به گزارش خبرگزاری ایمنا از چهارمحالوبختیاری، گوشهای به نظاره ایستادهام ماشین صوت هنوز آماده نشده به آسمان نگاه میکنم، شک توقفگاه بدی است، لحظهای به سراغم میآید نکند امشب کسی نیاید؟
به آسمان نگاه میکنم ناخودآگاه یاد آهنگ چاوشی میافتم (تو در مسافت بارانی و غم درشکهای از اشک است) در فکر و خیالم که امشب خلوت نشود.
صدای تکبیر از بین جمعیت بلند میشود سر از آسمان بر میگردانم پیرمردی شروع به تکبیر گفتن کرده، مردم جواب میدهند،هر چه تکبیر ها رساتر میشود، باران هم شدیدتر میشود، انگار دوئل است.
دو نفر میدوند و پارچه جلوی جمعیت را باز میکنند. جمعیت از جلو دارد اضافه میشود. عدهای که تا لحظه پیش در پیادهرو ایستاده بودند، حالا در خیابان جا خوش کردهاند. تعداد افراد لحظه به لحظه بیشتر میشود. چترها به اندازه همه نیست تا روی سر همه قرار بگیرد. همه چترها را به هم میچسبانند.
منظره زیبایی شکل میگیرد، چترها سقف خانهای میشوند که فندانسیونش زمین ایران است و ستونهایش مردم.از خودم میپرسم کدام زلزله است که بتواند تن همچین خانهای را بلرزاند؟
صدای مرگ بر آمریکا از بین جمعیت بلند میشود.انگار صدای درونم را شنیدهاند و همه یک صدا پاسخ دادند که آمریکا هم هیچ غلطی نمیتواند بکند تا زمانی که ستونهای این خانه مردم هستند.
جمعیت حرکت میکند ماشین صوت با هر زحمتی هست راه میافتد.
در دلم مسئول صوت را تحسین میکنم ایستاده و دارد با مشقت صوت را راه میاندازد. یک نفر چتر روی سرش میگیرد، اشارهای میکند، جملهای به او میگوید و او هم چتر را برمیدارد.
کنجکاویام گل میکند به سراغش میروم که چرا چتر را پس زد؟
اولش من و منی میکند ولی میگوید من هم یکی مثل بقیهای که چتر ندارند. در دلم آفرین سفتی می گویم. این بار انگار مجری صدای درونم را شنیده باشد. قربان صدقه مردم میرود و میگوید باید مسئولان قدر شما را بدانند.

کمی از ماشین صوت دور میشوم، به نظرم میرسد امشب شگفتانه کم نداریم. چشمم به بچههای انتظامات میخورد، مثل موش آب کشیده شدند، مدام دغدغه مردم را دارند، میدوند و ماشینها را رد میکنند. تا بقیه ذرهای ناهماهنگی حس نکنند.
کنار یکیشان می روم خدا قوتی میگویم و میپرسم؟ نظرتون؟
حرفش کوتاه اما ضربه جملهاش زیاد است، میگوید باید پای این مردم را بوسید، میگوید این همان مردمی هستند که امام فرمود تا آخر خط با ما میمانند. به خودم میآیم مداح به شعر همخوانی هر شب رسیدهایم،انگار شعر هم ذهن مرا خوانده،شعر حرف انتظاماتی را تأیید میکنند،همه همخوانی میکنند:((پیمان بستیم با فرزند حیدر/با خامنهای هستیم تا آخر))
چقدر امشب همه چیز دیدنی است. برنامه به دعای عظمالبلا ختم میشود و دعای حجهبنالحسن بدرقه راه همه مردم میشود. مجری مسیر فردا شب را اعلام میکند تا باز هم یک شب دیگر یک حماسه دیگر ببینم.
نظر شما