روایت یک ماموریت متفاوت در جنگ تحمیلی سوم

در روزهایی که کشور درگیر جنگ تحمیلی دیگری شد، گروهی از معلمان خوش خط با قلم و مُرکب به میدان آمدند؛ مردان و زنانی که پارچه‌نوشته‌ها و پلاکاردهای مذهبی‌شان به روحیه مردم و رزمندگان جانی تازه می‌بخشد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از چهارمحال‌وبختیاری، از همان روزهای آغازین جنگ تحمیلی سوم که در خیابان‌ها راه می‌رفتیم با دیدن چهره تازه شهر به یک باره پرت می‌شدیم به وسط جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، پارچه‌های ارزان قیمت سفید و مشکی ساده که با رنگ‌های معمولی سیاه، قرمز و سفید روی آن‌ها شعارنویسی شده بود و معمولا شعارها به خطوط درشت و خوانا مثل خط نستعلیق ساده و تیتروار نوشته شده بودند تا از فاصله دور هم خوانده شوند و با نخ‌هایی محکم در نقاط استراتژیک مثل تقاطع‌های اصلی، ورودی ایستگاه‌های اتوبوس و دیوارهای بلند مساجد نصب شده بودند در واقع این پارچه‌ها صدای بی‌صدای شهر بودند آن‌ها در سکوت پس از هر بمباران یا در میان هیاهوی روزمره به مردم یادآوری می‌کردند که در چه مسیری هستند و چه وظیفه‌ای دارند.

اولین بار که آنها را دیدم، ناخودآگاه تحسینم را برانگیختند، این پارچه‌نوشته‌ها زبان رسمی و عاطفی شهر بودند و در تقاطع سیاست، مذهب و احساسات ملی قرار داشتند و در هر گوشه از خیابان از بالای پل‌ها گرفته تا دیوارهای مدارس و مساجد پیام‌های متفاوتی را به مخاطب منتقل می‌کردند.

اغلب این پارچه‌نوشته‌ها در کنار تصاویر مذهبی، حس حمایت معنوی را به مردم می‌دهد و به طور مستقیم، تقویت روحیه ایستادگی و مقابله با دشمن را ترویج می‌کنند، لحن‌ آن‌ها بسیار کوتاه و پرهیجان است.

هر چه که روزهای بیشتری از جنگ را سپری کردیم و تجمعات شبانه شکل گرفت و به تدریج پررنگ شد، پای این پارچه‌ نوشته‌ها نیز در این اجتماعات باز شد اما این بار ظاهرشان فرق می‌کرد دیگر تبدیل به پلاکارد یا حتی بوم شده بودند که روی مقواهای بزرگ و پارچه‌های کوچکتر در درست مردم خودنمایی می‌کردند.

روایت یک ماموریت متفاوت در جنگ تحمیلی سوم

در این روزها که هر فردی به اندازه توان خود در پشتیبانی از رزمندگان سهمی را بر عهده گرفته است، پیدا کردن گروهی که این پارچه‌نوشته‌ها هنر دستشان باشد، کار سختی نبود با یک پرس و جوی کوتاه پیدایشان کردم، گروهی از معلمان خوش‌خط شهر، مأموریتی متفاوت اما اثرگذار را بر دوش گرفته‌اند، مأموریتی که نه در کلاس درس، بلکه در کارگاه‌ کوچک و ساده‌ای انجام می‌شود که بوی رنگ، پارچه و مرکب در آن پیچیده است.

این معلمان که بسیاری از آنان سابقه سال‌ها تدریس در مدارس را دارند، از ابتدای جنگ تحمیلی سوم تاکنون به صورت خودجوش گرد هم آمده‌اند تا پارچه‌نوشته‌ها، پلاکاردها و بیرق‌هایی با مضامین مذهبی و معنوی تولید کنند، آثاری که در سطح خیابان‌ها و میادین شهر، مراسم دعا و نیایش، تجمعات و حتی پشت شیشه خودروها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کار این معلمان از سادگی ظاهری فراتر است، هر جمله‌ای که بر پارچه نقش می‌بندد، حامل پیام امید، ایمان و استقامت است، این نوشته‌ها با خط‌های نستعلیق، ثلث یا شکسته، روی پارچه‌های سفید، سبز یا سرخ کشیده می‌شود و جلوه‌ای روحانی به مراسم و فضای شهرها می‌بخشد.

رضا تارخ یکی از معلمان گروه درباره این ماموریت متفاوت به خبرنگار ایمنا می‌گوید: گروه ما حدود ۵۰ نفر است که همگی هم فرهنگی هستیم و با آغاز جنگ رمضان کار خود را شروع کردیم و از همان ابتدا هم می‌خواستیم یک صحنه جدید و نوستالژی به فضای شهری داده شود و به همین دلیل سراغ پارچه‌نویسی رفیتم.

وی ادامه می‌دهد: پس از پایان برنامه‌های درسی که دیگر به خاطر جنگ مجازی شده بود، دور هم جمع می‌شدیم. برخی مشغول آماده‌سازی پارچه و اندازه‌گیری، برخی طراحی حروف و ترکیب‌بندی و برخی نوشتن نهایی. گرچه امکانات محدود بود از کمبود رنگ و پارچه گرفته تا نبود فضای مناسب کار اما انگیزه معنوی و احساس مسئولیت، خستگی را از گروه دور می‌کرد.

تارخ با اشاره به مضامین نوشته‌ها که معمولا برگرفته از آیات قرآن، احادیث، جملات رهبر شهید آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای و شعارهای معنوی رایج است، می‌افزاید: عباراتی همچون «لبیک یا خامنه‌ای»، «هیهات منّا الذله»، «خدا کند بمیرم وطن فروش نباشم» و ده‌ها متن دیگری که روحیه حماسی و معنوی جامعه را تقویت می‌کند، با دقت و حوصله روی پارچه‌ها می‌نوشتیم و شب‌ها تا اذان صبح در جای جای شهر نصب می‌کردیم.

روایت یک ماموریت متفاوت در جنگ تحمیلی سوم

باید گفت در کنار جنبه معنوی این فعالیت، این اقدام بخشی مهمی از فرهنگ مقاومت به شمار می‌رود. چرا که پارچه‌نوشته‌های این معلمان در عکس‌ها، فیلم‌ها و خاطرات جنگ ثبت می‌شود و بسیاری از این آثار به عنوان سندی از مشارکت فرهنگی معلمان در دفاع از میهن خود در مراکز فرهنگی و موزه‌ها نگه‌داری می‌شود تا آیندگان شاهد آن باشند.

حشمت‌الله اصلانی یکی دیگر از این معلمان به خبرنگار ایمنا می‌گوید: ما معلمان قلممان شاید در میدان نبرد نباشد، اما دل و جانمان کنار رزمنده‌هاست ما هیچ گاه کارمان را تعطیل نکردیم بلکه وظیفه خود دانستیم که این بار از کلاس‌های درس به وسط خیابان‌ها کوچ کنیم و شب‌ها رسالت دیگری را به عهده بگیریم.

وی می‌افزاید: گروهی از بچه‌ها شب‌ها در تجمعات حضور دارند و در گوشه‌ای از خیابان روی مقواهای کوچک و بزرگ شعار می‌نویسن و به مردم می‌دهند تا در دست بگیرند.

این گروه ۵۰ نفری از معلمان خوش‌خط، بدون بودجه یا ساختار رسمی، با اتکا به ایمان، دانش هنری و روحیه داوطلبانه‌ خود، نشان دادند که فرهنگ مقاومت فقط در میدان جنگ شکل نمی‌گیرد بلکه در قلم‌ها، شعرها، آموزش‌ها و هنر مردمی نیز جریان دارد، این افراد معلمان کلاس درس هستند، اما در عمل آموزگار ایثار و مسئولیت‌پذیری نیز محسوب می‌شوند.

یکی دیگر از اعضای این گروه که نمی‌خواست نامی از او در گزارش آورده شود، هم می‌گوید: تا به امروز نزدیک به ۱۰۰۰ متر پارچه‌نویسی انجام شده است و تمام کارها از خطاطی گرفته تا فضاسازی شهری را خود بچه‌های گروه انجام داده‌اند.

فعالیت این معلمان نشان می‌دهد که دفاع مقدس تنها در میدان جنگ رقم نمی‌خورد بلکه در متن زندگی روزمره مردم و در تلاش‌های فرهنگی و هنری نیز جریان دارد، این معلمان با تکیه بر ایمان، تخصص و حس مسئولیت از ساده‌ترین ابزارهای هنری یعنی قلم، رنگ، پارچه و کاغذ برای انتقال پیام‌های معنوی و تقویت روحیه مردم و رزمندگان استفاده می‌کنند.

روایت یک ماموریت متفاوت در جنگ تحمیلی سوم

به گزارش ایمنا، کار این معلمان گواه این است که هر فرد با هر توان و دانشی می‌تواند در لحظات سرنوشت‌ساز نقش ایفا کند، پارچه‌نوشته‌ها و پلاکاردهایی که در این روزهای ساخته شده و می‌شود تنها آثار هنری نیستند، بلکه اسناد زنده‌ای هستند که درس ایثار را نه فقط در کلاس درس بلکه در عمل، به نسل‌های بعد منتقل می‌کنند.

این تلاش‌ها ثابت می‌کند که فرهنگ مقاومت تنها در میدان نبرد خلق نمی‌شود بلکه در دل هنر، آموزش و ایمان مردمی ریشه دارد و این چنین یادگارهای ماندگاری از جنگ، الهام‌بخش فرداهاست.

کد خبر 964085

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.