تنگه هرمز؛ جایی که «پیروزی» با واقعیت زمین خورد

ترامپ از باز شدن و پیروزی گفت، اما واقعیت از «کنترل مشروط ایران» سخن می‌گوید؛ جایی که یک روایت رسانه‌ای چند ساعت بیشتر دوام نیاورد و جای خود را به بازگشت کامل معادله قدرت در تنگه هرمز داد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تنگه هرمز در روزهای اخیر دوباره به مرکز تنش‌های جهانی برگشت؛ نه فقط به‌عنوان یک آبراه راهبردی، بلکه به‌عنوان صحنه‌ای که در آن، جنگ روایت‌ها از خود دریا پرسر و صداتر شده است. در حالی که نگاه‌ها به این گذرگاه حساس دوخته شده بود، پس از توییت سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، اعلام شد که عبور و مرور کشتی‌های تجاری در چارچوب آتش‌بس منطقه‌ای و از مسیر هماهنگ‌شده، به‌صورت «مشروط و مدیریت‌شده» برقرار خواهد شد.

همین جمله کافی بود تا فضای رسانه‌ای دچار موج تفسیرهای متناقض شود. برخی آن را «بازگشایی تنگه» نامیدند، برخی «تعلیق محدود تنش»، اما واقعیت در لایه میدانی چیز دیگری بود: ایران نه عقب‌نشینی کرد و نه تنگه را آزاد گذاشت، بلکه سازوکار عبور را به‌صورت هدفمند تحت کنترل درآورد.

در مقابل این وضعیت، دونالد ترامپ با همان الگوی همیشگی روایت‌سازی سریع، تلاش کرد ماجرا را به نام خود ثبت کند. او در چند پیام در شبکه اجتماعی «تروث» از «پیروزی» سخن گفت و سعی کرد القا کند که محاصره مورد ادعای آمریکا به نتیجه رسیده و تنگه در حال بازگشایی است. اما این روایت، خیلی زود با واقعیت برخورد کرد.

چرا که آنچه ایران اعلام کرده بود، نه بازگشایی کامل، بلکه عبور محدود کشتی‌های تجاری آن هم در چارچوب شروط مشخص بود. مهم‌تر از آن، هرگونه ادامه اقدامات خصمانه یا آنچه ایران «محاصره دریایی غیرقانونی» توصیف کرد، به‌عنوان نقض توافق تلقی می‌شد. همین نقطه، روایت ترامپ را از درون متلاشی کرد.

او در ادامه مدعی شد «تنگه هرمز کاملاً باز شده» اما همزمان تأکید کرد محاصره دریایی ادامه دارد؛ تناقضی آشکار که عملاً ادعای او را بی‌اعتبار کرد. در نتیجه، وضعیت دوباره به نقطه کنترل‌شده قبلی بازگشت و مدیریت تنگه بار دیگر در اختیار نیروهای ایرانی قرار گرفت.

قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد ایران با حسن نیت و در چارچوب مذاکرات قبلی، اجازه عبور «تعداد محدودی» از کشتی‌های تجاری را صادر کرده بود، اما ادامه بدعهدی‌ها و آنچه «راهزنی دریایی تحت عنوان محاصره» خوانده شد، باعث شد کنترل کامل تنگه به وضعیت پیشین بازگردد.

در همین چارچوب، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نیز تأکید کرد تا زمانی که محاصره دریایی—که آن را نقض آشکار آتش‌بس می‌داند—ادامه داشته باشد، هیچ مذاکره‌ای درباره بازگشایی پایدار تنگه صورت نخواهد گرفت.

در این میان، مسئله اصلی فقط باز یا بسته بودن فیزیکی یک آبراه نیست، بلکه تغییر در «تعریف حاکمیت عملی بر مسیر عبور» است. تنگه هرمز از یک مسیر نسبتاً آزاد، به یک گذرگاه تحت نظارت دقیق و مرحله‌ای تبدیل شده است؛ جایی که عبور، دیگر یک حق عمومی بدون شرط نیست، بلکه یک فرآیند کنترل‌شده است.

طبق سازوکار اعلام‌شده، مسیر عبور کشتی‌ها نیز تغییر کرده است. حرکت از شمال و جنوب جزیره لارک تنظیم شده؛ به‌گونه‌ای که کشتی‌ها عملاً در محدوده دید و کنترل نزدیک سواحل ایران قرار می‌گیرند. این تغییر، یک جابه‌جایی ساده جغرافیایی نیست، بلکه یک بازطراحی امنیتی است.

در این مدل جدید، کشتی‌ها تنها در صورتی اجازه عبور دارند که «تجاری بودن» آن‌ها تأیید شود. اما نکته کلیدی اینجاست: تعریف تجاری بودن نیز بر عهده ایران است. یعنی بررسی مالکیت، مقصد نهایی، نوع بار و ذی‌نفع واقعی انجام می‌شود. اگر مشخص شود محموله به طرف‌های متخاصم مرتبط است، کشتی اساساً از دایره عبور خارج می‌شود.

از سوی دیگر، عبور از تنگه نیازمند هماهنگی کامل با نهادهای ایرانی، از جمله نیروی دریایی سپاه و سازمان بنادر است. هیچ عبوری بدون اطلاع و تأیید امنیتی امکان‌پذیر نیست. حتی نوع محموله‌های حساس یا نظامی نیز به‌طور کامل از این مسیر حذف شده‌اند.

در کنار این موارد، موضوع «هزینه عبور» نیز مطرح شده است. ایران اعلام کرده که تأمین امنیت این آبراه، یک خدمت بدون هزینه نیست و عبور کشتی‌ها مستلزم پرداخت عوارض مشخص است. این موضوع، عملاً تنگه هرمز را از یک مسیر آزاد به یک گذرگاه دارای قواعد حاکمیتی تبدیل کرده است.

اما آنچه این تحولات را از یک اختلاف سیاسی ساده فراتر می‌برد، پیامدهای جهانی آن است. تنگه هرمز شاهراهی است که حدود ۲۰ درصد سوخت جت جهان از آن عبور می‌کند. یعنی هر اختلال در این مسیر، مستقیماً بر هزاران پرواز روزانه در جهان اثر می‌گذارد. تنها ۲۴ ساعت اختلال می‌تواند نزدیک به ۸ هزار پرواز را تحت تأثیر قرار دهد.

در اروپا و آفریقا، وابستگی به این مسیر در تأمین سوخت هواپیما به ترتیب ۶۰ و ۷۰ درصد است. در بخش زمینی نیز، افزایش قیمت سوخت دیزل در آمریکا پس از تنش‌ها، جهشی حدود ۳۸ درصدی را ثبت کرده است؛ عددی که مستقیماً به هزینه حمل‌ونقل جهانی سرایت می‌کند.

زنجیره تأمین جهانی غذا نیز از این مسیر جدا نیست. یک‌سوم کودهای شیمیایی جهان و حدود ۲۳ درصد آمونیاک از این آبراه عبور می‌کند. کاهش یا اختلال در این جریان، می‌تواند تولید محصولات کشاورزی را تا حدود ۲۴ درصد کاهش دهد؛ یعنی فشار مستقیم بر بازار جهانی غذا.

حتی صنایع پزشکی و فناوری نیز به این مسیر وابسته‌اند؛ از جمله تولید هلیوم که حدود ۳۳ درصد آن در این منطقه تأمین می‌شود. این گاز برای تجهیزات پزشکی و تولید تراشه‌های الکترونیکی حیاتی است و اختلال در آن، پیامدهایی چندساله دارد.

در چنین شرایطی، ادعای «محاصره» از سوی ترامپ بیش از آنکه یک واقعیت میدانی باشد، یک روایت سیاسی کوتاه‌عمر بود. روایتی که در برخورد با سازوکار واقعی کنترل تنگه، عملاً فرو ریخت. زیرا آنچه در زمین اتفاق افتاد، نه انسداد کامل بود و نه آزادی مطلق؛ بلکه تثبیت یک مدل جدید از مدیریت حاکمیتی بر یکی از حساس‌ترین نقاط جهان بود.

در نهایت، آنچه از این تقابل باقی می‌ماند، یک واقعیت ساده اما سنگین است:

در جغرافیایی مثل تنگه هرمز، «اعلام پیروزی» با «کنترل میدان» یکی نیست. و هر روایتی که بدون تسلط بر زمین ساخته شود، حتی اگر با صدای بلند اعلام شود، دوام چندانی نخواهد داشت.

کد خبر 964626

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.