوعی «بمباران اطلاعاتی» است. در چنین فضایی، مخاطب نه‌تنها حقیقت را گم می‌کند، بلکه به‌مرور نسبت به اصلِ حقیقت بی‌اعتماد می‌شود؛ هدفی که به‌طور دقیق در راستای تضعیف رسانه‌های مستقل عمل می‌کند.

۳. جنگ روانی با بازار؛ توییت به‌مثابه ابزار اقتصادی

ترامپ بارها نشان داده که از تأثیر مستقیم توییت‌هایش بر بازار آگاه است. تنها یک توییت درباره چین یا نفت، می‌تواند قیمت‌ها را در عرض چند دقیقه جابه‌جا کند. نمونه‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد بعضی از توییت‌های او موجب نوسانات ۲ تا ۵ درصدی در شاخص‌های مالی شده‌اند. این یعنی یک حساب کاربری شخصی، به ابزاری برای اعمال فشار اقتصادی تبدیل شده است؛ بدون نیاز به سیاست‌گذاری رسمی.

۴. بازی با احساسات؛ مهندسی ترس و هیجان

زبان ترامپ، زبان داده و استدلال نیست؛ زبان او، زبان احساس است. استفاده مکرر از کلماتی همچون «فاجعه»، «بزرگ‌ترین»، «وحشتناک» یا «بی‌سابقه» موجب ایجاد یک فضای دوگانه می‌شود: یا پیروزی مطلق یا شکست کامل. این قطبی‌سازی، یکی از تکنیک‌های شناخته‌شده در جنگ روانی است که موجب افزایش وفاداری هواداران و در عین حال، تشدید تنش اجتماعی می‌شود.

۵. حکمرانی در آشوب؛ وقتی ابهام به ابزار قدرت تبدیل می‌شود

در شرایطی که اطلاعات متناقض به‌طور مداوم منتشر می‌شود، مخاطب دچار نوعی «خستگی شناختی» می‌شود. در این وضعیت، افراد به‌جای تحلیل، به‌دنبال یک مرجع ساده و سریع می‌گردند. ترامپ به‌طور دقیق در همین نقطه وارد می‌شود: او خود را به‌عنوان تنها منبع «صریح» و «بی‌پرده» معرفی می‌کند، حتی اگر این صراحت برپایه واقعیت نباشد.

۶. جابه‌جایی روایت؛ فرار به جلو با سرعت بالا

یکی از الگوهای تکرارشونده در رفتار ترامپ، ایجاد جنجال‌های جدید برای پوشاندن اخبار منفی است. داده‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد در بسیاری از موارد، هم‌زمان با انتشار گزارش‌های انتقادی درباره او، موجی از توییت‌های جنجالی منتشر شده که توجه رسانه‌ها را منحرف کرده است. این تکنیک، در عمل چرخه پاسخ‌گویی را مختل می‌کند.

۷. القای حس قدرت؛ نمایش بی‌پروایی به‌عنوان سرمایه سیاسی

برای بخشی از هواداران ترامپ، همین بی‌پروایی و شکستن قواعد، نشانه قدرت است. او با عبور مداوم از خطوط قرمز، تصویری از یک رهبر «غیرقابل مهار» می‌سازد؛ تصویری که در فضای پوپولیستی، به‌جای هزینه، گاهی به سرمایه تبدیل می‌شود.

در نهایت، آنچه از رفتار رسانه‌ای ترامپ برمی‌آید، یک «نظم در آشوب» است؛ نظمی که بر پایه تکرار، اغراق و تحریف بنا شده. مسئله این نیست که چرا او این‌قدر توییت می‌زند؛ سؤال واقعی این است که چرا این استراتژی، هنوز برای بخشی از افکار عمومی کار می‌کند.

کد خبر 965361

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.