به گزارش خبرگزاری ایمنا، رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار از حماسه بیش از ۴۰ شب مردم ایران به شدت عصبانی است و وقتی دیدند نمیتوانند با بمب و موشک این ملت را بترسانند و با تهدید و تحریم این ملت را بشکنند، تصمیم گرفتند از ابزار دیگری استفاده کند که این ابزار مانند همیشه دروغ است و شبکه اینترنشنال، بازوی تبلیغاتی این جنایتکاران، وارد فاز جدیدی از دروغپردازی شد.
ادعاهای این شبکه مضحک و شاخدار بود؛ به مردمی که شبها در خیابانها حضور دارند، پول و غذا داده میشود، به کسانی که با رژه خودرویی پرچمگردانی میکنند، ۱۰ لیتر بنزین داده میشود و برای هر نفر اضافی که بیاورد، ۵۰۰ هزار تومان تشویقی در نظر گرفته میشود و اینها نهتنها دروغ، بلکه توهین آشکار به ملت ایران است، توهین به عشقی که میلیونها نفر، بیهیچ چشمداشتیبه خیابانها آوردند.
مردم، دروغها را رسوا میکنند
مردم ایران، ساکت ننشستند، آنها خودشان دست به کار شدند، دوربینهای مخفی گذاشتند، مصاحبههای مستقیم انجام دادند و صدها ویدیو ساختند که هر کدام، یک حقیقت بود.
در این ویدیوها، مردم عادی صحبت میکردند، زنها و مردها، پیرها و جوانها، کارگرها و کاسبها، معلمان و دانشجویان و همه یک حرف داشتند که ما برای وطن آمدیم، برای عشق، برای میهن و برای هممیهن، هیچ وجهی نگرفتیم، هیچ پولی ندادند و هیچ بنزینی نگرفتیم، فقط عشق آوردیم و این ویدیوها، همچون بمب صدا کردند و دروغ صهیونیستها را در برابر چشم جهانیان خرد کردند.
وحدتی که دروغ نتوانست بشکند / عشق به مادر فروشی نیست
میهندوستی چیزی نیست که بشود خرید، عشق به وطن بنزینی نیست که بشود فروخت، غیرت کالایی نیست که بشود معامله کرد و ملت ایران این را بهتر از هرکسی میداند.
آنهایی که ادعا میکنند مردم ایران به خاطر پول به خیابانها آمدهاند، ذات این ملت را نمیفهمند، ملتی که در جنگ تحمیلی، فرزندانش را فدا کرد و هیچ نگرفت، ملتی که در تحریمها، سختیها کشید و تسلیم نشد و ملتی که شهید داد و باز هم ایستاد؛ آیا چنین ملتی، به خاطر ۱۰ لیتر بنزین یا ۵۰۰ هزار تومان به خیابان میآید؟
ملت ایران عاشقانه آمد، بیچشمداشت و بیانتظار، فقط و فقط به خاطر عشق و این عشق، چیزی نیست که بتوان با دروغ تخریبش کرد.

اگر پول میخواستیم، نمیآمدیم / پای کشور ایستادن قیمت ندارد
سارا که دانشجویی بیستودوساله است، به خبرنگار ایمنا میگوید: «خردسال بودم که فهمیدم وطن یعنی چه و وقتی دیدم دشمن به خاک ایران تعرض کرده است، وقتی دیدم جگرگوشههای میناب شهید شدند و وقتی دیدم رهبر عزیزمان به شهادت رسیدند، دیگر نمیتوانستم آرام بگیرم.
شبهای زیادی است که بعد از کلاسهای مجازی دانشگاه، کارهای خانه و دیگر کارهای روزانهام به خیابان میآیم و تا نیمهشب میمانم، چون اینجا، جای من است، برای این خاک، خونها ریخته شده است و هرگز نمیتوان بیتفاوت بود.
آنهایی که میگویند برای حضور خود در خیابانها وجهی دریافت میکنیم، نه درکی از وطن دارند و نه از هموطن، اگر پول میخواستیم، نمیآمدیم، پای کشور ایستادن بیقیمت است و ما اینجا هستیم چون عاشق ایرانیم.»
هیچ پولی در دنیا ارزش شهادت کودکان میناب را ندارد / این کاری است که هر پدری انجامش میدهد
محمد که کارگری چهلوپنجساله است نیز به خبرنگار ایمنا میگوید: «از وقتی یاد دارم، کار میکنم، از صبح تا شب، زیر آفتاب و زیر باران. سه فرزند دارم، یکی دانشجو است، دیگری دبیرستانی و آخری هم کلاس چهارم دبستان. وقتی جنگ شروع شد، اول فکر کردم فرزندانم را بفرستم خانه اقوام در روستا تا امن باشند، اما بچهها نرفتند، گفتند ما هم میخواهیم بمانیم.
از همان شبهای اول، با فرزندانم در تجمعات شبانه شرکت میکردیم، آمدیم چون نمیتوانیم ببینیم دشمن بیاید و ما در خانه باشیم، نه به خاطر ترس، بلکه به خاطر غیرت.
آنهایی که میگویند پول میگیریم، دروغ میگویند، من کارگرم، میدانم ارزش پول چقدر است، اما هیچ پولی در دنیا ارزش شهادت کودکان در میناب را ندارد و هیچ بنزینی ارزش امنیت کشورم را ندارد. من آمدم چون دلم میخواهد بچههایم در کشوری امن زندگی کنند و این کاری است که هر پدری باید انجام دهد.»

فرزند برای مادرش جان میدهد / حاضریم پول بدهیم تا آرامش وطن و هموطن خدشهدار نشود
فاطمه که با دختر دهسالهاش در تجمعات شبانه ایران حضور پیدا میکند، به خبرنگار ایمنا میگوید: «دخترم نفس، دهساله است، از صدای بمباران شبها میترسید، خودم هم میترسیدم، نه از بمب، از اینکه مبادا دشمن بیاید و ما کاری نکنیم.
شب اول که به نفس گفتم میخواهی امشب برویم خیابان چشمهایش برق زد و از ساعت هفت تا ۱۱ شب، کنار من ایستاد، پرچم تکان داد، شعار داد، خسته نشد و نخواست برود خانه، نفس دهساله است، اما میگفت میخواهم برای کشورم کاری کنم.
آنهایی که میگویند به مردم پول میدهند، نمیفهمند مادر چیست، فرزند برای مادرش جان میدهد، پول نمیگیرد؛ من اینجا نیستم به خاطر پول، من اینجا هستم چون مادر نفس هستم و میخواهم فردا در کشوری امن زندگی کند، ما همه حاضریم پول بدهیم تا امنیت خاکمان تضمین باشد، تا ترس بر آرامش هموطنان سایه نیندازد و هیچ خانهای سوگوار عزیز نشود.»
میهندوستی از هر کاری مهمتر است / اگر پول میخواستیم اینجا نبودیم
حسن که صاحب مغازه است و با غرور پرچم ایران را در دست دارد، به خبرنگار ایمنا میگوید: «۴۰ سال است مغازه دارم، از وقتی بیستساله بودم، این مغازه مال من بوده است و هر اتفاقی که افتاد، مغازه را باز نگه داشتم.
وقتی جنگ شروع شد، هر شب مغازه را میبندم تا کنار بقیه باشم، تا کاری کرده باشم، هر شب میآیم نه به خاطر اینکه کاری ندارم، به خاطر اینکه میهندوستی از هر کاری مهمتر است.
آنهایی که میگویند مردم بهخاطر پول میآیند، به ملت ایران توهین میکنند، من ۵۵ سال عمر کردم، کار کردم، زحمت کشیدم، پول درآوردم و امروز هم اگر پولی میخواستم، مغازه را نمیبستم تا به خیابان بیایم و الان، اینجا ایستادن، شرافت من است.»

هر دروغی که گفتند، عشق و وحدت را قویتر کرد
نتیجه دروغپردازی صهیونیستها، برعکس آن چیزی شد که میخواستند، آنها فکر کردند با پخش این دروغها، مردم ایران از هم میپاشند، فکر کردند تفرقه ایجاد میشود، فکر کردند وحدت میشکند، اما اشتباه کردند. هر دروغی که گفتند، ملت ایران را متحدتر کرد، هر تهمتی که زدند، عشق را عمیقتر کرد و هر توهینی که کردند، غرور ایرانی را بیشتر کرد.
مردم ایران دروغها را شنیدند، خندیدند و با قدرت بیشتر به خیابانها آمدند، آمدند تا نشان دهند که عشقشان به میهن، خریدنی یا فروختنی نیست، آمدند تا نشان دهند که وحدتشان دروغناپذیر است و آمدند تا فریاد بزنند که ما اینجاییم، برای ایران، برای مادر و برای وطن و هیچ دروغی ما را تکان نخواهد داد.
صدای رسوایی دروغها جهان را بیدار کرد
دروغهای صهیونیستها، جهانیان را بیدارتر کرد، مردم دنیا، دیدند که رژیم صهیونیستی، چگونه دروغ میپراکند، دیدند که شبکههای وابسته به این رژیم، چگونه جنایتکاران را قربانی و ملت مظلوم را متهم میکنند.
ویدیوهای مردم ایران، در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و مصاحبههای زنده، هزاران بار دیده شد و جهانیان، حقیقت را دیدند؛ ملتی که عاشقانه آمده، بدون هیچ چشمداشتی، ملتی که پشت کشورش ایستاده است، فارغ از هر تفاوتی و ملتی که وحدتش، هر روز بیشتر میشود و این بزرگترین شکست برای صهیونیستها است، نه در میدان جنگ پیروز شدند، نه در میدان روایتها و ملت ایران، در هر دو میدان پیروز بود.
دروغ ابزار ضعیفان است
دروغ ابزار ضعیفان است و صهیونیستها و آمریکاییها ضعیفترین هستند، آنها با دروغ آمدند، با دروغ جنگیدند و با دروغ تبلیغ کردند، اما دروغ همیشه رسوا میرود و این بار ملت ایران این دروغها را رسوا کرد.
بیش از چهل شب است که مردم ایران در خیابانها هستند، نه به خاطر پول و نه به خاطر بنزین، فقط به خاطر ایران و این عشق را هیچ دروغی نمیتواند از بین ببرد.
دروغهای آمریکایی صهیونیستی فقط وحدت ایرانیان را بیشتر کرد و آنها را مصممتر کرد، عشق نه خریدنی است و نه فروختنی، عشق فقط عشق است و ملت ایران سرشار از عشق به میهن و هممیهن است و این چیزی است که هرگز و هرگز و هرگز از بین نخواهد رفت.
نظر شما