به گزارش خبرگزاری ایمنا، گاهی شکست، نه در میدان نبرد که در «تشخیص دیرهنگام» رقم میخورد. آنجا که دشمن، نه با چهره واقعی، که با نقابی از روایت، رسانه و فریب وارد میشود و ذهنها را پیش از میدانها فتح میکند. آیات ۳۲ تا ۳۹ سوره سبأ، به همین نقطه اشاره دارند؛ جایی که پیروانِ فریبخورده، در قیامت پرده از حقیقتی تلخ برمیدارند و میگویند: «بل مکر اللیل و النهار…»؛ این شما بودید که شب و روز، بیوقفه، ما را در مسیر انحراف نگه داشتید.
این «مکر»، یک فریب ساده نیست، یک مهندسی مستمر است. ساختاری پیچیده که در آن، حقیقت تحریف میشود، دروغ تکرار میشود و باطل، آنقدر آراسته میشود که شبیه حق به نظر برسد. این همان جایی است که جبهه باطل، نه با استدلال که با «تسلط بر ادراک» پیش میرود و امروز این تصویر بیش از هر زمان دیگری قابل لمس است.
رژیمی که سالهاست با اشغال، خشونت و سرکوب شناخته میشود، تنها به میدان نظامی بسنده نکرده است؛ بلکه همزمان، جنگی پنهانتر را نیز پیش برده است جنگ روایتها. در این میدان، هدف تنها زمین نیست، ذهن است. تنها مرز نیست، معناست و درست در همینجا، شباهت میان آنچه قرآن توصیف میکند و آنچه در واقعیت امروز دیده میشود، قابل تأمل میشود.
در آیات، سران کفر در برابر پیروان خود میایستند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند: «آیا ما شما را از هدایت بازداشتیم؟» این پرسش، نه از سر صداقت، که نوعی وارونهسازی حقیقت است. زیرا آنها همانهایی بودند که با ابزارهای نرم و سخت تبلیغ، تحمیل، تطمیع و تهدید مسیر هدایت را تاریک کردند. این همان الگویی است که امروز نیز در قالب رسانههای جهتدار، فشارهای اقتصادی و بازیهای سیاسی تکرار میشود.
جبهه باطل، همیشه تلاش میکند مسئولیت را از دوش خود بردارد و آن را به گردن دیگران بیندازد. گویی قربانی، مقصر است و فریبخورده، انتخابگر. اینجاست که قرآن، مخاطب را بیدار میکند: فریب، اگر شناخته نشود، به عادت تبدیل میشود؛ و عادت، راه بازگشت را میبندد.
یکی از عمیقترین بخشهای این آیات، تصویر «مکر شبانهروزی» است. فریبی که لحظهای متوقف نمیشود. دشمن، در این الگو، تنها حمله نمیکند؛ بلکه «میسازد»، ذهن میسازد، ارزش میسازد، معیار میسازد. او میکوشد باطل را در لباسی عرضه کند که حتی مدافعان حق، در تشخیص آن دچار تردید شوند.
این همان نقطهای است که مقاومت، معنایی فراتر از ایستادگی فیزیکی پیدا میکند. مقاومت، پیش از آنکه در میدان رخ دهد، در «شناخت» شکل میگیرد. اگر مکر دشمن دیده نشود، هر ایستادگیای دیر خواهد بود. قرآن این تأخیر را با صحنهای هولناک به تصویر میکشد: لحظهای که عذاب فرا میرسد و همه، از رهبران تا پیروان، پشیمانی خود را آشکار میکنند، اما دیگر راهی برای جبران نیست.
این «ندامتِ بیثمر»، هشدار اصلی این آیات است. حقیقت، همیشه قابل فهم است، اما زمان فهم آن تعیینکننده است. کسانی که نشانهها را دیدند، اما جدی نگرفتند، در نهایت با واقعیتی روبهرو میشوند که دیگر قابل تغییر نیست.
در ادامه، قرآن از «اغلال» سخن میگوید زنجیرهایی که بر گردن کافران قرار میگیرد. این تصویر، تنها یک مجازات نیست؛ تجسم همان بندهایی است که آنان در دنیا بر دیگران تحمیل کرده بودند. آنان آزادی را محدود کردند، حقیقت را پنهان کردند و انسانها را در چارچوبهای ساخته خود زندانی کردند؛ اکنون خود در همان چارچوب گرفتار شدهاند.
این سنت الهی، یک پیام روشن دارد: هیچ ظلمی بیپاسخ نمیماند. حتی اگر در ظاهر، جبهه باطل دست بالا را داشته باشد، پایان ماجرا چیز دیگری است. تاریخ، بارها نشان داده که قدرتِ بدون حق، دوام ندارد، هرچند پرهیاهو باشد.
در آیات ۳۴ تا ۳۷، الگوی دیگری نیز آشکار میشود؛ الگوی «مرفهانِ معارض». کسانی که با تکیه بر ثروت و امکانات خود، در برابر پیام حق میایستند و گمان میکنند این داراییها، نشانه برتری و مصونیت آنهاست. این همان غرور مادی است که در طول تاریخ، بارها تکرار شده و هر بار، به سقوط انجامیده است.
قرآن، این معادله را بههم میزند: نه مال، نه قدرت و نه ظاهرِ برتری، هیچکدام معیار حقانیت نیست. آنچه تعیینکننده است، ایمان و عمل صالح است. این پیام، برای امروز نیز زنده است؛ برای جوامعی که زیر فشارهای اقتصادی و رسانهای قرار دارند و ممکن است دچار تردید شوند.
در پایان این بخش، قرآن نگاه خود را به مسئله «رزق» بیان میکند. گشایش و تنگی، در اختیار خداست نه در دست دشمن. این یک اصل مهم است، زیرا دشمن، اغلب تلاش میکند از ابزار اقتصادی برای ایجاد ترس و تسلیم استفاده کند، اما قرآن، این ابزار را بیاثر میکند: آنچه داده میشود و آنچه گرفته میشود، هر دو در چارچوب یک سنت الهی است، نه بازی قدرتهای زمینی.
و در دل همین تنگنا، وعدهای روشن داده میشود: هر آنچه در راه حق داده شود، جایگزین خواهد شد. این وعده، موتور امید است امیدی که میتواند در سختترین شرایط، جامعه را زنده نگه دارد و از فروپاشی در برابر فشارها جلوگیری کند.
در نهایت، این آیات یک نقشه راه ارائه میدهند؛ نقشهای که در آن، دشمن با فریب و سلطهگری عمل میکند، پیروان ناآگاه در دام میافتند، اما حقیقت، دیر یا زود آشکار میشود. آنچه سرنوشت را تغییر میدهد، «آگاهی» است و پس از آن، «ایستادگی».
پیام برای امروز روشن است:
تردید در شناخت دشمن، هزینه دارد هزینهای که گاهی با هیچ چیز جبران نمیشود. مقاومت، اگر بهموقع نباشد، تنها یک واکنش دیرهنگام است و تاریخ، نشان داده که بیداریِ پس از سقوط، تنها به دردِ حسرت میخورد.
حقیقت، همیشه وجود دارد؛
اما آنکه زودتر ببیند، زودتر میایستد و آنکه دیر بفهمد، تنها روایتِ شکست را تکرار میکند.
نظر شما