به گزارش خبرگزاری ایمنا، ۲۲ سال داشت، ۲۲ سال، سنی که هنوز آیندهای روشن پیش رو دارد، رویایی در سر میپروراند، زندگی را تازه شروع کرده است، اما حسین محمدی، رزمنده جوان نیروهای مسلح، در لحظهای که پای لانچر ایستاده بود و مأموریتش را انجام میداد، همه آنچه داشت را گذاشت، هر دو دست، هر دو پا.
حمله موشکی دشمن آمریکایی-صهیونیستی، همه او را گرفت، اما نتوانست روحش را بگیرد و در همان روزی که پسر ایران جانباز شد، دخترش پا به دنیا گذاشت و این گزارش، روایتی است از فرزندانی که میهن را به جان خریدند و ملتی که پشت سرشان ایستاده است.

حسین محمدی؛ رزمندهای از نسل فداکار دهه ۸۰
حسین محمدی، رزمنده و جانباز ۲۲ ساله جنگ تحمیلی رمضان، یکی از آن فرزندانی است که ملت ایران به آنها افتخار میکند. او در جریان حمله موشکی دشمن آمریکایی-صهیونیستی، هنگام انجام مأموریت و پای لانچر بود که مورد اصابت قرار گرفت و انفجار، هر دو دست و هر دو پایش را گرفت، اما ایمانش، ارادهاش و عشقش به میهن همچنان باقی ماند.
این تنها یک مجروحیت نبود، این روایتی از فداکاری، ایثار و انتخابی بود که او آگاهانه کرد، امنیت ملت ایران، عزت و استقلال کشور و انقلاب، ارزشش را داشت که چهار عضو بدن را تقدیم کنی و او این کار را صادقانه و خالصانه انجام داد.
در تاریخ جنگهای جهان، کمتر روایتی به این قدرت و عمق وجود دارد؛ روایت جوانی که میتوانست شانه خالی کند، اما ایستادگی کرد، مأموریتش را انجام داد و همه خود را به میهن بخشید.

تولد دختر و جانبازی پدر
قصه حسین، پیچیدگی عجیبی دارد، درست در همان روزی که او مجروح شد و هر دو دست و هر دو پایش را از دست داد، دخترش پا به دنیا گذاشت و شادی روز تولد و آغاز زندگی این دختر با روز فداکاری و جانبازی پدر گره خورد و به راستی که پدر، سلامت خود را برای آینده همین کودک و میلیونها ایرانی آشنا و ناآشنا گذاشت.
حسین این را به عنوان افتخار میبیند، او میداند که دخترش در روزی به دنیا آمد که پدرش، همه خود را برای امنیت او و همه کودکان ایران داده است و این میراثی است که دخترش باید بداند، باید به آن افتخار کند و آن را زنده نگه دارد.

فرزندان ایران در نیروهای مسلح؛ نسلی که با جان، میهن را ساخت
حسین محمدی، تنها یک نفر نیست، او نماد نسلی است که در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، خدمت میکنند، فرزندانی که از کودکی یاد گرفتند که میهن، بالاترین ارزش است، جوانانی که میدانند امنیت این سرزمین، بها دارد، بهایی سنگین، بهایی که گاهی تمام آنچه داریم را میگیرد.
این فرزندان در سنین مختلف، در نقاط مختلف و در شرایط مختلف، همه یک کار مشترک انجام میدهند، آن هم پای امنیت ایران ایستادن است، برخی پشت میزهای فرماندهی نشستهاند و تصمیم میگیرند، برخی در میدانهای نبرد حضور دارند و میجنگند، برخی در پشت صحنهها کار پشتیبانی میکنند، برخی هم در خیابانها و میادین شهرها و روستاها حضور پیدا میکنند و برخی نیز مثل حسین همه خود را میدهند.
این نسل، نسلی است که جنگ را دیده، تحریم را چشیده و فشار را لمس کرده، اما تسلیم نشده است، نسلی که میداند چرا میجنگد؛ برای ایران، برای عزت، برای استقلال و برای آینده.
قدردانی که در قلبها جاری است
ملت ایران فراموش نمیکند، قدردان است و پشت فرزندانش میماند، تا آخرین نفس و تا آخرین لحظه، حسین محمدی، امروز جانباز است، اما تنها نیست، ملت پشت سرش است و همه کسانی که امنیت را مدیون او هستند، پشت سرش هستند.
این همان چیزی است که ایران را خاص میکند، در کشورهای دیگر، شاید جانبازان فراموش شوند، اما در ایران، جانباز افتخار و نماد مقاومت است.
ملت ایران میداند که این پسران و دختران، چه کردهاند، میداند که چه بهایی پرداختهاند و قدردان آنها هستند.

ملت ایران قدردان است، فراموش نمیکند و پشت فرزندانش میماند
حسین محمدی، ۲۲ ساله بود که همه خود را داد، اما ارادهاش و عشقش به ایران را حفظ کرد، او امروز جانباز و افتخار است برای ملت، دخترش که بزرگ شود، قدر فداکاری و ایثار پدر را میفهمد و درک میکند که امنیت او و امنیت همه کودکان ایران، بهایی داشته، بهایی که پدرش پرداخته است.
ملت ایران، پشت حسین و همه جانبازان و رزمندگان میماند و این وعدهای است که از جان میآید، بر جان مینشیند و تا ابد بر جان باقی میماند. این ملت، قدردان است، فراموش نمیکند و پشت فرزندانش میماند.
حسین محمدی، نماد نسلی است که ایران را ساختند، با جان و روح و همه وجود و ملت ایران تا ابد قدردان این فداکاریها خواهد بود.
نظر شما