علیرضا تقوینیا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، در تحلیل ادعاهای مطرحشده درباره امکان محاصره دریایی ایران توسط آمریکا اظهار کرد: ابتدا باید به یک واقعیت مهم توجه کنیم و آن، ویژگیهای جغرافیایی منطقه است. خلیج فارس بهدلیل عرض کم و شرایط خاص خود، از اساس محیطی محدود برای تحرک ناوگانهای بزرگ نظامی محسوب میشود. بر همین اساس، در شرایط کنونی نیز در عمل شاهد حضور مؤثر ناوهای آمریکایی در خلیج فارس نیستیم.
وی افزود: حتی اگر فرض کنیم که ایالات متحده بخواهد در ورودی تنگه هرمز اقدام به استقرار نیرو و ایجاد محدودیت کند، جمهوری اسلامی ایران ابزارهای متعددی در چارچوب راهبرد جنگ نامتقارن دریایی در اختیار دارد که میتواند این سناریو را خنثی کند.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به توانمندیهای نظامی ایران تصریح کرد: ایران در این حوزه به مجموعهای از تجهیزات پیشرفته و متنوع مجهز است؛ از موشکهای کروز دریایی و ساحلبهدریا گرفته تا موشکهای بالستیک، زیردریاییهای سبک و اژدر افکن، قایقهای تندرو، پهپادهای رزمی و همچنین ظرفیت مینگذاری دریایی. این ابزارها بهگونهای طراحی شدهاند که در محیطهای محدود دریایی، کارایی بسیار بالایی دارند.
برتری ژئوپلیتیکی ایران در سواحل مکران
تقوینیا ادامه داد: نکته مهم این است که جغرافیای دریای عمان و سواحل جنوبی ایران، بهویژه در مناطق شرقی استان هرمزگان و سواحل مکران، شرایطی را فراهم کرده که امکان استقرار و بهرهبرداری مؤثر از این تجهیزات را افزایش میدهد. وجود ارتفاعات و عوارض طبیعی در این مناطق، به ایران اجازه داده تا زیرساختهای دفاعی پیشرفتهای از جمله پایگاههای دریایی و سامانههای موشکی را در نقاط امن و پنهان ایجاد کند.
وی با اشاره به اهمیت پایگاههای دریایی جنوب کشور خاطرنشان کرد: پایگاههایی مانند جاسک، کنارک و چابهار، نقش کلیدی در راهبرد دفاع دریایی ایران ایفا میکنند. این مراکز به ایران امکان میدهند تا در صورت لزوم، بهسرعت اقدام به شلیک موشک کرده و پس از آن نیز تجهیزات خود را در موقعیتهای امن مستقر کند. این موضوع، هدفگیری و مقابله با توان نظامی ایران را برای دشمن بسیار دشوار میکند.
تنگه هرمز در کنترل ایران؛ محدودیت عملیاتی آمریکا برای نزدیک شدن به منطقه
این تحلیلگر مسائل سیاسی تأکید کرد: بر همین اساس، اگر ایران اراده کند، عملاً امکان نزدیک شدن ناوهای آمریکایی به تنگه هرمز بسیار محدود خواهد شد. به بیان دیگر، از منظر فنی و عملیاتی، آمریکا با چالشهای جدی برای اجرای یک محاصره دریایی مؤثر در این منطقه مواجه است.
وی در ادامه با اشاره به پیامدهای چنین سناریویی برای آمریکا گفت: در صورتی که ناوگان آمریکایی نتواند به ورودی تنگه هرمز نزدیک شود، ناچار خواهد بود فعالیتهای خود را به مناطق دورتر مانند دریای عربی یا اقیانوس هند منتقل کند. در این حالت، دیگر نمیتوان از مفهوم «محاصره تنگه هرمز» سخن گفت، بلکه صرفاً با نوعی مزاحمت دریایی در مسیرهای دورتر مواجه خواهیم بود.
تقوینیا افزود: این وضعیت نهتنها از نظر نظامی یک عقبنشینی برای آمریکا محسوب میشود، بلکه از منظر سیاسی نیز میتواند بهعنوان یک ناکامی و حتی آبروریزی برای این کشور تلقی شود؛ چراکه اهداف اعلامی آن محقق نخواهد شد.
وی با اشاره به ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی موضوع اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در کنار تقویت توان دفاعی خود، به توسعه مسیرهای جایگزین برای تجارت نیز توجه داشته است. از جمله این اقدامات میتوان به گسترش همکاریهای منطقهای و ایجاد کریدورهای ترانزیتی با کشورهای آسیای مرکزی و چین اشاره کرد. این مسیرها میتوانند بخشی از فشارهای ناشی از محدودیتهای دریایی را کاهش دهند.
اهرم هرمز، قدرت فشار متقابل ایران
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان تأکید کرد: نکته کلیدی این است که ایران با در اختیار داشتن اهرم راهبردی تنگه هرمز، توانایی اعمال فشار متقابل را دارد. بهعبارت دیگر، اگر شرایطی ایجاد شود که صادرات نفت ایران با محدودیت مواجه شود، این امکان وجود دارد که با کنترل یا بستن تنگه هرمز، جریان صادرات انرژی در منطقه بهطور گسترده تحت تأثیر قرار گیرد.
وی خاطرنشان کرد: بر این اساس، هرگونه اقدام آمریکا برای ایجاد محدودیت علیه ایران، میتواند با واکنش متقابل و هزینهزای تهران مواجه شود؛ موضوعی که باعث میشود گزینه محاصره دریایی، نهتنها کارآمد نباشد، بلکه به یک ریسک بزرگ برای طرف مقابل تبدیل شود.
تقوینیا با اشاره به پیامدهای جهانی هرگونه اقدام خصمانه دریایی علیه ایران اظهار کرد: نکته مهم دیگر این است که چنین اقدامی از سوی آمریکا، صرفاً یک مسئله دوجانبه نیست، بلکه تبعات آن کل نظام بینالملل را تحت تأثیر قرار میدهد. در صورت ایجاد اختلال در تردد انرژی از منطقه، جهان با یک بحران جدی مواجه خواهد شد و همین مسئله باعث میشود فشار افکار عمومی و دولتها بیش از آنکه متوجه ایران باشد، متوجه آمریکا شود.
وی افزود: افزایش شدید قیمت نفت و بیثباتی در بازارهای جهانی انرژی، مستقیماً اقتصاد آمریکا و متحدانش را تحت فشار قرار میدهد. در چنین شرایطی، تصمیمگیران در واشنگتن با موجی از فشارهای داخلی و خارجی مواجه خواهند شد که ادامه این مسیر را برای آنها دشوار میکند.
تصمیمات شتابزده با نتیجه معکوس
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: به همین دلیل، چنین رویکردی را نمیتوان یک اقدام هوشمندانه یا مبتنی بر عقلانیت دانست؛ بلکه بیشتر نشانهای از شتابزدگی، عصبانیت و نوعی استیصال در تصمیمگیری است. برآیند تحلیلهای موجود نیز نشان میدهد که اینگونه اقدامات، در نهایت نتیجه معکوس خواهد داشت.
وی در ادامه با اشاره به موازنه قدرت در سطح بینالمللی گفت: در سناریوهای احتمالی، این امکان وجود دارد که برخی قدرتهای بزرگ مانند چین و روسیه برای حفظ منافع خود وارد عمل شوند و از مسیرهای تجاری و انرژی حمایت کنند. طبیعتاً ایالات متحده نیز تمایلی به درگیری مستقیم با چنین قدرتهایی ندارد و همین مسئله، دامنه تحرکات آن را محدود میکند.
کریدور شمال–جنوب؛ تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران
تقوینیا با تأکید بر پیوندهای راهبردی منطقهای ایران خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر تلاش کرده با تقویت همکاریهای اقتصادی و ترانزیتی، وابستگی خود به مسیرهای محدود را کاهش دهد. از جمله این موارد میتوان به توسعه کریدورهای مهمی مانند کریدور شمال–جنوب اشاره کرد که از طریق آن، مسیر اتصال روسیه به آبهای آزاد از طریق ایران تسهیل میشود و نقش ژئوپلیتیکی کشور را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد.
وی ادامه داد: این مسیرها نهتنها هزینههای حملونقل و تجارت را برای شرکای منطقهای کاهش میدهند، بلکه موجب میشوند کشورهایی مانند چین و روسیه، منافع مستقیمی در ثبات و امنیت ایران داشته باشند. در واقع، نوعی همپوشانی منافع شکل گرفته که همکاری میان این کشورها را تقویت میکند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ماهیت روابط بینالملل گفت: در دنیای امروز، روابط کشورها بیش از هر چیز بر پایه منافع تعریف میشود. ممکن است برخی کشورها از نظر ایدئولوژیک همسو باشند، اما آنچه در سطح کلان تعیینکننده است، منافع مشترک و راهبردی است که کشورها را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
وی در پایان تأکید کرد: با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل، میتوان گفت که فضای کلی بهگونهای نیست که جای نگرانی جدی برای ایران وجود داشته باشد. ظرفیتهای داخلی، موقعیت ژئوپلیتیکی و همچنین شبکهای از همکاریهای منطقهای و بینالمللی، شرایطی را فراهم کرده که هرگونه اقدام یکجانبه علیه ایران، با هزینههای سنگین برای طرف مقابل همراه خواهد بود.
نظر شما