از تیراندازی با برنو تا وداع همسر شهید؛ حماسه‌هایی از ایثار که پایان ندارد

وقتی آسمان ایران دشمن را بلعید و اجساد خلبانان بر خاک نشست، ملتی بیدار شد، ملتی که نه‌تنها در خیابان‌ها ایستاد، بلکه با شجاعتی بی‌نظیر، به تعقیب متجاوزان رفت و همه نگهبان این خاک شدند و در میان حماسه‌هایی که هر روز شاهد بودیم، شهادت سپهبدی بزرگ، پیام عشق و ایثار را برای ابد در تاریخ حک کرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تاریخ شب‌هایی هست که تاریکی آن روشن‌تر از روز می‌درخشد؛ شب‌هایی که مردم، نه در خانه‌ها پنهان می‌شوند و نه در برابر تهدید زانو می‌زنند، بلکه بیرون می‌آیند، خیابان‌ها را پر می‌کنند و فریاد می‌زنند که ما هستیم. ایران شب‌هایی از این جنس را تجربه کرد؛ شب‌هایی که پرچم سه‌رنگ در دست‌ها نماد غرور بود و صدای مرگ بر آمریکا آسمان را می‌شکافت. این فقط یک تجمع نبود، اعلام جنگ ملتی بود علیه کسانی که تصور می‌کردند با بمب و موشک، می‌توانند غرور یک ملت را بشکنند.

در میان این همه شجاعت، تصویری منتشر شد که در یک لحظه، نماد همه‌چیز شد؛ خودرویی آسیب‌دیده با شیشه‌های خرد و بدنه‌ای زخمی، اما روی صندوقش، با دست مالکش نوشته شده بود: «فدای ایران» و این چهار کلمه، فلسفه یک ملت بود. این خودرو ماشین یک شهروند معمولی بود که در حمله دشمن آسیب دیده بود، اما صاحبش به جای غم و شکایت، حاضر بود دوباره برود و بجنگد و فداکاری همین است.

و آنگاه که جنگنده‌های دشمن، هدف قرار گرفتند و از آسمان ایران ساقط شدند، ماجرایی آغاز شد که نشان داد جنگ، تنها در آسمان و زمین نیست؛ جنگ در دل‌ها و اراده‌هاست، دو خلبان آمریکایی با چتر نجات فرود آمده بودند، غافل از اینکه خاک ایران، میهمان غریب نمی‌پذیرد. عشایر بختیاری با تفنگ برنو به کوه زدند، لرهای غیور به سمتِ بالگردها تیراندازی کردند و کشاورزان، بازاریان و حتی کودکان، چشم‌به‌راه بودند و ملتی که با تفنگ شکاری هم دشمن را تعقیب می‌کند، ملتی است که هرگز شکست نمی‌خورد.

و در میانه این همه حماسه، خبری آمد که سینه‌ها را لرزاند؛ سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی، فرمانده بزرگ نیروهای مسلح، به جمع شهدا پیوست. سال‌ها مجاهدت، سال‌ها ایثار و سال‌ها خدمت، به این لحظه رسید، اما در وداع پیکرش، صحنه‌ای رخ نمود که اشک را جاری ساخت و غرور را دوچندان کرد، همسرش جلو آمد و با تمام وجود، سلام فرماندهی داد. این سلام پیامی بود به تمام دنیا که عشق یک زن به شهیدش، از هر قدرتی بالاتر است.

از تیراندازی با برنو تا وداع همسر شهید؛ حماسه‌هایی از ایثار که پایان ندارد

«فدای ایران» و خیابان‌هایی که جبهه حق شد

این شب‌ها، ملت شجاع ایران زمین، میدان را خالی نکرده‌اند و در تجمعات شبانه که در سراسر کشور برگزار می‌شود، خیابان‌ها و میدان‌های اصلی شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ، میزبان حضور پرغرور ایرانیان شده است. پرچم سه‌رنگ ایران در دست‌ها جا خوش کرده است، پلاکاردهای حماسی و غرورآفرین به آسمان نگاه می‌کنند و صدای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» فضا را پر می‌کند.

این مردم نشان داده‌اند که در کنار نیروهای مسلح که میدان نبرد را حفظ کرده‌اند و از خاک وطن صیانت می‌کنند، آن‌ها نیز از خیابان‌ها و امنیت ایران حمایت می‌کنند و این وحدت و همدلی، پیامی واضح به دشمن است که ملت ایران یکپارچه و متحد در برابر متجاوزان ایستاده است.

در جریان یکی از این تجمعات، فیلمی منتشر شد که قلب‌ها را به درد آورد و در عین حال، روحیه مقاومت را به اوج رساند، خودروی سواری ال ۹۰ که در جریان حمله آمریکا و اسرائیل به کشور آسیب جدی دیده بود و شیشه‌هایش شکسته و بدنه ماشین به‌شدت آسیب‌دیده بود، روی صندوق عقبش نوشته شده بود: «فدای ایران» و این خودرو نمادی از فداکاری و ایثار ملتی است که حاضر هستند جان و مال خود را برای دفاع از مادرشان ایران ببخشند.

عشایر بختیاری و لر؛ غیورمردانی که پای کار وطن بودند

در روزهای اخیر اتفاقی افتاد که بار دیگر عظمت و اقتدار ملت ایران را به رخ جهانیان کشید؛ جنگنده‌های متجاوز دشمن در آسمان ایران اسلامی هدف قرار گرفت و سقوط کرد و این رویداد تنها یک پیروزی نظامی نبود. این اتفاقات تجلی اراده ملتی بود که اجازه نمی‌دهند حتی یک وجب از خاکشان آلوده به حضور متجاوز شود، این ملت نشان داد که در برابر استکبار جهانی سر خم نمی‌کند و لحظه‌شماری می‌کند تا دشمن جرئت ورود به خاک مقدس ایران را پیدا کند تا قتلگاهی برایش آماده کند.

در پی مورد هدف قرار گرفتن یکی از جنگنده‌های دشمن در آسمان ایران اسلامی و سقوط آن، نشانه‌ها حاکی از اجکت دو خلبان این جنگنده بود و این لحظه، آغاز ماجرایی شد که طی روزهای گذشته تمام ایران را به صحنه‌ای از مقاومت و همبستگی تبدیل کرد. دو خلبان آمریکایی که با چتر نجات از جنگنده سقوط کرده بودند، اکنون در سرزمینی گرفتار شده بودند که هر وجب آن پر از مدافعانی است که آماده‌اند آخرین قطره خونشان را برای صیانت از این خاک تقدیم کنند.

با احتمال زنده بودن خلبانان و فرار آن‌ها، نیروهای آمریکایی و صهیونیستی وارد عمل شدند، آنها با استفاده از هلیکوپترهای نظامی، مناطق مختلف را برای یافتن خلبانان خود جست‌وجو می‌کردند، اما آنچه دشمن را غافلگیر کرد، واکنش بی‌سابقه مردمی بود که اجازه ندادند حتی یک لحظه آرامش داشته باشند. این مردمان نشان دادند که خاک ایران تنها به نیروهای نظامی واگذار نشده است، بلکه تک‌تک شهروندان، کشاورزان، عشایر و حتی بازاریان، نگهبانان این مرزوبوم هستند.

قومیت‌های مختلف، عشایر و قوم لر غیورمردانه پای کار بودند، آنها به محض شنیدن این اخبار وارد میدان شدند و با شجاعتی بی‌نظیر، عملیات تعقیب را آغاز کردند. عشایر بختیاری خوزستان با برنو به دل کوه زدند و به دنبال خلبان آمریکایی گشتند.

عشایر لر پای کار بودند و به سمت بالگردها تیراندازی می‌کردند و در جاده لردگان-دهدز و روستای سرقلعه خوزستان، تیراندازی با اسلحه برنو به هلیکوپتر دشمن ثبت شد، غیورمردان بختیاری به سمت هواگرد دشمن تیراندازی کردند و این صحنه‌ها نشان می‌دهد که ملت ایران نمی‌ترسند، بلکه لحظه‌شماری می‌کنند تا نیروهای آمریکایی و اسرائیلی جرئت کنند وارد ایران شوند تا قتلگاهی برایشان آماده کنند.

سلام فرمانده؛ وداعی که تاریخ را لرزاند

در میان تمام تصاویر و روایت‌های این روزهای جنگ، ویدئویی منتشر شد که دل‌ها را به درد آورد و اشک‌ها را جاری ساخت؛ ویدئویی از لحظه وداع همسر شهید موسوی با پیکر مطهر همسرش. لحظه‌ای که در آن، عشق، ایثار، غیرت و فداکاری کنار هم تجلی یافت، لحظه‌ای که در آن، یک زن، با تمام وجودش، به همسر شهیدش ادای احترام کرد و گفت: «سلام فرمانده.»

سپهبد شهید، سید عبدالرحیم موسوی، رئیس ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان نظامی کشور بود، مردی که سال‌ها در راه دفاع از میهن، مجاهدت کرد، مردی که تمام عمرش را وقف امنیت و سربلندی ایران کرد و مردی که در میدان نبرد با استکبار، ایستاد و تا آخرین لحظه، پایدار ماند.

شهید موسوی سال‌ها زیر پرچم اسلام خدمت کرد، او فرمانده‌ای دلیر بود، فرمانده‌ای که در میدان جنگ، از هیچ خطری نمی‌ترسید، همیشه کنار رزمندگان بود، کنار سربازان بود، در کنار مردم بود و تبدیل به نمادی از مقاومت و ایثار شده بود. این مرد بزرگ، اکنون پس از سال‌ها مجاهدت خالصانه و عاشقانه، به هم‌رزمان شهیدش ملحق شد، او رفت تا در میان شهدا، جای گیرد و از آسمان‌ها برای میهنش دعا کند.

شهید موسوی سال‌ها فداکاری کرد، سال‌ها در میدان نبرد جنگید، سال‌ها امنیت کشور را تأمین کرد، سال‌ها از خانه و خانواده دور بود و در نهایت، جانش را فدای میهن کرد و همسر شهید موسوی، با آن سلام نظامی نشان داد که همسر یک شهید، چقدر والا و مقاوم است، او نشان داد که عشق می‌تواند از هر چیزی قوی‌تر باشد.

این ویدئو یکی از دردناک‌ترین و در عین حال، پرافتخارترین تصاویر این روزهای جنگ است، تصویری از یک همسر فداکار که با همسر شهیدش وداع می‌کند، تصویری از عشقی که تا ابد باقی می‌ماند و تصویری از ایثاری که دوطرفه است؛ سلام نظامی همسر این شهید گران‌قدر تا ابد در تاریخ ایران طنین‌انداز خواهد بود.

تاریخی که فرزندان آینده با افتخار آن را می‌خوانند

این روزها تاریخ در حال نوشتن صفحاتی است که فرزندان آینده با افتخار خواهند خواند، ملتی که شب‌ها بیدار ماند تا خیابان‌ها را پر کند، ملتی که خودروی آسیب‌دیده‌اش را با «فدای ایران» مزین کرد، ملتی که با تفنگ شکاری به تعقیب خلبانان دشمن رفت و ملتی که در سوگ شهیدش، نه گریه کرد نه زانو زد، بلکه ایستاد و سلام داد و این، ملت ایران است و این‌ها افتخاری است که هیچ‌کس نمی‌تواند از ما بگیرد.

دشمن با تمام قدرتش آمد و فکر می‌کرد ملتی را می‌ترساند، اما آنچه نصیبش شد، عکس تمام محاسبات بود. این ملت نه‌تنها نترسید، بلکه خندید و نوشت: «فدای ایران» و این ملت نه‌تنها فرار نکرد، بلکه رفت و جنگنده‌ها را زد، این ملت نه‌تنها خم نشد، بلکه سلام نظامی داد و گفت ما پابرجاییم.

سپهبد موسوی رفت، اما میراثش ماند؛ میراث ایستادگی، فداکاری و عشق به میهن و همسرش با سلامی پرشکوه، نشان داد که پشت هر شهید، زنی هست که تکیه‌گاه اوست و سلام نظامی او، نه‌تنها وداع نبود، بلکه تجدید میثاق بود، تجدید میثاقی با شهدا که می‌گوید ما هنوز همانیم و هنوز ایستاده‌ایم.

این روایت‌ها پایان راه نیست، آغاز فصلی تازه است، فصلی که در آن، ملتی با اتکا به ایمان و غیرت، تاریخ را رقم خواهد زد و فصلی که در آن، خیابان‌ها، میدان‌ها و کوهستان‌ها، همه و همه، گواه ایستادگی ملتی خواهند بود که هرگز زانو نزد و وقتی نسل‌های آینده از این روزها بپرسند، تنها یک پاسخ خواهند داشت که ما ملت ایرانیم و همیشه پیروز میدان.

کد خبر 964468

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.