به گزارش خبرگزاری ایمنا، زمانی که دونالد ترامپ دستور محدودسازی تردد در تنگه هرمز را مطرح کرد، کمتر تحلیلگری تصور میکرد این تصمیم، نه نمایش قدرت بلکه آغاز یک شوک زنجیرهای در اقتصاد جهانی باشد. آنچه رخ داد، نشان داد تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه «گره تنظیمکننده» بازارهای انرژی، حملونقل و حتی امنیت غذایی جهان است.
بر اساس تحلیلهای منتشرشده از سوی شورای آتلانتیک، مجموعهای از شاخصهای کلان اقتصادی نشان میدهد اختلال در این گذرگاه چگونه در مدت کوتاهی به بحرانی چندبخشی تبدیل شد؛ بحرانی که اثر آن از آسمان تا زمین از سوخت جت تا کود شیمیایی گسترش پیدا کرد.
۱. شوک اولیه؛ انرژی بهعنوان نقطه آغاز بحران
پیش از بحران، منطقه خلیج فارس تأمینکننده حدود:
- ۲۰ درصد سوخت جت دریایی جهان
- ۱۰ درصد گازوئیل جهانی
این ارقام بهتنهایی نشان میدهد هرگونه اختلال در این مسیر، بهطور مستقیم حملونقل جهانی را هدف قرار میدهد.
پس از محدودیت در تردد:
- قیمت نفت از ۷۲ دلار به ۹۵ دلار رسید (+۳۲درصد)
- قیمت سوخت جت در بعضی بازارها از۱۰۰ تا ۱۶۰ درصد افزایش پیدا کرد
- بنزین و گازوئیل در بعضی مناطق از۷۰ تا ۱۰۰ درصد جهش داشتند
این افزایشها تنها یک نوسان قیمتی نبود، بلکه آغاز یک «تورم زنجیرهای» در کل اقتصاد جهانی بود.
۲. حملونقل هوایی و زمینی؛ توقف تدریجی شریانها
در اروپا، وابستگی به سوخت خلیج فارس به حدود ۶۰ درصد سوخت جت میرسید. نتیجه:
- لغو هزاران پرواز روزانه
- افزایش شدید هزینه خطوط هوایی
- اختلال در گردشگری و تجارت
در آفریقا، وضعیت بحرانیتر بود:
- ۷۰ درصد وابستگی به فراوردههای نفتی خلیج فارس
- کاهش شدید دسترسی به سوخت
- فلجشدن حملونقل عمومی
در آمریکا نیز، دادهها نشان میدهد:
- قیمت دیزل ۳۸ درصد افزایش پیدا کرد
- با توجه به ۴۰۰ میلیارد مایل جابهجایی کالا توسط کامیونها، این رشد بهطور مستقیم به افزایش قیمت کالاها منجر شد
این یعنی بحران انرژی، بهطورمستقیم به سفره مصرفکنندگان منتقل شد.
۳. زنجیره تأمین؛ جایی که بحران تکثیر شد
مشکل تنها کمبود انرژی نبود، بلکه محدودیت ظرفیت پالایشگاهی خارج از خلیج فارس موجب شد، امکان جایگزینی سریع وجود نداشته باشد.
نمونهها:
- مراکش با ۹۰ درصد وابستگی به واردات سوخت، ذخایر خود را به کمتر از دو ماه رساند
- کشورهای آسیایی با کمبود سوخت صنعتی روبهرو شدند
- هزینه حملونقل جهانی بهشدت افزایش پیدا کرد
در نتیجه، بحران انرژی بهسرعت به بحران زنجیره تأمین تبدیل شد.
۴. امنیت غذایی؛ وقتی کود کمیاب میشود
شاید مهمترین اثر پنهان بحران، در بخش کشاورزی نمایان شد. منطقه خلیج فارس پیش از بحران:
- ۲۳درصد آمونیاک جهان (عنصر کلیدی تولید کود)
- ۵۰ درصد گوگرد دریایی را تأمین میکرد.
پس از اختلال:
- قیمت آمونیاک ۲۰درصد افزایش یافت
- اسید سولفوریک در بعضی مناطق تا ۳۰ درصد گرانتر شد
نتیجه مستقیم:
- کاهش مصرف کود
- افت عملکرد محصولات کشاورزی تا ۲۴ درصد
این یعنی بحران انرژی، بهصورت غیرمستقیم به «بحران غذا» تبدیل شد پدیدهای که میتواند میلیونها نفر را در معرض ناامنی غذایی قرار دهد.
۵. صنعت و تکنولوژی؛ ضربه به قلب تولید
در بخش صنعت، دو ماده کلیدی بیشترین آسیب را نشان دادند:
هلیوم
- سهم منطقه: ۳۳ درصد تولید جهانی
- کاربرد: تجهیزات پزشکی (MRI) و نیمههادیها
- نتیجه: اختلال در صنایع پیشرفته
آلومینیوم
- کاهش تولید منطقهای
- تبدیل مازاد جهانی به کسری ۱.۳ میلیون تن
- رسیدن قیمت به بالاترین سطح در ۴ سال اخیر
این یعنی بحران از انرژی عبور کرده و به خطوط تولید صنعتی و فناوری رسیده است.
۶. بازندگان بحران؛ سه سطح آسیب
بررسی دادهها نشان میدهد سه گروه اصلی بیشترین آسیب را متحمل شدند:
۱. طراحان تنش
افزایش قیمت انرژی، تورم و فشار داخلی سیاسی.
۲. کشورهای منطقه
- ۵۰ میلیارد دلار صادرات از دسترفته
- تا ۵۰ میلیارد دلار هزینه بازسازی انرژی
- میلیاردها دلار خسارت زیرساختی
۳. اقتصاد جهانی
- افزایش قیمت غذا
- افزایش هزینه حملونقل
- کاهش رشد اقتصادی
طبق برآوردها:
- تورم جهانی از ۴درصد به ۴.۴ درصد رسید
- رشد اقتصادی از ۳.۳ درصد به ۳.۱درصد کاهش پیدا کرد
۷. مقایسه با گذرگاههای جهانی
برای درک بهتر اهمیت هرمز:
- تردد سالانه: ۵۱,۱۰۰ کشتی
- کانال سوئز: ~۲۶,۰۰۰ کشتی
- کانال پاناما: ~۱۳,۴۰۰ کشتی
یعنی:
- هرمز ۲ برابر سوئز
- و تقریباً ۴ برابر پاناما تردد دارد
همچنین:
- ارزش کالاهای عبوری: ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیارد دلار در سال
این ارقام نشان میدهد هرمز مهمترین شریان انرژی جهان است.
۸. نتیجه نهایی؛ یک گلوگاه یا یک اهرم؟
آنچه از این دادهها برمیآید، یک واقعیت روشن است:
تنگه هرمز تنها یک مسیر عبور نیست؛
بلکه یک «اهرم تنظیم اقتصاد جهانی» است.
اختلال در این مسیر نشان داد:
- انرژی، غذا و صنعت بهشدت به آن وابستهاند
- جایگزین کوتاهمدتی برای آن وجود ندارد
- و هر شوک در آن، بهسرعت جهانی میشود
اعداد دروغ نمیگویند
از ۳۸ درصد رشد قیمت دیزل تا ۲۴ درصد افت تولید کشاورزی، همه نشان میدهد یک گلوگاه جغرافیایی چگونه میتواند اقتصاد جهان را به لرزه درآورد.
تنگه هرمز امروز نهتنها یک مسیر دریایی، بلکه یک «نقطه کنترل استراتژیک» است؛ نقطهای که نشان داد در جهان بههمپیوسته امروز، جغرافیا همچنان مهمترین عامل قدرت باقی مانده است.
نظر شما